gl/l (1016)

فهرست مطالب:

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………….2

تعلیم و تعلم …………………………………………………………………………………………………………….7

فضیلت علم ……………………………………………………………………………………………………………..7

ارزش علم ……………………………………………………………………………………………………………….14

تربيت در نهج البلاغه ………………………………………………………………………………………………..18

نهج البلاغه يك كتاب تربيتى …………………………………………………………………………………..18

ابعاد اساسى شخصيت على عليه السلام …………………………………………………………………… 19

بعد شناخت………………………………………………………………………………………………………….. 20

بعد جامعيت …………………………………………………………………………………………………………..20

بعد وحدت…………………………………………………………………………………………………………….21

نكته‏هاى تربيتى در نهج البلاغه جنبه عقلانى در شخصيّت آدمى ………………………………….23

عقل و تفكر در نهج البلاغه …………………………………………………………………………………….24

علم و تفكر …………………………………………………………………………………………………………..27

تربيت و عادت ………………………………………………………………………………………………………29

تنبيه و پاداش ……………………………………………………………………………………………………….30

تقوا و تربيت ………………………………………………………………………………………………………..31

نتيجه …………………………………………………………………………………………………………………..34

مقدمه:

الحمدلله رب العالمین وصلی‏الله علی سیدنا وحبیب قلوبنا وطبیب نفوسنامحمدصلی الله علیه وآله وآله الطاهرین ولاسیما بقیة الله فی‏الارضین واللعنة علی اعدائهم اجمعین الی‏یوم الدین.

قال الله عزوجل: لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته‏ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین;

خدا بر اهل ایمان منت گذاشت که رسولی از خود آنها در میان آنان برانگیخت که بر آنهاآیات خدا را تلاوت کند و نفوس آنان را از هر نقص و آلایش پاک گرداند و به آنان احکام شریعت وحقایق حکمت‏بیاموزد، هر چند که قبل از آن در گمراهی آشکاری بودند.

موضوع تعلیم و تربیت «انسان‏» است و طراحی نظام صحیح و جامعی برای تعلیم وتربیت انسان، تنها از ناحیه وحی ممکن خواهد بود. قرآن کتاب انسان سازی و علی‏علیه السلام‏ترجمان و مبین قرآن است.

چه کسی غیر از آن حضرت می‏تواند مفسر کتاب خدا باشد؟ همو که اعلم به وحی وسنت و سیره نبوی و اسبق به ایمان و اقرب به پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله است.

در قسمتی از خطبه قاصعه در معرفی خود می‏فرماید:

من در دوران نوجوانی، بزرگان و شجاعان عرب را به خاک افکندم و شاخه‏های بلند درخت‏قبیله ربیعه و مضر را درهم شکستم; شما به خوبی موقعیت مرا از نظر خویشاوندی و قرابت ومنزلت و مقام ویژه نسبت‏به رسول خدا می‏دانید: او مرا در دامن خویش پرورش داد; من کودک بودم،او همچون فرزندش مرا در آغوش خویش می‏فشرد و در استراحتگاه مخصوصش جای می‏داد،بدنش به بدنم می‏چسبید و بوی پاکیزه او را استشمام می‏کردم; غذا را می‏جوید و در دهانم‏می‏گذاشت. هرگز دروغی در گفتارم نیافت و اشتباهی در کردارم پیدا ننمود … .

من همچون سایه‏ای به دنبال آن حضرت حرکت می‏کردم و او هر روز نکته تازه‏ای‏از اخلاق نیک برای من آشکار می‏ساخت و مرا فرمان می‏داد که به او اقتدا کنم. مدتی از سال،مجاور کوه حرا می‏شد، تنها من او را مشاهده می‏کردم و کسی جز من او را نمی‏دید. در آن روزغیر از خانه رسول خدا، خانه‏ای که اسلام در آن راه یافته باشد وجود نداشت. تنها خانه‏آن حضرت بود که او و خدیجه و من نفر سوم آنها اسلام را پذیرفته بودیم. من نور وحی و رسالت رامی‏دیدم و نسیم نبوت را استشمام می‏کردم. به هنگام نزول وحی بر رسول خدا، صدای ناله‏ای‏را شنیدم; از آن حضرت پرسیدم: این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش خویش‏مایوس گردیده; تو آنچه را که من می‏شنوم می‏شنوی و آنچه را می‏بینم می‏بینی، تنها فرق میان‏من و تو این است که تو پیغمبر نیستی، بلکه وزیر منی و بر طریق و جاده خیر قرار داری; من همواره‏با او بودم …

در جای دیگر می‏فرماید:

یا کمیل ان رسول الله‏صلی الله علیه وآله ادبه الله وهو ادبنی وانا اؤدب المؤمنین و اورث ادب المکرمین;

ای کمیل! پیغمبر اکرم‏صلی الله علیه وآله را خدا تربیت کرد و آن حضرت مرا تربیت نمود و من نیز اهل ایمان‏را تربیت نموده و آداب پسندیده را به آنها یاد می‏دهم.

پس در وادی حیرت و سرگردانی انسانها بین مذاهب و مکاتب گوناگون، گوش جان به‏فرمان مطاع مبارکش می‏سپاریم که فرمود:

فاستمعوا من ربانیکم واحضروه قلوبکم واستیقظوا ان هتف بکم;

به سخن مرد خدا و مربی الهی خویش گوش فرا دهید و دل‏های خود را در پیشگاه او حاضرسازید و هنگامی که به خاطر احساس خطر فریاد می‏کشد، بیدار شوید.

برای بررسی صحیح و مفید مبحث «تعلیم و تربیت‏»، از دریای بیکران معارف الهی‏نهج‏البلاغه بهره‏مند خواهیم گشت و گرچه غور در این بحر عظیم و استخراج مرواریدهای‏درخشان آن غواص ماهری را باید، لکن:

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید

ما در این نوشتار، «تعلیم و تربیت‏» در نهج‏البلاغه را در دو بخش و هر دو بخش را در دوفصل مورد بررسی قرار داده‏ایم. امید است مقبول درگاه خدای تعالی و مورد استفاده‏خوانندگان گرامی قرار گیرد.

پی‏نوشتها:

1) آل عمران (3) آیه 164.

2) نهج‏البلاغه، خطبه 125: «هذاالقرآن انما هو خط مستور بین‏الدفتین لاینطق بلسان ولابد له من ترجمان.»

3) یکی از فضایل امیرالمؤمنین‏علیه السلام حدیث اشباه است که مورد اتفاق فریقین می‏باشد. علامه امینی در جلد سوم الغدیر، صفحه 355 تحت عنوان «حدیث الاشباه‏» می‏نویسد:

«هذا الحدیث الذی رواه الحموی فی معجمه نقلا عن تاریخ ابن بشران قد اصفق علی روایته الفریقان غیر ان له الفاظا مختلفة و الیک نصوصها: اخرج امام الحنابلة احمد عن عبدالرزاق باسناده المذکور بلفظ: من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی فهمه و الی ابراهیم فی خلقه و الی موسی فی مناجاته و الی عیسی فی سنته و الی محمد فی تمامه وکماله فلینظر الی هذا الرجل المقبل فتطاول الناس فاذا هم بعلی بن ابی طالب کانما ینقلع من صبب و ینحط من جبل. اخرج ابوبکر احمد بن الحسین البیهقی … .»

4) برای مطالعه ادله برتری علی‏علیه السلام بر سایر صحابه، رجوع کنید به یوسف‏بن مطهر حلی، کشف‏المراد فی تجرید الاعتقاد، المسالة السابعة فی ان علیاعلیه السلام افضل‏الصحابة.

5) نهج‏البلاغه، خطبه 192.

6) بحارالانوار، ج‏77، ص‏268.

7) نهج‏البلاغه، خطبه 108.

8) شایان ذکر است که شماره خطب و رسائل و حکم بر طبق نهج‏البلاغه «صبحی صالح‏» و «المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه‏» محمد دشتی و کاظم محمدی‏می‏باشد.

9) مثنوی معنوی.

10) بقره (2) آیه 127.

بخش اول: تعلیم و تعلم

ارزش علم

1. فضیلت علم

2. ترغیب و تشویق به فراگیری دانش

3. نکوهش جهل و نادانی

1. فضیلت علم

علم، میراثی گرانبها

قال‏علیه السلام: العلم وراثة کریمة والآداب حلل مجددة والفکر مرآة صافیة; (1)

دانش، میراثی گرانبها و آداب، زینتی دایمی و فکر، آیینه‏ای است صاف و شفاف.

در این حکمت استعاراتی به کار رفته است:

1. از «علم‏» تعبیر به «میراث‏» شده، به این مناسبت که همان‏گونه که فرزند، مال وثروت را از پدر به ارث می‏برد، هر عالمی هم علم و دانش را از استادش به ارث برده.از آن‏جا که در میراث دانش خصوصیتی است که در میراث مال وجود ندارد، میراث‏علم به کرامت و ارزشمند بودن توصیف شده: «وراثة کریمة‏». منشا این خصوصیت،بقای علم و فنای مال و ثروت است. مالی را که فرزند از پدر به ارث می‏برد در معرض‏فنا و نابودی است، در حالی‏که علم و دانش باقی و از خطراتی که مال را تهدید می‏کنددر امان است.

در سایر روایات نیز از علم تعبیر به میراث و از علما تعبیر به ورثه شده است:

قال امیرالمؤمنین‏علیه السلام: العلم وراثة کریمة والآداب حلل حسان والفکر مرآة صافیة والاعتبارمنذر ناصح وکفی بک ادبا لنفسک ترکک ماکرهته لغیرک; (2)

دانش، میراثی ارزشمند و آداب، زیوری نیکو و فکر، آیینه‏ای درخشنده و شفاف و حوادث‏عبرت‏انگیز بیم دهنده و اندرزگوست و برای تادیب خویشتن همین بس که آنچه برای دیگران‏نمی‏پسندی ترک کنی.

عن ابی عبدالله‏علیه السلام قال: ان العلماء ورثة الانبیاء وذلک ان الانبیاء لم یورثوا درهماولادینارا وانما اورثوا احادیث من احادیثهم فمن اخذ بشی‏ء منها اخذ حظا وافرا فانظروا علمکم‏هذا عمن تاخذونه فان فینا اهل البیت فی کل خلف عدولا ینفون عنه تحریف الغالین وانتحال‏المبطلین وتاویل الجاهلین; (3)

دانشمندان و علمای دینی وارثان پیامبرانند، زیرا انبیا از خود درهم و دیناری به ارث‏نمی‏گذارند و آنچه از خود باقی می‏گذارند احادیثی است از احادیث آنها، هر که از آن احادیث‏برگیرد، بهره فراوانی برده; پس مواظب باشید دانش خود را از چه کسی می‏گیرید. همانا در بین مااهل بیت در هر دوره جانشینان عادلی هستند که تغییر دادن افراطی‏ها و بدعت‏گذاری خرابکاران وتاویل نادانان را از دین برمی‏دارند.

2. از آداب و اخلاق پسندیده، به زیورهای متجدد و دایمی تعبیرگردیده، به این‏جهت که فضایل برای نفس زینت و زیورند، همان‏طوری که لباس و زیور آلات‏زینت‏بدن انسان می‏باشد. توصیف این زیورهای باطنی به تجدد و دوام، به این جهت‏است که به علت رسوخ در نفس، دایمی و با انسان همراه است.

3. از فکر، تعبیر شده به «مرآة صافیة‏»; یعنی آیینه درخشنده و شفاف، زیراهمان‏طوری که آیینه شفاف، اشکال و صورت‏های مقابل خود را به خوبی منعکس‏می‏نماید، فکر انسان نیز پرده از مجهولات تصوری و تصدیقی او برداشته و آنها رامعلوم می‏کند و به تعبیر بعضی از شارحان نهج‏البلاغه، فکر به منزله اصطرلابی (4) است روحانی. (5)

شارح بحرانی‏رحمه الله در توضیح این حکمت و کلام نورانی می‏گوید:

الثالثة عشر: العلم وراثة کریمة وهو فضیلة النفس العاقلة وهو اشرف الکمالات التی تعتنی‏بها وبحسب ذلک کان وراثة کریمة من العلماء بل کان اکرم موروث ومکتسب واراد الوراثة‏المعنویة کقوله تعالی: فهب لی من لدنک ولیا یرثنی ویرث من آل یعقوب (6) ; ای العلم والحکمة.

الرابعة عشر: والآداب حلل مجددة واراد الآداب الشرعیة ومکارم الاخلاق واستعار لها لفظ‏الحلل المجددة باعتبار دوام زینة الانسان بها وتجدد بهائه وحسنه وتهذیب نفسه علی استمرارالزمان بلزومها واستخراج محاسنها کالحلل التی لایزال تجدد علی لابسها.

الخامسة عشر: والفکر مرآة صافیة والفکر قد یراد به القوة المفکرة وقد یراد به حرکة هذه‏القوة مطلقا ایة حرکة کانت وقد یراد به معنی آخر وعنی هنا القوة نفسها واستعار لها لفظ المرآة‏باعتبار انها اذا وجهت نحو تحصیل المطالب التصوریة والتصدیقیة ادرکها وتمثلت‏بها کما یتمثل‏فی المرآة صور مایحاذی بها; (7)

سیزدهم: دانش، میراثی ارزشمند است وفضیلت و ارزشی است‏برای انسان. علم و دانش ازبهترین کمالاتی است که مورد توجه است و به همین جهت میراثی گرانبها و ارزشمند از دانشمندان،بلکه گرانبهاترین چیزی است که از علما به ارث می‏رسد و به دست می‏آید. منظور از میراث، میراثی‏معنوی است، همان‏طوری که در قول خدای تعالی: فهب لی من لدنک ولیا یرثنی ویرث من‏آل یعقوب، میراث به معنای علم و حکمت است.

چهاردهم: آداب زینت‏های دایمی و همیشگی است. منظور آداب شرعی و فضایل اخلاقی‏است و این‏که از آداب تعبیر به زینت‏های دایمی شده، به این مناسبت است که آداب همیشه با انسان‏همراه است و ارزش و شخصیت انسان را استمرار می‏دهد، مثل زینت‏هایی که دایما آنها را می‏پوشد.

پانزدهم: فکر، آیینه‏ای شفاف و درخشنده است، فکر گاهی به معنای قوه تفکر و گاهی به معنای‏فکرکردن و گاهی به معنای دیگر به کار می‏رود و در این‏جا به معنای قوه تفکر است و این‏که از فکر،تعبیر به آیینه شفاف شده، به این خاطر است که همان‏طوری که آیینه شفاف هر چه را در مقابل داردنشان می‏دهد، فکر هم مطالبی را که به آن عرضه می‏گردد نشان می‏دهد; یعنی از مبادی، انسان را به‏مراد می‏رساند.

سعادت انسان در افزودن علم است

سئل عن الخیر ما هو؟ فقال‏علیه السلام: لیس الخیر ان یکثر مالک وولدک ولکن الخیر ان یکثرعلمک; (8)

از امام‏علیه السلام سؤال شد که خیر چیست؟ در جواب فرمودند: خیر این نیست که دارایی وفرزندانت زیاد شود، بلکه خیر آن است که دانش و علمت افزون گردد.

خیر در چند آیه از قرآن به معنای مال و متاع دنیوی به کار رفته:

کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا الوصیة للوالدین و الاقربین بالمعروف حقاعلی المتقین; (9)

دستور داده شد که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد، اگر دارای متاع دنیاست، وصیت کند برای‏پدر و مادر و خویشان به قدر متعارف، این کار سزاوار مقام پرهیزکاران است.

ایحسبون انما نمدهم به من مال و بنین نسارع لهم فی الخیرات بل لایشعرون; (10)

آیا این مردم کافر می‏پندارند که ما آنها را مدد به مال و فرزندان می‏نماییم برای آن‏که می‏خواهیم‏در حق ایشان مساعدت و تعجیل به خیرات دنیا کنیم؟ برای امتحان است و آنها نمی‏فهمند.

و انه لحب الخیر لشدید; (11)

و انسان بر حب مال دنیا سخت فریفته و بخیل است.

اگر مال و فرزند خیر است پس چگونه امام‏علیه السلام در این کلام، خیر بودن را از مال وفرزند سلب می‏نمایند؟

پاسخ این است که خیر دو قسم است: مطلق و مقید; خیر گاهی استعمال می‏شوددر «خیر مطلق‏»; یعنی خیری که هیچ شری را در برندارد، و گاهی استعمال می‏شود در«خیر مقید»; یعنی خیری که برای همه و در همه حال خیر نیست. کلام امام‏علیه السلام به نحوسلب عموم است، نه عموم سلب; یعنی خیر محض افزایش علم و دانش است،نه زیادی مال و فرزند.

شارح بحرانی‏رحمه الله در بیان این حکمت گوید:

الخیر فی العرف العامی هو کثرة المال و القینات الدنیویة وفی عرف السالکین الی الله‏هو السعادة الاخرویة وما یکون وسیلة الیها من الکمالات النفسانیة وربما فسره قوم بما هو اعم‏من ذلک وقد نفی‏علیه السلام ان یکون الاول خیرا وذلک لفنائه ومفارقته ولما عساه ان یلحق بسببه من‏الشر فی الآخرة وفسره بالثانی وعد فیه کمال القوی الانسانیة فکثرة العلم کمال القوی النظریة‏للنفس العاقلة; (12)

خیر در عرف عام، فراوانی و کثرت مال و لذایذ دنیوی است، و در اصطلاح سالکین الی الله،خوشبختی و سعادت اخروی است و کمالات نفسانیه‏ای که وسیله رسیدن به آن سعادت باشد;بعضی خیر را به اعم از این تفسیر نموده‏اند. در این کلام امام‏علیه السلام خیر بودن را از کامیابی‏های دنیوی‏نفی نموده، زیرا این لذت‏ها و کامیابی‏ها فانی است و از انسان جدا می‏گردد و چه بسا موجب رسیدن‏شر اخروی به انسان باشد و خیر را به معنای دوم تفسیر نموده و کمال قوای انسانی را خیر دانسته‏اند;پس کثرت علم کمال قوه نظریه نفس عاقله است.

امام پنجم حضرت باقرعلیه السلام نیز از پیغمبر اکرم‏صلی الله علیه وآله نقل کرده‏اند که فرمودند: در غیراز تعلیم و تعلم خیری نیست.

قال رسول الله‏صلی الله علیه وآله: العالم والمتعلم شریکان فی الاجر للعالم اجران وللمتعلم اجر ولاخیرفی سوی ذلک. (13)

در غررالحکم از امیرالمؤمنین‏علیه السلام نقل شده که:

العلم اصل کل خیر.

مقام و منزلت علما نزد پیامبران

قال‏علیه السلام: ان اولی الناس بالانبیاء اعلمهم (اعملهم) بما جاؤوا به ثم تلاعلیه السلام:ان اولی الناس‏بابراهیم للذین اتبعوه وهذا النبی والذین آمنوا; (14) و (15)

نزدیک‏ترین مردم به پیامبران کسانی هستند که به تعالیم انبیا آگاه‏ترند; سپس این آیه را تلاوت‏فرمود: نزدیک‏ترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کنند و این پیغمبر و امتش که اهل‏ایمانند.

مجلسی‏رحمه الله می‏گوید:

و فی بعض النسخ اعملهم وهو اظهر; (16)

در بعضی از نسخه‏ها به‏جای اعلمهم، اعملهم آمده که با ظاهر کلام تطابق بیشتری دارد.

ابن ابی الحدید می‏گوید:

هکذا الروایة «اعلمهم‏»، والصحیح «اعملهم‏» لان استدلاله بالآیة یقتضی ذلک وکذا قوله فیمابعد «ان ولی محمد من اطاع الله‏» الی آخر الفصل ولم یذکر العلم وانما ذکر العمل; (17)

اعلمهم روایت‏شده و حال آن‏که صحیح اعملهم است، زیرا استدلال به آیه شریفه و کلام امام‏بعد از استدلال که فرمود: کسی دوست محمد است که از خدا پیروی و اطاعت نماید، تا آخر فصل، واین‏که حرفی از علم در میان نیست و سخن در مورد عمل است و عمل را ذکر نموده‏اند، دلیل است‏برصحت اعملهم نه اعلمهم.

ممکن است در جواب گفته شود: بین استدلال به آیه شریفه و کلمه «اعلمهم‏» هیچ‏منافاتی وجود ندارد، زیرا تبعیت و موافقت کامل با اوامر و نواهی پیامبران، زمانی‏حاصل می‏گردد که شخص به دستورات انبیا آگاهی لازم را داشته باشد و هر اندازه‏علم و آگاهی بیشتر به اوامر و نواهی داشته باشد، بهتر می‏تواند در عمل آنها را به‏کارگرفته و با انبیا توافق و تطابق داشته باشد و اطاعت‏بدون آگاهی ممکن نیست.

شارح بحرانی‏رحمه الله در تثبیت این مطلب می‏گوید:

و لما کان الغرض من الانبیاءعلیهم السلام جذب الخلق الی الله بطاعته فکل من ابلغ فی الطاعة کان‏اشد موافقة لهم واقرب الی قلوبهم واقوی نسبة الیهم ولما لم یکن طاعتهم الا بالعلم بما جاؤوا به‏کان اعلم الناس بذلک اقربهم الیهم واولاهم بهم وبرهان ذلک الآیة المذکورة; (18)

چون هدف از نبوت انبیاعلیهم السلام توجه دادن مردم به خدای تعالی است که به‏وسیله طاعت‏حاصل‏می‏گردد، پس هرکس تلاش بیشتری در اطاعت داشته باشد، موافقت‏بیشتری با آنها دارد و نزد انبیادارای قرب بیشتری خواهد بود و نسبت نزدیک‏تری با ایشان دارد; و چون اطاعت آنها بدون علم به‏دستورات و فرامین آنها میسر نیست، آگاه‏ترین مردم به دستورات آنها، نزدیک‏ترین و شایسته‏ترین‏مردم به انبیا می‏باشد; دلیل بر این مطلب آیه‏ای است که ذکر شده.

ارزش علم

قال‏علیه السلام: لاشرف کالعلم; (19) هیچ شرافت و ارزشی همانند علم نیست.

در شرافت و ارزشمند بودن علم، روایات دیگری نیز از حضرت‏امیرالمؤمنین‏علیه السلام رسیده است:

قال‏علیه السلام: المودة اشبک الانساب و العلم اشرف الاحساب; (20)

دوستی، ناگسسته‏ترین پیوندها، و دانش برترین افتخارات است.

قال‏علیه السلام: یتفاضل الناس بالعلوم والعقول لا بالاموال والاصول; (21)

مردم به‏وسیله دانش و عقل بر یکدیگر برتری پیدا می‏کنند، نه به‏وسیله مال و ثروت واصل و نسب.

قال‏علیه السلام: کفی بالعلم شرفا ان یدعیه من لایحسنه ویفرح اذا نسب الیه، کفی بالجهل ذمایبرا منه من هو فیه; (22)

در شرافت و فضیلت علم همین اندازه کافی است که کسی هم که آن را ندارد، اگر به اونسبت داده شود خوشحال می‏گردد، و در مذمت جهل و نادانی همین بس که جاهل نیز خود را از آن‏بری می‏داند.

این مطلب منحصر به علم و جهل نیست، بلکه در شجاعت و جبن، کرم و بخل،عدالت و فسق و سایر اوصاف و سجایای متضاد، این قاعده جریان دارد; یعنی‏فاقد علم و کرم و عدالت را انتساب به آن شاد و از انتساب به جهل و بخل و فسق‏متنفر است.

تحسین صفات حمیده حتی به وسیله فاقدان آن صفات و تقبیح رذایل اخلاقی وصفات ناپسند به وسیله واجدان آنها، ناشی از قوه‏ای است که خداوند در انسان قرارداده است:

فطرت الله التی فطر الناس علیها; (24-23)

فطرت و سرشت الهی است که انسان بر آن آفریده شده است.

پی‏نوشتها:

1. نهج‏البلاغه، حکمت 5.

2. بحارالانوار، ج‏1، ص‏169. نظیر این روایت را سید رضی در کلمات قصار، حکمت 365 آورده است: «الفکر مرآة صافیة والاعتبار منذر ناصح وکفی ادبا لنفسک تجنبک ماکرهته لغیرک.»

3. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج‏1، ص‏32.

4. در معنای اصطرلاب گفته‏اند:

به یونانی استر ترازو بود که در سکه عدل ساز او بود اگر معنی‏ام باز پرسی زلاب بود هم به گفتار روم آفتاب پس آن کو مراد از سطرلاب جست ترازوی خورشید باشد درست

5. ابن ابی الحدید، شرح نهج‏البلاغه، ج‏18، ص‏93.

6. مریم (19) آیه 5 – 6 .

7. ابن میثم بحرانی، شرح نهج‏البلاغه، ج‏5، ص‏240.

8. نهج‏البلاغه، حکمت 94.

9. بقره (2) آیه 180.

10. مؤمنون (23) آیه 55 و 56

11. عادیات (100) آیه 8 .

12. ابن‏میثم بحرانی، شرح نهج‏البلاغه، ج‏5، ص‏288.

13. بحارالانوار، ج‏1، ص‏173.

14. نهج‏البلاغه، حکمت 96.

15. آل عمران (3) آیه 68 .

16. بحارالانوار، ج‏1، ص‏183.

17. شرح نهج‏البلاغه، ج‏18، ص‏252.

18. شرح نهج البلاغه، ج‏5، ص‏289.

19. نهج البلاغه، حکمت 113.

20. بحارالانوار، ج‏1، ص‏183.

21. عبدالواحد بن محمد آمدی، غررالحکم.

22. بحارالانوار، ج‏1، ص‏185.

23. روم (30) آیه 30.

24. مولوی می‏گوید:

این صدا در کوه دل‏ها بانگ چیست گه پر است از بانگ این گاهی تهی است هر کجا هست آن حکیم اوستاد بانگ او از کوه دل خالی مباد هست که کآوا مثنا می‏کند هست که آواز صدتا می‏کند

مرحوم مظفر در توضیح و تبیین این قوه درونی انسان می‏گوید:

«ان الله تعالی خلق فی قلب الانسان حسا وجعله حجة علیه یدرک به محاسن الافعال ومقابحها وذلک‏الحس هو الضمیر بمصطلح علم الاخلاق الحدیث وقد یسمی بالقلب او العقل العملی او العقل المستقیم‏او الحس السلیم عند قدماء الاخلاق. فهذا الحس فی القلب او الضمیر هو صوت الله المدوی فی دخیلة‏نفوسنا یخاطبها به ویحاسبها علیه ونحن نجده کیف یؤنب مرتکب الرذیلة ویقر عین فاعل الفضیلة وهوموجود فی قلب کل انسان وجمیع الضمائر تتحد فی الجواب عند استجوابها عن الافعال، فهی تشترک‏جمیعا فی التمییز بین الفضیلة والرذیلة وان اختلفت فی قوة هذا التمییز وضعفه کسائر قوی النفس اذتتفاوت فی الافراد قوة وضعفا; خدای تعالی در درون انسان حسی را خلق کرده و آن‏را حجت‏بر انسان قرار داده که به واسطه آن حس‏درونی، خوبی‏ها و بدی‏های کارها را تشخیص می‏دهد. این حس در اصطلاح علم اخلاق جدید«ضمیر» و نزد قدمای علم اخلاق «قلب‏» یا «عقل عملی‏» یا «عقل مستقیم‏» یا «حس سلیم‏» نامیده می‏شود.این حس درونی یا ضمیر، ندای طنین‏انداز الهی است که نفس انسان به واسطه آن صدا مخاطب و موردمحاسبه واقع می‏گردد. ما در درون خود می یابیم که این حس چگونه مرتکب کار ناپسند را سرزنش وملامت می‏کند و کسی را که کار خوب انجام می‏دهد، شاد باش گفته تشویق می‏کند. این حس در قلب‏هر انسانی هست و همه وجدان‏ها به پرسش از افعال پاسخ هماهنگ و یکنواخت می‏دهند و همه‏فضایل را از رذایل تمیز می‏دهند، گرچه در این تشخیص بعضی قوی‏تر و بعضی ضعیف‏ترند، مانندسایر قوای نفس.» (المنطق، ص‏295).

فصل دوم:

تربيت در نهج البلاغه

پيش از بررسى تربيت در نهج البلاغه، يادآورى يك نكته ضرورت دارد.

معمولا وقتى از تربيت بحث مى‏شود، دو معنا به ذهن مى‏آيد، اول معناى عام و دوم معناى خاص. تربيت در معناى خاص با پرورش انسان بطور كلى و امر تعليم و تعلّم سر و كار دارد. تربيت بمعناى عام با امورى مانند خويشتن شناسى، رابطه انسان و خدا، رابطه انسان و طبيعت، رابطه انسان با همنوعان و رشد و تكامل انسان در رابطه با ارزشهاى الهى و انسانى و حركت او بسوى اللَّه ارتباط دارد. بدون ترديد اين دو معنا با هم ارتباط نزديك دارند.

مطالعه نهج البلاغه و زندگى حضرت على عليه السلام اين حقيقت را آشكار مى‏سازد كه تربيت در دو معناى عام و خاص در رفتار و گفتار اين شخصيت الهى متبلور و منعكس است.

نهج البلاغه يك كتاب تربيتى

كتاب نهج البلاغه در مجموع يك كتاب تربيتى است. با مطالعه نهج البلاغه فرد مى‏تواند خود را بشناسد و موقع خود را در جهان آفرينش درك كند، با جهان شناسى الهى آشنائى پيدا كند، وظيفه خود را در برابر خدا تشخيص دهد، رابطه خود را با همنوعان در سايه ضوابط و معيارهاى اسلامى استحكام بخشد، از مطالعه موجودات‏مختلف به پيچيدگى مسئله آفرينش و نقش خدا در خلقت موجودات پى برد، از بررسى تاريخى عبرت گيرد، وضع خود را در برابر ارزشهاى معنوى و دنيائى روشن سازد و با الهام از تعليمات اخلاقى نهج البلاغه شخصيت اخلاقى خود را به سوى رشد و تكامل سوق دهد.

على (ع) يك أسوه حسنه (الگوى تربيتى)

شخصيت حضرت على عليه السلام يك الگوى عالى تربيتى است. زندگى على (ع) بمنزله يك مكتب بزرگ تربيتى است. گفتار و كردار و انديشه‏هاى پيشواى بزرگ ما همه جنبه تربيتى دارند. او نه تنها با الهام از مكتب اسلام ارزشهاى عالى انسانى را مطرح نمود، بلكه خود در زندگى مظهر و نمونه اين ارزشها بود. بحث على (ع) از آفرينش جهان عمق و گسترش درك او را نشان مى‏دهد. او الگوى عالى تربيتى براى انسانهاى خداشناس، كمال جوى، حكمت دوست، عدالتخواه و حق طلب بود.

آنچه نويسندگان معروف، چه مسلمان و چه غير مسلمان، در باره او گفته يا نوشته‏اند، نشانه عظمت شخصيت او و نقشى است كه در طرح مبانى الهيات و ارزشهاى عالى انسانى داشته است.

بطور كلى رفتار على (ع) در تعليم، عبادت، جنگ، مبارزه عليه كفر و نفاق، مراعات حق و عدالت و ايثار و از خود گذشتگى، سرمشقى عالى براى پويندگان راه حق و عدالت و آزادى است.

ابعاد اساسى شخصيت على عليه السلام

در شخصيت پيامبران و پيشوايان معصوم، علاوه بر بعد معنوى، مى‏توان چند بعد ديگر را در نظر گرفت. اين ابعاد از لحاظ تربيتى اهميتى خاص دارند. ابعاد مذكور عبارتند از:

 1-  بعد شناخت.

2-  بعد جامعيت.

3-  بعد وحدت.

اين ابعاد در شخصيت على عليه السلام بشكلى بارز متجلى هستند.

بعد شناخت:

بحثهاى حضرت على در باره آفرينش جهان و مبدأ اعلاى آن، نمايشگر عمق و گستردگى شناخت او است. در حديثى كه از قول پيامبر اكرم خطاب به على (ع) نقل شده، اهميت شناخت مورد تاكيد قرار گرفته است: يا علىّ اذا عنّ النّاس أنفسهم في تكثير العبادات و الخيرات فأنت عنّ نفسك في ادراك المعقولات حتّى تسبقهم.  حديث بالا از قول ابو على سينا نقل شده و بصورت زير بيان گرديده است.

يا علىّ اذا رأيت النّاس يتقرّبون الى خالقهم بأنواع البرّ تقرّب انت اليه بأنواع العقل تسبقهم.  در اين حديث، شناخت و ادراك در مقايسه با انجام عبادات و خيرات، مهمتر تلقى شده است. على عليه السلام در خطبه معروف خود، شناخت را آغاز و اساس ديندارى تلقى ميكند و مى‏گويد: «اوّل الدّين معرفته» همين شناخت است كه در گفته او منعكس ميباشد: «لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا»

بعد جامعيت:

افراد برگزيده در جوامع انسانى اعم از دانشمندان، رهبران سياسى، نويسندگان و هنرمندان، غالبا در يك يا دو جهت، برجستگى خاصى دارند و نظر مردم را بخود جلب ميكنند. از باب مثال، دانشمندى در طرح نظريات يا مسائل تازه، ابتكار بخرج مى‏دهد و در ميان ديگر دانشمندان، برجستگى خاصى پيدا ميكند. رهبرى، قدرت جلب مردم را دارد و از لحاظ اخلاقى در سطح عالى قرار مى‏گيرد و بهمين سبب در ميان رهبران سياسى وجهه‏اى خاص كسب ميكند.

آنچه در شخصيت پيامبران و پيشوايان دينى مشاهده مى‏گردد، جامعيت است.

على (ع) بعد از پيامبر گرامى از لحاظ جامعيت در فضائل اخلاقى و قدرت فكرى، بى‏نظير است. جهات مختلف شخصيت على (ع) برجستگى خاصى دارند.

على (ع) صرفنظر از اين كه در مكتب اسلام پرورش يافته و مستقيما تحت تأثير مكتب وحى قرار داشته است، شخصيتى جامع الاطراف است. او مانند يك حكيم بى‏نظير الهى در باره الهيات به بحث مى‏پردازد خطبه‏هاى معروف‏او ژرف انديشى و گستردگى انديشه او را در باره خدا و آفرينش جهان، منعكس مى‏سازند. حضرت على (ع) وقتى در باره اخلاق صحبت ميكند، مثل يك حكيم اخلاقى به بحث در مبانى اخلاق و تحليل رفتار اخلاقى مى‏پردازد. على (ع)، يك بنده صالح خداست و در موقع عبادت، كاملترين شكل شناخت، اخلاص، خشوع و خشيّت در پيشگاه حق را در رفتار خود نشان مى‏دهد. او در هر زمينه، نه تنها به طرح اصولى مى‏پردازد، بلكه خود، الگو و نمونه‏اى از آن اصول ميباشد. مردم را به عدالتخواهى دعوت ميكند و خود، مجسّمه عدل و داد است.

على (ع) مرد رزم است و در مبارزه عليه ظلم و فساد، آنى آرام نمى‏گيرد. او نه تنها خود را طرفدار مستضعفان معرفى ميكند، بلكه شبها نيز به ملاقات ضعفا مى‏رود و از آنها سرپرستى ميكند. او مردم را به تقوا پيشگى ترغيب مى‏نمايد، و خود، مظهر كامل تقوا و پرهيزگارى است. او طرفدار حق است و پيوسته در رعايت حق، گوى سبقت را از ديگران مى‏ربايد. او مردى ايثارگر است و ديگران را هم به ايثار و از خود گذشتگى تشويق مى‏نمايد. بطور كلى، على عليه السلام، فضائل اخلاقى را بحد كمال در شخصيت خود، منعكس مى‏سازد.

همين جامعيت است كه او را در هر زمينه، الگو و سرمشق علاقمندان قرار مى‏دهد.

بعد وحدت:

كمال و رشد شخصيت در هر فرد، بستگى به درجه و اندازه وحدت و هماهنگى جنبه‏هاى مختلف شخصيت آن فرد دارد. براى اين كه اهميت اين بعد در شخصيت آدمى روشن گردد، توجه خوانندگان را به جنبه‏هاى ناهماهنگ و متضاد شخصيت پاره‏اى از افراد جلب مى‏كنيم. گاهى فرد در ضمن يك سخنرانى يا بحث و تبادل نظر، نكته‏هاى متضاد و گاهى متناقض را مورد حمايت قرار مى‏دهد. در قسمتى از بحث، روش علمى را مورد حمايت قرار مى‏دهد، اما در قسمت ديگر، طرق غير علمى يا ضد علمى را اتخاذ ميكند. در يك مورد، از اخلاق و مراعات موازين اخلاقى طرفدارى ميكند و در مورد ديگر بر خلاف اصول اخلاقى اظهار نظر ميكند. در يك حالت عدالت را مراعات ميكند، اما در حالت ديگر به حقوق ديگران تجاوز مى‏نمايد.

در موقعيتى، رفتار ايثارگرانه از خود ظاهر مى‏سازد، اما در شرايط ديگر، بصورت فردى‏خودخواه ظاهر مى‏گردد. در يك جا بعنوان فردى اجتماعى اقدام ميكند و در جاى ديگر، با فرض يكسان بودن شرايط، مرتكب اعمال ضد اجتماعى مى‏شود.

تحليل گفتار و انديشه و بطور كلى رفتار اين چنين فردى يك حقيقت را آشكار مى‏سازد و آن اين كه در وجود او چند عامل متضاد يا ناهماهنگ نفوذ دارند. به سخن ديگر، اين فرد، چند شخصيتى است.

آنچه در شخصيت على (ع) و ديگر پيشوايان معصوم، مشاهده مى‏گردد، وحدت شخصيت است. على (ع) همه جا طرفدار اصول است. او همه جا عدالت را مراعات ميكند، چه در برخورد با همسر گرامى خود، چه هنگام برخورد با برادران خود، چه در مورد ضارب خود، چه در مورد دشمنان خود، در تمام موارد، او عدالت را در رفتار خود منعكس مى‏سازد. نحوه بحث او در هر زمينه، حاكى از اعتقاد به اصول معينى است.

آنچه در تربيت ديگران تأثير دارد وحدت شخصيّت مربّى است. وقتى شاگرد، گفته‏هاى مربى را در موارد مختلف مى‏شنود و واكنش او را در برابر موارد يكسان ملاحظه ميكند و نفوذ اصول اساسى را در هر مورد در رفتار مربى مى‏بيند، بيشتر تحت تاثير شخصيت او قرار مى‏گيرد. على (ع) در طول حيات پرثمر خود و همچنين در گفتار خويش بعد وحدت را بنحو كامل در شخصيت خويش ظاهر مى‏سازد.

اكنون به بررسى نكته‏هاى تربيتى در زمينه تعليم و تعلّم و تأديب مى‏پردازيم.

نكته‏هاى تربيتى در نهج البلاغه جنبه عقلانى در شخصيّت آدمى:

در شخصيت آدمى، جنبه‏هاى مختلف وجود دارند. جنبه معنوى و اخلاقى، جنبه عقلانى، جنبه عاطفى، جنبه اجتماعى و جنبه بدنى از جنبه‏هاى اساسى شخصيت انسان محسوب ميشوند. از نظر فيلسوفان تربيتى، آنچه در زمينه تربيت، بيشتر از هر جنبه بايد مورد توجه قرار گيرد جنبه عقلانى است. دلائل متعددى در اين زمينه مى‏توان ارائه داد. اول اين كه جنبه عقلانى، وجه امتياز انسان از ديگر حيوانات است.

بعبارت ديگر، انسانيّت انسان، در حدى گسترده، بستگى به پرورش قدرت عقلانى او دارد. در اين رابطه، گفته حضرت رسول اكرم (ص) را در كتاب تحف العقول صفحه‏53 مى‏بينيم كه: انّما يدرك الخير كلّه بالعقل و لا دين لمن لا عقل له.

هر راه خيرى بوسيله عقل ادراك مى‏شود و آنكه برخوردار از عقل نيست دين نيز ندارد دوم اين كه جنبه عقلانى، ضمن اين كه خود، تحت تاثير ديگر جنبه‏ها قرار دارد، در پرورش آنها نقشى اساسى ايفا ميكند. از باب مثال، رشد عاطفى عبارتست از فراگيرى نحوه ابراز عواطف و كنترل آنها و اين امر در اساس، فعاليتى عقلانى است.

در زمينه اجتماعى نيز نقش عقل را در تحقّق جريانهاى اجتماعى نمى‏توان مورد انكار قرار داد. به سخن ديگر، همكارى، سازگارى اجتماعى، توافق مخالفت و تشابه فرهنگى در مرحله نهائى، همه جنبه عقلانى دارند.

در زمينه اخلاقى نيز ايجاد انگيزه‏هاى اساسى، تدوين و تهيه ضوابط اخلاقى، گزينش آرمانها و هدفهاى اساسى در فعاليتهاى اخلاقى، تميز خوب و بدو پرورش وجدان اخلاقى، همه امورى عقلانى هستند.

سوّم اين كه عمل تربيت، بطور كلى يك فعاليت عقلانى است. بررسى ماهيت انسان، تشخيص نيازهاى اساسى مادى و معنوى او، تهيه برنامه‏هاى آموزشى، گزينش روشهاى اساسى در تعليم و تربيت و ارزيابى پيشرفت فرد از لحاظ تربيتى همه جنبه عقلانى دارند.

پيش از نقل عباراتى از نهج البلاغه يك نكته ديگر را يادآور مى‏شويم. معمولا ما عقل را در برابر حس قرار مى‏دهيم و شناخت عقلانى را از شناخت حسى جدا مى‏سازيم. با اين كه اين امر در فلسفه اثبات شده كه ما شناخت حسى نداريم و آنچه بعنوان شناخت براى انسان مطرح مى‏شود، جنبه عقلانى دارد.

عقل و تفكر در نهج البلاغه:

در خطبه 239 در نهج البلاغه كه فضائل آل محمد عليهم السلام در آن ذكر شده، در باره نقش عقل چنين آمده است: عقلوا الدّين عقل وعاية و رعاية، لا عقل سماع و رواية، فانّ رواة العلم كثير و رعاته قليل.

آنها دين را مورد تعقل و شناخت قرار دادند، شناختى توام با فهم و عمل، نه شناختى بصورت شنيدن و نقل نمودن. روايت كنندگان يا نقل كنندگان علم فراوان هستند، اماآنهائى كه روح علمى دارند و علم را در عمل، مراعات ميكنند كم هستند.

همچنين در قسمتى از خطبه 82 چنين آمده است: فاتّقوا اللَّه عباد اللَّه تقيّة ذي لبّ شغل التّفكّر قلبه.

اى بندگان خدا تقوا پيشه كنيد، تقواى خردمندى كه فكر، دل او را بخود مشغول داشته است در اين خطبه تقوا و تعقل و تفكر در رابطه با هم مطرح شده‏اند و ما در قسمتى ديگر از اين سخن در باره اهميت تقوا در تعليم و تربيت بحث خواهيم كرد.

در تعليم و تربيت، آنچه اهميت دارد «فهم» و «تعقل» است. در هر زمينه، چه در مطالعه نظريات علمى و فلسفى و چه در بررسى مبانى اخلاقى، آنچه پايه و بنيان فراگيرى را تشكيل مى‏دهد، فهم است. منظور از فهم، درك معناى يك امر و توجه به ارتباط آن امر با ديگر امور با درك ارتباط يك امر بعنوان يك جزء با كل موضوع مورد بحث است. در تعليم، آنچه از لحاظ تربيتى، اهميت دارد، اين است كه فرد، علت طرح يك نظريه را درك كند، مفاهيم، قواعد و اصول مندرج در يك نظر را در ارتباط باهم فرا گيرد و نحوه تدوين نظريه را تشخيص دهد. در اين صورت است كه فرد، نظريه مورد بحث را فهميده است. آنكه نظريه‏اى را حفظ ميكند و در سايه تكرار آن را بخاطر مى‏سپارد و مى‏تواند به نقل آن اقدام كند، از فهم اين نظريه عاجز است.

خواندن يك مطلب و تكرار اين عمل و در نتيجه حفظ كردن مطالب و بخاطر سپردن آنها غالبا با فهم توام نيست و ارزش تربيتى ندارد.

علاوه بر فهم، فرد بايد در باره نظريه تعقّل كند. به عبارت ديگر، فرد بايد بتواند نظريه مورد بحث را ارزيابى و آن را بررسى نمايد. در اين مرحله، فرد، نظريه را از دلائل مربوط به آن جدا مى‏سازد، به رابطه دلائل و نظريه دقت مى‏كند، قدرت اثباتى دلائل را بررسى مى‏نمايد و آن گاه در رد يا پذيرش آن، اقدام ميكند. فهم و تعقل يك نظريه و پذيرش آن، عاملى اساسى در بكار بستن آن نظريه است. اگر در بررسى نظريات علمى يا انديشه‏هاى اخلاقى، فرد از فهم و تعقل استفاده نمايد و در پذيرش يا رد آنها اقدام كند، در اين صورت آنچه را كه پذيرفته است، در عمل نيز مراعات مى‏نمايد. اين كه گاهى افراد، نظرى را مى‏پذيرند (مثل زيان سيگار كشيدن) ولى در عمل آن نظر را مراعات نمى‏كنند، چند علت دارد: اولا نظر طرح شده را درست درك‏نكرده‏اند. ثانيا دليل طرح نظريه را بررسى ننموده‏اند. ثالثا گاهى عادات نيرومند، جلوى نفوذ فهم و تعقل فرد را مى‏گيرند و مانع رعايت نظر مورد بحث در عمل ميشوند.

انديشه‏هاى اخلاقى، فرد از فهم و تعقل استفاده نمايد و در پذيرش يا رد آنها اقدام كند، در اين صورت آنچه را كه پذيرفته است، در عمل نيز مراعات مى‏نمايد. اين كه گاهى افراد، نظرى را مى‏پذيرند (مثل زيان سيگار كشيدن) ولى در عمل آن نظر را مراعات نمى‏كنند، چند علت دارد: اولا نظر طرح شده را درست درك‏

نكرده‏اند. ثانيا دليل طرح نظريه را بررسى ننموده‏اند. ثالثا گاهى عادات نيرومند، جلوى نفوذ فهم و تعقل فرد را مى‏گيرند و مانع رعايت نظر مورد بحث در عمل ميشوند.

در همين رابطه، عبارتى ديگر در نهج البلاغه ذكر شده است: أوضع العلم ما وقف على اللّسان و أرفعه ما ظهر فى الجوارح و الاركان .

پست‏ترين دانش، دانشى است كه در سطح زبان، متوقف شود و والاترين دانش، آن است كه در كل وجود فرد، ظاهر و منعكس گردد معلوماتى كه بصورت محفوظات در ذهن فرد وارد شوند و فرد، جز الفاظ، چيزى از آنها نداند، در مقايسه با آنچه درك شده و در اعضاء و اركان وجود فرد ظاهر مى‏گردند، بى‏ارزش تلقى ميشوند.

در روان شناسى، بعضى يادگيرى را كسب معلومات يا محفوظات مى‏دانند، اما روان شناسان تربيتى، آنهائى كه به مبانى تربيت آشنائى دارند، يادگيرى را تغيير رفتار از راه تجربه تلقى ميكنند.

كسى امرى را ياد مى‏گيرد كه خود، تجربه كند و حاصل يا جريان اين تجربه، توام با تغيير رفتار فرد باشد. مراد از رفتار در اين عبارت طرز تفكر، نحوه قضاوت يا ارزيابى عادات و گرايشها و تمايلات و مهارتهاست. آنكه رفتارش در سايه تجربه تغيير ميكند، و به سخن ديگر، امرى را مى‏آموزد، نحوه تفكر و قضاوت، تمايلات، عادات و مهارتهاى او نيز دچار تغيير مى‏شود.

كفاك من عقلك ما اوضح لك سبل غيّك من رشدك .

عقل تو براى تو بسنده است، زيرا راههاى خطا را از راههاى صواب براى تو آشكار مى‏سازند.

رحم اللَّه امرأ تفكّر فاعتبر، و اعتبر فابصر  خداوند رحمت كند مردى را كه مى‏انديشد و از پس آن عبرت مى‏گيرد و عبرت مى‏گيرد و آن گاه با بصيرت عمل مى‏كند.

انّ اغنى الغنى العقل .

سرآمد بى‏نيازيها برخوردارى از عقل است.

علم و تفكر:

يكى از مسائل تربيتى اين است كه آيا كسب علم مهمتر است يا انديشيدن بطور كلى گفته مى‏شود، مدرسه جاى درس خواندن است و بايد در آنجا، علم آموخت.

بنظر پاره‏اى از متخصصان تعليم و تربيت، بايد در مدرسه، نظريات علمى را فرا گرفت و بعد از طى دوره‏هاى آموزشى به تفكر پرداخت. بعضى با اين نظر، مخالف هستند و مى‏گويند، علم آموختن وسيله تربيت يا پرورش نيروى تفكر است.

علم بصورتى كامل در مجله‏ها و كتابها تدوين شده است و فرد با اندك فعاليتى مى‏تواند به مطالعه آن اقدام كند. اما انديشيدن و پرورش نيروى تفكر، چيزى نيست كه از كتاب و مطالعه بدست آيد. آنچه در كتابهاى منطق و روش شناسى ذكر مى‏شود، همان قواعد و اصول انديشيدن و تحقيق كردن است. پرورش نيروى تفكر، همان تربيت واقعى است و در مراحلى از رشد، بايد با كمك مربى انجام گيرد. بنظر اين دسته، هدف از تربيت، پرورش نيروى تفكر است. در جاى خود آمده است كه تفكر، وسيله تربيت نيز ميباشد. آنچه معلمان آگاه، مى‏توانند انجام دهند، علم آموختن از طريق تفكر است. با اتخاذ روش تحقيق بعنوان روش تدريس شاگرد هم علم مى‏آموزد و هم در ضمن تحقيق، قدرت تفكر خود را پرورش مى‏دهد. بنا بر اين، مى‏توان گفت ميان علم آموختن و پرورش نيروى تفكر، تضادى وجود ندارد. بسخن ديگر، آموختن علم و پرورش نيروى تفكر، قابل تلفيق هستند.

از نظر تربيتى، اگر امر دائر شود ميان اين كه ما بين آموختن علم و پرورش نيروى تفكر، يكى را انتخاب كنيم بايد دومى را برگزينيم. دليل اين تقدم را در بالا ذكر كرديم. روى اين اصل، پرورش نيروى تفكر، مهمتر از كسب علم است. با توجه به اين حقيقت است كه مفهوم «لا علم كالتّفكّر» روشن مى‏گردد. على عليه السلام در همين جمله كوتاه، اهميت تفكر و تقدم آن را بر علم، بيان مى‏فرمايد.

تربيت و عادت:

در نامه 31 على عليه السلام خطاب به حضرت حسن عليه السلام مى‏فرمايد: فإنّ العاقل يتّعظ بالادب و البهائم لا تتّعظ الّا بالضّرب.

خردمندان، قابل تاديب و تربيت هستند و بهائم جز از طريق تنبيه، پرورش نمى‏يابند.

در تربيت انسان، دو روش اعمال مى‏شود: روش اول، تربيت بمعناى واقعى است و مبانى اساسى آن فهم و تعقل است.

اين روش مى‏گويد: در تربيت افراد، بايد از قدرت فهم آنها استفاده نمود و به آنها در ارزيابى عقايد و انديشه‏ها كمك نمود. همان طور كه در پيش گفته شد، آموزش نيز به‏دو صورت انجام مى‏گيرد. آموزشى كه جنبه تربيتى دارد، مبتنى بر بكار انداختن فهم و استفاده از نيروى تفكر است به اين معنا كه كسب عادات، فرا گرفتن مهارتها، بررسى نظريات، مقايسه نظامهاى فكرى، انتخاب هر نظام و مطالعه رفتار اخلاقى، همه بايد مبتنى بر فهم و تعقل باشد. اين جريان تربيتى، اختصاص به انسان دارد. روش دوم عادت دادن طرف است كه مبتنى بر تكرار و تمرين و تداعى معانى و تلقين پذيرى است. اين روش هم در مورد حيوانات بكار مى‏رود و هم در آموزش انسان از آن استفاده مى‏شود.

در عادت دادن، صرف مجاورت دو امر و تكرار اين مجاورت، سبب مى‏شود كه موجود زنده از يك امر به امر ديگر، منتقل شود. گاهى رفتارى از موجود زنده سر مى‏زند، مربى براى تثبيت اين رفتار در موجود زنده، به محض مشاهده آن به او پاداش مى‏دهد و همين امر سبب تثبيت آن رفتار در موجود زنده مى‏شود. بايد عادت دادن را جريان شرطى، تشكيل دهد و وقتى اين روش در مورد انسان بكار رود و موضوع آموزش، عقايد و نظريات خاص باشد، علاوه بر تكرار، ارائه موضوع مورد نظر، فرد را به پذيرش بدون چون و چرا ترغيب مى‏نمايند. به سخن ديگر، فرد در اثر برخورد به يك عقيده يا يك اصل يا يك نظريه و تكرار اين امر، خود بخود آن را مى‏پذيرد. در اين جريان، تكرار و تمرين جاى فهم را گرفته و تلقين‏پذيرى جاى تعقل را احراز ميكند. متاسفانه، همان طور كه گفته شد، روش عادت دادن در مورد انسان نيز بكار مى‏رود. البته مربيان واقعى اجراى اين روش را در مورد انسان، امرى مخالف تربيت تلقى ميكنند.

در سخن حضرت، تربيت و پندگيرى از طريق فهم و تعقل به انسان اختصاص يافته و پرورش يا عادت دادن از طريق تنبيه، مخصوص حيوانات است.

آموزش لفظى مطالب نيز جنبه تربيتى ندارد. روى همين زمينه در گفتار حضرت على عليه السلام، دانشى كه به اين صورت آموخته شود، پست‏ترين دانش و دانشى كه در عمق شخصيت فرد نفوذ كند، دانشى والا تلقى شده است.

تنبيه و پاداش:

پاداش و تنبيه عملا در رفتار انسان تاثير دارند. افراد عادى معمولا از دريافت پاداش خشنود ميشوند و همين خشنودى در تثبيت رفتار معينى در آنها مؤثر ميباشد.

تنبيه نيز در ميان افراد عادى، مانع ارتكاب پاره‏اى از اعمال مى‏شود. روى‏

همين اصل در اجتماعات مختلف بشرى از آغاز تاكنون، اصل تشويق و تنبيه معمول بوده است. قوانين جزائى در كشورهاى مختلف، عامل بازدارنده تلقى ميشوند. افرادى كه از لحاظ تربيتى در سطحى عالى قرار دارند، وظائف يا كارهاى پسنديده را بخاطر ضرورت و يا الزام انجام آنها انجام مى‏دهند و امور ناپسنديده را بعلت ضرورت عدم انجام، ترك ميكنند. بطور كلى، آنها دليل انجام يا عدم انجام يك عمل را مى‏دانند و معمولا بعد از بررسى اقدام ميكنند و نظرشان به پاداش يا عقوبت پايان كار نيست. به همين جهت است كه على (ع) بزرگترين نمونه اين گونه انسانها چنين مى‏گويد: الهى ما عبدتك خوفا من عقابك و لا رغبة فى ثوابك و لكن وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك  خدايا ترا نه از ترس عذابت و نه بخاطر پاداشت عبادت نكردم، بلكه ترا شايسته عبادت ديدم و آن گاه پرستش كردم.

همين مضمون در عبارت ديگر نيز از قول حضرت على عليه السلام نقل شده است: انّ قوما عبدوا اللَّه رغبة فتلك عبادة التّجار و انّ قوما عبدوا اللَّه رهبة فتلك عبادة العبيد و انّ قوما عبدوا اللَّه شكرا فتلك عبادة الاحرار.  گروهى خدا را بخاطر بهشت عبادت ميكنند. اين عبادت، عبادت بازرگانان است و گروهى خدا را از ترس جهنم، پرستش ميكنند و اين عبادت، عبادت بردگان است و گروهى بخاطر سپاسگزارى از خدا او را مى‏پرستند و اين عبادت، عبادت آزادگان است.

تقوا و تربيت:

در تربيت انسان، علاوه بر عنصر عقلانى، جنبه اخلاقى نيز اهميت بسزائى دارد. همان طور كه گفته شد، پاره‏اى از متخصصان تعليم و تربيت، تصور ميكنند، پرورش قدرت عقلانى در تربيت انسان، بسنده است. از نظر اين دسته، پرورش نيروى عقلانى، تربيت اخلاقى را نيز تضمين ميكند. ما با اين كه نقش نيروى عقلانى را در زمينه پرورش اخلاقى مهم تلقى مى‏كنيم، معذلك پرورش اين نيرو را براى تربيت اخلاقى كافى نمى‏دانيم. تسلط پاره‏اى از تمايلات شخصى انسان در موارد گوناگون، عقل را از فعاليت باز مى‏دارد. از باب مثال، سودجوئى در نظامهاى سرمايه‏دارى و سلطه‏جوئى در نظامهاى كمونيستى، افراد را به انحراف مى‏كشاند. گاهى نفوذ اين تمايلات بقدرى زياد است كه بهترين افراد تربيت شده را نيز تحت تاثير قرار مى‏دهد.

از سوى ديگر، عادات كهن و ريشه‏دار و تعصبات قومى و نژادى، افراد تربيت شده را نيز منحرف مى‏سازند. بطور كلى، نيروى عقلانى، بخاطر محدود بودن تجربيات آدمى، نمى‏تواند در تمام شئون زندگى، راهنماى انسان باشد و حركت او را در حفظ ارزشهاى انسانى تضمين نمايد. بنا بر اين، تربيت اخلاقى نيز اهميتى ويژه دارد.

آنچه در تربيت اخلاقى مهم است، قدرت تشخيص فرد، نيروى تسلط او بر خود و التزام او به انجام آنچه پسنديده و خوددارى از انجام امور ناپسنديده است. تقوا، چنانچه در نهج البلاغه آمده است، بنيان اخلاق را تشكيل مى‏دهد. تقواى دينى ضمن تأئيد تقواى اخلاقى، توجه فرد را به اوامر و نواهى الهى جلب ميكند. فرد متدين، ضمن اين كه در هر لحظه، خدا را ناظر اعمال خود ميداند و با توجه به اين كه تقرب به حق و لقاء اللَّه، هدف اساسى اوست، پيوسته سعى دارد از طريق كسب فضائل اخلاقى و دورى از رذائل، به هدف اصلى نزديك شود. روى همين زمينه، تقواى دينى به معناى التزام به اجراى اوامر الهى و خوددارى از منهيات، بنيان رفتار اخلاقى فرد را استوار مى‏سازد. بدون ترديد اوامر الهى، همه فضائل اخلاقى را در برميگيرند و منهيات دينى نيز شامل رذائل ميشوند.

حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: التقى رئيس الاخلاق.  تقوا، پيشوا و در برگيرنده فضيلتهاى اخلاقى است.

آيه شريفه قرآن نيز اهميت تقواى دينى را روشن مى‏سازد: الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏ يا الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.

سرانجام نيك، در سايه تقوا و از آن تقوا پيشگان است.

أ فمن اسّس بنيانه على تقوى من اللَّه و رضوان خير ام من اسّس بنيانه على شفا جرف هار.  آيا آن كس كه بنيان (رفتار) خويش را بر پايه تقواى الهى و خشنودى او پايه گذارى كرده است، بهتر است يا آنكه بنيان كار خود را بر پرتگاهى سست مشرف بر آتش قرار داده است تربيت به معناى مصطلح و تربيت دينى نيز عبارتست از پرورش قدرت تشخيص‏فرد، قدرت تسلط فرد بر خود و التزام او به انجام آنچه پسنديده و خوددارى از امور ناپسنديده است. روى اين زمينه، تقوا بنيان تربيت و از جهتى همان تربيت است.

در مفهوم تقوا تنها خوددارى از آنچه مذموم و ناپسنديده است، مورد نظر نيست، كسب فضائل اخلاقى و التزام به انجام آنچه پسنديده است نيز ركن اساسى تقوا را تشكيل مى‏دهد.

دو جنبه سلبى و ايجابى در مفهوم تقوا بوضوح ذكر شده است.

همان طور كه پيشتر نقل شد، در قسمتى از خطبه 82 نهج البلاغه، تقوا و تعقل و تفكر در ارتباط با هم ذكر شده‏اند: فاتّقوا اللَّه عباد اللَّه تقيّة ذي لبّ شغل التّفكّر قلبه.

در خطبه 221 نهج البلاغه، حضرت على عليه السلام جنبه‏هاى ايجابى و سلبى مفهوم تقوا را اين چنين بيان مى‏دارد: فانّ تقوى اللَّه مفتاح سداد و ذخيرة معاد و عتق من كلّ ملكة و نجاه من كلّ هلكة، بها ينجح الطّالب و ينجو الهارب و تنال الرّغائب.

تقوا كليد درستى و توشه روز واپسين است، آزادى از هر نوع بندگى است (رهائى از تمايلات شخصى) رهائى از هر تباهى است، بوسيله تقوا انسان به هدف خود مى‏رسد، و از دشمن نجات پيدا ميكند و به آرزوهاى خويش نائل مى‏گردد.

و نيز در خطبه 184 در پاسخ همام صفات متقين را اين چنين بيان مى‏فرمايد: فالمتّقون فيها هم اهل الفضائل: منطقهم الصّواب، و ملبسهم الاقتصاد، و مشيهم التّواضع، غضّوا ابصارهم عمّا حرّم اللَّه عليهم، وقفوا اسماعهم على العلم النّافع لهم.

تقوا پيشگان در دنيا صاحبان فضيلت هستند، گفتارشان صحيح و پوشاكشان همراه با ميانه‏روى، و رفتارشان توام با فروتنى است، از نگاه به آنچه خداوند بر آنها حرام كرده، خوددارى ميكنند و به علمى كه براى آنها سودمند باشد گوش فرا مى‏دهند.

فمن علامة احدهم: انّك ترى له قوّة فى دين و حزما في لين و ايمانا فى يقين و حرصا فى علم و علما فى حلم… يعمل الاعمال الصّالحة و هو على و جل… بعيدا فحشه، ليّنا قوله، غائبا منكره، حاضرا معروفه، مقبلا خيره، مدبرا شرّه، فى الزّلازل وقور و فى المكاره صبور…. در خطبه 186 تقوا بمنزله زمام يا مهار و عامل هدايت كننده و قوام شخصيت ورفتار آمده است: اوصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه، فانّها الزّمام و القوام، فتمسّكوا بوثائقها، و اعتصموا بحقائقها.

نتيجه

تأكيد حضرت على عليه السلام در باره تعقل و تفكر و همچنين توصيه او در تقوا پيشه كردن، توجه آن حضرت را به امر تربيت مدلل مى‏دارد.

تعقل و تقوا دو ركن اساسى شخصيت انسان هستند. تعقل، فرد را در شناخت امور، در مقايسه آنها با هم، در ارزيابى و قضاوت و در پيش بينى و ابتكار يارى مى‏دهد. فردى كه از نيروى تعقل، برخوردار باشد، جايگاه خود را مى‏شناسد، رابطه خود را با خدا و جهان، درك ميكند، ارتباط خود را با همنوعان بر بنيانى اخلاقى پايه‏گذارى ميكند و استقلال و آزادى خود را حفظ مى‏نمايد. و تقوا سبب افزايش قدرت كنترل فرد بر خود مى‏شود، او را در كسب فضائل، موفق مى‏سازد، مانع آلودگى فرد مى‏شود و حركت او را در مسير الهى و انسانى، هدايت مى‏نمايد و جلوى انحراف او را مى‏گيرد.

و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.

منبع:

www.hawzeh.net



قیمت: 100 تومان

gl/l (1015)

فهرست‌ مطالب‌

عنوان‌صفحه‌

مقدمه‌

بخش اول: تعاريف و كليات

فصل‌ اول‌: تعريف‌ جرم‌

گفتار اول‌: پديده‌ مجرمانه‌

فصل دوم: كليات

گفتار اول‌: جرائم‌ رايانه‌اي‌

گفتار دوم‌: تعريف جرائم‌ رايانه‌اي‌

تقسيم‌بندي‌ جرائم‌ رايانه‌اي‌

فصل سوم: جرم كلاهبرداري

گفتار اول‌: تعريف‌

گفتار دوم‌: عناصر تشكيل‌ دهنده‌ جرم‌ كلاهبرداري‌

بخش دوم: كلاهبرداري رايانه اي (اينترنتي)

فصل اول: تعريف

گفتار اول‌: الف)تعريف‌ كلاهبرداري‌ سنتي‌

ب‌) تعريف‌ اينترنت‌

گفتار دوم‌: تعريف‌ كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ (رايانه‌اي‌)

گفتار سوم‌: تفاوت‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ با كلاهبرداري‌ اينترنتي‌

گفتار چهارم‌: مقايسه‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ با كلاهبرداي‌

سنتي‌ و بررسي‌ عناصر تشكيل‌ دهنده‌ي‌ جرم‌

فصل دوم: اقسام كلاهبرداري رايانه اي

فصل سوم: شروع‌ به‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌

فصل چهارم: مجموعه مطالب ديگر در مورد كلاهبرداري رايانه اي

گفتار اول‌: سمت‌ مرتكب‌ كلاهبرداري‌

گفتار دوم: تفاوت تحصيل با بردن مال

گفتار سوم‌: اغفال‌

بخش‌ سوم‌: جرايم رايانه اي در ايران و بررسي قوانين

فصل اول:پيدايش و تحول جرم رايانه اي در ايران

فصل دوم: بررسي قوانين

گفتار اول: بررسي وضعيت قوانين كنوني

گفتار دوم: مقايسه قانون تشديد و لايحه مجازات جرائم رايانه اي

نتيجه‌گيري‌

منابع‌

مقدمه‌

با ورود انسان‌ به‌ عصر جديد (هزاره‌ دوم‌ ميلادي‌) و گسترش‌ و رشد وسايل‌ارتباطي‌ و يا به‌ تعبيري‌ ديگر بوجود آمدن‌ (دهكده‌ جهاني‌) بالتبع‌ باتوجه‌ به‌ نيازهاي‌اجتماعي‌ ضرورت‌هايي‌ مطرح‌ مي‌شود. از آنجا كه‌ امروزه‌ سيستم‌ها رايانه‌اي‌ و اطلاعاتي‌مختلف‌ با زندگي‌ اجتماعي‌ انسانها عجين‌ شده‌ يكي‌ از موضوعات‌ اجتماعي‌ و به‌ روز درجامعه‌ مطرح‌ مي‌باشد.

با ورود اين‌ پديده‌ اجتماعي‌ در ابعاد مختلف‌ زندگي‌ بشر مانند پديده‌هاي‌ ديگراجتماعي‌ همواره‌ با مزايا و معايبي‌ روبرو بوده‌ است‌. براي‌ نظم‌ بخشيدن‌ به‌ پديده‌هاي‌اجتماعي‌ نياز به‌ راهكارهاي‌ مناسبي‌ هستيم‌. در حوزه‌ي‌ علوم‌ اجتماعي‌ اين‌ وظيفه‌ برعهده‌علم‌ حقوق است‌ كه‌ با ارائه‌ راهكارهاي‌ مناسب‌ سعي‌ بر ايجاد نظم‌ بر پديده‌هاي‌ اجتماعي‌ رادارد. از اين‌ رو وقوع‌ ناهنجاريهاي‌ اجتماعي‌ قابل‌ تصور است‌. وقوع‌ جرائم‌ مختلف‌ باتوجه‌به‌ مقتضيات‌ زماني‌ و مكاني‌ متفاوت‌ در هر عصر و زماني‌ اشكال‌ خاص‌ خود را مي‌يابد، باورود رايانه‌ها در زندگي‌ شخصي‌ افراد و گسترش‌ فناوري‌ اطلاعات‌ (اينترنت‌) سوءاستفاده‌ از اين‌ وسايل‌ اشكال‌ گوناگوني‌ به‌ خود گرفته‌ است‌، كه‌ تحت‌ عنوان‌ جرائم‌رايانه‌اي‌ از آن‌ بحث‌ مي‌شود. انواع‌ جرائم‌ رايانه‌اي‌ توسط‌ افرادي‌ موسوم‌ به‌ هكرهاصورت‌ مي‌گيرد. از جمله‌ شايع‌ترين‌ اين‌ جرائم‌ كه‌ روز به‌ روز نيز بيشتر گسترش‌ مي‌يابدكلاهبرداري‌ اينترنتي‌ است‌ البته‌ در كنار آن‌ جرائم‌ ديگري‌ چون‌ جعل‌ كامپيوتري‌، سرقت‌اينترنتي‌، افشاي‌ اطلاعات‌ و… نيز از شايع‌ترين‌ اين‌ موارد است‌.

باتوجه‌ به‌ ضرورت‌ بررسي‌ اين‌ مقوله‌ مهم‌ در اين‌ برهه‌ از زمان‌ كه‌ تجارت‌ كالا وتكنولوژي‌، دانش‌ فني‌ و آفرينش‌ فكري‌ براي‌ دولتها مهمتر از تجارت‌ كالا و خدمات‌ شناخته‌مي‌شود به‌ ارائه‌ تحقيق‌ در اين‌ زمينه‌ پرداخته‌ شد.



بخش‌ اول‌

تعاريف‌ و كليات‌

فصل‌ اول‌: تعريف‌ جرم‌

گفتار اول‌: پديده‌ مجرمانه‌:

جرم‌ را به‌ صورتهاي‌ مختلفي‌ تقسيم‌ كرده‌اند.(1- اردبيلي‌، محمدعلي‌، حقوق جزاي‌عمومي‌، جلد اوّل‌، انتشارات‌ ميزان‌، ص‌ 27)

از نظر اجتماعي‌ جرم‌ به‌ آن‌ دسته‌ از اعمال‌ انحرافي‌ كه‌ به‌ اعتقاد گروه‌ يا گروه‌هاي‌حاكم‌ خطرناك‌ تلقي‌ مي‌شود اطلاق مي‌گردد. بديهي‌ است‌ كه‌ در هر گروه‌ اجتماعي‌انحراف‌(2- براي‌ تعريف‌ انحراف‌ و تفكيك‌ آن‌ رك‌: بروس‌ كوئن‌ – مباني‌ جامعه‌شناسي‌،انتشارات‌ سمت‌، ص‌ 217) – از ضوابط‌ و ارزشها صورت‌ مي‌گيرد و اين‌ انحرافها لازمه‌تحول‌ جامعه‌ و پيشرفت‌ و تعالي‌ آن‌ جامعه‌ است‌.

از نظر حقوق جزا تعريف‌ رسمي‌ و قانوني‌ جرم‌ ملاك‌ اعتبار است‌ و از اين‌ لحاظ‌جرم‌ به‌ فعل‌ يا ترك‌ فعلي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ قانونگذار براي‌ آن‌ مجازاتي‌ درنظر گرفته‌ باشدو از طرف‌ شخص‌ مسئول‌ ارتكاب‌ يابد. كه‌ اين‌ تعريف‌ كاملاً منطبق‌ بر ماده‌ 2 قانون‌مجازات‌ اسلامي‌ مي‌باشد.ماده‌ 2 ق .م‌.ا. «هر فعل‌ يا ترك‌ فعلي‌ كه‌ در قانون‌ براي‌ آن‌ مجازات‌تعيين‌ شده‌ باشد جرم‌ مي‌باشد.»

عناصر تشكيل‌ دهنده‌ جرم‌:

براي‌ آنكه‌ عملي‌ به‌ عنوان‌ جرم‌ قابل‌ مجازات‌ باشد جمع‌ آمدن‌ عناصري‌ چندضرورت‌ دارد.

اولاً: از طرف‌ قانون‌ بعنوان‌ جرم‌ پيش‌بيني‌ و مجازات‌ براي‌ آن‌ مقرر شده‌ باشد(عنصر قانوني‌ جرم‌).

ثانياً: فعل‌ يا ترك‌ فعل‌ بصورت‌ و در شرايط‌ خاص‌ باشد نه‌ تصور و اراده‌اي‌ كه‌فعليت‌ پيدا نكرده‌ است‌ (عنصر مادي‌ جرم‌).

ثالثاً: با قصد مجرمانه‌ يا تفصير جزايي‌ صورت‌ گرفته‌ باشد (عنصر معنوي‌ يا رواني‌جرم‌)



فصل‌ دوم‌

كليات‌

گفتار اول‌: جرائم‌ رايانه‌اي‌

ماهيت‌ جرائم‌ رايانه‌اي‌ ناشي‌ از توسعه‌ روزافزون‌ فناوري‌ اطلاعات‌ و ورود به‌عصر اطلاعات‌ است‌ كه‌ رايانه‌ مي‌تواند ابزار، هدف‌ و موضوع‌ ارتكاب‌ جرم‌ باشد، و غالباً به‌دو دسته‌ تفكيك‌ مي‌شوند دسته‌ اول‌ داراي‌ عناوين‌ و توصيف‌هاي‌ جزايي‌ كلاسيك‌ هستندنظير جعل‌ رايانه‌اي‌، كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ و جاسوسي‌ رايانه‌اي‌ كه‌ در اين‌ جرائم‌ رايانه‌ به‌عنوان‌ ابزاري‌ براي‌ رفتار مجرمانه‌ به‌ كار مي‌رود.

دسته‌ دوم‌ جرايم‌ رايانه‌اي‌ جديدند اين‌ جرائم‌ ناشي‌ از چگونگي‌ به‌ كارگيري‌ فناوري‌اطلاعات‌ هستند جرائمي‌ نظير دسترسي‌ غيرمجاز، اختلال‌ در داده‌ها و سيستم‌هاي‌رايانه‌اي‌ هرزه‌نگاري‌ اين‌ نوع‌ جرائم‌ جديد هستند.

در هر دو دسته‌ موضوع‌ جرم‌ با فرض‌ مال‌ بودن‌(3- براي‌ ديدن‌ مفهوم‌ مالي‌ و تفكيك‌آن‌ از ملك‌. رك‌: كاتوزيان‌، ناصر، اموال‌ و مالكيت‌، نشر ميزان‌، ص‌ 12) و داراي‌ ارزش‌بودن‌ داده‌ها و اطلاعات‌: مال‌ ديگران‌، امنيت‌، آسايش‌ فردي‌، آسايش‌ عمومي‌، اخلاق عمومي‌ و حيثيت‌ افراد است‌.

عمومي‌ترين‌ عنوان‌ مجرمانه‌ در حوزه‌ فناوري‌ اطلاعات‌ هك‌ است‌. در حقيقت‌ اولين‌اقدام‌ براي‌ شروع‌ يك‌ جرم‌ رايانه‌اي‌ يا بهتر بگوييم‌ رفتار قابل‌ سرزنش‌ در فضاي‌ سايبردسترسي‌ غيرمجاز به‌ داده‌، رايانه‌، شبكه‌ به‌ طور كلي‌ هر سيستم‌ رايانه‌اي‌ است‌ كه‌ مربوط‌به‌ شخص‌ ديگري‌ باشد است‌ اين‌ ورود غيرمجاز مي‌تواند براي‌ اطلاعات‌، داده‌ها، برنامه‌هايا سيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌ غيرمجاز براي‌ مرتكب‌ نشان‌ دادن‌ مهارت‌ شخص‌، كسب‌ مال‌مربوط‌ به‌ ديگري‌، اختلال‌ و خرابكاري‌، جاسوسي‌ و… باشد. اين‌ عمل‌ فارغ‌ از نيت‌ مرتكب‌كاملاً يك‌ رفتار قابل‌ سرزنش‌ و ناپسند است‌ و نحوه‌ ارتكاب‌ اين‌ جرائم‌ عبارت‌ است‌ از:ورود، تحصيل‌، حذف‌، اختلال‌، دستكاري‌ و… در نبود قانون‌ در عرصه‌ سايبر همچون‌ ديگرعرصه‌ها و مظاهر پيشرفت‌ بشري‌ به‌ هرج‌ و مرج‌ مي‌انجامد درست‌ شبيه‌ به‌ آيين‌ نامه‌رانندگي‌ روز اولي‌ كه‌ اتومبيل‌ ساخته‌ شد كسي‌ به‌ مقررات‌ آن‌ توجه‌ نمي‌كرد ولي‌ امروزه‌كمتر كسي‌ نافي‌ لزوم‌ مقررات‌ رانندگي‌ است‌ اگر امروز مقررات‌ رانندگي‌ كان‌ لم‌ يكن‌ تلقي‌شود چه‌ روي‌ مي‌دهد قوانين‌ عرضه‌ فناوري‌ اطلاعات‌ هم‌ همين‌ طور هستند اگر قانوني‌نباشد كدام‌ آدم‌ عاقلي‌ مي‌تواند خطر سرمايه‌گذاري‌ در اين‌ عرصه‌ را بپذيرد و كدام‌ يك‌ ازشما در جايي‌ سرمايه‌ گذاري‌ مي‌كنيد كه‌ پيوسته‌ مورد تاخت‌ و تاز ناقضين‌ مال‌ و حيثيت‌افراد مي‌شوند و هيچ‌ قانوني‌ براي‌ جلوگيري‌ و توبيخ‌ آنها وجود ندارد.

آيا شما ريسك‌ رفتن‌ به‌ خيابان‌ و رانندگي‌ را مي‌پذيريد؟

بر اين‌ اساس‌ در لايحه‌اي‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ جرائم‌ رايانه‌اي‌ توسط‌ دولت‌ تقديم‌ مجلس‌شد و اكثر عناوين‌ مجرمانه‌ هر دو دسته‌ مذكور در لايحه‌ جرم‌ انگاري‌ شده‌ است‌ البته‌غيربخشي‌ كه‌ در لايحه‌ مربوط‌ به‌ جرم‌ انگاري‌ جرائم‌ مذكور است‌ بخش‌ ديگري‌ نيز كه‌مشتمل‌ بر آيين‌ دادرسي‌ و نحوه‌ رسيدگي‌ به‌ جرائم‌ رايانه‌اي‌ و ديگر جرائمي‌ كه‌ ناشي‌ ازتوسعه‌ كاربري‌ فناوري‌ اطلاعات‌ است‌ در اين‌ لايحه‌ ديده‌ شده‌ است‌.

لايحه‌ پس‌ از تصويب‌ كليات‌ آن‌ در مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در حال‌ بررسي‌ در شوردوم‌ آن‌ است‌ كه‌ براي‌ اصلاح‌ برخي‌ نقايص‌ و اشكالات‌ مركز پژوهشهاي‌ مجلس‌ گزارشي‌را تهيه‌ نمود كه‌ اين‌ گزارش‌ مورد توجه‌ مجلس‌ قرار گرفت‌ واميدواريم‌ پس‌ از رفع‌ مشكلات‌اين‌ لايحه‌ هرچه‌ زودتر تصويب‌ شده‌ و كشور ما نيز به‌ جرگه‌ كشورهايي‌ بپيوندد كه‌ رفتارغير مسئولانه‌ افراد در محيط‌ سايبر را مستوجب‌ سرزنش‌ دانسته‌ است‌ و پس‌ از اين‌ ناظرفروش‌ نرم‌افزارهاي‌ هكري‌ و آموزشهاي‌ هكري‌ نباشيم‌ زيرا تفاوتي‌ بين‌ مال‌، اخلاق ،حيثيت‌، آبرو در محيط‌ سنتي‌ و سايبر وجود ندارد. همانطور كه‌ آموزش‌ دزدي‌ ناپسنداست‌ آموزش‌ هك‌ هم‌ عملي‌ قابل‌ سرزنش‌ است‌. همزمان‌ با ورود انسان‌ به‌ هزاره‌ دوم‌ميلادي‌، همچنان‌ شاهد جرم‌ و جنايت‌هاي‌ بي‌شماري‌ هستيم‌ اگرچه‌ از نظر ماهوي‌ دچارتغيير نگشته‌ اما از نظر استفاده‌ از ابزارها و وسايل‌ گوناگون‌ تغييرات‌ شگرفي‌ به‌ خود ديده‌است‌. انسان‌ امروزي‌ همچنان‌ دزدي‌ مي‌كند، آدم‌ مي‌كشد و به‌ مال‌ و حريم‌ ديگران‌ تجاوزمي‌كند. در گذشته‌ فرد با يك‌ داس‌ يك‌ چوب‌ و يا يك‌ خنجر و كمي‌ بعد با اسلحه‌ ابزار تجاوزو دزدي‌ و باج‌ خواهي‌ از اموال‌ ديگران‌ بود. اما امروزه‌ با فشار دادن‌ يك‌ كليد و وارد كردن‌چند عدد مي‌شود به‌ حريم‌ ديگران‌ تجاوز و يا به‌ مال‌ او دست‌اندازي‌ نمود. حوزه‌ جرائم‌ درزندگي‌ امروز بشر آنقدر پيچيده‌ شده‌ كه‌ قانونگذاران‌ مجبورند تحولات‌ جرم‌ را به‌ صورت‌مداوم‌ زيرنظر داشته‌ باشند. به‌ تدوين‌ قوانين‌ صحيح‌ گام‌ بردارند.

اما همانطور كه‌ مشخص‌ شد در زندگي‌ اجتماعي‌ امروز بشر تحولاتي‌ صورت‌گرفته‌ كه‌ به‌ تأثير از آن‌ جرائم‌ نيز اشكال‌ متفاوتي‌ گرفته‌ است‌.

جرائم‌ اينترنتي‌ مصداق بارز اين‌ تحولات‌ در زندگي‌ اجتماعي‌ انسانها مي‌باشد.

گفتار دوم‌: تعريف جرائم‌ رايانه‌اي‌

در مورد جرائم‌ رايانه‌اي‌ تعاريف‌ زيادي‌ مطرح‌ شده‌ است‌.(4- براي‌ تعريف‌ رايانه‌رك‌: جعفري‌ لنگرودي‌، محمدجعفر، ترمينولوژي‌ حقوق ، انتشارات‌ كتابخانه‌ گنج‌ دانش‌)

طبق‌ تعريفي‌ كه‌ سازمان‌ ملل‌ متحد از اين‌ نوع‌ جرائم‌ نموده‌ جرم‌ رايانه‌اي‌ مي‌تواندشامل‌ فعاليت‌هاي‌ مجرمانه‌اي‌ باشد كه‌ ماهيتي‌ سنتي‌ دارند اما از طريق‌ ابزار مدرني‌ مثل‌رايانه‌ و اينترنت‌ صورت‌ مي‌گيرد.

از طرف‌ ديگر متخصصان‌ سازمان‌ OECD تعريف‌ متفاوتي‌ از آنچه‌ گفته‌ شد ارائه‌داده‌اند. آنها معتقدند سوء استفاده‌ از رايانه‌، هر نوع‌ رفتار غيرقانوني‌، غيراخلاقي‌ وغيرمجاز مربوط‌ به‌ پردازش‌ خودكار و انتقال‌ داده‌ها جرم‌ اينترنتي‌ محسب‌ مي‌شود. ازتعاريف‌ ارائه‌ شده‌ مي‌توان‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ حقيقتاً ماهيت‌ جرم‌ تفاوتي‌ ندارد و اين‌ابزار است‌ كه‌ وقوع‌ جرم‌ در بستري‌ جديد ا فراهم‌ مي‌نمايد.

اما پيش‌ از آنكه‌ بخواهيم‌ در مورد جرائم‌ رايانه‌اي‌ به‌ بحث‌ بپردازيم‌ بايد وارد حوزه‌جرائم‌ سايبر شويم‌. جرائم‌ در فضاي‌ سايبر يا فضاي‌ سايبري‌ به‌ واسطه‌ تغييرات‌ سريع‌فناوري‌ اطلاعات‌ در قلمرو سيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌ و مخابرات‌ امكان‌ وقوع‌ مي‌يابند. در اين‌گونه‌ جرائم‌ تأكيد بر رايانه‌ نيست‌ بلكه‌ رايانه‌ وسيله‌اي‌ است‌ كه‌ ابزار وقوع‌ جرم‌ قرار يم‌گيرد كه‌ به‌ آن‌ نسل‌ سوم‌ جرائم‌ رايانه‌اي‌ نيز مي‌گويند.

تقسيم‌بندي‌ جرائم‌ رايانه‌اي‌:

كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ و رايانه‌اي‌

جعل‌ اينترنتي‌ و رايانه‌اي‌

ايجاد خسارت‌ يا تغيير داده‌ها

دستيابي‌ غيرمجاز به‌ سيستم‌ها و خدمات‌ رايانه‌اي‌

تكثير غيرمجاز برنامه‌هاي‌ رايانه‌اي‌

جزء جرايم‌ شناخته‌ شده‌ در حوزه‌ رايانه‌ و اينترنت‌ محسوب‌ مي‌شوند. همانطور كه‌مشخص‌ شد جرائم‌ مختلفي‌ مي‌تواند در حوزه‌ رايانه‌ اينترنت‌ رخ‌ دهد. از ديگرتقسيم‌بندي‌هاي‌ ارائه‌ شده‌ نيز مي‌توان‌ استفاده‌ نمود. در يك‌ تقسيم‌بندي‌ ديگر جرائم‌اينگونه‌ طبقه‌بندي‌ شده‌ است‌ كه‌ مبتني‌ بر جرائم‌ و مجازات‌ در اين‌ زمينه‌ ارائه‌ شده‌ است‌:

دسترسي‌ غيرمجاز به‌ داده‌ها يا سيستم‌ رايانه‌اي‌ يا مخابراتي‌

شنود و دريافت‌ غيرمجاز ارتباط‌ خصوصي‌ بوسيله‌ سيستم‌ رايانه‌اي‌ يا مخابراتي‌يا امواج‌ الكترومغناطيسي‌

جرائم‌ عليه‌ امنيت‌(5- تعريف‌ جرايم‌ عليه‌ امنيت‌: مرادي‌، حسن‌، جرائم‌ عليه‌ امنيت‌عمومي‌، تقريرات‌ جزاي‌ اختصاصي‌ (3) همچنين‌، دكتر ميرمحمد سادقي‌، حسين‌، جرائم‌عليه‌ امنيت‌ عمومي‌، نشر ميزان‌، همچنين‌ طبق‌ همين‌ كتاب‌ جعل‌ را تعريف‌ نمائيد)سيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌ يا مخابراتي‌

جرائم‌ عليه‌ صحت‌ و تماميت‌ داده‌ها و سيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌ و مخابراتي‌

جعل‌ اينترنتي‌

تخريب‌ و ايجاد اختلال‌ در داده‌ها

اختلال‌ در سيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌

كلاهبرداري‌ اينترنتي‌

مطابق‌ اين‌ تقسيم‌بندي‌ كه‌ يكي‌ از تقسيم‌بندي‌هاي‌ كامل‌ در زمينه‌ جرائم‌ اينترنتي‌محسوب‌ مي‌شود جرائم‌ در اين‌ حوزه‌ به‌ بخش‌هاي‌ گوناگوني‌ تقسيم‌ يافته‌ است‌. به‌ هرحال‌ همانطور كه‌ مي‌دانيم‌ معمولاً تقسيم‌ بندي‌ها همواره‌ با اشكالاتي‌ مواجه‌ هستند اماپرداختن‌ به‌ اين‌ مباحث‌ و اينكه‌ به‌ تحليل‌ تقسيم‌بندي‌هاي‌ ارائه‌ شده‌ در اين‌ زمينه‌ بپردازيم‌از حوصله‌ اين‌ تحقيق‌ خارج‌ است‌. البته‌ باتوجه‌ به‌ اينكه‌ سابقه‌ چندان‌ و تجربه‌ زيادي‌ نيز دراين‌ زمينه‌ موجود نيست‌ مجبور هستيم‌ به‌ تقسيم‌بندي‌هاي‌ ارائه‌ شده‌ در اين‌ زمينه‌ اكتفاكنيم‌.

مطابق‌ تعريف‌ سازمان‌ ملل‌ متحد در مجموع‌ انواع‌ جرائم‌ در حوزه‌ رايانه‌ و اينترنت‌و به‌ تعبير ديگر اقسام‌ جرائم‌ رايانه‌ به‌ چند نوع‌ تقسيم‌ شده‌.

فصل‌ سوم‌

جرم‌ كلاهبرداري‌(6)

(6- جرم‌ كلاهبرداري‌ را در فقه‌ مي‌توان‌ به‌ عناويني‌ همچون‌ احتيال‌ مقايسه‌ نموده‌(حواله‌ بازي‌) براي‌ ديدن‌ توضيح‌ بيشتر رجوع‌ كنيد به‌ تحريرالروضه‌ – اميني‌ – آيتي‌ – باب‌حدود سرقت‌)

گفتار اول‌: تعريف‌

اين‌ تعريف‌ در كتاب‌ ترمينولوژي‌ حقوق ، تأليف‌ دكتر محمدجعفر جعفري‌ لنگرودي‌آمده‌ است‌.(7- جعفري‌ لنگرودي‌، محمدجعفر، ترمينولوژي‌ حقوق ، گنج‌ دانش‌، همچنين‌جرائم‌ عليه‌ اموال‌، دكتر ميرمحمد صادقي‌ در همين‌ زمينه‌)

كه‌ براساس‌ ماده‌ 238 قانون‌ مجازات‌ عمومي‌ برداشت‌ شده‌ است‌. مطابق‌ اين‌ ماده‌جرم‌ كلاهبرداري‌ اين‌ چنين‌ تعريف‌ شده‌: هركس‌ به‌ وسايل‌ تقلبي‌ متوسل‌ شود براي‌ اينكه‌مقداري‌ از مال‌ ديگري‌ را ببرد يا از راه‌ حيله‌ و تقلب‌ مردم‌ را به‌ وجود شركتها ياتجارتخانه‌ها و يا كارخانه‌هاي‌ موهومه‌ مغرور كند يا به‌ امور غيرواقع‌ بترساند و يا اسم‌ ويا عنوان‌ يا سمت‌ مجعول‌ اختيار نمايد و به‌ يكي‌ از طرق مزبوره‌ وجوه‌ يا اسناد و بليط‌ها وقبوض‌ و مفاصاحساب‌ و اشكال‌ آن‌ به‌ دست‌ آورد و از اين‌ راه‌ مقداري‌ از اموال‌ ديگري‌ رابخورد به‌ حبس‌ تأديبي‌ از 6 ماه‌ تا 2 سال‌ و يا با تأديه‌ غرامت‌ از پنجاه‌ الي‌… تومان‌ و يا بهردو مجازات‌ محكوم‌ خواهد شد…»

گفتار دوم‌: عناصر تشكيل‌ دهنده‌ جرم‌ كلاهبرداري‌

باتوجه‌ به‌ م‌ 238 و دقت‌ نظر در آن‌ اينگونه‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ براي‌ تحقق‌ جرم‌كلاهبرداري‌ بايد سه‌ نوع‌ عمل‌ متفاوت‌ صورت‌ گيرد.

توسل‌ به‌ وسايل‌ تقلبي‌

بدست‌ آوردن‌ وجوه‌ يا اسناد و بليط‌ها و قبوض‌ و مفاصاحساب‌ و امثال‌ آن‌ وبالاخره‌ «خوردن‌» مقداري‌ از اموال‌ ديگري‌.

بديهي‌ است‌ تا وقتي‌ اين‌ نوع‌ سه‌ عمل‌ جمع‌ نشده‌ و نتيجه‌ مجرمانه‌ كه‌ به‌ تعبيرقانونگذار سابق‌ ما واژه‌ «خوردن‌» مال‌ ديگري‌ بود تحقق‌ نيافته‌ باشد جرم‌ كلاهبرداري‌مصداق پيدا نخواهد كرد و به‌ تعبيري‌ ديگر تحقق‌ جرم‌ مشروط‌ و مقيد به‌ آنست‌ كه‌ نتيجه‌مجرمانه‌اي‌ بر فعل‌ مرتكب‌ شده‌ باشد و از اين‌ نظر جزء جرايم‌ مقيد است‌.

با وقوع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و بوجود آمدن‌ تحولات‌ مختلف‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ قوانين‌جزايي‌ نيز متحول‌ شد. با تصويب‌ قانون‌ تشديد مجازات‌ مرتكبين‌ ارتشاء اختلاس‌ وكلاهبرداري‌ مورخ‌ 28/6/1364 توسط‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ و طي‌ كش‌ و قوس‌هاي‌فراوان‌ نهايتاً مورخ‌ 15/9/1367 توسط‌ مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت‌ نظام‌ تأييد شد و پس‌ ازاين‌ تاريخ‌ لازم‌الاجرا شد.

البته‌ بگذريم‌ از آنكه‌ تأييد و لازم‌ الاجرا شدن‌ اين‌ قانون‌ از نظر قانون‌ اساسي‌ توسط‌مجمع‌ خلاف‌ است‌ زيرا زماني‌ بوده‌ است‌ كه‌ اصلاً «وجود حقوقي‌ نداشته‌ و حتي‌ اصولاً برفرض‌ وجود اين‌ نهاد حقوقي‌ حق‌ قانونگداري‌ را ندارد.»

همچنين‌ در قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ در فصل‌ يازدهم‌ آن‌ از عبارات‌ ارتشاء و ربا وكلاهبرداري‌ نام‌ برده‌ ولي‌ عملاً در اين‌ فصل‌ ماده‌اي‌ در اين‌ زمينه‌ وجود ندارد كه‌ مي‌توان‌از اشكالات‌ و نواقص‌ قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ برشمرد.

مطابق‌ ماده‌

(1) قانون‌ مجازات‌ مرتكبين‌ ارتشاء و اختلاس‌ و كلاهبرداري‌ «هركس‌ از راه‌ حيله‌ وتقلب‌ مردم‌ را بوجود شركت‌ها يا تجارتخانه‌ها يا كارخانه‌ها يا مؤسسات‌ موهوم‌ يا به‌داشتن‌ اموال‌ و اختيارات‌ واهي‌ فريب‌ دهد يا به‌ امور غيرواقع‌ اميدوار نمايد يا از حوادث‌ وپيش‌آمدهاي‌ غير واقع‌ بترساند يا اسم‌ يا عنوان‌ مجحول‌ اختيار و به‌ يكي‌ از وسايل‌ مذكوريا وسايل‌ تقلبي‌ ديگر وجوه‌ يا اموال‌ يا اسناد يا حوالجات‌ يا قبوض‌ يا مفاصاحساب‌ و امثال‌آنها تحصيل‌ كرده‌ و از اين‌ راه‌ مال‌ ديگري‌ را ببرد كلاهبردار محسوب‌ و علاوه‌ بر رد مال‌ به‌صاحبش‌ به‌ حبس‌ از يك‌ تا هفت‌ سال‌ و پرداخت‌ جزاي‌ نقدي‌ معادل‌ مالي‌ كه‌ اخذ كرده‌ است‌محكوم‌ مي‌شود…»

از اين‌ ماده‌ چنين‌ برمي‌آيد كه‌ براي‌ تحقق‌ جرم‌ كلاهبرداري‌ توسل‌ به‌ وسايل‌ تقلبي‌ وبردن‌ مال‌ غير كه‌ همان‌ نتيجه‌ جرم‌ است‌ بايد صورت‌ گيرد. مطابق‌ اين‌ ماده‌ توسل‌ به‌وسايل‌ تقلبي‌ بايد موجب‌ اغفال‌ فرد شود و سپس‌ مالي‌ ربوده‌ شود في‌المثل‌ ترك‌ فعل‌نمي‌تواند توسل‌ به‌ وسايل‌ متقلبانه‌ باشد.

اغفال‌ و يا به‌ تعبير ديگر (فريب‌) برداشت‌ نادرست‌ و غلط‌ از واقعيت‌ را موجب‌مي‌شود از شرايط‌ اغفال‌ اين‌ است‌ كه‌ فرد مجني‌ عليه‌ علم‌ به‌ تقلبي‌ بودن‌ وسيله‌ متقلبانه‌نداشته‌ باشد و همچنين‌ موضوع‌ اغفال‌ بايد يك‌ فرد يا افراد انساني‌ باشد تا غفلت‌ صورت‌پذيرد مثلاً افرادي‌ كه‌ محجور هستند اغفال‌ در مورد آنها امكان‌ ندارد زيرا اين‌ افراد فاقدبعضاً اراده‌ و گاه‌ تفكر لازم‌ براي‌ انجام‌ امور هستند.

البته‌ ملاك‌ و معيار تشخيص‌ افراد انساني‌ متعارف‌ در جامعه‌ هم‌ نيز متفاوت‌ است‌كه‌ عده‌اي‌ معتقد بر معيار نوعي‌ و بعضي‌ ديگر معيار شخصي‌ را مورد پذيرش‌ قرارداده‌اند.

همانطور كه‌ گفته‌ شد نتيجه‌ جرم‌ كلاهبرداري‌ بردن‌ مال‌ غير و نهايتاً «ورود ضرر به‌شخص‌ مجني‌ عليه‌ است‌. بعبارت‌ ديگر كلاهبرداري‌ بعنوان‌ جرم‌ مقيد هم‌ سوء نيت‌ عام‌ وهم‌ سوء نيت‌ خاص‌ مي‌خواهد بدين‌ معنا كه‌ سوء نيت‌ عام‌ همان‌ علم‌ به‌ تقلبي‌ بودن‌ وسيله‌تقلبي‌ و سوء نيت‌ خاص‌ بردن‌ مال‌ غير كه‌ لازمه‌ اين‌ سوء نيت‌ علم‌ به‌ تعلق‌ مال‌ به‌ غيرمي‌باشد.

كلاهبرداري‌ در طبقه‌بندي‌ جرائم‌ به‌ ساده‌ و مركب‌ جزء جرائم‌ مركب‌ است‌. جرم‌مركب‌(8- براي‌ ذكر مرجع‌ براي‌ اين‌ تعريف‌ مراجعه‌ كنيد به‌ محمدعلي‌ اردبيلي‌، ايرج‌گلدوزيان‌ (فحشاي‌ ق مجازات‌ مواد 11 تا 12) و ديگر ليست‌ جزاي‌ عمومي‌) به‌ اعمالي‌ گفته‌مي‌شود كه‌ به‌ تنهايي‌ قابل‌ مجازات‌ نيست‌ ولي‌ مجموعاً جرمي‌ را بوجود مي‌آورد: جرم‌كلاهبرداري‌ (Escroquerie) استعمال‌ اسم‌ يا عنوان‌ ساختگي‌ به‌ منظور متقاعد ساختن‌طرف‌ بتأسيسات‌ entrepriss مجعول‌ و اقتدارات‌ و اعتبارات‌ موهوم‌ و اميدواركردن‌بوقايع‌ موهوم‌ يا بيم‌ دادن‌ از امور موهوم‌ تا به‌ اين‌ ترتيب‌ مال‌ يا سند يا اوراق بهادار وقولنامه‌ از طرف‌ بگيرند و ضرر به‌ او برسانند مجرم‌ اين‌ جرم‌ را كلاهبردار نامند. بين‌صحنه‌سازي‌ كلاهبردار و اشتباه‌ مجني‌ عليه‌ (كه‌ موجب‌ تسليم‌ مال‌ يا سند يا غيره‌مي‌شود) بايد رابطه‌ي‌ عليت‌ باشد»



بخش‌ دوم‌

كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌

(اينترنتي)

فصل اول:تعريف

گفتار اول‌: تعريف‌ كلاهبرداري‌ سنتي‌

ماده‌ 1 قانون‌ تشديد مجازات‌ مرتكبين‌ ارتشاء و اختلاس‌ و كلاهبرداري‌(9- قانون‌تشديد مجازات‌ مرتكبين‌ ارتشاء و اختلاس‌ و كلاهبرداري‌، مصوب‌ (28/6/1364) مجلس‌شوراي‌ اسلامي‌ و تأييد (15/9/1367) مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت‌ نظام‌) كه‌ در حال‌ حاضرعنصر قانوني‌ جرم‌ كلاهبرداري‌ محسوب‌ مي‌شود، بيان‌ مي‌دارد «هركس‌ از راه‌ حيله‌ وتقلب‌، مردم‌ را به‌ وجود شركت‌ها يا تجارتخانه‌ها يا مؤسسات‌ موهوم‌ يا به‌ داشتن‌ اموال‌ واختيارات‌ واهي‌ فريب‌ دهد يا به‌ امور غيرواقع‌ اميدوار نمايد يا از حوادث‌ و پيش‌آمدهاي‌ غيرواقع‌ بترساند يا اسم‌ وعنوان‌ مجعول‌ اختيار كند و به‌ يكي‌ از وسايل‌ مذكور يا وسايل‌ تقلبي‌ديگر وجوه‌ و يا اموال‌ و اسناد و حوالجات‌ يا قبوض‌ يا مفاصاحساب‌ و امثال‌ آنها تحصيل‌كرده‌ و اين‌ راه‌ مال‌ ديگري‌ را ببرد و كلاهبردار محسوب‌…»

بنابراين‌ در اين‌ ماده‌، جرم‌ كلاهبرداري‌ تعريف‌ نشده‌ است‌ و فقط‌ به‌ ذكر مصاديق‌بسنده‌ شده‌ است‌ ولي‌ باتوجه‌ به‌ مصاديق‌ ذكر شده‌ و رعايت‌ اصل‌ جامع‌ و مانع‌ بودن‌تعريف‌، جرم‌ كلاهبرداري‌ عبارتست‌ از بردن‌ مال‌ غير، از طريق‌ توسل‌ توأم‌ با سوء نيت‌ به‌وسايل‌ يا عمليات‌ متقلبانه‌.

ب‌) تعريف‌ اينترنت‌

اينترنت‌ را مجموعه‌اي‌ از شبكه‌ها گويند و از طريق‌ آن‌ شبكه‌هاي‌ مختلف‌ رايانه‌اي‌توسط‌ سخت‌افزار و نرم‌ افزارهاي‌ مربوط‌ و با قراردادهاي‌ ارتباطي‌ يكسان‌ به‌ يكديگرمتصل‌ شده‌ و با اختصاص‌ آدرس‌هاي‌ الكترونيكي‌ خاص‌ هريك‌ از آنها مي‌توانند به‌صورت‌ متن‌، صدا، تصوير و حتي‌ فيلم‌ تبادل‌ اطلاعات‌ كنند.

بنابراين‌ اينترنت‌ موجب‌ دسترسي‌ آسان‌ و سريع‌ به‌ حجم‌ عظيمي‌ از اطلاعات‌ دركوتاه‌ترين‌ زمان‌ ممكن‌ گرديده‌ و هر روز در حال‌ گسترش‌ و توسعه‌ مي‌باشد بطوريكه‌امروز مانند اشعه‌اي‌ نور خود را بر پنج‌ قاره‌ جهان‌ افكنده‌ و دنياي‌ شگفت‌انگيزي‌ را بوجودآورده‌ كه‌ با ورود در آن‌ مي‌توان‌ مطالب‌ فراواني‌ در ماهيت‌ شبكه‌ها و پايگاه‌ آموخته‌ وعلاوه‌ بر آن‌ مي‌توان‌ به‌ تمامي‌ موضوعات‌ موجود و قابل‌ بررسي‌ در جهان‌ دست‌ يافت‌.

سال‌ واقعي‌ پيدايش‌ اينترنت‌ را سال‌ 1983 مي‌دانند چرا كه‌ در اين‌ سال‌ تغييرات‌مهمي‌ در كنترل‌ شبكه‌ها صورت‌ گرفت‌ و بسياري‌ از شبكه‌ها از شبكه‌هاي‌ اروپا و ژاپن‌،توسط‌ دروازه‌هايي‌ به‌ آرپانت‌ وصل‌ شدند. در سال‌ 1990 آرپانت‌ منحل‌ شد و وظائف‌ آن‌به‌ ساختار گسترده‌تري‌ بنام‌ اينترنت‌ محول‌ شد و به‌ دنبال‌ آن‌ ممنوعيت‌ جابجايي‌ پيام‌هاي‌تجاري‌ نيز برداشته‌ شد و با تبديل‌ سيستم‌ عامل‌ يونيكس‌ ديگر برنامه‌ي‌ كاربردي‌ علمي‌ به‌واسطه‌هاي‌ تحت‌ ويندوز استفاده‌ از اينترنت‌ براي‌ عموم‌ راحت‌ شد و اينترنت‌ كنوني‌بوجود آمد.

گفتار دوم‌: تعريف‌ كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ (رايانه‌اي‌)

حال‌ با بيان‌ تعاريف‌ و مقدماتي‌ در اين‌ زمينه‌ مي‌توان‌ به‌ تعريف‌ كلاهبرداري‌اينترنتي‌ (رايانه‌اي‌) پرداخت‌:

كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ يكي‌ از جرائم‌ موسوم‌ به‌ «جرائم‌ يقه‌ سفيدها» <> است‌ كه‌ باتوسعه‌ اينترنت‌ و ارتباطات‌ گسترش‌ يافته‌ است‌. در يك‌ تعريف‌ ساده‌ از جرائم‌ يقه‌ سفيدهامي‌توان‌ گفت‌ كساني‌ كه‌ به‌ واسطه‌ موقعيت‌ اجتماعي‌، اقتصادي‌ و يا سياسي‌ خود به‌ حقوق اعضاء جامعه‌ تجاوز مي‌كنند در شمار اين‌ جرائم‌ قرار مي‌گيرند. منظور از كلاهبرداي‌اينترنتي‌ هرگونه‌ كلاهبرداري‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ برنامه‌هاي‌ كامپيوتري‌ و رايانه‌اي‌ ياارتباطات‌ شبكه‌ اينترنتي‌ صورت‌ مي‌گيرد مثلاً از طريق‌ سايت‌ها (web) پست‌ الكترونيك‌(e-mail) يا اتاق هاي‌ گفتگو (chat rooms) در واقع‌ كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ به‌ هر نوع‌ طرح‌متقلبانه‌اي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ يك‌ يا چند بخش‌ از اينترنت‌ را به‌ كار مي‌گيرد و تادرخواست‌هاي‌ متقلبانه‌اي‌ را به‌ منظور بردن‌ اموال‌ و احتمالاً انجام‌ معاملات‌ جعلي‌ باقربانيان‌ احتمالي‌ مطرح‌ سازد. بنابراين‌ مشخص‌ مي‌شود كه‌ كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ اززماني‌ رواج‌ پيدا كرد كه‌ محيط‌ مجازي‌ مثل‌ محيط‌ اينترنت‌ پا به‌ عرصه‌ وجود گذاشت‌ وتقريباً حدود ده‌ دهه‌ است‌ كه‌ از عمر اين‌ جرم‌ مي‌گذرد.

اولين‌ قانوني‌ كه‌ در رابطه‌ با جرائم‌ اينترنتي‌ به‌ تصويب‌ رسيد در سال‌ 1984 دركشور آمريكا بود كه‌ بعدها در سال‌هاي‌ 1994 و 1996 اين‌ قانون‌ اصلاح‌ گرديد.

گفتار سوم‌: تفاوت‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ با كلاهبرداري‌اينترنتي‌

ممكن‌ است‌ اين‌ سؤال‌ مطرح‌ شود كه‌ آيا كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ يا كامپيوتري‌ باكلاهبرداري‌ اينترنتي‌ متفاوت‌ است‌ يا خير. در پاسخ‌ به‌ اين‌ سؤال‌ بايد گفت‌ كه‌ قبل‌ از وجوداينترنت‌ كامپيوتر وجود داشته‌ و كامپيوتر مفهومي‌ قديمي‌تر دارد. كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ ياكامپيوتري‌ قبل‌ از بوجود آمدن‌ اينترنت‌ وجود داشته‌ ولي‌ بعد از اينكه‌ اينترنت‌ بوجود آمدو محيط‌ مجازي‌ (yberspace) بوجود آمد كم‌كم‌ اصطلاح‌ كلاهبرداري‌ كامپيوتري‌ به‌كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ تغيير نام‌ پيدا بنحوي‌ كه‌ بعضي‌ معتقدند كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ همان‌كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ مي‌باشد و اين‌ دو اصطلاح‌ را به‌ جاي‌ هم‌ ديگر به‌ كار مي‌برند.

اما بعضي‌ ديگر معتقدند بايد بين‌ اين‌ دو اصطلاح‌ تفاوت‌ قائل‌ شد و بطوريكه‌ بايدكلاهبرداري‌ رايانهاي‌ يا كامپيوتري‌ را اعم‌ از كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ تلقي‌ نماييم‌ پس‌ از اين‌حيث‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ مفهومي‌ عام‌ نسبت‌ به‌ كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ دارد.

ولي‌ به‌ نظر مي‌رسد قوانين‌ مصوب‌ در اين‌ زمينه‌ نظريه‌ اول‌ را تأييد مي‌نمايد. با بيان‌اين‌ مطالب‌ مي‌توان‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ بايد ميان‌ كلاهبرداري‌ سنتي‌ و اينترنتي‌ تفاوت‌قائل‌ شد. بنابراين‌ ماده‌ 1 قانون‌ تشديد در هيچ‌ شرايطي‌ نمي‌تواند مستند قانوني‌ ما قرارگيرد. از اين‌ رو با پذيرش‌ اين‌ نظريه‌ توسط‌ قانونگذار ما در تاريخ‌ 17/10/1382 قانون‌تجارت‌ الكترونيك‌ براي‌ از بين‌ بردن‌ خلاء موجود در قوانين‌ در اين‌ زمينه‌ و تجارت‌الكترونيك‌ به‌ تصويب‌ رسيد. قانون‌ تجارت‌ الكترونيك‌ مشتمل‌ به‌ 82 ماده‌ است‌ كه‌ درابواب‌ و مباحثي‌ و فصول‌ مختلف‌ به‌ مباحثي‌ در زمينه‌هاي‌ كليات‌ و تعاريف‌ و تفسيرقانون‌، اعتبار قراردادهاي‌ خصوصي‌، پذيرش‌ ارزش‌ اثباتي‌ امضاء الكترونيكي‌ مبادله‌ داده‌پيام‌، حمايت‌ انحصاري‌ در بستر مبادلات‌ الكترونيكي‌، حمايت‌ از داده‌ پيام‌هاي‌ شخصي‌،حفاظت‌ از داده‌ و پيام‌ در بستر مبادلات‌ الكترونيكي‌، حمايت‌ از علائم‌ تجاري‌ جرائم‌ ومجازات‌ها و كلاهبرداري‌ كامپيوتري‌، جعل‌ كامپيوتري‌ نقص‌ حقوق انحصاري‌ در بسترمبادلات‌ الكترونيك‌، جبران‌ خسارت‌ و ديگر مسائل‌ متفرقه‌ از جمله‌ مهمترين‌ ابواب‌ ومباحث‌ و فصول‌ اين‌ قانون‌ مي‌توان‌ برشمرد كه‌ به‌ آن‌ پرداخته‌ است‌.

در باب‌ چهارم‌ اين‌ قانون‌ اولين‌ مبحث‌ قرار گرفته‌ در اين‌ باب‌ كلاهبرداري‌كامپيوتري‌ است‌. كه‌ نشانگر ميزان‌ اهميت‌ و درجه‌ آن‌ در نظر قانونگذار است‌ زيراهمانطور كه‌ مشخص‌ شد بيشتر جرائمي‌ كه‌ در حوزه‌ جرائم‌ رايانه‌اي‌ اتفاق مي‌افتد همين‌كلاهبرداري‌ كامپيوتري‌ است‌. ماده‌ 67 و همچنين‌ تبصره‌ آن‌ در قانون‌ تجارت‌ الكترونيك‌در باب‌ چهارم‌ از جرائم‌ و مجازات‌ها و مبحث‌ اول‌ كلاهبرداري‌ كامپيوتري‌ تنها ماده‌ در اين‌زمينه‌ است‌ بعبارت‌ ديگر تنها عنصر قانوني‌ ما در اين‌ زمينه‌ محسوب‌ مي‌شود. ماده‌ 67قانون‌ تجارت‌ الكترونيك‌ مقرر داشته‌ است‌: هركس‌ در بستر مبادلات‌ الكترونيكي‌، با سوءاستفاده‌ و يا استفاده‌ غيرمجاز از داده‌ پيام‌ها، برنامه‌ها و سيستم‌ رايانه‌اي‌ و وسايل‌ ارتباط‌از راه‌ دور و ارتكاب‌ افعالي‌ نظير ورود، محو، توقف‌ داده‌ پيام‌ها، برنامه‌ها و سيستم‌هاي‌رايانه‌اي‌ و وسايل‌ ارتباط‌ از راه‌ دور و ارتكاب‌ افعالي‌ نظير ورود، محو، توقف‌ داده‌ پيام‌،مداخله‌ در عملكرد برنامه‌ يا سيستم‌ رايانه‌اي‌ و غيره‌ ديگران‌ را بفريبد و يا سبب‌ گمراهي‌سيستم‌هاي‌ پردازش‌ خودكار و نظاير آن‌ شود و از اين‌ طريق‌ براي‌ خود يا ديگري‌ وجوه‌،اموال‌ يا امتيازات‌ مالي‌ تحصيل‌ كند، اموال‌ ديگران‌ را ببرد مجرم‌ محسوب‌ و علاوه‌ بر ردمال‌ به‌ صاحبان‌ اموال‌ به‌ حبس‌ از يك‌ تا سه‌ سال‌ و پرداخت‌ جزاي‌ نقدي‌ معادل‌ مال‌ مأخوذه‌محكوم‌ مي‌شود.»

همچنين‌ تبصره‌ي‌ اين‌ ماده‌ مقرر مي‌دارد: شروع‌ به‌ اين‌ جرم‌ نيز جرم‌ محسوب‌ ومجازات‌ ان‌ حداقل‌ مجازات‌ مقرر در اين‌ ماده‌ مي‌باشد.

با دقّت‌ در اين‌ ماده‌ نياز به‌ توضيح‌ برخي‌ از اين‌ واژه‌ها خواهيم‌ داشت‌. در ابتداي‌قانون‌ تجارت‌ الكترونيك‌ بعضي‌ از اين‌ واژه‌ها در مواد مختلف‌ بيان‌ شده‌ است‌. في‌المثل‌ماده‌ 2 اين‌ قانون‌ مقرر مي‌دارد: الف‌ – «داده‌ پيام‌» (Data Mmessage)(10- قانون‌ تجارت‌الكترونيك‌، مصوب‌ (17/10/1382) مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌)

هر نمادي‌ از واقعه‌، اطلاعات‌ يا مفهوم‌ است‌ كه‌ با وسايل‌ الكترونيكي‌، نوري‌ و يافناوري‌هاي‌ جديد اطلاعات‌ توليد، ارسال‌، دريافت‌، ذخيره‌، يا پردازش‌ مي‌شود.»

در همان‌ ماده‌ در قسمت‌ سيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌ (و) در تعريف‌ (Computer System)مي‌آورد. «هر نوع‌ دستگاه‌ يا مجموعه‌اي‌ از دستگاههاي‌ متصل‌ سخت‌افزار – نرم‌افزاري‌ كه‌از طريق‌ اجراي‌ برنامه‌هاي‌ پردازش‌ خودكار «داده‌ پيام‌» عمل‌ مي‌كند» يا در قسمت‌ (ف‌)همين‌ ماده‌ آورده‌ است‌.

وسايل‌ ارتباط‌ از راه‌ دور (Means of Distance Communication)

عبارت‌ از هر نوع‌ وسيله‌اي‌ است‌ كه‌ بدون‌ حضور فيزيكي‌ همزمان‌ تأمين‌ كننده‌ ومصرف‌ كننده‌ جهت‌ فروش‌ كالا و خدمات‌ استفاده‌ مي‌شود و همچنين‌ در قسمت‌ داده‌پيام‌هاي‌ شخصي‌ (ر) اين‌ ماده‌ اين‌ چنين‌ به‌ تعريف‌ (Data Private) پرداخته‌ است‌ «يعني‌«داده‌ پيام‌هاي‌» مربوط‌ به‌ يك‌ شخص‌ حقيقي‌ (موضوع‌ «داده‌» (Data Sabject) مشخص‌ ومعين‌

حال‌ با تعريف‌ برخي‌ از كلمات‌ البته‌ با استفاده‌ از قانون‌ توانستيم‌ شناخت‌ بهتري‌براي‌ نهايتاً تفسير و بحث‌ بررسي‌ در اين‌ پيرامون‌ بپردازيم‌. مشخص‌ شد كه‌ تعاريف‌فوق الذكر در حيطه‌ تخصصي‌ يك‌ حقوقدان‌ نيست‌ بلكه‌ تعاريف‌ ارائه‌ شده‌ را عده‌اي‌متخصص‌ در زمينه‌ علوم‌ رايانه‌ ارائه‌ كرده‌اند كه‌ نتيجه‌ آن‌ چيزي‌ جز ارتباط‌ علم‌ حقوق وعلوم‌ رايانه‌ نخواهد بود.

با ارائه‌ي‌ تعاريف‌ صحيح‌ در اختيار گذاشتن‌ اطلاعات‌ صحيح‌ مي‌توان‌ احاطه‌ يك‌حقوق دان‌ بر اين‌ اطلاعات‌ به‌ تجزيه‌ و تحليل‌ اين‌ مواد قانوني‌ و بالاخص‌ ماده‌ 67 قانون‌مزبور دست‌ پيدا نمود.

گفتار چهارم‌: مقايسه‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ با كلاهبرداي‌سنتي‌ و بررسي‌ عناصر تشكيل‌ دهنده‌ي‌ جرم‌:

مقايسه‌ كلاهبرداري‌ سنتي‌ با كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ 1 قانون‌ تشديد مقايسه‌ خواهيم‌كرد و به‌ بيان‌ تفاوت‌ها و شباهت‌ آن‌ خواهيم‌ پرداخت‌. قانونگذار در صدر ماده‌ 67 قانون‌تجارت‌ الكترونيك‌ ابتدا به‌ وجه‌ تمايز و اينكه‌ اين‌ جرم‌ در كدام‌ حيطه‌ انجام‌ مي‌پذيردپرداخته‌ است‌. حيطه‌ انجام‌ جرم‌ و موضوع‌ انجام‌ جرم‌ بستر مبادلات‌ الكترونيكي‌ مي‌دانددر حاليكه‌ در ماده‌ 1 قانون‌ تشديد چنين‌ چيزي‌ نيست‌. دومين‌ تفاوت‌ اين‌ است‌ كه‌ اعمالي‌ كه‌موجب‌ مي‌شود نهايتاً كسي‌ را بفريبد و مالي‌ را ببرد كاملاً متفاوت‌ است‌ با ماده‌ 1 ق تشديد.قانونگذار در ماده‌ 67 قانون‌ تجارت‌ الكترونيك‌ اشاره‌ مي‌كند هركس‌ با سوء استفاده‌ يااستفاده‌ غيرمجاز (عنصر معنوي‌ يا رواني‌ جرم‌) از راه‌ دور ارتكاب‌ افعالي‌ نظير ورود،محو، توقف‌ داده‌ پيام‌ مداخله‌ در عملكرد برنامه‌ يا سيستم‌ (عنصر مادي‌ جرم‌) بشود.درحاليكه‌ در ماده‌ 1 ق . تشديد آن‌ چيزي‌ كه‌ در نهايت‌ موجب‌ فريب‌ و بردن‌ مال‌ ديگري‌مي‌شود متفاوت‌ از آنچه‌ در ماده‌ 67 ق .ت‌. الكترونيك‌ بيان‌ شده‌ است‌ مي‌باشد. آن‌ چيزي‌ كه‌در ماده‌ 67 آمده‌ و به‌ نظر مي‌رسد ديد قانونگذار در خصوص‌ ماهيت‌ جرم‌ كلاهبرداري‌ تاقدري‌ از گذشته‌ متفاوت‌تر شده‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ در ماده‌ 1 ق . تشديد قانونگذار نتيجه‌جرم‌ را صرفاً نتيجه‌ كلاهبرداري‌ را بردن‌ مال‌ غير نمي‌داند.

بلكه‌ اعمالي‌ از قبيل‌ تحصيل‌ وجوه‌، اموال‌، يا امتيازات‌ مالي‌ را علاوه‌ بر بردن‌ مال‌ديگري‌ از نتايج‌ جرم‌ كلاهبرداري‌ تلقي‌ كرده‌ است‌. علاوه‌ بر اين‌ نيز قانونگذار نه‌ تنهاتحصيل‌ وجوه‌ و اموال‌ امتيازات‌ مالي‌ و بردن‌ مال‌ غير را براي‌ خود شخص‌ مجرم‌، جرم‌تلقي‌ كرده‌ بلكه‌ حتي‌ تحصيل‌ و بردن‌ اگر براي‌ شخص‌ غير از خود شخص‌ مجرم‌ نيز باشدكلاهبرداري‌ تلقي‌ نموده‌ است‌. البته‌ مشخص‌ ننموده‌ كه‌ آيا شخص‌ ديگر كه‌ در جرم‌ دخالت‌دارد بنحوي‌ شريك‌ در جرم‌ خواهد بود يا خير؟ اگر بر فرض‌ اينكه‌ شريك‌ در اين‌ جرم‌ است‌آيا مجازات‌ اصلي‌ در خصوص‌ وي‌ قابل‌ اعمال‌ است‌ يا خير و ديگر آثار حقوقي‌ كه‌ ممكن‌است‌ در اين‌ زمينه‌ بوجود آيد، متأسفانه‌ تكليفي‌ مشخص‌ ننموده‌ است‌. از ديگر تفاوت‌هايي‌كه‌ مي‌توان‌ در بيان‌ وجوه‌ تمايز اين‌ دو ماده‌ برشمرده‌ در ميزان‌ مجازات‌ اين‌ دو جرم‌ است‌.ماده‌ 1 ق تشديد مجازات‌ فرد مجرم‌ را علاوه‌ بر رد اصل‌ مال‌ به‌ صاحبش‌ به‌ حبس‌ از يك‌ تا7 سال‌ و پرداخت‌ جزاي‌ نقدي‌ معادل‌ مالي‌ كه‌ اخذ كرده‌ است‌ مي‌داند درحاليكه‌ به‌ 67 بيان‌مي‌دارد (علاوه‌ بر رد مال‌ به‌ صاحبان‌ اموال‌ به‌ حبس‌ از يك‌ تا سه‌ سال‌ و پرداخت‌ جزاي‌نقدي‌ معادل‌ مال‌ مأخوذه‌ محكوم‌ مي‌شود) آنچه‌ كه‌ مشخص‌ است‌ در ميزان‌ حداكثرمجازات‌ جرم‌ در دو ماده‌ تفاوت‌ ديده‌ مي‌شود. ماده‌ 1 ق تشديد حداكثر مجازات‌ حبس‌ را 7سال‌ مي‌داند درحاليكه‌ ماده‌ 67 ق .ت‌. الكترونيك‌ حداكثر مجازات‌ حبس‌ را 3 سال‌ تعيين‌مي‌كند و در خصوص‌ ديگر مجازاتها كاملاً شبيه‌ هستند يعني‌ هر دو ماده‌ اتفاق نظر بر رداصل‌ مال‌ به‌ صاحبش‌ و درحداقل‌ مجازات‌ حبس‌ يك‌ سال‌ و در خصوص‌ پرداخت‌ جزاي‌نقدي‌ نيز معادل‌ مال‌ مأخوذه‌ كاملاً با هم‌ يكسان‌ هستند.

هرچند رد اصل‌ مال‌ به‌ صاحبش‌ چندان‌ جنبه‌ جزائي‌ ندارد واينكه‌ بخواهيم‌ آنرا درزمره‌ مجازات‌ برشماريم‌ كار غلطي‌ است‌ پس‌ در بيان‌ بهتر بايد آنرا در زمره‌ مسئوليت‌مدني‌ مجرم‌ دانست‌ اگرچه‌ در مواد 1 ق . تشديد و م‌ 67 ق .ت‌. الكترونيك‌ بين‌ اين‌ دو تفاوتي‌قايل‌ نشده‌ است‌.



فصل‌ دوم‌

اقسام‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌

فصل دوم:اقسام‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌

باتوجه‌ به‌ اينكه‌ موضوع‌ كلاهبرداري‌ هرچيز داراي‌ ارزش‌ مالي‌ است‌ و روش‌ارتكاب‌ آن‌ نيز تمثيلي‌ مي‌باشد ممكن‌ است‌ تصور شود كه‌ اثري‌ بر اين‌ تقسيم‌بندي‌ مترتب‌نيست‌ اما چنين‌ تقسيم‌بندي‌ داراي‌ دونماينده‌ به‌ شرح‌ زير مي‌باشد.

اول‌ آنكه‌ روشهاي‌ مختلف‌ توسل‌ كلاهبرداران‌ به‌ وسايل‌ متقلبانه‌ را معرفي‌ مي‌كند واز طرف‌ ديگر موجب‌ مطالعه‌ آماري‌ اين‌ جرم‌ و بررسي‌ ميزان‌ شيوع‌ آن‌ در فضاي‌ مجازمي‌شود. مطابق‌ با تقسيم‌بندي‌ مركز دادخواهي‌ كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ ايالت‌ متحده‌ آمريكا،كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ را مي‌توان‌ 9 قسمت‌ طبقه‌بندي‌ نمود:

1) كلاهبرداري‌ از مؤسسات‌ مالي‌: در اين‌ قسم‌ از كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌ مرتكب‌ ازطريق‌ سوء استفاده‌ از كارت‌هاي‌ اعتباري‌ و يا سوء استفاده‌ از هويت‌ ديگران‌ مبادرت‌ به‌فريب‌ مؤسسات‌ مالي‌ مي‌كند.

2) كلاهبرداري‌ در شرط‌ بندي‌: تقلب‌ در شرط‌ بندي‌ از طريق‌ تباني‌ ورزشي‌ ياادعاهاي‌ دروغين‌ براي‌ بردن‌ يك‌ جايزه‌ يا برنده‌ شدن‌ در بازي‌

3) كلاهبرداري‌ در ارتباطات‌: عبارت‌ است‌ از توسل‌ به‌ وسيله‌ متقلبانه‌ در امر مبادله‌اطلاعات‌ كه‌ منجر به‌ استفاده‌ از سيستم‌ ارتباطات‌ به‌ طور غيرمجاز مي‌شود مانند سوءاستفاده‌ از خدمات‌ ارتباطي‌ بيسيم‌ و ماهواره‌

4) كلاهبرداري‌ در منفعت‌: در اين‌ جا شخص‌ حقيقي‌ و حقوقي‌ با به‌ كاربردن‌مانورهاي‌ متقلبانه‌، قوانين‌ و مقررات‌ موجود در استفاده‌ از خدمات‌ را دور زده‌ و به‌صورت‌ غيرمجاز از آنهااستفاده‌ مي‌كنند مثلاً نفوذ به‌ سيستم‌ رايانه‌اي‌ برق

5) كلاهبرداري‌ از بيمه‌: مرتكب‌ در اين‌ قسم‌ از كلاهبرداري‌ در ميزان‌ خسارت‌ واقعي‌وارده‌ برخورد از طريق‌ صحنه‌ سازي‌ يا ادعاي‌ دروغين‌ تقلب‌ كرده‌ و ميزان‌ آن‌ را خواستارمي‌شود.

6) كلاهبرداري‌ از دولت‌: قلب‌ حقيقت‌ به‌ قصد انجام‌ عملي‌ به‌ ضد دولت‌ مشروط‌ براينكه‌ اين‌ ضرر وارد شود مانند فرار از پرداخت‌ ماليات‌

7) كلاهبرداري‌ در سرمايه‌گذاري‌: كلاهبرداري‌ در سرمايه‌گذاري‌ عبارتند از به‌ كاربردن‌ اعمال‌ خدعه‌آميز در راستاي‌ سرمايه‌گذاري‌ براي‌ تحصيل‌ پول‌ يا سود بيشتركلاهبرداري‌هاي‌ هرمي‌ در اين‌ قسمت‌ جا مي‌گيرد. (12- حسن‌ عالي‌پور، كلاهبرداري‌رايانه‌اي‌، ص‌ 14) نظير واهامي‌ هرمي‌

8) كلاهبرداري‌ تجاري‌: اين‌ قسم‌ از كلاهبرداري‌ عبارت‌ است‌ از توسل‌ به‌ اينترنت‌ ورايانه‌ براي‌ قلب‌ واقعيت‌ از طريق‌ اعمالي‌ چون‌ ورشكستگي‌، تقلب‌ يا نقض‌ حق‌ مؤلف‌.

9) كلاهبرداري‌ از اعتماد ديگران‌: اين‌ قسم‌ از كلاهبرداري‌ عبارت‌ است‌ از سوءاستفاده‌ از اعتماد ديگران‌ با توسل‌ به‌ وسايل‌ متقلبانه‌ كه‌ منجر به‌ ضرر ديگري‌ شود مانندادعاي‌ عدم‌ تحويل‌ بهاي‌ كالا دريافت‌ شده‌ شروع‌ به‌ جرم‌ يا انجام‌ جرم‌ بنمايد دستگير شودو جرم‌ او را مي‌توان‌ به‌ استناد ماده‌ 68 ق .ت‌. الكترونيك‌ پيگيري‌ نمود. ماده‌ 68 قانون‌مذكور مقرر مي‌دارد «هركس‌ در بستر مبادلات‌ الكترونيكي‌، از طريق‌ ورود، تغيير، محو وتوقف‌ داده‌ پيام‌ و مداخله‌ در پردازش‌ داده‌ پيام‌ و سيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌، و يا استفاده‌ ازوسايل‌ كاربردي‌ و سيستم‌هاي‌ رمزنكاري‌ توليد امضاء مثل‌ كليد اختصاصي‌ بدون‌ مجوزاضاكننده‌ و يا توليد امضاي‌ فاقد سابقه‌ ثبت‌ در فهرست‌ دفاتر اسناد الكترونيكي‌ و يا عدم‌انطباق آن‌ وسايل‌ با نام‌ دارنده‌ در فهرست‌ مزبور واخذ گواهي‌ مجعول‌ و نظاير آن‌ اقدام‌ به‌جعل‌ داده‌ پيام‌هاي‌ داراي‌ ارزش‌ مالي‌ و اثباتي‌ نمايد تا با ارائه‌ آن‌ به‌ مراجع‌ اداري‌، قضايي‌،مالي‌ و غيره‌ به‌ عنوان‌ داده‌ پيام‌ معتبر استفاده‌ نمايد جاعل‌ محسوب‌ و به‌ مجازات‌ حبس‌ ازيك‌ تا سه‌ سال‌ و پرداخت‌ جزاي‌ نقدي‌ به‌ ميزان‌ پنجاه‌ ميليون‌ (000/000/50 ريال‌ محكوم‌مي‌شود.) 64 ق .ت‌. الكترونيك‌ جرم‌ جداگانه‌اي‌ را انجام‌ داده‌ است‌ به‌ ميزان‌ مجازات‌ مقرردر ماده‌ 75 همان‌ قانون‌ محكوم‌ خواهد شد. ميزان‌ مجازات‌ مقرر شده‌ حبس‌ از شش‌ ماه‌ تادو سال‌ ونيم‌ و جزاي‌ نقدي‌ معادل‌ پنجاه‌ ميليون‌ ريال‌ خواهد بود. يا اگر كسي‌ كه‌ قصدكلاهبرداري‌ اينترنتي‌ دارد در بستر مبادلات‌ الكترونيكي‌ با استفاده‌ از علائم‌ تجاري‌ به‌صورت‌ نام‌ دامنه‌ (Name Domain) و يا هر نوع‌ نمايش‌ بر خط‌ (On Line) علائم‌ تجاري‌كه‌ موجب‌ فريب‌ يا مشتبه‌ شدن‌ طرف‌ به‌ اصالت‌ كالا و خدمات‌ شود و قبل‌ از ارتكاب‌ جرم‌دستگير شود به‌ استناد ماده‌ 66 ق .ت‌. الكترونيك‌ مرتكب‌ جرم‌ خاصي‌ شده‌ است‌ كه‌ ميزان‌مجازات‌ آن‌ در ماده‌ 76 قانون‌ تجارت‌ الكترونيك‌ از يك‌ تا سه‌ سال‌ حبس‌ و جزاي‌ نقدي‌ ازبيست‌ ميليون‌ (000/000/20) ريال‌ تا يكصد ميليون‌ (000/000/100) ريال‌ محكوم‌ خواهدشد. و يا اگر تأمين‌ كننده‌ (Supplier) شخصي‌ كه‌ بنا به‌ اهليت‌ تجاري‌، صنفي‌ يا حرفه‌اي‌فعاليت‌ مي‌كند در تبليغ‌ كالا و خدمات‌ خود مرتكب‌ فعل‌ يا ترك‌ فعلي‌ شود كه‌ سبب‌ مشتبه‌شدن‌ و يا فريب‌ مخاطب‌ از حيث‌ كميت‌ و كيفيت‌ شود مرتكب‌ جرم‌ خاصي‌ شده‌ است‌.درماده‌ 50 ق .ت‌. الكترونيكي‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ كه‌ ميزان‌ مجازات‌ اين‌ جرم‌ در ماده‌ 70قانون‌ مذكور معين‌ شده‌ است‌ (پرداخت‌ جزاي‌ نقدي‌ از بيست‌ ميليون‌ ريال‌(0000/000/20) تا يكصد ميليون‌ (000/000/100) ريال‌ خواهد بود) 66 و 50 ق .ت‌.الكترونيك‌ تأمين‌ كنندگاني‌ كه‌ موجب‌ اشتباه‌ و فريب‌ طرف‌ معامله‌ مي‌شدند پس‌ مي‌توان‌اين‌ اعمال‌ را به‌ استناد ماده‌ 67 ق .ت‌. الكترونيك‌ كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ ناميد و از اين‌ طريق‌آنها را مجازات‌ مقرر محكوم‌ نمود. در پاسخ‌ بايد گفته‌ شود درست‌ است‌ كه‌ اعمال‌ تأمين‌كنندگان‌ موجب‌ اشتباه‌ و فريب‌ طرف‌ معامله‌ مي‌شد اما در نهايت‌ وجه‌ يا مال‌ يا امتيازات‌مالي‌ از آنها برده‌ و يا تحصيل‌ نمي‌شد. پس‌ قانونگذار براي‌ آنكه‌ از وقوع‌ جرائم‌ اجتماعي‌همچون‌ كلاهبرداري‌ اينترنتي‌ جلوگيري‌ كند حتي‌ اگر فرد به‌ موجب‌ اعمال‌ انجام‌ شده‌وجه‌، مال‌ و يا امتيازات‌ مالي‌ را نبرد مجرم‌ محسوب‌ خواهد شد البته‌ نه‌ مجرم‌ جرم‌كلاهبرداري‌ بلكه‌ مجرم‌ جرم‌ خاصي‌ است‌ كه‌ قانونگدار در مواد 50 و 66 به‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌است‌.



فصل‌ سوم‌

فصل سوم:شروع‌ به‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌اي‌

شروع‌ به‌ كلاهبرداري‌(11- مصاحبه‌ دكتر ميرمحمد صادقي‌ با روزنامه‌ حمايت‌)رايانه‌اي‌ 2 ماده‌ 1 ق . تشديد علاوه‌ بر اين‌ مسئله‌ مقدر مي‌دارد در صورتي‌ كه‌ نفس‌ عمل‌انجام‌ شده‌ نيز جرم‌ باشد شروع‌ كننده‌ به‌ مجازات‌ آن‌ جرم‌ نيز محكوم‌ مي‌شود كه‌ درتبصره‌ ماده‌ 67 ق .ت‌. الكترونيك‌ از اين‌ مسئله‌ حكمي‌ را بيان‌ ننموده‌ است‌. و باتوجه‌ به‌اينكه‌ در مقام‌ بيان‌ بوده‌ در اين‌ باب‌ حكمي‌ را بيان‌ نكرده‌ پس‌ حتي‌ اگر بر فرض‌ اينكه‌ قدارعمل‌ انجام‌ شده‌ جرم‌ باشد نمي‌توان‌ آن‌ را به‌ استناد تبصره‌ ماده‌ 67 مجازات‌ نمود. البته‌اگر عنوان‌ جداگانه‌اي‌ داشته‌ باشد شايد بتوان‌ به‌ استناد مواد ديگر اين‌ قانون‌ به‌ جرم‌صورت‌ گرفته‌ رسيدگي‌ نمود. في‌المثل‌ گاه‌ يك‌ كلاهبردار براي‌ اينكه‌ بتواند كسي‌ را بفريبدو در نهايت‌ مالي‌ را ببرد از طريق‌ جعل‌ نمودن‌ وسايل‌ متقلبانه‌ جرم‌ را فراهم‌ مي‌كند. حال‌اگر كسي‌ كه‌ قصد ارتكاب‌ جرم‌ كلاهبرداري‌ دارد مرتكب‌ جعل‌ شود و قبل‌ از اينكه‌

گفتار اول‌: سمت‌ مرتكب‌ كلاهبرداري‌

ماده‌ 1 ق . تشديد سمت‌ مرتكب‌ را بعنوان‌ كيفيت‌ مشدده‌ جرم‌ بيان‌ كرده‌ است‌. هرچنداز نظر اصول‌ كلي‌ حقوق جزا نبايد سمت‌ مرتكب‌ تأثيري‌ در ميزان‌ مجازات‌ داشته‌ باشد.مثلاً بموجب‌ قانون‌ جزاي‌ عمومي‌ (قانوني‌ كه‌ قبل‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ اجرا مي‌شد) سمت‌كلاهبردار در ميزان‌ تشديد مجازات‌ تأثيري‌ نداشت‌ و زماني‌ مؤثر بود كه‌ از عنوان‌ مربوطه‌سوء استفاده‌ مي‌شد درحاليكه‌ بموجب‌ ماده‌ 1 ق تشديد تفاوتي‌ در اين‌ بين‌ وجود ندارد وخواه‌ فرد مرتكب‌ جرم‌ از اين‌ عنوان‌ استفاده‌ كند خواه‌ نكند مجرم‌ جرم‌ كلاهبرداري‌محسوب‌ و به‌ جزاي‌ مشدد حبس‌ 2 تا ده‌ سال‌ و انفصال‌ ابد از خدمات‌ دولتي‌ و پرداخت‌جزاي‌ نقدي‌ مالي‌ كه‌ اخذ كرده‌ است‌ محكوم‌ مي‌شود. اما ديد قانونگذار در اين‌ خصوص‌ نيزدر تصويب‌ ق .ت‌. الكترونيك‌ با گذشته‌ متفاوت‌ شده‌ بنحوي‌ كه‌ ديگر سمت‌ يا عنوان‌ فردمرتكب‌ در تشديد مجازات‌ تأثيري‌ ندارد و درنظر قانون‌گذار هر كسي‌ كه‌ اعمال‌ مجرمانه‌ماده‌ 67 را انجام‌ دهد صرفنظر از موقعيت‌، عنوان‌ و سمت‌ وي‌ به‌ مجازات‌ مقرر در اين‌ ماده‌محكوم‌ خواهد شد.

همانطور كه‌ پيشتر نيز بيان‌ شد جرم‌ كلاهبرداري‌ يك‌ جرم‌ مقيد است‌ يعني‌ شرط‌وقوع‌ آن‌ نتيجه‌ است‌. نتيجه‌ جرم‌ كلاهبرداري‌ چه‌ در ماده‌ 1 ق .ت‌. و چه‌ در ماده‌ 67 ق .ت‌.الكترونيك‌ تحصيل‌ و بردن‌ مال‌ غير و وجوه‌ و… بيان‌ شده‌ است‌ كه‌ البته‌ نهايتاً به‌ ضررمجني‌ عليه‌ منتهي‌ مي‌شود است‌. يكي‌ ديگر از وجوه‌ تمايز كلاهبرداري‌ سنتي‌ وكلاهبرداري‌ كامپيوتري‌ سمت‌ مرتكب‌ كلاهبردار است‌.

اما اينكه‌ تفاوت‌ تحصيل‌ با بردن‌ مال‌ چيست‌؟ سؤالي‌ است‌ كه‌ در پاسخ‌ آن‌ قانونگذاردر ماده‌ 67 به‌ بيان‌ آن‌ پرداخته‌ است‌. يعني‌ قانونگذار تحصيل‌ را ويژه‌ي‌ وجوه‌، اموال‌ ياامتيازات‌ مالي‌ دانسته‌ درحالي‌ كه‌ بردن‌ را صرفا ويژه‌ي‌ مال‌ مي‌داند.

بعبارت‌ بهتر موضوع‌ جرم‌ مال‌ و وجوه‌ امتيازات‌ مالي‌ استه‌ به‌ تعبير عام‌ كلمه‌ مال‌است‌.

اما مال‌ چيست‌؟ و به‌ چه‌ چيزي‌ مال‌ گفته‌ مي‌شود؟ در كتاب‌ ترمينولوژي‌ حقوق تأليف‌ دكتر محمدجعفر جعفري‌ لنگرودي‌ اين‌ چنين‌ از مال‌ تعريف‌ شده‌ «در اصل‌ از فعل‌ماضي‌ ميل‌ است‌ به‌ معني‌ خواستن‌. در فارسي‌ هم‌ به‌ مال‌ خواسته‌ مي‌گويند. در اصطلاح‌چيزي‌ است‌ كه‌ ارزش‌ اقتصادي‌ داشته‌ و قابل‌ تقويم‌ به‌ پول‌ باشد بنابراين‌ حقوق مالي‌ مانندحق‌ تحجير و حق‌ شفعه‌ و حق‌ صاحب‌ علامت‌ تجاري‌ هم‌ مال‌ محسوب‌ است‌. در قانون‌ مال‌تعريف‌ شده‌ است‌.) و همچنين‌ در تعريف‌ امتياز اين‌ چنين‌ بيان‌ شده‌: «اختصاص‌ شخص‌ به‌داشتن‌ حق‌ يا حقوق معين‌ مانند امتياز استخراج‌ نفت‌ يا امتياز كشيدن‌ خط‌ آهن‌ و ماننداينها» با تعاريف‌ مذكور مشخص‌ مي‌شود ان‌ چيزي‌ مي‌تواند موضوع‌ جرم‌ كلاهبرداري‌ وبطور كل‌ جرائم‌ عليه‌ اموال‌ صورت‌ گيرد كه‌ از نظر عقلايي‌ و شرعي‌ ارزش‌ داشته‌ و قابليت‌تقويم‌ داشته‌ خواه‌ از آن‌ استفاده‌ مادي‌ شود خواه‌ معنوي‌ و از نظر شرعي‌ بايد قابل‌ تملك‌باشد اگر چيزي‌ قابل‌ تملك‌ نباشد منافع‌ آن‌ نيز قابل‌ تملك‌ نخواهد بود.

بنابراين‌ تحصيل‌ وجوه‌ واموال‌ و امتيازات‌ مالي‌ وبردن‌ مال‌ غير زماني‌ مصداق پيدامي‌كند كه‌ بطور كلي‌ داراي‌ ارزش‌ اقتصادي‌ باشد پس‌ حتي‌ اگر فرد بواسطه‌ اعمال‌ متقلبانه‌في‌المثل‌ در فضاي‌ اينترنت‌ فريب‌ بخورد و ايميل‌ و رمز عبور آن‌ را به‌ كسي‌ بدهد و فرضاًايميلي‌ بود كه‌ هيچ‌ اطلاعات‌ مفيدي‌ ندارد و حداقل‌ براي‌ ثبت‌ نام‌ آن‌ وجهي‌ پرداخت‌ نشده‌باشد مسلم‌ است‌ در غير اين‌ صورت‌ شامل‌ اين‌ بحث‌ نخواهد بود. در ضمن‌ اينكه‌ دسترسي‌به‌ اطلاعات‌ شخصي‌ و افشاء آن‌ مطابق‌ ديگر مواد قانوني‌، قانون‌ تجارت‌ الكترونيك‌ قابل‌پيگرد خواهد بود (هرچند عملاً اين‌ امكان‌ وجود ندارد و تنها وسايل‌ شناسايي‌ مجرمين‌اينترنتي‌ در اختيار نهادهاي‌ خاص‌ دولتي‌ قرار دارد.)

گفتار دوم‌: تفاوت تحصيل با بردن مال

اما اينكه تفاوت تحصيل با بردن مال چيست؟ سئوالي است كه در پاسخ آن قانون گذار در ماده 67 به بيان آن پرداخته است. يعني قانون گذار تحصيل را ويژه ي وجوه، اموال يا امتيازات مالي دانسته در حالي كه بردن را صرفاً ويژه ي مال مي داند.

بعبارت بهتر موضوع جرم مال و وجوه امتيازات مالي است كه به تعبير عام كلمه مال است. اما مال چيست ؟ و به چه چيزي مال گفته مي شود؟ در كتاب ترمينولوژي حقوق تاليف دكتر محمد جعفر جعفري لنگرودي اين چنين از مال تعريف شده« در اصل از فعل ماضي ميل است بمعني خواستن. در فارسي هم به مال خواسته مي گويند. در اصطلاح چيزي است كه ارزش اقتصادي داشته و قابل تقويم به پول باشد بنابراين حقوق مالي مانند حق تحجير و حق شفعه و حق صاحب علامت تجاري هم مال محسوب است. در قانون مال تعريف نشده است.)و هم چنين در تعريف امتياز اين چنين بيان شده : اختصاص شخص به داشتن حق يا حقوق معين مانند امتياز استخراج نفت يا امتياز كشيدن خط آهن و مانند اينها.با تعاريف مذكور مشخص مي شود آنچيزي مي تواند موضوع جرم كلاهبرداري و بطور كل جرائم عليه اموال صورت گيرد كه از نظر عقلايي و شرعي ارزش داشته و قابليت تملك نباشد منافع ان نيز قابل تملك نخواهد بود. بنابراين تحصيل وجوه و اموال و امتيازات مالي و بردن مال غير زماني مصداق پيدا مي كند كه بطور كلي داراي ارزش اقتصادي باشد پس حتي اگر فرد بواسطه اعمال متقلبانه في المثل در فضاي اينترنت فريب بخورد و ايميل و رمز عبور آن را به كسي بدهد و فرضا « آن شخص بعداً» رمز را تغيير دهد و ايميل را به شخص پس ندهد مرتكب جرم كلاهبرداري اينترنتي نشده است زيرا في الواقع از اين طريق مالي را نبرده است و همان طور كه مي دانيم ايميل و پست الكترونيك علي الاصول بصورت رايگان قابل دسترسي است البته اگر از طريق بدست آوردن اطلاعات خاصي كه ممكن است در ايميل شخصي فرد فريب خورده باشد و از آن طريق مال يا امتيازات مالي را ببرد و يا تحصيل كند مجرم خواهد بود و ولي موضوع بحث ما فرضاً ايميلي بود كه هيچ اطلاعات مفيدي ندارد و حداقل براي ثبت نام آن وجهي پرداخت نشده باشد مسلم است در غير اين صورت شامل اين بحث نخواهد بود. در ضمن اينكه دسترسي به اطلاعات شخصي و افشاء آن مطابق ديگر مواد قانوني، قانون تجارت الكترونيك قابل پيگرد خواهد بود.(هر چند عملاً اين امكان وجود ندارد و تنها وسايل شناسائي مجرمين اينترنتي در اختيار نهادهاي خاص دولتي قرار داد.)

گفتار سوم‌: اغفال‌

(فريب‌ يا سبب‌ گمراهي‌)(13- براي‌ تعريف‌ صحيح‌ فريب‌ – اغوا – اغفال‌ – رك‌،دهخدا، علي‌ اكبر، فرهنگ‌ لغت‌ فارسي‌، انتشارات‌ مدرسه‌) چيزي‌ است‌ كه‌ فرد مجني‌ عليه‌ رابه‌ برداشت‌ نادرست‌ و اشتباه‌ از واقعيت‌ مي‌كند و به‌ تعبير قانونگذار در ماده‌ 67ق .ت‌.ا.فريب‌ يا سبب‌ گمراهي‌ را باعث‌ مي‌شود. پس‌ براي‌ تحقق‌ عمل‌ فريفتن‌ شرايطي‌ لازم‌است‌:

مجني‌ عليه‌ علم‌ به‌ تقلبي‌ بودن‌ وسيله‌ متقلبانه‌ نداشته‌ باشد.

موضوع‌ اغفال‌ بايد يك‌ فرد و يك‌ اراده‌ اساني‌ باشد.

بنابراين‌ عملاً كسي‌ را مي‌توان‌ فريب‌ داد يا اسباب‌ گمراهي‌ او را فراهم‌ كرد كه‌ انسان‌بوده‌ و داراي‌ اراده‌ و اختيار باشد. درحاليكه‌ ماده‌ 67 چيزي‌ غير از اين‌ را عنوان‌ مي‌كند«هركس‌…. ارتكاب‌ افعالي‌ نظير ورود، محو و مداخله‌ در عملكرد و برنامه‌ يا سيستم‌رايانه‌اي‌ و غيره‌ ديگران‌ را بفريبد و يا سبب‌ گمراهي‌ سيستم‌هاي‌ پردازش‌ خودكار و نظيرآن‌ شود…»

همانطور كه‌ ديديم‌ قانونگذار معتقد است‌ نه‌ تنها انسان‌ نوعي‌ را مي‌توان‌ اغفال‌ كرد ومالي‌ را برد بلكه‌ مي‌توان‌ اسباب‌ گمراهي‌ سيستم‌هاي‌ پردارزش‌ خودكار و ديگرسيستم‌هاي‌ رايانه‌اي‌ (كه‌ احتمالاً منظور قانونگذار نظاير آن‌ نيز همين‌ بوده‌ است‌) را فراه‌نمود و احتمالاً مال‌ يا وجوه‌ و ديگر امتيازات‌ مالي‌ را برد. هرچند ديدگاه‌ قانونگذار در اين‌باره‌ قابل‌ انتقاد بنظر مي‌رسد زيرا عقلاً و منطقاً قابل‌ پذيرش‌ نخواهد بود كه‌ انسان‌ دستگاه‌را فريب‌ دهد و نهايتاً مالي‌ را ببرد ولي‌ در توجيه‌ آن‌ مي‌توان‌ به‌ اين‌ استدلال‌ ضعيف‌ كه‌مي‌گويد: (دستگاه‌ مطابق‌ اراده‌ انسان‌ ساخته‌ شده‌ و مطابق‌ اراده‌ انسانها فعاليت‌ مي‌كند ودر اين‌ چهارچوب‌ است‌) شايد بتوان‌ ديدگاه‌ قانونگذار را توجيهنمود علاوه‌ بر اينكه‌ بايذپذيرفت‌ كه‌ باتوجه‌ به‌ تازگي‌ مسائل‌ و عدم‌ پيش‌بيني‌هاي‌ لازم‌ توسط‌ قانونگذار در آن‌برحه‌ي‌ زماني‌ نقص‌ در قوانين‌ آشكار باشد.

بخش‌ سوم‌: جرايم رايانه اي در ايران و بررسي قوانين

فصل اول:پيدايش‌ و تحول‌ جرايم‌ رايانه‌ايي‌ در ايران‌

رايانه‌ از اوايل‌ سال‌ 1340 وارد ايران‌ شده‌ و 3 دوره‌ مشخص‌ را در جريان‌ تحولات‌مربوط‌ به‌ استفاده‌ از رايانه‌ پشت‌ سر گذاشته‌ است‌. دوره‌ اول‌ (سال‌هاي‌ دهه‌ 1340 و 1350تا مقطع‌ انقلاب‌ اسلامي‌) را شامل‌ مي‌شود كه‌ در اين‌ دوره‌ رشد بي‌برنامه‌ مراكز رايانه‌اي‌را شاهد هستيم‌. دوره‌ دوم‌ مربوط‌ به‌ مقطع‌ انقلاب‌ وتشكيل‌ كميسيون‌ ملي‌ انفورماتيك‌است‌. در اين‌ دوره‌ مطالعه‌اي‌ تحت‌ عنوان‌ بررسي‌ مقدماتي‌ انفورماتيك‌ در كشور انجام‌گرفت‌. دوره‌ سوم‌ از دهه‌ 1360 شروع‌ و تاكنون‌ ادامه‌ دارد. در طي‌ اين‌ شواي‌ عالي‌انفورماتيك‌ به‌ عنوان‌ ارگان‌ رسمي‌ سياست‌ گزار در زمينه‌ انفورماتيك‌ شروع‌ به‌ فعاليت‌كرد و نظارت‌ ارتباطي‌ را نسبت‌ به‌ مراكز رايانه‌اي‌ كشور اعمال‌ نمود. قدر مسلم‌ اين‌ است‌كه‌ تا سال‌ 1340 رايانه‌اي‌ در ايران‌ وجود نداشته‌ است‌. اولين‌ رايانه‌ها به‌ مفهوم‌ امروزي‌ آن‌در سال‌ 1341 در بانك‌ ملي‌ و شركت‌ نفت‌ شروع‌ به‌ كار كرد. از حيث‌ و نوع‌ مجرم‌ رايانه‌ايجاد در ايران‌ نمي‌توان‌ وقوع‌ جرم‌ را به‌ سال‌ 1341 همزمان‌ دانست‌. زيرا كاربرد آن‌ درسالهاي‌ اوليه‌ محدود بود. بي‌شك‌ در طول‌ دهه‌ قبل‌ و اين‌ دهه‌ مي‌توان‌ جست‌ و جوي‌ مواردسوء استفاده‌ مالي‌ و به‌ كارگيري‌ و بررسي‌ بود كه‌ به‌ دليل‌ فقدان‌ آمار نمي‌توان‌ بحثي‌بيشتر از اين‌ ارائه‌ نمود.(14- خبرنامه‌ انفورماتيك‌ شماره‌ 52)

فصل دوم: بررسي قوانين

گفتار اول‌:

گسترش‌ و رشد وسايل‌ ارتباطي‌ و يا به‌ تعبيري‌ ديگر بوجود آمدن‌ دهكده‌ جهاني‌بالتبع‌ باتوجه‌ به‌ نيازهاي‌ اجتماعي‌ ضرورت‌هايي‌ مطرح‌ مي‌شود. از آنجا كه‌ امروزه‌سيستم‌هاي‌ رايانه‌ ايي‌ و اطلاعاتي‌ مختلف‌ با زندگي‌ اجتماعي‌ انسانها عجين‌ شده‌ يكي‌ ازموضوعات‌ اجتماعي‌ و به‌ روز در جامعه‌ مطرح‌ مي‌باشد اما باتوجه‌ به‌ اين‌ رشد و گسترش‌در جامعه‌ جهاني‌ در عرصه‌ قوانين‌ و مقررات‌ اين‌ رشد و پويايي‌ موجود نبوده‌ است‌. دركشور ما نيز باتوجه‌ به‌ ورود تكنولوژي‌ جديد از چندين‌ سال‌ پيش‌، بعد از مدت‌هاقانونگذاران‌ نيز بر آن‌ شدند كه‌ قوانين‌ تصويب‌ نموده‌ و به‌ تعريف‌ عناوين‌ جديد وقراردادن‌ مجازات‌هايي‌ براي‌ آنها در جهت‌ شناساندن‌ و مقابله‌ها با آنها شوند. از جمله‌ اين‌جرائم‌ جديد و نوظهر «كلاهبرداري‌ رايانه‌ايي‌» است‌ كه‌ براي‌ اولن‌ بار در لايحه‌ مجازات‌جرائم‌ رايانه‌ايي‌ جرم‌ انگاري‌ شده‌ است‌ ماده‌ 13 اين‌ لايحه‌ به‌ بحث‌ و تعريف‌ و بررسي‌ اين‌جرم‌ پرداخته‌ است‌.

در اين‌ ماده‌ آمده‌ است‌ كه‌ «هركس‌ با انجام‌ اعمالي‌ نظير وارد كردن‌، تغيير، محو،ايجاد، توقيف‌ داده‌ها يا مداخله‌ در عملكرد سيستم‌ و نظاير آن‌ از سيستم‌ رايانه‌ايي‌ يامخابراتي‌ سوء استفاده‌ كند و از اين‌ طريق‌ وجه‌ يا مال‌ يا منفعت‌ يا خدمات‌ مالي‌ ياامتيازهاي‌ مالي‌ براي‌ خود يا ديگري‌ تصاحب‌ يا تحصيل‌ كند در حكم‌ كلاهبردار محسوب‌ وبه‌ حبس‌ از يك‌ تا هفت‌ سال‌ و پرداخت‌ جزاي‌ نقدي‌ معادل‌ وجه‌ يا قيمت‌ منفعت‌ يا خدمات‌مالي‌ يا امتيازهايي‌ مالي‌ كه‌ تحصيل‌ كرده‌ است‌ محكوم‌ مي‌شود.»

گفتار دوم‌:مقايسه قانون تشديد و لايحه مجازات جرائم رايانه اي

باتوجه‌ به‌ اين‌ ماده‌ اين‌ سؤال‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ چه‌ تفاوتي‌ بين‌ اين‌ ماده‌ و ماده‌ 1قانون‌ تشديد مجازات‌ مرتكبين‌ اختلاس‌، ارتشاء و كلاهبرداري‌ كه‌ عنصر قانوني‌ جرم‌كلاهبرداري‌ سنتي‌ است‌، مي‌باشد.(15- مصاحبه‌ دكتر ميرمحمد صادقي‌ با روزنامه‌حمايت‌)

در ابتدا مي‌توان‌ به‌ وجود عبارت‌ «وجه‌ يا مال‌ يا منفعت‌ يا خدمات‌ مالي‌ يا امتيازات‌مالي‌ تحصيل‌ كند» توجه‌ نمود كه‌ در ق تشديد مجازات‌… وجود نداشت‌ و هميشه‌ اين‌ انتقادبراين‌ م‌ وارد عبور كه‌ برخلاف‌ برخي‌ كشورهاي‌ ديگر منافع‌ و خدمات‌ مالي‌ و امتيازات‌مالي‌ را مورد توجه‌ قرار نداده‌ بود و اين‌ نقص‌ در لايحه‌ برطرف‌ شد. تفاوت‌ ديگري‌ كه‌مي‌توان‌ توجه‌ نمود اين‌ موضوع‌ است‌ كه‌ در لايحه‌ مشخصاً ابراز داشته‌ است‌ كه‌ نتيجه‌ي‌مجرمانه‌ جرم‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌ايي‌ يعني‌ منافع‌ مالي‌ براي‌ خود يادگيري‌ تصاحب‌ ياتحصيل‌ بكند اين‌ درحالي‌ بود كه‌ در قانون‌ تشديد… تنها نوشته‌ شده‌ بود «مال‌ ديگري‌ راببرد» كه‌ حقوقدانان‌ را دچار ترديد مي‌نمود كه‌ اگر شخصي‌ مالي‌ را براي‌ ديگري‌ تحصيل‌كد مصداق شخص‌ كلاهبردار است‌؟

به‌ لحاظ‌ ميزان‌ مجازات‌ بين‌ لايحه‌ و قانون‌ تشديد… تفاوتي‌ وجود ندارد تنها دركيفيات‌ مشدده‌ نكته‌ مثبتي‌ كه‌ در لايحه‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها كارمند دولت‌ بودن‌ عاملي‌براي‌ تشديد است‌ بلكه‌ شرط‌ اين‌ كه‌ «جرم‌ به‌ اعتبار وظيفه‌ يا شغل‌ انجام‌ شود» نيز افزوده‌گشته‌ است‌.

در مورد استرداد اموال‌ در جرم‌ كلاهبرداري‌ رايانه‌ ايي‌ نيز در لايحه‌ به‌ اين‌ موضوع‌نپرداخته‌ است‌. دليل‌ اين‌ امر نيز اين‌ است‌ كه‌ هدف‌ قانونگذار اين‌ بوده‌ كه‌ برطبق‌ اصول‌ كلي‌در آيين‌ دادرسي‌ مدني‌ اقدام‌ شود و از آوردن‌ قوانين‌ ديگر در اين‌ زمينه‌ خودداري‌ نموده‌است‌.

نتيجه‌گيري‌

با تعريفي‌ كه‌ از جرم‌ در حقوق جزا ارائه‌ شد مشخص‌ شد جرم‌ به‌ فعل‌ يا ترك‌ فعلي‌گفته‌ مي‌شود كه‌ قانونگذار براي‌ آن‌ مجازاتي‌ درنظر گرفته‌ است‌ و براي‌ آنكه‌ جرم‌ تلقي‌شود بايد عنصر قانوني‌، عنصر مادي‌ و عنصر رواني‌ يا معنوي‌ جرم‌ فراهم‌ باشد.

علي‌ ايحال‌ با تعريفي‌ كه‌ از جرم‌ رايانه‌اي‌ داريم‌ به‌ آن‌ دسته‌ از اعمال‌ مجرمانه‌اي‌گفته‌ مي‌شود كه‌ ماهيتي‌ سنتي‌ دارند اما از طريق‌ ابزار مدرني‌ مانند رايانه‌ و اينترنت‌صورت‌ مي‌گيرد كه‌ با ارائه‌ تقسيم‌بندي‌هاي‌ جرايم‌ رايانه‌اي‌ به‌ اين‌ مسئله‌ پي‌ برديم‌ كه‌كلاهبرداي‌ رايانه‌اي‌ يا اينترنتي‌ نيز جزء اين‌ گونه‌ جرائم‌ قرار دارد.

هم‌چنين‌ با تعاريفي‌ كه‌ از جرم‌ كلاهبرداري‌ شد به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيديم‌ كه‌ براي‌ تحقق‌جرم‌ كلاهبرداري‌ بايد سه‌ نوع‌ عمل‌ متفاوت‌ صورت‌ گيرد:

توسل‌ به‌ وسايل‌ تقلبي‌، بدست‌ آوردن‌ وجوه‌ يا اسناد و بليط‌ها و قبوض‌ و مفاصاحساب‌ و امثال‌ آن‌ و بالاخره‌ (خوردن‌) بنا به‌ تعبير قانونگذار قبلي‌ و (بردن‌) بنا بر تعبيرقانون‌گذار فعلي‌ پس‌ از آن‌ به‌ وقوع‌ تحولات‌ در قوانين‌ پس‌ از انقلاب‌ پرداخته‌ شد و بحث‌ درمورد چگونگي‌ وقوع‌ جرم‌ كلاهبرداي‌ و مباني‌ و مباحث‌ اصلي‌ در اين‌ زمينه‌ پرداختيم‌.

بخش‌ دوم‌ تحقق‌ راجع‌ به‌ ماهيت‌ تحقيق‌ بود و عمده‌ مطالب‌ و مباحث‌ كاربردي‌تحقيق‌ در اين‌ بخش‌ آورده‌ شد. ابتدا با طرح‌ سئوالات‌ و پيش‌ فرضهاي‌ لازم‌ زمينه‌ بحث‌فراهم‌ و سپس‌ با فراهم‌ كردن‌ بستر لازم‌ براي‌ نتيجه‌ لازم‌ به‌ قياس‌ بين‌ كلاهبرداري‌ سنت‌كلاهبرداي‌ رايانه‌اي‌ پرداخته‌ شد تا از اين‌ رو بتوان‌ مفاهيم‌ اين‌ جرم‌ را بهتر تبيين‌ و تفسيرنمود و سپس‌ با ارائه‌ تعريف‌ قانونگذار از كلاه‌برداري‌ رايانه‌اي‌ و تعريف‌ اصطلاحات‌ لازم‌به‌ مطالعه‌ تطبيقي‌ آن‌ و بيان‌ تفاوت‌ها و شباهت‌ آن‌ پرداخته‌ شد. از جمله‌ بيان‌ تفاوت‌ درعنصر مادي‌ و عنصر قانوني‌ دو جرم‌ همچنين‌ ميزان‌ مجازات‌ مقرر در جرم‌ سپس‌ باتعريفي‌ از شروع‌ به‌ جرم‌ و بيان‌ مصاديق‌ آن‌ در قانون‌ نهايتاً به‌ موضوع‌ جرم‌ كلاهبرداري‌اينترنتي‌ اشاره‌ شد.

همانطور كه‌ قبلاً نيز گفته‌ شد باتوجه‌ به‌ اينكه‌ در اين‌ زمينه‌ با محدوديت‌ قوانين‌ ومنابع‌ لازم‌ روبرو هستيم‌ اميد است‌ قانونگذار فعلي‌ ما باتوجه‌ به‌ توسعه‌ تكنولوژي‌ كه‌امروز ديگر مرزي‌ را نمي‌شناسد و قوانين‌ ملي‌ ديگر نمي‌توانند كارآيي‌ لازم‌ را از خودنشان‌ دهند به‌ تدوين‌ و تصويب‌ قوانين‌ جامع‌ كه‌ همگام‌ با اصول‌ بين‌المللي‌ باشد بزند كه‌خود اين‌ امر نيز مستلزم‌ رعايت‌ شرايطي‌ خاص‌ مي‌باشد. تا از اين‌ طريق‌ بتوان‌ پيشگيري‌ ومقابل‌ مؤثر با جرائم‌ رايانه‌اي‌ پرداخت‌. اين‌ شرايط‌ عبارتند از:

– دسترسي‌ به‌ فن‌آوريهاي‌ بازدارنده‌كه‌اينكار مستلزم‌ محيط‌ تظارتي‌ متناسب‌ است‌.

– آگاهي‌ از خطرات‌ بالقوه‌ امنيتي‌ و روش‌ مقابله‌ با آنها

– وجود موازيني‌ براي‌ قانونگذاري‌ ماهوي‌ و شكلي‌ با ملاحظه‌ فعاليت‌هاي‌ كيفري‌داخلي‌ و بين‌المللي‌.

منابع‌

كتب‌:

1) اردبيلي‌، محمدعلي‌، حقوق جزاي‌ عمومي‌، نشر ميزان‌، چاپ‌ 1386.

2) آيتي‌ – اميني‌، تحريرالروضه‌ في‌ شرح‌ اللمعه‌ دمشقيه‌ – نشر سمت‌ – چاپ‌ 1385.

3) باستاني‌، برومند، جرايم‌ كامپيوتري‌ و اينترنتي‌ جلوه‌اي‌ نوين‌ از بزهكاري‌،بهنامي‌، چاپ‌ اول‌ 1383.

4) حبيب‌ زاده‌، محمدجعفر، كلاهبرداري‌ در حقوق ايران‌، دانشگاه‌ شاهد، چاپ‌ اول‌،1374.

5) جعفري‌ لنگرودي‌، محمدجعفر، ترمينولوژي‌ حقوق ، انتشارات‌ گنج‌ دانش‌، چاپ‌1383.

6) دهخدا، علي‌ اكبر، فرهنگ‌ فارسي‌، نشر مدرسه‌، چاپ‌ 1373.

7) زيبر، اولريش‌، جرايم‌ رايانه‌ ايي‌، محمدعلي‌ نوري‌ و ديگران‌، گنج‌ دانش‌، چاپ‌ اول‌83.

8) صانعي‌، پرويز، حقوق جزاي‌ عمومي‌، جلد اول‌، انتشارات‌ گنج‌ دانش‌، چاپ‌ 1376.

9) ميرمحمد صادقي‌، حسين‌، جرائم‌ عليه‌ اموال‌ و مالكيت‌، نشر ميزان‌، چاپ‌ 86،1387.

10) كاتوزيان‌، دكتر ناصر، اموال‌ و مالكيت‌، انتشارات‌ ميزان‌، چاپ‌ 1383.

11) گلدوزيان‌، ايرج‌، محشاي‌ قانون‌ مجازات‌، انتشارات‌ مجد، چاپ‌ 1383.

12) نوربها، رضا، حقوق جزاي‌ عمومي‌، انتشارات‌ گنج‌ دانش‌، چاپ‌ 1383.

مقالات‌

13) عالي‌ پور، حسن‌، كلاهبرداي‌ رايانه‌اي‌، مجله‌ پژوهشهاي‌ حقوقي‌، شاره‌ 6، 1384.

14) دزياني‌، محمدحسن‌، ابعاد جرايي‌ كاربرد كامپيوتر و جرائم‌ كامپيوتري‌،خبرنامه‌ انفورماتيك‌، شماره‌ 58 و 57، 73-1374.

15) طاهري‌ جبلي‌، محسن‌، جرم‌ و كامپيوتر، مجله‌ قضائي‌ و حقوقي‌ دادگستري‌،شماره‌ 9، 1372.

قوانين‌

16) قانون‌ تجارت‌ الكترونيك‌ مصوب‌ (17/10/82)

17) قانون‌ تشديد مجازات‌ مرتكبين‌ ارتشاء و اختلاس‌ و كلاهبرداري‌ – مصوب‌(28/6/64) مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ و تأييد (15/9/67) مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت‌ نظام‌

18) قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ مصوب‌ كميسيون‌ قضائي‌ و حقوقي‌ مجلس‌ شوراي‌اسلامي‌.

منابع‌ اينترنتي‌:

19) مصاحبه‌ با دكتر ميرمحمد صادقي‌ با روزنامه‌ حمايت‌ – سايت‌ وكالت‌.

20) www. aftab.ir



قیمت: 100 تومان

gl/l (1014)

پیامدهای اعمال قیمتهای حسابداری برای محصولات صنعتی

قیمتگذاری محصولات صنعتی به روش حسابداری و جلوگیری از عملکرد قیمتهای اقتصادی بر تحولات تولیدی و اصتقادی کشور، اثرات منفی و ویرانگر مهم و بنیادی خواهد داشت. در این قسمت، برخی اثرات و پیامدهای مهم و مخرب قیمتگذاری بیان خواهد شد.

جلوگیری از علامت دهی قیمتهای اقتصادی

چون در تعیین قیمتهای حسابداری، وضعیت تقاضا نسبت به عرضه مورد توجه قرار نمی‌گیرد، قیمتهای تعیین شده علامتی را در زمینه میزان کسری یا فزونی تقاضا نسبت به عرضه در بر ندارد. در چنین شرایطی، قیمتهای اعلام شده نمی‌تواند سرمایه گذاران و منابع اقتضادی را به طرف تولید کالاهای مورد نیاز هدایت نماید. در چنین حالتی، فعالیتهای تولیدی مورد نیاز کشور باید توسط یک دستگاه اداری تعیین و اعلام شود و با اعظای امتیازاتی نظیر ارز دولتی یا پرداخت سوبسید مستقیم، سرمایه گذاران و امکانات اقتصادی را به سمت تولید کالاهای مورد نیاز که با روشهای اداری تعیین شده است، برانگیخت و حرکت داد. با توجه به ناتوانی و عدم کارایی نظامهای اداری، و با توجه به کمبود منابع دولتی برای استمرار پرداخت سوبسید یا ارزیهای ارزانقیمت، و با توجه به مسائل و مشکلاتی که به لحاظ تفاوت قیمتهای واقعی بازار و قسمتهای محاسباتی از نظر توسعه فساد برای نظام اداری کشور ایجاد می‌شود، و بالاخره با توجه به اینکه اعطای امتیازات دولتی، زمینه کشب سودهای بادآورده را برای کسانی که آن امتیازات را می‌گیرند فراهم می‌کند، و این سودهای بادآورده به کسانی می‌رسد که یا رابطه و نفوذ دارند یا بخشی از آن سود را به عوامل اداری موثر در تصمیمگیری می‌دهند و زمینه فساد در دستگاه اداری را فراهم می‌نمایند، جایگزینی علامت دهی قیمتها با یک ماشین اداری نتیجه بخش نبوده و فاقد کارایی است. البته دستگاه اداری می‌تواند به عنوان مکمل یا تقویت کننده علایم قیمتهای اقتصادی مقید و موثر باشد، ولی نمی‌تواند به طور موفقیت آمیزی جایگزین آن شود. در هیچ یک از کشورهای موفق نیز علامت دهی قیمتهای اقتصادی با قیمتهای حسابداری و نظام اداری متصل به آن جایگزین نشده است. در واقع، در هر کشوری که قیمتگذاری حسابداری با نظام دولتی توزیع امتیازات و امکانات در کار بوده است، آن کشور را عقب افتاده و فلج نموده است. اوج کاربرد نظام قیمتهای حسابداری و ماشین اداری مربوط به آن در کشورهای کمونیستی متجلی بود که نتایج آن از عوامل اصلی و تعیین کننده ای بود که موجب متلاشی شدن کامل نظام اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آنها شد.

جلوگیری از تشویق و تنبیه توسط قیمتهای اقتصادی

قیمتهای حسابداری مانع تشویق و تنبیه تولیدکنندگان بر اساس کارایی آنها و اهمیت محصولات آنها از نظر رفع نیازهای جامعه میشود. در قیمتهای اقتصادی، آنهایی که کارآترند و با بهره وری بیشتر محصولی را تولید می‌کنند که بیشتر مورد نیاز جامعه است، تشویق می‌شوند. بر عکس، آنها که کارا نیستند یا امکانات جامعه را در تولید محصولاتی به کار گرفته اند که مورد نیاز جامعه نیست، تنبیه می‌شوند. قیمتهای حسابداری این ساز و کار مهم تشویق و تنبیه را حذف یا بسیار کم رنگ می‌کند. در قسمتهای حسابداری، صنایعی که کارایی نداشته باشند و محصولات خود را با ضایعات و نیروی کار فراوانی تولید کنند، چون هزینه هایشان بالاست، قیمت تعیین شده برای محصولات آنها نیز بالا خواهد بود و شاید به خاطر عدم کارایی، سود یا جایزه بیشتری هم بگیرند. بر عکس، صنایعی که کاراتر هستند چون هزینه‌های تولیدشان نیز کمتر است سود کمتری خواهند برد و به نوعی به خاطر کارایی تنبیه می‌شوند. اگر در جامعه کارآمدها تنبیه شوند و غیر کارآمدها تشویق، بهبود کارایی و بهره وری میسر نخواهد بود. در همه کشورهای موفق، زمینه سیاستهای اقتصادی و قیمتگذاری به گونه ای است که کارآمدها تشویق و غیرکارآمدها خود به خود تنبیه می‌شوند.

فقر تولیدکنندگان و عدم بهره برداری از امکانات تولیدی

چنانکه در قسمت قبل ملاحظه شد، در قیمتهای حسابداری هزینه‌های فرصت سرمایه هایی که در تولید به کار گرفته شده اند در نظر گرفته ن شده و نرخ سود سرمایه‌های ثابت بسیار پایین و ناپیز در نظر گرفته می‌شود. در واقع، قیمتهای حسابداری، سود تولیدکنندگان صنعتی را نسبت به سرمایه ای که به کار گرفته اند بسیار ناچیز تعیین می‌کند. قیمتهای حسابداری با نفوذ به قلب فرایند توسعه صنعتی که سودآوری قنعت است، توسعه صنعتی را مختل می‌کند و تولیدکنندگان را در فقر فرو می‌برد. شکل، چرخه‌های رشد و فروپاشی بخش صنعت را با نقطه نفوذ قیمتهای حسابداری نشان می‌دهد. قیمتهای حسابداری با نفوذ به نقطه سودآوری و سنعت و کاهش سود فعالیتهای تولید صنعتی، تولیدکنندگان صنعتی را در فقر فرو می‌غلتاند. در نتیجه کمی‌سود و فقر تولیدکنندگان، چرخه‌های رشد صنعت به چرخه‌های فروپاشی آن تبدیل می‌شوند. در شکل با کاهش سود تمام منابع سرمایه گذاری کاهش یافته و کمبود سرمایه گذاری موجب عدم توسعه یا حتی جایگزینی سرمایه‌های ثابت صنعت و عدم توسعه نرم افزارهای صنعتی شده، سود صنعت را بیشتر کاهش می‌دهد. همچنین کاهش سود و فقر صنعت، موجب کاهش حقوق و دستمزد و در آمد کارکنان صنعت می‌شود. وقتی صنعت نتواند به کارکنان موثر و کارامد خود متناسب با هزینه فرضت آن کارکنان پرداخت کند، کارکنان با کیفیت، صنعت را ترک می‌کنند و کیفیت نیروی انسانی صنعت تنزل می‌یابد. با تنزل کیفیت نیروی انسانی، بهره برداری از امکانات موجود کاهش یافته و سود صنعت بیشتر کاهش می‌یابد. صنعت کشور یا صنایعی از کشور که تحت پوشش قیمتهای حسابداری قرار می‌گیرند، رو به از هم گسیختگی و نابودی خواهند رفت.

تاثیر قسمتهای حسابداری بر برخی از صنایع تجربه شده است. وقتی در اکثر سالهای دهه 1360 صنعت فولاد عدم توان او در جذب و نگهداری نیروهای کارآمد، و عدم توان او در بازسازی و نوسازی خود، واحدهای تولید فولاد را به نابودی می‌کشاند. شرکت راه آهن جمهوری اسلامی، شرکتهای معدن زغال سنگ، و صنعت خودروسازی ایران، نزدیک به یک دهه قیمتهای حسابداری و فقر و فرسایش و از هم گسیختگی ناشی از آن را تجربه کرده اند.

وقتی قیمت حسابداری در یک صنعت اعمال می‌شود، مدیران آن صنعت را مورد سرزنش قرار می‌دهند که کارایی و بهره وری صنعت پایین است و باید ارتقا یابد، در صورتی که مدیران مقصر نیستند. وقتی یک صنعت در نتیجه اعمال قیمتهای حسابداری ناتوان می‌شود، طبعا به لحاظ از دست دادن نیروهای کارآمد خود، انکان تحرک و بهبود بهره وری را نیز از دست می‌دهد. مدیران نمی‌توانند معجزه کنند.

جلوگیری از حرکت ثروت جامعه به بخش صنعت و توسعه آن بخش

توسعه و رشد هر بخش اقتصادی، مستلزم حرکت ثروت و امکانات جامعه به طرف آن بخش است. وقتی قسمتهای حسابداری نرخ سود یک صنعت را کاهش می‌دهد به چند طریق مانع حرکت ثروت جامعه به سمت آن بخش می‌شود. اولا کاهش سود در آن صنعت، مانع جذب امکانات و ثروتهای جامعه از طریق سود و مازاد اقتصادی ایجاد شده در آن سنعت برای سرمایه گذاری و رشد می‌شود. ثانیا به تبع ممانعت از شکل گیری سود مناسب برای صنعت، طرق دیگر انتقال ثروت و امکانات جامعه به طرف رشد و توسعه آن صنعت نیز مسدود می‌شود. وقتی صنعتی سودی متناسب با سرمایه‌های قبلی ایجاد نکند، امکان فروش سهام و جذب سرمایه گذاران جدید، اخذ وام، یا جذب پس اندازها از طریق فروش اوراق قرضه نیز محدود یا منتفی خواهد شد. با محدود یا منتفی شدن طرق جذب امکانات و ثروتهای جامعه به سوی رشد صنعت، صنعت کشور رشد نخواهد کرد. در هیچ یک از کشورهایی که از نظر توسعه اقتصادی موفق بوده اند، قیمتهای حسابداری بر محصولات صنعتی اعمال نشده است تا از انباشت سرمایه‌ها و امکانات کشور در بخش صنعت جلوگیری کند.

هدایت منابع انسانی، مدیریتی، و مالی به طرف بازرگانی

قیمتهای حسابداری، ضمن ممانعت از حرکت امکانات مالی و مدیریتی کشور به سمت صنعت، امکانات مزبور را به سمت فعالیتهای بازرانی و توزیع سوق می‌دهد. شکل زیر زنجیره ای از روابط علت و معلولی را نشان می‌دهد که سبب می‌شوند با اعمال قیمتهای حسابداری، امکانات جامعه به سمت بازرگانی حرکت کند.

چنانکه در قسمت قبل بحث شده و در سمت چپ شکل مشاهده می‌شود، اعمال قیمتهای حسابداری، به روش متداول در محاسبه این قیمتها برای محصولات صنعتی، موجب افزایش نسبی « نرخ سود سرمایه‌های در گردش» و کاهش نسبی «نرخ سود سرمایه‌های ثابت» می‌شود. افزایش نرخ سود سرمایه در گردش و کاهش نرخ سود سرمایه‌های ثابت، موجب افزایش نسبت نرخ سود سرمایه‌های در گردش به نرخ سود سرمایه ثابت می‌شود. وقتی نسبت مزبور افزایش می‌یابد، انگیزه سرمایه گذاری صنعتی که مستلزم سرمایه گذاری فراوانی در سرمایه‌های ثابت است، کاهش می‌یابد و سرمایه گذاری‌های بازرگانی که به صورت سرمایه در گردش بوده و از نرخ سود بالاتری برخوردار می‌شوند افزایش می‌یابد. کاهش سرمایه گذاری صنعتی و افزایش سرمایه گذاری‌های بازرگانی موجب حرکت سرمایه‌ها و منابع انسانی و مدیریتی به سوی بازرگانی و توزیع است. کاهش سرمایه گذاری صنعتی، موجب کاهش سرمایه‌های صنعتی، و کاهش سرمایه‌های صنعتی موجب کاهش تولید می‌گردد. کاهش تولید، موجب کاهش مقدار سود فعالیتهای تولیدی شده و آن نیز سبب کاهش بیشتر سرمایه گذاری صنعتی می‌گردد.

نکته قابل توجه دیگر در شکل اثر کاهش تولید بر کاهش مقدار سود فعالیتهای بازرگانی است. به عبارت دیگر، قسمتهای حسابداری و کاهش سود فعالیتهای تولیدی در میان مدت موجب کاهش تولید صنعتی یا عدم رشد آنها شده و حجم فعالیتهای بازرگانی و میزان سودی را که بخش بازرگانی می‌تواند داشته باشد، محدود می‌کند. در صورتی که اگر فعالیتهای تولید سودآوری بالا داشته و سرمایه گذاری‌ها در بخش صنعت انجام شود، چون میزان کالاهای تولیدی افزایش می‌یابد، حجم مبادلات بازرگانی هم افزایش یافته و مقدار سود فعالیتهای بازرگانی را هم زیاد می‌کند. در کشورهای موفق که تولید صنعتی موتور رشد اقتصادی شده است، حجم مبادلات و سودهای بازرگانی نیز افزایش یافته است، اگرچه نرخ سودهای بازرگانی کم بوده است. در کشورهای ناموفق و فقیر که تولید صنعتی رشد نکرده است، حجم مبادات بازرگانی نیز کم و ناچیز مانده است.

ایجاد گرایش به خریدهای خارجی و جلوگیری از ایجاد ساختارهای صنعتی مکمل

یکی دیگر از پیامدهای نامطلوب و نامیمون قیمتهای حسابداری، ایجاد گرایش به خریدهای خارجی و ممانعت از ایجاد ساختارهای صنعتی مکمل است. وقتی قیمتهای حسابداری بر محصولات یک صنعت اعمال شود، آن صنعت برای باقی ماندن نیاز به حمایت دولت خواهد داشت. حمایت دولت به صورت کمک به تامین مواد اولیه و ماشین آلات آن صنعت خواهد بود. کمک مزبور نیز غالبا به صورت تخصیص ارز برای خرید و واردات مواد اولیه و قطعات و ماشین آلات است. این نوع کمکها عموما گرایش به خرید خارجی و واردات را در صنایعی که کمک دریافت می‌نمایند، زیاد می‌کند. توجه صنایع کمک گیرنده به خارج از کشور برای تامین مواد و ماشین آلات خود با استفاده از ارز سوبسیددار، مانع رشد تقاضا برای تولید کنندگان داخلی بالفعل یا بالقوه آن کالاها خواهد شد. در نتیجه، زنجیره ارتباطی صنایع داخلی شکل نکرفته و حتی تضعیف هم می‌شود. صنایع ماشین سازی و صنایع واسطه ای کشور، این تجربه تلخ را داشته اند که هر گاه ارز سوبسیددار برای مشتریانشان در بنگاه اقتصادی فراهم بوده است، کار آنها کساد و رو به افول بوده است. در دورانهایی که ارز سوبسیددار تخصیص داده نشده است یا به علت کمبود ارز امکان دستیابی به چنین ارزی میسر نبوده است، صنایع واسطه ای و ماشین سازی کشور که خارج از سیطره قیمتهای حسابداری بوده است، رو به رشد و رونق نهاده است و زنجیره‌های تکمیلی صنایع کشور شکل گرفته است.

جلوگیری از ایجاد اشتغال مولد

اشتغال مولد، با سرمایه گذاری در سرمایه‌های ثابت و فراهم ساختن ماشین آلات و تجهیزات و امکانات تولیدی ایجاد می‌شود. وقتی قیمتهای حسابداری با محدود نمودن سود سرمایه‌های ثابت سرمایه گذاری در صنعت را محدود کند، ایجاد اشتغال مولد در اقتصاد محدود می‌شود. با سیل عظیم جوانانی که هر سال در کشور به نیروی کار فعال اضافه می‌شوند؛ عدم ایجاد شغلهای مولد، جوانان را به سمت شغلهای غیرمولد، بیکاری پنهان، یا بیکاری آشکار سوق می‌دهد. بدون سرمایه گذاری در امکانات تولیدی نمی‌توان همانند کشورهای موفق، ساختار اشتغال را به نفع فعالیتهای تولید متحول ساخت.

فروپاشی امکانات صنعتی کشور و تداوم و توسعه فقر

تعیین و اعمال قیمتهای حسابداری برای یک صنعت، امکان رشد درون زای آن صنعت یا حتی نگهداشت ظرفیت تولیدی موجود در آن صنعت را غیر ممکن می‌سازد. وقتی قیمتهای حسابداری به شیوه ای که در قسمت قبل تشریح شد در یک صنعت اعمال شود و نرخ سود سرمایه‌های ثابت آن صنعت ناچیز یا منفی شود، ان صنعت نه می‌تواند و نه انگیزه دارد که برای بازسازی و بهسازی ظرفیتهای مستهلک شده خود سرمایه گذاری کند. یک صنعت فقیر با بازده ناچیز یا منفی سرمایه هایش، حتی برای اداره امور جاری خود نیز مشکل خواهد داشت تا چه سد به آنکه توان و انگیزه سرمایه گذاری داشته باشد. صنایعی که در دام قیمتهای حسابداری می‌افتند، محکوم به زوال و نابودی هستند.

البته ممکن است دولت با تزریق کمکهایی برای سرمایه گذاری در آن صنایع، آنها را مدتی سرپا نگه دارد، ولی در صورت استمرار اعمال قیمتهای حسابداری و با توجه به محدودیت امکانات دولتی و با توجه به کمبود منابع داخلی در آن صنایع، زوال و نابودی سرنوشت محتوم انان است. در طی دو دهه گذشته، وضعیت صنایعی که در زیر سیطره قیمتهای حسابداری بوده اند، زوال و ضعف رو به افزایش را نشان می‌دهد. در صورت اعمال قیمتهای حسابداری در یک صنعت، ممکن است واحدهای تولیدی جدیدی با استفاده از ارز یا سوبسید یا سرمایه گذاری مستقیم دولت به وجود آیند، ولی این واحدهای جدید که با اعمال قیمتهای حسابداری نمی‌توانند ساز و کارهای رشد درون زا را به حرکت در آورند، دچار فرسودگی و افت شده و کشور یا دولت مجبور به ایجاد واحدهای جدیدی می‌شوند و اینها نیز بار دیگر فرایند افت و نزول را آغاز می‌کنند.

وجود ساز و کار رشد درون زا به این معناست که یک صنعت بتواند با استفاده از مازاد و سود حاصل از فعالیتهایش، ظرفیت تولیدی خود را توسعه دهد. تاریخ صنعتی کشور در طی دو سه دهه اخیر، هیچ نمونه ای از صنایع تحت سیطره قیمتهای حسابداری، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، ندارد که توانسته باشد ساز و کار درون زای رشد را در خود بروز دهد. اگر هم مواردی از این واحدها خاصه در بخش خصوصی بوده است، قیمتهای حسابداری را رعایت نکرده اند و مستقیما یا به طور غیرمستقیم از طریق شرکتهای بازرگانی وابسته به خود، محصولات خود را به قیمت آزاد فروخته اند. واحدهای تولید در صنایع قند، صنایع سیمان، صنایع خودروسازی، صنایع ماشین سازی یا هر صنعت دیگری، در دورانی که اسیر قیمتهای حسابداری شده اند، فقط توانسته اند شاهد فرسوگی، ناتوانی، و بالاخره فروپاشی و تعطیلی خود باشند. تجربه آن دسته از واحدها و مجتمعهای صنعتی کشور که رشد درون زا را با اتکا به مازاد حاصل از فعالیتهایشان تجربه کرده اند، در دوران حاکمیت قیمتهای اقتصادی بر فعالیتهایشان بوده است. در همه کشورهای موفق در حال توسعه نیز که صنعتشان رشد و شکوفایی درون زا داشته است، رشد و شکوفایی صنعت در سایه قیمتهای اقتصادی حاصل شده است.

وقتی قیمتهای حسابداری، به روشی که در بالا ذکر شد، بر یک صنعت حاکم شود و مانع عملکرد قیمتهای اقتصادی شود، باید از ان صنعت قطع امید کرد و نظاره گر فرسایش و نابودی آن صنعت در کشور بود. باید ناظر بود که جامعه از موجودی امکانات تولیدی آن صنعت مصرف می‌نماید و آن امکانات را مستهلک می‌کند، بدون آنکه با فراهم آوردن امکان بازگشت مناسب برای سرمایه‌های آن صنعت، بازسازی و نوسازی و توسعه آن امکانات را تحقق بخشد.

کاهش کیفیت محصولات و توقف تحقیق و توسعه

در دنیای صنعتی امروز، بهبود کیفیت محصولات و انجام تحقیق و توسعه از ضروریات بقا و رشد واحدهای صنعتی است. تحقیق و توسعه هدفهای مختلفی را نشیر فرایندهای تولید، توسعه محصولات جدید، بهبود کیفیت محصولات موجود، و کاهش هزینه‌ها دنبال می‌کند. تعیین و اعمال قیمت حسابداری برای محصولات صنعتی، زمینه تلاش برای بهبود کیفیت و تحقیق و توسعه را از بین می‌برد و از این بابت نیز فروپاشی صنعتی کشور را به ارمغان می‌آورد. در واقع، وقتی قیمتهای حسابداری تعیین و اعمال می‌شود، کالاهای تولید با قسمت حسابداری بفروشد و در آن قیمت تعداد مشتریانش بسیار بیشتر از محصولات تولیدی است، نیاز و انگیزه ای برای بهبود کیفیت محصولات خود ندارد. هر گونه تلاشی در جهت بهبود کیفیت، مستلزم تحمل هزینه و کاهش از سود یا افزایش زیان می‌باشد. برای مدیر یک بنگاه اقتصادی چنین تلاش بی ثمری غیرعاقلانه و در مواردی نیز ناممکن است. همچنین وقتی قیمتکذاری با تعیین و اعمال قیمتهای حسابداری، موجب فقر یک واحد صنعتی می‌شود، آن واحد نه امکان و نه انگیزه انجام کار تحقیق و توسعه را خواهد داشت. زیرا در یک نظام قیمتگذاری، انگیزه ای برای پیگیری هدفهای تحقیق و توسعه که شامل بهبود کیفیت محصول، توسعه محصول جدید، یا بهبود فرایندها و کاهش هزینه‌ها باشد، وجود ندارد. با توجه به متقاضیان زیاد برای محصولات با قیمتهای حسابداری، نیازی به بهبود کیفیت نیست؛ با توجه به بازده کم فعالیتهای صنعتی نسبت به فعالیتهای بازرگانی انگیزه ای برای توسعه محصولات جدید وجود نخواهد داشت؛ با توجه به اینکه کاهش هزینه‌ها در نهایت منجر به کاهش قیمت تعین شده برای محصولات خواهد شد، انگیزه ای برای کاهش هزینه‌ها نیز وجود نخواهد داشت.

عدم بهبود کیفیت محصولات و توقف تحقیق و توسعه و نوآوری و ابتکار در نهایت موجب از دست رفتن بازار داخلی و خارجی، توان تولیدی، و خلاصه نابودی واحد صنعتی می‌شود. با توجه به تحرک و پویایی صنایع دنیا که تحت سیطره قیمتگذاری نیستند، عدم بهبود کیفیت و عدم کاهش هزینه‌های تولید به سرعت موجب از دست رفتن بازارهای خارجی که ممکن است وجود داشته باشد، می‌شود. بعد از مدتی به قدری کیفیت و هزینه تولید کالاهای داخلی نامطلوب خواهد بود که حفظ بازار داخلی نیز هر سال به تعرفه‌های گمرکی و سود بازرگانی و موانع غیر تعرفه ای بیشتری نیاز خواهد داشت تا از ورود و رقابت کالاهای خارجی در بازارهای داخلی جلوگیری شود.

صنایعی که تحت شرایط مزبور به حیات خود ادامه دهند، یا خودمستهلک شده و از ین میروند یا قبل از آن روزی که به هر دلیلی تعرفه‌های حمایتی و ممانعتهای تجاری سست شود، توان رقابت با کالاهای وارداتی را از نظر قیمت و کیفیت نخواهد داشت و محکوم به فنا خواهند بود. وضعیت صنایعی از کشور، از قبیل صنایع خودروسازی، کفش، نساجی، و وسایل خانگی در زمانی که تحت سیطره قیمت گذاری بوده اند نمونه‌های بارزی از این پیامد هستند. به علاوه، از دست رفتن امکان صادرات محصولات صنعتی، موجب وابسته شدن بیشتر و بیشتر صنعت کشور به ارز حاصل از نفت خواهد شد. وابستگی ای که با کاهش درآمدهای نفتی فرجام خوشی نخواهد داشت.

قبل از انکه در قسمت بعد، علل و زمینه‌های ظهور قیمتگذاری با استفاده از قیمتهای حسابداری بیان شود، لازم است در مورد اهمیت قیمتهای حسابداری بیان شود، لازم است در مورد اهمیت قیمتهای حسابداری و کاربردهای صحیح آن به اجمال نکاتی مطرح شود.

محاسبه قیمت تمام شده کالا و تعیین اجزای قیمت تمام شده در حسن مدیریت یک بنگاه تولیدی بسیار مهم و حیاتی است. اطلاعات قیمت تمام شده برای کنترل هزینه‌های تولید و کاهش آن بسیار ضروری است. حسابداری یکی از مهمترین ابزارهای اطلاع رسانی به مدیران بنگاههای اقتصادی است که در گزارش نتایج مالی فعالیتهای اقتصادی، در کنترل قیمت تمام شده و هزینه‌ها در مقایسه با هزینه‌های استاندارد بودجه، و در فراهم سازی اطلاعات مالی لازم در تصمیمگیری مدیران بنگاهها به کار می‌آید. در واقع اطلاعات حسابداری و قیمت تمام شده محصولات که به روش حسابداری به دست می‌آید، در تصمیمگیری مدیران برای تعیین قیمت فروش محصولات نیز با ملاحظه عوامل و شرایط اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در استفاده از قیمت تمام شده برای محاسبه یک پایه برای قیمت فروش، بازده مناسب سرمایه‌های مورد استفاده نیز به قیمت تمام شده اضافه می‌شود. بنابراین قیمتهای حسابداری کاربرد مدیریتی دارد نه اقتصادی. حسابداری و حسابداری قیمت تمام شده یک ابزار قوی برای حوزه مدیریت در بنگاههای اقتصادی است. اگر این ابزار قوی مدیریتی به غلط برای تعیین قیمتهایی که در جامعه جایگزین قیمتهای اقتصادی می‌شوند به کار رود، با پیامدهایی که در بالا تشریح شد، بزرگترین صدمات و لطمات را به تحولات اقتصادی کشور می‌زند.

نظر حسابداران نسبت به سازمانشان

با در نظر گرفتن این که حسابداران چه گونه به توسط دیگران ارزیابی می‌شوند، این سوال پیش می‌آید که آنان چگونه محیط داخلی سازمانشان را می‌نگرند. در یک بررسی در جنوب ایالات آمریکا (پیرسن، سی لر و ویس 1982) به یک نظر مهم دست یافتند که 37% پاسخ‌ها حسابداران مورد عدم علاقه کارکنان اجرایی هستند و زمانی که بین انها با کارکنان اختلافاتی بروز می‌کند این احساس شدیدتر می‌گردد. عامل عمده نظر حسابداران نسبت به سازمانشان به دلیل تضاد بین تعهد و حرفه ی آنان و هم بستگی سازمانی شان است، همان طور که کارکنان لازم است تابع اهداف و فلسفه تشکیلات سازمانشان باشند. در مورد حسابداران حرفه ای انتظار می‌رود، نسبت به معیارهای حرفه ای خود وفادار باشند. از ان جای که حسابداران در یک محیط حرفه ای سازمانی کار می‌ کنند، دیدگاه انان تحت تاثیر تعادل ( یا عدم تعادل) فشارهای حرفه ای و سازمانی قرار می‌گیرد شواهد معرف این است که وقتی حسابداران در یک مجموعه ی سازمانی با ارزش هایی که نفوذ بیش تری بر افراد در سلسله مراتب سازمانی دارد، کار می‌کنند، بعضی از انان تضاد بین حرفه ای بودن و هنجارها و ارزش‌های سازمانی را تجربه می‌کنند (شرودر و ایمدیک 1977). به نظر نمی‌آید که اندازه ی سازمان، اثر مهمی‌روی درک و احساس تضاد نقش‌های آنها داشته باشد.

مطالعه ی اخیر به وسیله ی آرانیا و فریز (1984) در مورد کار حسابداران، هم در سازمان هیا حرفه ای و هم در سازمان‌های غیرحرفه ای ( دولتی و صنعتی) دریافتند که درهر دو نوع سازمان، کار حسابداران در سازمان‌های حرفه ای ار ارزش بیشتری برخوردار است و تضاد بین سازمان هایشان و حرفه ی آنان نسبت به همکارانشان در سازمان‌های غیر حرفه ای در درجه ی پایین تری قرار دارد. آنان هم چنین دریافتند که میزان تضاد کارمندان در هر دو گروه، کمتر از کارمندی است که در لسلسه مراتب سازمانی رو به ترقی است. در نتیجه هر چه کارمند بیش تر در سازمان بیش تر توجیه می‌شود تا از نظر حرفه ای و نیز دریافتند که درجه تضاد مشاهده شده بستگی به رضایت شغلی حسابداران و یا قصد آنان برای ترک سازمان دارد. ( این موضوع در سازمان‌های حرفه ای کمتر به چشم می‌خورد)

به طور کلی رفتار حسابداران نسبت به سازمان و حرفه ی خود در درجه اول تحت تاثیر پست‌های آنان در سلسله مراتب سازمانی و سازمانی که انان را استخدام کرده قرار دارد. حسابدارانی که به وسیله ی موسسات حسابداری استخدام شده اند، درک بهتری از تجانس بین تعهدات حرفه ای و سازمانشان دارند و آن‌ها که در سطوح بالایی در سلسله مراتب سازمانی قرار گرفته اند، انتظارات بیش تری از تعهدات سازمان را تقبل می‌کنند.

انگیزه و رضایت شغلی

چه چیز موجب انگیزش حسابداران می‌گردد؟ می‌قر (1979) نظریه ی دو عاملی انگیزش هرزبرگ را در مورد یک نمونه از حسابداران در صنعت به کار برد. برای نگهداشتن حسابداارن در سطح حداقل رضایت، عوامل بهداشتی نظیر: حقوق، امنیت شغلی، شرایط محط کار، موقعیت و مقام، روش‌های سازمان، کیفیت سرپرستی فنی و مطلوبیت روابط داخلی بین افراد لازم به نظر می‌رسید. عوامل انگیزنده ای که موجب رضایت شغلی شدند، عبارت بودند از : موفقیت، شناخته شدن، واگذاری مسئولیت به ان ها، پیش رفت در کار ترفیع، ماهیت کار و امکان رشد فردی، علی رغم این که عوامل بهداشتی بیش از عوامل انگیزنده در محیط کار در نظر گرفته می‌شودف روی هم رفته حسابداران در مورد عوامل ارضا کننده نسبت به عوامل بهداشتی در موقعیت بالاتری قرار داشتند. اما به نظر می‌رسید که حسابداران با سابقه تر بیش تر روی عوامل بهداشتی تاکید دارند به خصوص از نظر امنیت شغلی.

کدام نیازهای شغلی برای حسابداران مهم است؟ هرکا (1983) طی یک مطالعه دریافت که منصفانه ارزیابی شدن مهم ترین مسئله برای حسابداران بوده و بعد از ان داشتن سرپرست منصف و شایسته و به ترتیب کاهش اهمیت، استفاده از دانش و مهارت انها، داشتن هدف‌های روشن، داشتن آزادی عمل که بر حسب عقیده خود عمل کنند و احساس این که با کار خود در چالش باشند، قرار داشت. کم اهمیت ترین موارد امنیت شغلی و ارتباط داشتن با مردم است. به تصور حسابداران نیازهای حرفه ای آنها در حداقل ممکن تامین می‌شود. به ویچه در زمینه‌های ارزیابی منصفانه و داشتن هدف‌های روشن. نیازهایی که بیش تر تامین می‌گردد عبارت بودند از: امنیت شغلی که این نیاز چندان مهم به نظر نمی‌رسید. به هر حال میزان براورده شدن نیازهای مهم برای حسابداران صنعتی، دولتی، بازرگانی و خدماتی متفاوت بود. این تفاوت، گویای تاثیر شرایط محیطی، تشکیلاتی و سیستم کار می‌باشد.

شواهد دیگری با در نظر گرفتن رضایت شغلی در بین مدیران مالی توسط سی لر و سپ (1979) تهیه شده است. آنان نظر 1752 نفر کارگر و 1338 نفر از مدیران مالی را در 22 پروژه دریافت نمودند. نتیجه ی بررسی روشن کرد که حسابداران از ماهیت کاریشان بیش تر از سایر کارمندان راضی بودند، اما هر دو گروه از نظر سطح رضایت از سرپرستان خود یکسان بودند. حسابداران از همکاران خود راض2ی بودند، هر چند کم تر از سایر کارکنان. انان از نظر ارتقاء شغلی یا کاملا راضی بودند و یا ناراضی ولی مجموعا از سایر کارکنان راضی بودند. سرانجام، در حالی که بقیه کارکنان از حقوق و مزایای خود کم تر اعلام رضایت نموده بودند، حسابداران از حقوق خود راضی بودند زمانی که پاسخ دهندگان از نظر سنی مقایسه شدند، ملاحظه شد که حسابداران جوان از: کار، سرپرستی، همکاران و بالاخره میزان حقوق خود کم تر راضی هستند از لحاظ سطح تحصیل، ان دسته از حسابداران که دارای تحصیلات بالاتری بودند از ارتقا شغلی خود راضی بودند.

اسمیت و یوکر (1976) رضالیت شغلی را با استفاده از نظریه ی سلسله مراتب نیازهای مازلو روی حسابرسان داخلی بررسی کردند. نیازهای آنان از نیاز امنیتی تا نیاز اجتماعی، نیاز قدرت و اعتبار، نیاز استقلال و نیاز خویشتن یابی بررسی شده. دریافتند که نیاز به امنیت تقریبا ارضا شده است ولی هر چه به سطوح بالاتر نیازها حرکت شود میزان ارضا نیاز کم تر است. بیشترین شکاف بین تامین نیازهای اجتماعی و نیاز مورد احترام قرار گرفتن وجود داشت. به طور کلی رضایت شغلی حسابرسان داخلی کم تر از مدیران میانی سازمان‌ها بود.

در بررسی هایی که قبلا در مورد رضایت شغلی حسابداران سازمان‌های علمی‌(آکادمیکی) بعمل آمده بود (کارپنتر و استراسر 1971) و در ان‌ها از نظریه ی سلسله مراتب نیازهای مازلو استفاده شده بود مورد مطالعه قرار گرفتند، معرف آن بودند که نیاز اجتماعی این دسته نسبتا خوب تامین می‌شود. نیاز مورد احترام قرار گرفتن در سطح دانشیار و کمتر از سطوح دانشیار و استاد تامین می‌گردد. نیاز به آزادی عمل بین سایر نیازها تامین شده و نیاز خودیابی در مدارس بزرگ تر و در سطح استادان بیش تر مشهود بوده است.

به طور کلی، ظاهرا به نظر می‌رسد که حسابدارن بی تر از سایر کارکنان سازمان احساس رضایت شغلی می‌کنند و عواملی که باعث انگیزش آنان می‌گردد در راستای نظریه ی سلسله مراتب نیازهای مازلو نظریه ی دو عاملی انگیزش هرزبرگ قرار دارد. با این همه بخشی از عوامل تعیین کننده رضایت شغلی ناشناخته مانده است. رضایت شغلی حسابداران مسلما تحت تاثیر عواملی نظیر اندازه سازمان، نوع سازمان، نوع کار، سن و سطحی که شخص در سلسله مراتب سازمانی باشد، قرار دارد.

قابلیت پذیرش تنش

مفسران معاصر، تنش و تاثیر آن را بری عملکرد کارکنان در طول خدمت در سازمان مور د توجه قرار داده اند. حسابداران از این پدیده مستثنا نیستند. تنش ممکن است به عنوان واکنش انسان در مقابل عوامل تاثیرگذار تعریف شود این عوامل به سه منبع شغلی مربوط هستند: محیط، ادراک فرد از محیط و عکس عمل‌های جسمی‌و روحی انان نسبت به محیط. چه عواملی می‌توانند موجب تنش شوند؟ این عوامل چه تاثیراتی روی حسابداران دارند و چه راه حل هایی پیش نهاد شده است؟

روشن نبودن نقش، تضاد نقش و پایین بودن سطح رضایت شغلی، عوامل اصلی ایجاد تنش در محیط کار هستند. این سردرگمی‌مربوط به مسوولیت هایی است که خوب تعریف نشده اند، روشن نبودن قوانین و دستور عمل ها، عدم اطمینان به کارهای مورد درخواست سرپرستان، انتظارات عملکرد و اطلاعات مبهم در مورد حدود اختیارات از این جمله هستند.

تضاد نقش، به برخورد بین نیازها یا ارزش‌های فردی و نیازهای شغلی یا کارهایی که خیلی آسان یا سخت به نظر می‌رسند و خارج از حیطه ی توانایی و آموزش فرد هستند و یا خواسته‌ها و اطلاعات مربوط به آن‌ها اشاره می‌کند. پایین بودن سطح رضایت شغلی، شامل فقدان فرضت‌های مناسب برای بهره گیری گسترده از سطح مهارت‌های فردی و هم چنین فقدان فرصت‌های مناسب برای پیش رفت‌های آینده و یک نواختی در مشاغل می‌باشد.

تاثیرات فشار را در مقوله هایی گوناگون، مثل: اثرات روانی، اضطراب، عدم تمرکز، مشکل در تفکر منطقی و واضح، یک توجه آنی، یک حافظه نامطمئن و یا تحریک پذیری و پرخاشگری حاد می‌توان دید. تاثیرات فیزیکی، ممکن است در وهله ی اول شامل: خستگی ناشی از کار مداوم، سر دردهای مکرر، سوء هاضمه، و در هم ریخته شدن برنامه ی خواب شده و اندک اندک پس از جدی شدن، باعث رخم معده، فشار خون، امراض قلبی و عقب افتادگی ذهنی گردد. علائم رفتاری تنش، شامل: گوشه گیری، بی علاقگی به کار، مالیخولیا، اعتیاد به مشروبات الکلی و سیگار و استفاده از داروهای آرام بخش و خواب آور می‌شود. در سطح سازمان، مطالعات پیوسته نشان داده اند که تنش یک عامل مهم ترک خدمت کارکنان می‌باشد.(سناترا و همکارانش 1980)

بسیاری از جنبه‌های کار حسابداران به طور بالقوه موجب تنش می‌شود. استراسر، کلی و هیس (1982) دریافتند که حسابداران مراحل تنش‌های ناشی از کار را که باعث نگرانی خودئشان و کارفرمایانشان می‌گردد تجربه کرده اند. فرس (1982)، با مطالعه شرکت‌های حسابداری دولتی دریافت که نسبت به اموزش و مشاوره در زمینه این مشکل در حوزه مدیریت منابع انسانی توجهی شده است. این مشکل را به چه عوامل مهمی‌می‌توان نسبت داد؟

تنش می‌تواند به مراحل حرکت در مسیر حرفه ای بستگی داشته باشد. در سال‌های اولیه خدمت حسابداران جوان،؛ تحت تنش اثبات شایستگی خود و رقابت با همکاران هم تراز و به دست آوردن ارتقا شغلی هستند. حسابداران قدیمی‌تر به نقطه ای می‌رسند که از عدم پیش رفت و ارتقاء یا فقدات قدردانی از کوشش هایی که از گذشته کرده اند رنج می‌برند.

تنش هم چنین ممکن است به طور ذاتی به ماهیت شغلی بستگی داشته باشد. انجام کارهای حجیم، تهیه گزارش‌های ضرب الاجلی، محدودیت‌های زمانی مذاکرات و برنالمه ریزی بودجه، هم چنین مسافرت‌های طولانی، ممکن است هم بر سلامت جسمی‌و هم روحی اثر بگذارد. در حالی که حسابداران با خطی مشی هایشان جلو می‌روند، مسوولیست‌های دشوارتری را تقبل می‌کنند، مواجه شدن با حیطه ی وسیع سرپرستی، به عهده گرفتن تضمیم گیری‌های مهم تر و درکیری با الگوهای پیچیده ارتباطات. تمام این عوامل می‌توانند؛ باعث تنش‌های زیا در محیط کاری گردند. (فرس 1982 و چو 1982). البته تاثیر تمام تنش‌ها خودبه خود، همیشه منفی و نامطلوب نیست (پارکر 1981). به طور متوسط تنش می‌تواند، نظار و چالی هیجان ایجاد کند. با همه این ها، بیش تر مواقع، واکنش غیرعادی خواهد بود.

محرک‌های تنش زای دیگری برای حسابدارن سازمان‌ها وجود دارند. لنگرمن (1971) برای مثال مشاهده کرد که تنش و تضاد ممکن است به آرزوهای حرفه ای بستگی داشته باشد، که توان دست رسی به ان وجود ندارد، و به سبب نداشتن استقلال حرفه ای، کافی ایجاد می‌شود. سورنس، رود و لالر (1972)، به یک نتیجه مشابه دست یافتند که تضاد قابل ملاحظه ای بین انتظارات و تجربیات واقعی حسابداران حرفه ای جدید وجود دارد. آنان مشاهده کردند که صدور یک سری احکام ترفیع، ارزیابی عملکرد، تنوع کاری – سرپرستی و استقلال شغلی برای کارمندان قدیمی‌یک شوک واقعی در میان کارمندان جدید به وجود آورده است.

چه کاری برای کاهش این مشکل می‌شود کرد؟ در این جهت استراتپی‌های گوناگونی توضیه شده است تنش می‌تواند با کمک سازمان و افراد کنترل شود؛ در ساختارهای سازمانی و دستور عمل‌ها می‌توان با شناخت مشکلات اساسی ابهام نقش، تضاد نقش و رضایت شغلی تجدیدنظر کرد. مشاغل می‌توانند دوباره طراحی گردند، اهداف روشن شوند، دریچه‌های ارتباطی معلوم شده و مسئولیت‌ها دوباره تعیین گردند؛ سازمان‌ها می‌توانند خصوصیات و کارکنانشان و درجه ی مسئوولیت پذیری بالاتر انان و آموزش‌های مهارت‌های اجتماعی، نقش‌های گروهی، نحوه استفاده از وقت و حساسیت را در جای که لازم است، ارزیابی کنند، روحیه ی حمایت متقابل ( به سازمان و فرد)، مشارکت در کنترل، آزادی در ارتباطات، یک استراتژی اصولی تسهیل کننده برای کاهش فشار به وجود می‌آورد؛ از نقطه نظر فردی، حسابداران می‌توانند برای جست و جوی روش زندگی متعادل و پذیرش موثر آن با موقعیت‌های کاری تنش زا، اموزش ببینند. دستیابی به این اصول: شامل: روش‌های رسیدن به حالت آرامش روحی، تصورات ذهنی، عکس عمل‌های بیولوژیک، درست مانند برنامه ریزی مشخصی برای زمان و کار می‌گردد (چو 1982 و پارکر 1987). به هر حال، تنش کاملا نمی‌تواند در محیط کار حسابداران از بین برده شود، جز این که می‌توان عمل آن را تعدیل و کاهش داد و با انجام اقدامات لازم آن را به صورت کنترل شده در آورد.

تصویری از یک سازمان

مطالعات انجام شده در زمینه نقش حسابداران در سازمان‌ها نسبتا کم و پراکنده است؛ موقعیت‌های رسمی‌آنان در سلسله مراتب اداری موسسات امروزه، از طریق بررسی مدارک، کمتر قابل ارزیابی است. برادیش (1970)، یک چنین بررسی را در بزرگ ترین شرکت‌ها و موسات حمل و نقل، تجاری و صنعتی در ایالات متحد امریکا ادامه داد. در زمینه ی اشتغال مشاغل در سه سطح بالا (ریاست عالی؛ رئیس هیئت مدیره، نائب رئیس هیئت اجرایی) حسابداری، در رده بندی سوم در پشت سر مهندسان و مدیران صنعتی قرار گرفت. حسابداری، بر طبق قانون در طبقه بندی دوم برا شاغل پست‌های معاونت قرار داده شد. پایین تر از ان طبقات مشاغل، حسابداری است که اشراف دارد. حسابداران، شامل 80% کنترلرها، 55% معاونان مالی و 61% خزانه دار بودند. روی هم رفته، برادیش دریافت که حسابدارات تقریبا یک چهارم از پست‌های بالای مدیریت را عهده دار هستند.

12 سال بعد، تیپ گز، هلمز و لندر (1983) بررسی دیگری را انجام دادند. در این جا بررسی آنان بر روی روسا و معاونان اجرایی در 500 موسسه در ایالت متحده بود. در پاسخ این بررسی، 93% ادعا کردند که از نظر حسابداری در موقعیت خوبی قرار دارند و 49% ادعا کردند که آموزش‌های فزاینده ای در حسابداری داشته اند و پژوهشگران، هم چنین به اهمیت و ارزش موقعیت شغلی ناظران (کنترلرها) پی بردند (میزان اشتغال این موقعیت‌های شغلی به وسیله ی حسابداران). از نظر اهمیت به این موضوع، ارزیابی شونده ها، موقعیت شغلی کنترلرها را در رده ی سوم بعد از بازاریابی و تولید قرار دادند و از نظر اعتبار شغلی ( قدر و منزلت)، حسابداری را در موقعیت پنجم بعد از: بازاریابی، تولید، تحقیق، توسعه و مهندسان. این موضوع نکات برجسته و مهم اختلاف جالب بین ادراک امنیت و اعتبار را نشان می‌دهد.

بنابراین روشن است که حسابداران در نمودار سازمانی، در رده بندی مدیران عالی و مدیران اجرایی، موقعیت‌های خوب را در دهه‌های گذشته کسب کرده اند. آنان نه تنها به طور قابل توجهی به برتری نفوذ رسمی‌در امور شرکت به عنوان یک مقام بالا دست یافتند، بلکه توانستند، فراسوی وظایف عرفی ستادی ظاهر شوند.

از نظر منطقی نقش حسابداران در سازمان‌ها به عنوان نقش ستادی، جئدا از نقش صنفی مدیران تولید و فروش قرار گرفته است. حسابداران لازم است کارکنان صفی را به طور غیرمستقیم در تصمیم گیری‌ها و کنترل راه نمایی کرده و یاری دهند. حسابداران به طور رسمی‌به عنوان تهیه کنندگان اطلاعات برای سایر تصمیم گیرندگان هستند (پارکر 1975) به هر ترتیب، حسابداران به عنوان عمل کنندگان موثر، مفسران، و کنترل کنندگان اطلاعات مالی، به طور قابل توجهی دارای عامل بالقوه ای هستند که نقش قدرت مندی را در فرآیند تصمیم گیری‌های مدیریت ایفا می‌کنند. حسابدار، نه تنها برای طراحی و نگه داری سیستم‌های سنجش عملکرد آموزش می‌بیند، که در بهترین موقعیت برای ادارک و انتقال مفاهیم و محدودیت‌ها نیز قرار می‌گیرد. خصوصیات رسمی‌نقش حسابداران نباید مانع اعتبار و نفوذ ان‌ها در اظهار نظر کارشناسی و کنترل در اطلاعات مالی که یکی از منابع حیاتی سازمان‌ها هستند، گردد(پارکر 1987).

بعضی از تحقیقات در امریکا در مورد افزایش اهمیت رو به تزاید حسابداران بر مشارکت در تصمیم گیری‌های مدیران صف اشاره می‌کند. تیپ گز، هلمز و لندر (1983)؛ در نظرخواهس از دیران (مدیران عامل و معاونان آن ها) نقش حسابداران را در این مورد قویا تائید شده می‌دانند. 68% انان اتکا بسیار قوی به راه نمای‌های حسابدارن برای تصمیم گیری‌های استراتژیک داشتند، 73% نشان دادند که حسابداران مدیریتی به طور مستقیم در بعضی از تصمیمات صف شرکت داشته اند و 44% احساس کرده اند که سطح مدیریت صف به طور گسترده ای به عقاید نوآوری حسابداران مدیریتی در جهت اصلاح عملیات بستگی دارد. 93% از پاسخ دهنده‌ها به بحث در مورد پیچیدگی محیط تجاری و موقعیت‌های اقتصادی که اثرمندانه به اهمیت حسابداران مدیریتی در تصمیم گیری کمک می‌کند، پرداخته است. روی هم رفته پژوهشگران (لندر، هلمز، تیپ گزو و والاس 1983) دریافتند که بسیاری از حسابداران مدیریتی در نقس اداری، فراسوی تهیه کنندگان اطلاعات برای مدیران هستند و خیلی از آنان در گروه مدیران تصمیم گیرنده قرار گرفته اند و تاکید بیش تری بر تغییر و تعبیر گزارش‌ها تا گردآوری آن‌ها دارند و سهم عمده ای از وقت خود را صرف برنامه ریزی می‌کنند تا روی مسایل گذشته.

نظریه ی بعدی در رابطه با نقش حسابداران مدیریتی به وسیله هوپر (1981) در کشور انگلستان ارائه شد. او دریافت که وجهه‌های متناقضی در رابطه با نقش مدیران سازمان و حسابداران مدیریتی وجود دارد. مدیران سازمان مشاهده کردند که حسابداران مدیریتی ماهرانه با گردآوری اطلاعات کمی‌، که باعث تغافل آنان در جنبه‌های مدیریتی وظایفشان می‌گردید نقش مدیران را محدود کرده اند. به طور قابل ملاحظه ای با نقش اصلی حسابداران مدیریتی مغایر بوده است. در بسیاری موارد این بحث پیش آمده است که انان بر تعادل بین وظایفشان به عنوان آماده سازی بودجه از یک طرف و ارتباط ان با راه نمای مدیران از طرف دیگر تاکید کرده اند. در حقیقت نیمی‌از انان تمایل به افزایش درگیری هایشان در تصمیم گیری‌های مدیریتی دارند. حسابدارانی که علاقه بیشتری در وظیفه ی ثبت و گردآوری نشان می‌دادند، نسبت به موقعیت‌های مالی حسابداری، در سطح بالای سازمان تمایل داشتند و آنانی که علاقه ی بیشتری به کار مشاوره ای مدیران داستند یا این که می‌خواستند هیچ نوع تغییری به وجود نیاید که آنان را از مدیران صف جدا کند. در حقیقت، بسیاری از انان ملاحظه کردند که عدم تمرکز موقعیت هایشان نسبت به سازمان به دلیل تعامل بیش تر با مدیران صف است که در نتیجه از رضایت شغل بیش تری برخوردار می‌گردند.

بنابراین، این آشکار است که حسابداران می‌خواهند پست‌های با اهمیت را در سازمان چه در رده‌های بالا و چه در سلسله مراتب سازمان اشغال کنند. گذشته از این هم مدیران سازمان و هم حسابداران مدیریتی، با کسانی که با آنان کار می‌کنند نقش هایشان را به گونه ای فزاینده، هم مشارکتی و هم مشاوره ای در تصمیم گیری‌های مدیریتی مشاهده می‌کنند. این نگرش منعکس کننده ی هم حالت پیچیدگی محیطی است که مدیریت باید با ان سر و کار داشته باشد و هم حرکتی است که حسابداران را ( بخصوص در موسسات بزرگ تر) فراسوی جمع آوری اطلاعات مثبت برای ارزیابی، تفسیر و در نتیجه آن، دادن پیشنهاد و پند و اندرز به مدیریت، می‌کشاند.

حسابداران در سازمان‌های حرفه ای

تعهد و تضاد نقش

تحقیقات فراوانی درباره رفتار حسابداران در موسسات عمومی‌(بغیر از شرکت ها) صورت گرفته است. بخش ویژه ای از این تحقیقات برای پژوهشگران مدرک بالقوه ای است، برای نشان دادن تضاد بین تعهد فردی حسابداران به حرفه ی خود و تعهد آنان به موسسه حسابداری که در استخدامش هستند. لانگرمن (1971) موسسات حسابداران قسم خورده نیویورک را که در عمل فقط شامل موسسات محلی، ناحیه ای و ملی می‌شد، (درست مانند موسسات غیرحسابداری) مورد بررسی قرار داد. در این مطالعه نشان داده شد که حسابداران قویا باور داشتند که استقلال آنان به طور قابل ملاحظه ای در سازمان‌های بزرگ کاهش خواهد یافت، اما مشاهده شد که روابط واقعی، بسیار پیچیده و نافذ است و استقلال حرفه ای حسابداران در موسسات حسابداری ملی کم تر از سازمان‌های غر حسابداری مورد تهدید می‌باشد. « هر چه پست سازمانی بالاتر، احساس استقلال در کار بیشتر بوده است» حتا مشاهده شد حسابداران به دلیل مورد مصالحه قرار گرفتن استقلال حرفه ای انها که در موسسات حسابداری با شعب متعدد، یا در یک موسسه ای با تعدادی کارمندان حرفه ای کار می‌کنند، کمتر مورد تهدید قرار می‌گیرد.

به این ترتیب مشاهده شد که حتا در یک سازمان حسابداری، استقلال حرفه ای با عوامل دیوان سالارانه ( بوروکراتیک) از نظر وسعت و سلسله مراتب سازمانی ارتباط دارد. به نظر می‌آید تضاد در تعهدات حرفه ای و سازمانی در سطح پایین تر در موسسات بزرگ تر بیش تر است این موضوع در بخشی ز مطالعات شرودر و ایمدیک (1977) توضیح داده شده است.

آنان دریافتند که یک کارمند موسسه ی حسابداری عمومی‌بیش تر شبیه این است که به وسیله ی سطوح بالاتر به سلسله مراتب قدرت تمایل و توجیه بیش تری نسبت به سازمان یافته اند ( جایی که تصمیم گیری بیش تری رایج است). بنابراین مادامی‌که پژوهشگران هنوز عامل بالقوه را برای نقش تضاد نیافته اند یافته‌های آنان چنین می‌نماید که حسابداران در سلسله مراتب سازمانی شان به مراحل بالاتری ارتقا پیدا کنند، انان تا جایی که استقلال حرفه ای بیش تری را در تصمیم گیری به دست می‌آورند، که هم زمان در تعهداتشان نسبت به سازمان احساس راحتی بیش تری بکنند. یافته‌های مشاتبه به وسیله سورن سن (1976) و به توسط سورن سن و سورن سن (1974) به دست آمد. موید ان است که نگرش‌ها و باورهای افراد در ارتباط با مشاغل حرفه ای انان، اغلب به وسیله اعضای سازمان‌های دیوان سالاری مورد رقابت قرار می‌گیرند و دگرگون می‌شوند.

این تصویر به وسیله ی نوریس و نی بر (1983) در مطالعاتشان از کارمندان، یک موسسه حسابداری امریکایی به نام Big Eight به طور گسترده ای صورت گرفته است. آنان دریافتند که حسابداران یک سازمان حرفه ای بزرگ، فاصله کمی‌بین تعهدات حرفه ای و سازمانی و رضایت از کار و سرپرستی خود قایل هستند. آنان در واقع طوری درگیر در کار، حرفه و سازمانشان هستند، که میزان تعهداتشان نسبت به این سه مقوله تشخیص ناپیذیر است. پژوهشگران، نتیجه گرفتند که حداقل در موسسات حسابداری عمومی‌حسابداران تمایل به ابزار هویت نسبت به یک دیگر به عنوان گروه‌های همتا، نه به صورت همکاران مشترک در سازمان را دارند. بنابراین به نظر می‌رسد تا هنگامی‌که عامل بالقوه ی تضاد بین تعهدات حرفه ای و سازمانی در هر سازمانی وجود داشته باشد، اثرات آن یحتمل در موسسات حسابداری عمومی‌حتا بیش تر در رده‌های پایین تر سازمان‌های بزرگ تر محسوس نباشد. در واقع این تداوم تحقیقاتی است در رابطه با نگرش‌های حسابداران نسبت به سازمان هایشان که در این فصل قبلا مورد بحث قرار گرفته است.

رضایت شغلی

محققان به طور قابل ملاحظه ای توجه شان را به رضایت شغلی حسابدارت معطوف کرده اند. درباره شغل و انگیزه انجام دادن آن در ارتباط با هم می‌داند و به صورت یک قضیه کلی مطرح می‌کند. انگیزه برای انجام کار به نوبه ی خود این قانون را بیان می‌دارد که اگر کوشش بیش تر، با احتمال قوی منجر به نیل به هدف‌های موفقیت آمیز شود و حصول این نتیجه، احتمالا به پاداش‌های متناسب بیانجامد انگیزه به کار بوجود خواهد آمد. فریز دریافت که مدل توقع مدل پیش بینی کننده ضعیفی است برای پیش بینی عملکرد کارکنان حسابرسی، اما در عوض مدل پیش بینی کننده قوی رضایت شغلی است. فریز و همکاران (1980) بعدا تفسیر دیگری از مدل توقع را ( که آن را مدل توقع و ابزار سودمند نامیدند) از نمونه حسابرسان امریکایی و استرالیایی که هم سطح بودند، آزمایش کردند و دریافتند که مدل مزبور روی هم رفته برای پیش بینی عملکرد امریکایی‌ها مناسب و برای استرالیایی‌ها پیش بینی کننده مناسبی نیست و بعکش پیش بینی کننده مناسبی برای مشارکت در استرالیا و نه امریکا می‌باشد. بر روی هم حسابرسان استرالیایی درک قوی تری از رابطه ی بین کوشش شغلی و عملکرد نسبت به همکاران امریکایی خود داشتند.

جیامبالو (1979)، مدل عمومی‌توقع را با ارتباط تلاش و پاداش از ارزیابی محیط خارج و توقع بین تلاش و عملکرد، توقع بین عملکرد و نتایج به دست آمده، سنجش ابعاد عملکرد مناسب) و طبقه بندی درحات عملکرد شغلی و ارزش متصور بر آن تعدیل کحرد. نتایج به دست آمده، حاکی از زمانی است که حسابداران صرف جنبه‌های مختلف شغلی و عملکردشان می‌کنند، که می‌تواند درک رابطه تلاش و ارزش ذاتی فعالیت‌های افراد را پیش بینی کند. محققان نتیجه گرفتند که روش‌ها و سیاست‌های کارکنان، ممکن است مستقیما روش تلاش شغلی و هم چنین رفتار واقعی یک حسابرس اثر کند.

هم چنین تعدادی از مطالعات درجات خود عملکرد را ارزیابی کرده اند. مثلا رایت (1980) به بررسی اعتبار ارزش یابی حسابداران ارشد از عملکرد حسابداران در سطح کارمندی پرداخت و مشاهده کرد که به منظور عمده معیار ارزیابی حسابداران ارشد، توانایی‌های فنی بوده در حالی که ارزیابی کارکنان اداری سازمان در مجموعه وسیع تری از معیارها، مثل سطح انگیزش، ارتباطات لفظی، توانایی‌های فنی و کارایی بوده است. همین طور جیامبالو (1979) صحت و تجانس سنجش عملکرد حسابداران ارشد را به وسیله ی همکاران سازمان ارزیابی کرد و دریافت که:

1- در مورد حسابداران ارشد، درک اهمیت نسبی ابعاد عملکرد گوناگون با همکاران سازمان متفاوت است.

2- اختلاف‌های مشخصی در سحت سنجش کلی عملکرد وجود داشت.

3- به طور نسبی چنین اختلاف‌های به عملکرد حسابداران ارشد ارتباط نداشت، اما به رضایت شغلی آنان بستگی داشت.

سرانجام نتایجی که به توسط ماهر، راماناتان و پی ترسون (1979) به دست آمد تا اندازه ای مغایر با نتایج جیامبالو بود. آنان دریافتند که چنین به نظر می‌رسد، رابطه مثبتی بین درک کارکنان از ضابطه عملکردی خود و سطحی که آنان در سلسله مراتب سازمانی دارند، وجود دارد و این که مرغوبیت کار ایشان و مطلوبیت رابطه ی انان با مشتریان، جنبه اصلی اختلاف بین کسانی که عملکرد بالای دارند را تشکیل می‌داد.

عملکرد و مسائل عمده گروهی

اهمیت پویائی گروه و اثرات بعدی آن روی عملکرد افراد را نمی‌توان در سازمان‌های حسابداری نادیده گرفت. اغلب کار حسابداری بر اساس گروه‌های کوچک، سازمان یافته و ارائه می‌گردد. برای مثال، بلاچر (1979) تاثیر سیاست‌های (استراتژی های) وظایف تیم‌های مختلف حسابرسی بر عملکرد افراد، مترا مورد مطالعه قرار داد و با مطالعه ظایف بیش از 500 گروه متوجه شد که:

1- هنگامی‌که وظایف مکرر با ارباب رجوع ثابت انجام می‌گردید، هیچ گونه تنوعی در عملکرد وجود نداشت.

2- عملکرد در آغاز رو به کاهش بود، که اندکی افزایش یافت و سپس وقتی که وظایف مرکرر در شغل، با مشتریان مختلف انجام گردید، عملکرد متعادل شد.

3- وقتی که عملکرد در رابطه با مشتریان و هم چنین شغل تغیر کرد، در عملکرد تغییر ایجاد نگردید.

روی هم رفته بلاچر به این نتیجه رسید که استراتژی تعین وظیفه نسبتا تاثیر کمی‌بر عملکرد حسابرس‌ها دارد. ولی عملکرد فردی حسابرسان، تحت تاثیر شیوه‌های رهبری و سرپرستی گروه قرار می‌گیرد. پرات جیامبالف (1981) دیافتند که عملکرد، با توجه به نیازهای شخصی، پاداش برای نوآوری، تکرار حمایت‌های مثبت، حمایت‌های منفی و بازخورد به موقع افزایش می‌یابد و نیز دریافقتند که این عوامل بیشتر در رابطه با عملکرد گروه‌ها مشاهده می‌شود تا عملکردهای فردی.

نظریه ی حسابداران

حالا به وضوح می‌توان دید که عمل و رفتار حسابداران با تعاریف و یا طبقه بندی‌ها و رده بندیهای ساده قابل فهم نیست. در حقیقت حسابداران وقتی که شخصیت‌های فردی را که بی شباهت به گروه‌های دیگر در روابط تجاری نیستند، به نمایش می‌گذارند ظاهرا، سال‌ها از وجهه ی سراسر عاری از ابتکار و دارای رفتارهای قالبی به رنج بوده اند. آنان به عنوان یک گروه حرفه ای، با تضادی بالقوه بین تعهدات سازمانی حرفه ای خود رو به رو هستند؛ اما این مساله با ارتقا آنان در سلسله مراتب سازمانی (و یا اگر که در موسسات حسابداری عمومی‌کار می‌کنند) زیاد شدت نخواهد داشت. علی رغم این که سطح رضایت شغلی حسابداران استخدام شده در موسسات عملی عمومی‌بالا نیست، آنان در یک تشکیلات از نظر شغلی از افراد دیگر اضی تر می‌باشند. اگرچه،ر ضایت شغلی فردی، متاثر از ساختارهای سازمانی محیطی و شخصی است. مانند سایر محیط‌های اجرائی و مدیریتی کار، حسابداران بیش تر در معرض تنش‌های کاری هستند و دلایل آن تقریبا شبیه به جهاتی است که روی گروه‌ها مدیریتی دیگر اثر می‌گذارند.

بررسی‌های صورت گرفته حاکی از ان است که حسابداران اشغل پست‌های حساس و اساسی را در فعالیت‌های سازمان‌های بزرگ و عمده ادامه خواهند داد و به همین دلیل است که آنان همیشه در زمره کارکنان رده ی بالای مدیریت در نظر گرفته شده اند. البته به نظر می‌رسد آنان در حال گسترش نقش خود، فراتر از مسایل تهیه اطلاعات برای تصمیم گیرندگان و یا مشارکت در تصمیمات مدیریتی هستند. بیش تر اوقات حسابداران، صرف تجزیه و تحلیل ها، تفسیرها و اعمال مشورتی می‌شود.

در شرکت‌های حسابداری حرفه ای، اطلاعات بیش تری در مورد حسابداران وجود دارد. اما تصویر آن به رغم پیچیده بودن هنوز در حال گسترش است. مشاهدات شامل: تضاد تحمیل شده با تعهدات حرفه ای و سازمانی به کارمندان دون پایه، مشکلات در سطوح رضایت شغلی به دلیل قرار گرفتن زیر رتبه ی همکار، تحت فشار قرار گرفتن به وسیله ی نقشهای مبهم، رابطه بین نیاز قدرت و فراجویی و رضایت شغلی حسابداران و تفاوت‌های بین گروهها و رتبه‌های حسابداران در داخل یک اداره است. عاقبت مطالعات انگیزه و عملکرد به یک نیاز برای پیش رفت کارکنان، نوآوری و مشارکت حسابداران در تصمیم گیریها، درست مانند نیاز به بازخور مداوم و روشهای مختلف ارزیابی، اشاره می‌کند.

منابع:

توسعه صنعتي، قيمت‌هاي حسابداري و تورم فعلي، دكتر علينفي مشايخي، اتنشارات سازمان مديريت صنعتي، 1374.

حسابداري و منابع انساني، لي.دي.پاكر. كنت.آر.فريز، ديويد.تي.اوتلي، ترجمه ناصر ميرسپاسي، 1373فهرست مطالب

پیامدهای اعمال قیمتهای حسابداری برای محصولات صنعتی1

جلوگیری از علامت دهی قیمتهای اقتصادی1

جلوگیری از تشویق و تنبیه توسط قیمتهای اقتصادی2

فقر تولیدکنندگان و عدم بهره برداری از امکانات تولیدی3

جلوگیری از حرکت ثروت جامعه به بخش صنعت و توسعه آن بخش4

هدایت



قیمت: 100 تومان

gl/l (1013)

بهداشت روان به مفهوم تامين و رشد سلامت رواني فردي ـ  اجتماعي ،پيشگيري از ابتلا و درمان مناسب بيماريهاي رواني و نوتواني بيماران رواني است و در  بهداشت روان  فعاليتهاي زير بكار گرفته مي شود.

1 ـ كليه فعاليتهاي كه در جهت تامين و گسترش سلامت رواني فردي و اجتماعي باشد.

2 ـ اقداماتي كه با كمك به درمان به موقع و مناسب بيماريهاي رواني شيوع بيماري را كاهش دهد و از معلوليتهاي بيشتر پيشگيري نمايد.

3 ـ اقداماتي كه بيماران مزمن يا معلولين رواني را بكار و فعاليت فردي و اجتماعي دوباره هدايت و آنان را از معلوليت بيشتر برهاند .

 دربهداشت به فعاليتهاي بند اول و دوم پيشگيري اوليه ، به فعاليتهاي بند سوم پيشگيري ثانويه و به فعاليتهاي بند چهارم پيشگيري نوع سوم يا نوتواني ( توانبخشي ) گفته مي شود.

انواع خدمات بهداشت رواني

براي فعاليتهاي بهداشت روان روشها و برنامه هاي متفاوتي وجود دارد كه عبارتند از:

آموزش بهداشت روان

مبارزه با علل بيماري يا عوامل مؤثر در انتقال آن

افزايش مقاومت فردي ـ اجتماعي

مشاوره و راهنمائي

بيماريابي و مداخله اوليه

اصلاح نظام مراقبتي

نوتواني در خانه و اجتماع

حرفه درماني

هريك از اين روشها و برنامه ها ممكن است تمام يا بخشي از فعاليتهاي پيشگيري اوليه ، ثانويه و يا نوع سوم باشند. مبارزه با علل بيماريها و افزايش مقاومت در برابر ابتلاء به بيماريها پيشگيري اوليه ، بيماريابي پيشگيري ثانويه ، نوتواني پيشگيري نوع سوم و بالاخره آموزش بهداشت و مشاوره از هر سه نوع پيشگيري به حساب مي آيند.

جمعيتهاي آسيب پذير در بهداشت روان

گرچه بهداشت روان با اين مفهوم خود را در برابر تمام بيماران و همه مردم متعهد مي بيند، اما بدليل محدويت امكانات كشوري و به منظور موفقيت بهتر ، بناچار از جمعيتهاي نيازمند به خدمات بهداشت روان ، گروهها و جمعيتها ئي را كه نيارمند ي بيشتري داشته و آسيب پذيري زيادتري از نظر بهداشت روان دارند، انتخاب و فعاليتهاي خود را بر آنان متمركز مي نمايد. بيماران و معلولين رواني ، عقب ماندگان ذهني و بيماران صرعي ، كودك و نوجوانان ، زنان باردار و مطلقه و داغديده ، افراد بي سرپرست ، زندانيان و مهاجران به ترتيب از گروههاي  آسيب پذير تر و جمعيت هاي هدف در برنامه بهداشت روان مي باشند.

بهداشت روان بعنوان بخشي از بهداشت عمومي

بهداشت روان بخش جدائي ناپذير از بهداشت عمومي است كه فرد را از عناصر شناختي ، عاطفي و همجنين از توانايي هاي خود در ايجاد ارتباط با ديگران آگاه مي گرداند انسان با داشتن تعادل رواني ، بهتر مي تواند بر استرس هاي زندگي فائق آيد، كارهاي روزانه را پربار تر و سودمندتر گرداند و فرد مفيدي براي جامعه باشد.

اختلالات رواني ومغزي با تاثير روي سلمت روان فرد ، امكان دستيابي به بخش هايي از موارد بالا و يا امكان عملي ساختن تمام آنها را بطور كلي و يا به گونه اي نسبي غير ممكن مي سازد . درمان اين گونه اختلالات و پيشگيري از به وجود آمدنها، راه استفاده از تمام توانايي موجود در فرد را براي وي هموار مي سازد.

از آنجائيكه بهداشت روان پايه و اساس رشد انسان است ،اين حقيقت را بايد پذيرفت كه مسائل بهداشت روان همراه زندگي است ، امكان پديد آمدنها هميشه وجود دارد و لازم است تا در باره آنها بحث و گفتگو شود .

بهداشت به معني سلامتي است . اما سلامتي فقط نداشتن بيماري نيست . فرد سالم علاوه بر اينكه بدني سالم دراد ، بايد خوشحال و راضي باشد.او توانايي برخورد با مشكلات ، محروميت ها و شكست ها را دارد و مي تواند با اين كار ديگران را هم به لذت بردن از زندگي علاقمند نمايد. اين فرد ديگران را آزار نمي دهد و به زحمت نمي اندازد. چنين فردي را كه از نظر جسمي ،رواني و اجتماعي طبيعي است و روحيه خوبي نيز دارد مي توانيم سالم بخوانيم.

انسانها به دلايل مختلف دچار بيماري جسمي مي شوند . سوء تغذيه ، عوامل ميكروبي ، تغييرات محيط زندگي، فرسودگي و صدمه جسمي ،كمبود مواد مورد نياز خوني و عوامل فراوان ديگر بيماري جسمي مي كند و امروزه اغلب بيماريهاي جسمي توسط پزشكان قابل درمان و كنترل اند.

روان هم مانند جسم ممكن است بيمار شود. بيماران رواني احساس مي كنند كه تعادل و احساس سر زندگي خود را از دست داده اند. در بيماري رواني كاركردهاي مختلف رواني نظير تفكر،  عواطف ، حافظه، هوش و اراده دچار اختلال مي شود. صحبت و رفتار بيمار غير طبيعي مي شود و توانائي انجام كار از دست مي رود.

براي هركس تصور اينكه بدنبال هر بيماري جسمي چه اشكالي براي بيمار بوجود مي آيد ساده است . همه ما مي دانيم تب بالا، كوري و يا شكستگي ساق پا براي يك فرد چه مشكلاتي  ايجاد مي كند. حتي اغلب نسبت به فردي كه دچار بيماري يا معلوليت جسمي شده است و اكنش عاطفي و دلسوزي نشان مي دهيم . اما بسياري نمي دانند كه بيماري رواني چيست و لذا قادر به ايجاد رابطه عاطفي درست و كمك به اين گونه بيماران نيستند. براي بيمار رواني اغلب كوتاهي مي شود و كسي به فكر ش خطور نمي كند كه او را جهت درمان به بيمارستان يا نزد پزشك بفرستند.

اگر فردي دستش شكسته باشد، شما براي او متاسف وناراحت مي شويد، ولي وقتي مشكل روانپزشكي دارد،مردم نمي دانند كه بايد چه كاري انجام دهند،چون نمي توانند مشكل او را ببينند، اما فقط به اين دليل كه شما نمي توانيد درد كسي را ببينيد ، به اين معني نيست كه آنها احتياج مراقبت و حمايت شما نيستند.

افرادي كه توانايي انعطاف مناسب در برابر مشكلات خارجي را دارند ،آنهايي كه مي توانند در محيط هاي پر استرس و آرام به راه و زندگي خود ادامه دهند ،افرادي هستند كه خود ،روح و جسم خود را در برابر مشكلات ،ناآرامي و يا خوشي ها ولذات زود گذر واكسينه كرده اند…. وبا چشم دوختن به اهداف و آرزوهاي قابل وصول ،قدم به قدم البته با تلاش و رنج وپشتكار به هدف نزديك و از لذت پيروزيهاي كوچك خود بهره مند مي شوند

اهميت بهداشت روان

شيوع بيماريهاي رواني در حال گسترش است. شايد بدليل مشكلات روزمره جوامع بشري و شايد بخاطر كاهش نقش ساير بيناريها بخصوص بيماريهاي عفوني كه بخوبي كنترل و مهار شده اند. بطور مثال سازمان بهداشت جهاني افسردگي را دومين بيماري شايع جهان مي داند. خيلي از بيماريهاي جسمي مثل آسم ،كوليت روده اي ،سرطان و ابتلا و ارتباط تنگاتنگي با فشارهاي رواني دارند.

بيماريهاي رواني شديد (جنون ) باعث تاثير بسيار شديد بر فرد و خانواده او مي شوند. بيماريهاي رواني خفيف با وجود گذار بودن يا شدت كم باعث اختلال در كارائي و عملكرد فرد مي شوند و بيمار را ناتوان از زندگي روزمره مي منند. وبلاخره ،بيماري رواني بر خلاف يك بيماري جسمي ( كه اغلب بر فرد بيمار مؤثر است ) باعث زيانهاي شديد ،غردي ،اجتماعي ،عاطفي ،سياسي و اقتصادي مي شود.بطور تخميني امروزه  500 ميليون نفر در دنيا مبتلا به يكي از اختلالات رواني هستند كه از اين عده 50 ميليون نفر مبتلا به اختلالات شديد رواني ،250ميليون نفر مبتلا به اختلالات خفيف رواني ، 120 ميليون از عقب ماندگي ذهني ،50 ميليون از صرع و 30 ميليون نفر از ابتلا به دمانس رنج مي برند. بسياري از آنان اين درد و رنج وكمبود مراقبت ها ؤ غالبا مسائلي همچون ننگ، شرم ،غفلت و مهمتر از همه مرگ هنوز باقي مانده است.  

بيماريهاي رواني و اختلالات مغزي رنج آورند ،موجب ناتواني مي شوند و حتي مي توانند طول عمر را كوتاه كنند، همانگونه كه دوره هاي افسردگي بعد از حملات قلبي ، در تعدادي ار بيماري هاي كبدي ناشي از وابستگي به الكل مشاهده مي شود ويا در مواردي به خودكشي منجر مي شود.  وجود اختلالات رواني و مغزي غالبا پنهان مي مانند ، چه به اين علت كه بيماران آن را مخفي نگه مي دارند ويا اينكه توسط اطرافيان و خانواده آنان به عنوان يك بيماري واقعي تلقي نمي شوند. از آنجا كه زير ساختار غير طبيعي و نهفته بسياري از اين اختلالات با كمك تصاوير مغزي روشن نشده است . بنابر اين انكار اين بياري ها شبيه آن است كه چون ما بدون ميكروسكوپ قادر به ديدن سلول هاي غير طبيعي نيستيم ، وجود سرطان را انكار كنيم ، بيماريهاي رواني را قبل از اينكه خيلي دير مي شود، مي توان تشخيص داد و درمان كرد.  

ما به دلايل مختلف در بعي زمانها شرايط دچار آشفتگي هاي هيجاني مي شويم . گاهي احساس غمگيني مي كنيم و زماني حالت تنش و اضطراب ،خشم و سردر گمي وجود ما را فرا مي گيرد كه اين حالت ها چندان بطول نمي انجامد . چنين حالاتي در رفتارهاي روزمره ما خيلي تكرار مي شوند وحتي افرادي هم هستند كه تحت هيچ شرايطي خشمگين نمي شوند. چنين حالات و تغييراتي غير طبيعي نيست و بعنوان اوقات تلخي ؤعصبانيت و ناراحتي شناخته مي شود.

ويژگيهائي از بيماريهاي رواني

تغيرات غير طبيعي در تفكر ،عاطفه ،حافظه و قضاوت فرد كه از صحبت كردن و رفتار او شناخته مي شود.

اين تغييرات باعث ناراحتي حاصل از آن باعث اختلال در فعاليتهاي روزمره شغلي ،تحصيلي ، فردي و ارتباط با ديگران مي شود.

علائم ونشانه هاي بيماريهاي رواني

بيماري رواني چيست:

بيماريهاي رواني با نشانه ها وعلائمي شناخته مي شود  كه مي تواند توسط بيمار بازگو شود يا توسط ديگران مشاهده گردد.

الف ـ اختلال در عملكرد جسمي

1 – اختلال در خواب بيمار رواني ممكن است دير بخواب رود،صبح زودتر از زمان دلخواه از خواب بيدار شود و خواب سبك و سطحي داشته باشد. كابوسهاي مداوم او را ناراحت كند يا در خواب راه برود ،بسيار پرخواب باشد يا كلا خواب نداشته باشد. 

2 ـ اشتها و غذا خوردن : تند غذا خوردن و گاه بي اشتهايي در بيماران رواني مشاهده مي شود. گاه بيمار از غذا خوردن لذت نمي برد . گاه افزايش يا كاهش وزن دارد.

3 ـ ميل جنسي : تمايلات جنسي  ممكن است در بيماريهاي كاهش يا افزايش يابد.

ب ـ اختلال در عملكرد رواني

1 ـ رفتار : رفتار بيمار رواني ممكن است باعث ناراحتي  خود  يا ديگران شود . گاه بسيار خشن و بي قرار است و ياخشونت شديد با ديگران برخورد مي كند . لجبازي ، بهانه گيري، عصبانيت،  پرتاب كردن اشياء،  شكستن شيشه ها و گاه انزوا ، گوشه گيري و سستي و بي حالي مشاهده مي شود.

2 ـ گفتار و فكر كردن : گاه بيش از اندازه و سريع صحبت مي كند، حاشيه پردازي مي كند ، حرفهاي غير ضروري مي زند،گاه بسيار كم حرف مي شود، يا اصلاًًُُ حرف نمي زند ، گاه افكار غير منطقي دارد و اعتقادات غلط و اصرار بر آن بر فكر او مستولي مي شود، به ديگران شك مي‌كند، ار آنها مي ترسد. ديگران را دشمن خود مي داند  وگاه كلام و افكار او كاملا بي ريط و نامفهوم مي شود، گاه احساس گناه بي جا دارد و گاه بي مهابا هر موردي را بيان مي‌كند .

3 ـ هيجانات : گاه غمگين و افسرده و ناتوان و گاه به شكلي غير معقول شادي و شعف او را در بر مي گيرد . گاه شديداُ مضطرب است و گاه بي مهابا مي باشد.

4 ـ ادراك گاه صداهايي مي شنود كه وجود خارجي ندارد. يا چيزها و اشيايي را مي بيند كه وجود ندارد .

5 ـ حافظه : معمولاُ حافظه مختل مي شود، ضعف تمرگز ،كاهش حافظه ، حافظه اشتباه و گاه در بعضي از موارد حافظه افزايش بيمار گونه دارد.

6 ـ قضاوت : در برخي بيماريهاي رواني شديد قضاوت فرد براي تصميم گيري درست و منطقي مختل مي شود. استدلال فرد مختل شده و تصميمات اشتباه مرتب تكرار مي شود.

ج ـ اختلال در فعاليتها و ساير كاركرد ها

1 ـ فعاليتهاي فرد : بي توجهي به فعاليتهاي فردي ، نيازهاي جسمي و بهداشت فرد ممكن است ديده شود ممكن است مدتها استحمام وغذا خوردن و ….. نيز دچار اشكال شود.

2ـ فعاليتهاي اجتماعي : روابط بيمار رواني با خانواده ،دوستان ،همكلاسيها و ساير اطرافيان تغيير پيدا مي كند. گاه بسيار افراطي و گاه با انزوا همراه است ، گاه به ديگران توهين مي كند فحاشي مي كند، آزار مي دهد و گاه بي پروا عمل مي كند.

3 ـ فعاليتهاي شغلي و تحصيلي : اشكال در مطالعه كردن ، عدم تمركز و توجه ، اشكال در يادگيري و يادآوري در امتحان، افت تحصيلي ، ناتواني در فعاليتهاي گروهي و كلاسي و يا ناتواني در شغل و كار از جمله علائم در بيماران رواني است .

بايد توجه كرد كه علائم و نشانهاي فوق در تمام بيماريهاي رواني ديده نمي شوند و بعضي از آنها فقط مختص بيماريهاي شديد و جنون مي باشند.

علل بيماريهاي رواني

بيماريهاي رواني به دلايل مختلف ايجاد مي گردند:

1ـ تغييرات مغزي : هر نوع تغييري كه در ساختار يا كاركرد مغز ايجاد مي شود، مي تواند باعث بيماري رواني گردد.

تغييرات شيميايي در سطح عصبي عامل اكثر اختلالات شديد و سايكوزها است. در اين گونه مواقع مغز در معاينه معمولي طبيعي است.

ضايعات ساختماني مغز به دلائل زير مي تواند باعث اختلال رواني شود:

عفونت، ضربه، نرسيدن خون، خونرزيزي ،تومر،مصرف طولاني الكل ، كمبودغذايي، صرع درمان نشده و بيماريهاي پيش رونده مغزي.

2 ـ عوامل ارثي : فقط در تعدادي از بيماريهاي رواني ديده مي شود كه افرادديگري هم از فاميل  بيمار به همان بيماري مبتلا باشند. بنابر اين گفته مي شود كه استعداد ابتلاء به بيماري رواني از والدين به كودكان منتقل مي شود، اما بروز و ظهور بيماري با عوامل زيادي ارتباط دارد كه ممكن است فرد مستعد مبتلا به بيماري بشود و يا نشود.

3 ـ تجارب دوران كودكي : براي رشد سالم يك فرد محبت و عشق متعادل ، راهنمايي مناسب ، تشويق و نظم وانظباط از ضروريات  دوران كودكي اوست .

انواع بيماريهاي رواني

بيماريهاي رواني انواع مختلف دارند. برخي بسيار شديد و ناتوان كننده و برخي خفيف و غير قابل تشخيص هستند. با وجود اينكه در كتب معتبر روانپزشكي بيماريهاي رواني به 17 طبقه تقسيم شده اند(جدول شماره 1) ولي بطور كلي بيماريهاي رواني به چند دسته تقسيم مي شوند.

1 ـ پسيكوزها ( نوع شديد رواني شامل جنون و…….)

2 ـ نوروزها ( نوع خفيف بيماريهاي رواني شامل اضطراب و…….)

3 ـ بيماريهاي روان تني

4 ـ ساير اختلالات ( صرع ـ عقب ماندگي ذهني ـ اعتيادـ زوال عقل پيري و…….)

جدول 1 طبقات عمده بيماريهاي رواني

1ـ اختلالات دوران كودكي و نوجواني

2 ـ دليريوم ـ دمانس و اختلالات فراموشي

3ـ اختلالات رواني ناشي از بيماريهاي طب عمومي

4 ـ اختلالات وابسته به مواد

5ـ اسيكيزوفرنيا و ساير اختلالات پسيكوتيك

6 ـ اختلالات خلقي

7 ـ اختلالات اضطرابي

8 ـ اختلالات شبه جسمي

9 ـ اختلالات ساختگي

10ـ اختلالات تجزيه اي

11 ـ اختلالات جنسي

12ـ اختلالات خوردن

13ـ اختلالات خواب

14ـ اختلالات كنترل تكانه

15ـ اختلالات انطباقي

16ـ اختلالات شخصيت

17ـ اختلالات متفرقه

بايد توجه كرد كه اين بيماريها بسيار متنوع مي بشاندو شايد بيش از 300 نوع بيماري رواني وجود داشته باشد كه شدت و ضعف متفاوتي دارند. بعضي از آنها آنقدر خفيف مي باشند كه حتي خود فرد ، اطرافيان و ديگران متوجه نمي شوند و بعضي از آنها شديداً ويرانگر مي باشد.

در پسيكوزها معمولاً قضاوت فرد مختل مي شود. افكار ،اعتقادات نادرست بر روان او مستولي مي شود شك و ترديد سوء ظن بيمارگونه ترس از آسيب ديگران ،پرخاش ،رفتار خشن ،تحريك فيزيكي و فحاشي ديده مي شود. اين بيماران معمولاً به بيماري خود واقف نمي باشند.

در نوروزها اضطراب ،ترس ،تنش ،ناراحتي به فرد آسيب مي رساند. افسردگي ، ناتواني ، احساس گناه و……باعث افت كارائي فرد مي شود اين بيماران معمولاً به بيماري خود واقف مي باشند.

در بيماريهاي روان تني بيماريهاي جسمي مزمن و مقاوم به درمان با استرسها و فشارهاي رواني شروع و دوام مي يابند.

نگرش مردم به روان و بيماران رواني

اگر با بيمار رواني شديدي روبرو شويد ممكن است يكي يا تعدادي از واكنشهاي هيجاني زير را از خود نشان دهيدكه مستقيماً يا بطور غير مستقيم بر دستيابي شما به او تاثير خواهد گذاشت :

1 ـ احساس ترس و ترديد در اينكه ممكن است او خطرناك باشد.

2 ـ احساس خشم و طرد، بدليل اينكه ممكن است باعث مزاحمت واذيت شما به شود.      

3 ـ احساس علاقه و ترحم بدليل رنجي كه بيمار مي كشد.

4 ـ احساس خنده و تفريح بدليل اينكه بيمار رفتارهاي كودكانه دارد.

5 ـ احساس بي اعتمادي بدليل اينكه در گفتار و رفتارهاي بيمار  بي اعتباري وجود دارد.

همچنين ممكن است از او فاصله بگيرد،او را از سر خود بازكنيد وبگوييد او يك آدم خل است، چرا خودم را به دردسر بياندازم، اين نگرش ممكن است باعث شود كه با چشم تحقير به او نگاه كنيد. تحقير بيمار و ترس از او باعث كم توجهي به او شده، بيمار نيز اين موضوع را درك كرده و متقابلاً اعتماد نمي كند. لذا وقتي به اين شكل به او رفتار شد ديگر انتظار اينكه اعتماد كند، ارتباط برقرار نمايدو توصيه هاي درماني را بپذيرد نمي رود.

اولين قدم در ارتباط با بيمار :

بعنوان اولين قدم شما بايد واكنش هيجاني ايجاد شده نسبت به بيمار را در خودتان شناسائي كرده  و آن را كنترل نماييد.بسياري از بيماران قادر به شناخت ايت واكنش در شما بوده و لذا عكس لعمل مربوط به آن را از خود نشان مي هند. اگر شما از خود صداقت ، عشق و محبت نسبت به او نشان دهيد بيمار نيز متقابلاً چنين احساسي را نشان خواهد داد. اگر با او همكاري كنيد او نيز همكاري خواهد كرد.

همچنين بيمار رواني يك انسان است و احساساتي نظير دوستي، نفرت و احساس احترام به خود دارد. بنابراين بخاطر داشته باشيد كه در برخورد با بيمار بايد اورا انساني دردمند تلقي كنيد كه نيازمند است تا او را با همه مشكلاتش درك كنيد وبدون خدشه دار شدن شخصيت وي به او كمك كنيد. اگر چنين برخورد انساني را در درس بياموزيد مي تواند الگوي خوبي براي ارتباط با بيماران جسمي و حني دوستان و اطرافيان خودتان در طول زندگي باشد.

رعايت ارزش بيمار :

به هنگام برخورد با بيمار رواني بايد براي او اهميت قائل شد. اگر بيمار فردي غير قابل اعتماد تلقي شود وفقط به حرفهايي كه اطرافيان راجع به او مي زنند توجه شود؟لطمع زيادي به او زده مي شود.

ابتدا بايد از بيمار سؤال كرد مشكل او چيست ؟ هيچگاه نبايد با خنده ،انتقاد يا برخورد كلامي با وي رفتار نمود و به نصيحت وتوصيه او پرداخت. اول بايد متوجه شد كه چه مي گويد. به هنگام صحبت نيازي نيست كه همه حرفهاي او، مورد تاييد قرار گيرد. صحبت‌ها را بايد با ديدي خنثي يا بعنوان موضوعي جدي پذيرفت. همچنين بهتر است به بيمار گفته شود كه مي خواهيم تا حدي مي توانيم به او كمك كنيم ولذا بدين وسيله اعتماد او را جلب

پس از تمام شرح مشكلات از طرف بيمار، لازماست در باره همه اظهارات وي از همراهان پرسش نمود. اگر بين گفته هاي بيمار و اطرافيان مغايرتي وجود داشت نبايد كنجكاو و يا عصباني شد. اين اختلاف مي تواند دليل وجود يكي از نشانه هاي بيماري رواني باشد.

هنگامي كه  با بيمار يا همكاران او مصاحبه مي كنيد تنها چيزهايي را كه لازم است سؤال كنيد . مطالب غير ضروري را كه فقط كنجكاوي شما به دنبال  آن است سؤال نكنيد. در حضور هر كسي سؤالات خيلي خصوصي و يا سؤالاتي را كه مربوط به مسائل جنسي است نكنيد، تنها موقعي كه بيمار تنهاست وارد چنين مسائلي شويد. همچنين به بيمار اطمينان دهيد كه اين صحبت ها جايي بازگو نخواهد شد و محرمانه باقي خواهد ماند.

سايكوزها (روان پريشي ها )

سايكوز فرم شديد بيماريهاي رواني است. افرادي كه دچار سايكوز يا جنون مي شوند ارتباط خود را با واقعيت از دست داده و در دنياي خودشان زندگي مي كنند. آنها قادر نيستند تا به ضروريات  وخواسته هاي روزمره يك زندگي معمولي به صورتي رضايخش پاسخگو باشند و اغلب قادر به مراقبت از خود و رسيدگي به وضع ظاهري و نيازهاي شخصي نيستند. بيماري خودشان را درك نمي كنند و ديگران را در اين مورد سرزنش مي نمايند و مسئول مشكلات ايجاد شده مي دانند. آنها حالات و تجربيات عجيبي را احساس مي نمايند وصدايي را شنيده يا چيزهايي را مي بينندكه ديگران نمي شنوند يا نمي بينند. اعتقادات غلطي پيدا مي كنند كه از نظر ديگران قابل قبول نيست. گاه اين اعتقادات آن چنان محكم است كه هر نوع توضيح يا استدلال روشنگرانه نمي تواند آن را اصلاح كند. اينها اغلب بدنيال اين اعتقادات غلط دست به اعمال غلط و غير معمول مي زنند و از خود هيجانات نامتناسب يا غير طبيعي نشان مي دهند. رفتار، تفكر و صحبت هاي غير طبييعي بيماران سايكوتيك با عث مي شود كه اين بيماران نتوانند با شرايط محيطي خود سازگاري پيدا كنند، لذا در مسئوليت هاي خانه داري، شغلي و اجتماعي دچار اختلال مي شوند.  بدليل علائم بيماري دچار ناراحتي و آشفتگي رواني شده و باعث ناراحتي خانواده، اطرافيان و همسايگان مي گردند. شدت ماراحتي ها و معلوليت ايجاد شده بستگي به شدت علائم دارد. تشخيص علت دقيق بيماري در تعداد زيادي از سايكوزها عملي نيست.

 انواع سايكوز ها

سايكوزهايي هستند كه علت آن بطور دقيق قابل تشخيص نيست به سيكوز فونكسيونل ( كاركردي ) يا غير عضوي نامگذاري شده ولي اگر سايكوز بدليل بيماريها يا ضايعات جسمي و مغزي ايجاد گردد، سايكوز اورگانيك (عضوي) يا سايكوز ثانويه به بيماريهاي جسمي يا مغزي معروف است.

سايكوزها را به دليل تفاوت در شروع، سير بيماري  ، مدت بيماري و بهبودي به چند گروه اصلي تقسيم مي كنند:

1 ـ سايكوزهاي حاد: يكباره شروع مي شود، معمولاً كوتاه مدت است و عامل مساعد كننده ممنكن است وجود داشته باشد و يا نداشته باشد.

2 ـ سايكوزهاي ادواري‌ ( راجعه) : سايكوزهايي است كه دوره هاي مكر و مشخصي دارد و در بين بيماري بهبودي كامل پيدا مي كند.

3 ـ سايكوزهاي مزمن : آهسته شروع مي شود و مدتي طولاني ادامه مي يابد و در صورتيكه درمان نشود باعث پسرفت بيمار مي شود.

خانواده و جلب حمایت موثر برای اسکیزوفرنیا:

گاهی خانواده های افراد دچار اختلال روانی شدید، فاقد مهارتهای لازم و اعتماد به نفس هستند، تا نگرانی های خود را به یک طریق راحت و سازنده با مسئولان و متخصصین حرفه ای و سیستم مراقبت بهداشتی مطرح کنند.

یادگیری حمایت موثر: خانواده ها را متقاعد می سازد تا ناراضیتی خود را ابراز کنند و در ارائه راه حل های سازنده برای مشکلاتی که در نظام وجود دارد مشارکت نمایند.

هدف حمایت موثر: گشودن کانالهای ارتباطی بین خانواده ها، متخصصین بهداشتی ، مدیران ، مقامات اداری و سیاستمداران است خانواده ها باید تمام راهها و روش ها را به دقت موشکافی کنند. خانواده ها توان و قدرت سیاسی واقعی را در ایجاد تغییر دارند آنها واقعاٌ می دانند چه چیزی مورد نیاز است. اطلاعات خانواده ها  بسیار ارزشمند است یادگیری حمایت موثر به یک طریق حرفه ای ، به خانواده ها کمک می کند به هنگام مواجهه با افراد صاحب قدرت داخل حکومت ، احساس اعتماد به نفس نموده و با آرامش بیشتری عمل کنند.

قواعدی برای بهتر کردن تاثیر حمایت :

1-وقتی از یک راه ساده کارها درست شود راه سخت را انتخاب نکنید.

2-  مشکلات را دست بالا بگیریدمتخصصین که به دلیل بیماری از کار افتاده اند را مثال بزنید، میزان افسردگی ناشی از بیماری را عمده کنید، فشار روانی که خانواده از وجود بیماری متحمل می شوند را بیان کنید ونشان دهید که بیماری چه فشاری را بر خانواده  و جاوعه می گذارد.

3-بدانید چه چیزی می خواهید بدست آورید. فقط بر نیازهایی که دارید انگشت تاکید بگذارید واز پراکنده گویی بپرهیزید.

4-تنها کار نکنید. بدانید که قدرت و نیرو در تعداد افراد است با گروه هایی که نگرانی های مشابه و دل شکستگی های مشترک دارند ارتباط برقرار کنید. با خاواده هایی که بیماری مشابه بیمار شما دارند معاشرت کنید زیرا معاشرت باعث حفظ همبستگی گروهها گروه ها و افزایش میزان حمایت موثر می شود.

5-افراد توانمند را شناسایی کرده و از آنها در پیشبرد حمایت موثر کمک بگیریدبعضی از اعضای خانواده ها ، سخنرانان وتسهیل کنندگان فوق اعاده ای هستند ومهارتهای سازمانی بالایی دارند خانواده هایی سوابق مشاغل قضایی یا اداری دارند.افراد که دوستان عالی رتبه دارند.افداری که صفات شخصیتی نیرومند مانند پشتکار یا جذبه دارند.اشخاصی که تعهد واقعی در قبال بهبود زندگانی دیگران دارند. افرادی که که دانش ارتباط جمعی دارند،  آنها را بشناسید واز آنها کمک بخواهید.

6-نگرانی ها را انسانی کنید.واقعیت نگرانی های خانواده را به جامعه انتقال دهید. با یک لحن آرام ومنظم ولی مصرانه صحبت کنید. از ایمکه دیگران مشکل شما را نمی فهمند ناراحت نشوید وعقب نشینی نکنید. برخواسته های خود سماجت کنید ولی از عصبانیت بپرهیزید.

7-یادتان باشد از کسانی که کمک کرده اند یا سعی دارند کمک کنند قدردانی نمایید. برای تضمین همکاری آینده باید راه دارازی پیمود.

8-یادتان باشد که خواستن توانستن است .

مقابله با بحران

زمانی که یکی از اعضای خانواده دچار اسکیزوفرنی می شود دیر یا زود یک بحران روی خواهد داد وقتی چنین چیزی اتفاق می افتد، شما می توانید دست به اقداماتی بزنید که از بروز مصیبت جلوگیری کرده و یا احتمال آن را کاهش دهید کمال مطلوب این است که شما بتوانید مانع بدتر شدن علائم سایکوز( سایکوز به معنی از دست دادن ارتباط با واقعیت است ) بشوید و بلافاصله فرد بیمار را حمایت کنید بندرت اتفاق می افتد کسی یک دفعه تمام کنترل افکار ، احساسات و رفتار خود را ازدست بدهد اعضای خانواده یا دوستان نزدیک فرد بیمار ، معمولاٌ متوجه انواع رفتارهایی که باعث افزایش نگرانی می شود مانند کم خوابی ، تکرار اعمال تشریفاتی خاص ، سوءظن و بدبینی ،عصبانیت های غیر قابل کنترل و غیره خواهد شد در طی این مراحل اولیه گاهی می توان یک بحران تمام و کامل را دفع کرد اغلب در این موارد فرد بیمار داوری خود را قطع کرده است اگر شما در این باره شک دارید، سعی کنید او را به دکتر رفتن تشویق کنید اگر در این کار موفق نمی شوید هرچه حال فرد بدتر باشد احتمال کمتری دارد که به گفته شما عمل کند شما باید تلفنی با پزشک تماس بگیرید و یا با یک مددکار اجتماعی مشورت کنید شما باید یاد بگیرید به احساسات آنی خود نیز توجه کنید اگر واقعاٌ ترسیده اید ، از دیگران هم کمک بخواهید بخاطر داشته باشید اولین وطیفه شما این است که به بیمار کمک کنید تا کنترل دوباره خود را بدست آورد هیچ کاری نکنید که صنحنه را بیشتر  متشنج کند لازم است بدانید که فرد بیمار احتمالاٌ از اینکه حس کرده کنترل افکار و احساسات خود را از دست داده وحشت زده شده است بعلاوه صداهایی مبهمی شنود ممکن است تهدید کننده باشند در ذهن بیمار چنین می گذرد که پیام ها از سیم های برق فرستاده می شوند اتاق از بوهای سمی پر شده ، مارها روی پنچره می خزند.

 

صرع

 صرع از قديمي ترين  و شايعترين بيماريهاي عصبي شناخته شده در جوامع بشري از جمله كشور ما مي باشد، كه تاثير عميقي بر زندگي مبتلايان دارد.

امروزه پيشرفتهاي علمي گرچه داروهاي بسيار مفيدي را براي درمان صرع به بازار عرضه كرده است، اما علي رغم موفقيت هاي چشمگير در امر تشخيص و درمان صرع، روانشناسان و متخصصين اعصاب و روان به اين نتيجه رسيدند كه درمان صرع تنها در گروه تشخيص صحيح آن و تجويز داروهاي مناسب نيست، بلكه علاوه بر دارو مجموعه عواملي ،نظير جنبه هاي اجتماعي و روانشناختي وجود دارد كه زندگي مبتلايان را در ابعاد مختلف جسمي ، رواني، اجتماعي ، خانوادگي و اقتصادي تحت تاثير قرار مي دهد . در ثاني امروزه نقش خصوصيات روانشناختي به ويژه نگرش افراد در پذيرش بيماري و مصرف دارو از يك طرف و حتي ميزان وقوع  و نوع تاثير دارو و نحوه پيگيري دستورات دارويي و ساير برنامه هاي درماني از طرف ديگر در كنترل بيماري صرع كاملا نمايان است.

 صرع چيست؟

براي پاسخ به اين سؤال نخست بايد ديد مغز آدمي چگونه ساختماني دراد . در بدن ، چه كارهايي انجام ميدهد. سلامت جسم و روان ، تا چه حد درگرو فعاليت مغز است؟ اختلال در كار يا ساختمان هر بخش مغز چه پيامدهايي دارد؟

مغز آدمي پيچيده ترين قسمت دستگاه عصبي است كه به وسيله سلولهاي عصبي قادر است تحريكات را از عوامل خارج دريافت و به انها جواب دهد. به تدريج  با تلاش جدي پزشكان ، اعتقاد به وجود جريان الكتريكي در مغز مطرح شد. يعني مغز مانند يك منبع ذخيره الكتريكي است كه از خود  جريان برق بسيار ضعيفي به صورت امواج الكتريكي منتشر مي كند و قادر به تخليه و عبور دادن اين نيروي الكتريكي به رشته عصبهاي ديگر در مغز است. البته توليد برق در سلول هاي مغز بر مبناي نظم و قاعده اي دقيق انجام مي گيرد و اگر اين نظم و قاعده دچار اختلال شود، در اين حالت سلولهاي مغز بسيار فعال مي شوند وبه طور درهم و برهم و نامنظم شروع به رساندن پيام به يكديگر مي كنند كه ممكن است اين پيامها نامنظم به تدريج به قسمتهاي ديگر مغز نيز سرايت كند و همچون آتش سركشي به سرعت در تمام مغز گسترده شود. وقتي اين اتفاق مي افتد، همه تا اعمال طبيعي  اين بيماران بيهوش مي شوند، كه در نهايت اين امر منجر به حملات صرع در فرد مبتلا مي گردد. اما به زودي اين آتش الكتريكي برپا شده به علت خستگي سلولها و نرسيدن اكسيژن و قند كافي به آنها، از طريق واسطه هاي وقفه دهنده مهار و خاموش مي گردد. بدين ترتيب است كه يك حمله صرعي در مدت چند ثانيه يا چند دقيقه پايان مي گيرد و دوباره اكثر سلولهاي مغز به فعاليت عادي خود مي پردازد.

حال بر اساس اين كه اين بي نظمي به جه علتي در مغز انجام گرفته باشد، يا در كدام قسمت مغز اتفاق بيفتد و يا چه سرعتي به قسمتهاي ديگر سرايت كند، انواع گوناگوني از صرع ايجاد مي شود كه معمولي ترين آنها را مي توان به سه دسته تقسيم كرد:

صرع عمومي ( ژنراليزه )

اين نوع صرع يا تشنج حالتي است كه تمام مغز درگير اختلال الكتريكي مي گردد. فرد مبتلا در اين حالت هوشياري و آگاهي خود را از دست مي دهد.

انواع صرع عمومي عبارتند از

الف ـ صرع بزرگ

يكي از شايعترين انواع صرع بزرگ مي باشد. شخص مبتلا به اين نوع صرع ، به يك باره بيهوش مي شود و محكم به زمين مي خورد ، بدنش سفت شده و فرياد نامفهمومي از گلوي او خارج مي گردد. پس از اندك زماني شروع به لرزش مي كند، بلافاصله اين لرزشها تبديل به انقباضاتي در بدن مي گردد كه در نتيجه آن ممكن است فرد زبانش را گاز بگيرد واگر مثانه بيمار پر باشد ادرار مي كند. حملات صرع بزرگ ، از چند ثانيه تا 3 تا 4 دقيقه طول مي كشد كه بعد از پايان حمله ، شخص براي يك يا چند دقيقه در حالت خواب آلودگي است وشديدا احساس خستگي مي كند.

ب ـ صرع كوچك

اين صرع بيشتر در كودكان ديده مي شودو ارتباط نزديكي با صرع بزرگ دارد. شروع وپايان حملات به صورت ناگهاني است و به حدي خفبف است كه گاهي امكان دارد خود فرد، والدين و معلمين يا ديگران نيز متوجه آن نشوند. در اين صرع ، فرد مبتلا بدون اينكه دچار تشنج يا غش گردد، به مدت 5 تا 10 ثانيه مات و بي خبر مي ماند. اين وقفه ممكن است با چندين انقباض عضلاني مثل بهم خوردن سريع پلكها ، حركات مختصر دهان شبيه جويدن ، يا با لرزش خفيف دستها و بازوها همراه باشد. به هنگام حمله رنك كودك مي پرد، چشمهايش باز و زل زده است و بدون حركت به نقطه نامعلومي خيره مي شود. گاهي ممكن است اين حملات صدها بار يا بيشتر در طي يك روز ايجاد  شوند. اين نوع صرع در اواخر سنين كودكي ظاهر و با افزايش سن و پس از رسيدن به سن بلوغ خود به خود بهبود مي يابند ولي ممكن است به ندرت در بعضي افراد تبديل به صرع بزرگ گردد.   

 صرع موضعي

در اين صرع فقط قسمتي از مغز درگير مي شود كه دو نوع ساده و پيچيده دارد. در صرع موضعي ساده ، هوشياري فرد تغيير نكرده و علائم عصبي موضعي رخ مي دهد. در صرع موضعي مركب و پيچيده به دنبال تشنجات موضعي ساده فرد هوشياري خود را از دست داده و احتمالا به دنبال آن حمله بزرگ صرع به وقوع خواهد پيوست و يا دچار حالتهاي روحي خاص مي گردد.

صرع مداوم

 حمله صرع طولاني شده و يا پشت سر هم تكرار مي شود وشخص مصروع در حين حملات بيهوش مي ماند. صرع مداوم يك مورد اورژانس است ونياز به كمك هاي ويژه و درمان مخصوص دارد.

تشنج هاي نمايشي  (هيستريك)

هر  حمله اي كه باعث از بين رفتن هوشياري يا حركات پرشي اندامها شود صرع نيست. بعضي مواقع افراد و بخصوص زنان جوان و مجروحيني كه در معرض انفجار قرار گرفته اند دچار حمله هاي شبه صرعي مي شود كه صرع نيست. به اين حالات تشنج نمايشي گفته مي شود. بنابر اين وقتي بيماري با حمله تشنجي مراجعه مي كندلازم است از روي سوابق و نشانه ها بيماري مشخص نماييم بيمار دچار تشنج صرعي است يا نمايشي .

تشنج نمايشي نوعي نوروز مي باشد. جدول زير تفاوت اين دو ناراحتي را نشان مي دهد.
صرع تشنج نمايشي

زمان حمله زمان خاصي ندارد، حتي در خواب فقط در زمانهاي خاص، در خواب نيست 

محل حمله در هرجا، در جاده، در توالت و…. فقط در جاهاي مخصوص، جاي خطرناك نيست 

موقعيت در هروضعيتي، حتي موقعي كه بيمار تنهاست فقط در موقعيتهاي خاص مثل جلو مردم ، در تنهايي نيست 

صدمه ممكن است بدليل سقوط ناگهاني مجروح شود يازبانش را گاز بگيرد زخمي نمي شود ، ملايم مي افتد 

نوع تشنج معمولا منظم و متناوب است، هر حمله شبيه حمله قبلي است نامنظم است ، حمله ها اشكال مختلف دارد 

بي‌اختياري ادرار اغلب هست بندرت است 

مدت بيماري بدون درمان ماهها و سالها طول مي كشد فقط چند روز يا چند ماه طول مي كشد 

گرفتن نوار مغزي ( الكترو انسفالوگرافي ) آزاميش ساده وبي ضرري است كه با ثبت امواج مغزي مي تواند بيماري صرع را از ساير اختلالات مشخص نمايد.

تشنج تب

هرگاه با كودكي كه همراه با تب بالا دچار تشنج مي شود روبرو شديد ، بهترين راه براي پيشگيري از تشنج كاهش تب است . گذاشتن كيف آب سرد يا پارچه مرطوب روي ران ها و قفسه سينه ، باد زدن او و دادن استامينوفين يا آسپرين كمك بزرگي به كاهش تب مي نمايد. آموزش همراهان براي اينكه كودك تب دار را در پتو يا روانداز ضخيم نپيچند و ارجاع فوري بيمار به پزشك براي درمان لازم و كشف علت تب از نكات مفيد ديگر است. اين كودكان معمولا پس از سن 5 سالگي بطور خود بخودي از تشنج نب بهبود مي يابند . بنابر اين تشنج تب ناراحتي خوش خيمي است و با بيماري صرع فرق دارد.

مهمترين وظيفه ما در مورد همه بيماران تشنجي اين است كه كمك نماييم بيمار درمانهايش را بطور منظم و به مدت طولاني ادامه دهد.

در موقع بروز حمله صرع بزرگ چه بايد كرد؟

خونسردي خود را حفظ كنيد و بيمار را به پهلو بخوابانيد.

در زمان حملات تشنجي هرگز جلوي حركات دست وپاي بيمار را با زور نگيريد، اين امر بسيار خطرناك بوده و ممكن است موجب بروز آسيب يا شكستگي شود.

مواظب باشيد به سر بيمار صدمه اي وارد نشود . مثلا مي توان يك بالش يا دست خود را زير بيمار بگذاريد.

از خورانيدن مايعات به بيمار يا پاشيدن آب بر روي وي خودداري نماييد.

بيمار را به پهلوي چپ يا راست قرار داده تا در صورت وجود دندان مصنوعي يا غذا در دهان بيمار ؤ مجراي تنفسي وي بسته نشود.

به هنگام حملات تشنجي ، سعي نكنيد به زور فشار ، فك بيمار را از هم جدا كنيد اين عمل ممكن است موجب آسيب يا شكستگي دندانها شود.

پس از بووز حمله ، بيمار نبايد چيزي بنوشد يا داروي ضد صرع بيشتري مصرف كند

در صورت بروز گيجي پس از حملات ، بيمار نياز بيشتري به دلداري و تسلي خاطر دارد.
عوامل تشديد كننده و تسريع كننده صرع
بيماران مصروع  همواره سعي دارند تا اطلاعاتي را در مورد تاريخچه علل بيماري و عواملي كه باعث تسريع و تشديد حملاتشان مي گردد، بفهمند. آنها مايلند بدانند در چه شرايطي ممكن است حملات افزايش پيدا كند. فرد مصروع به طور مداوم در پي درك علت صرع خويش است . متاسفانه در بين پزشكان اين گرايش وجود دارد  كه به جاي آموزش به فرد و كمك به فرد و كمك به فرد مصروع در روبرو شدن با مشكلات ، توصيه هاي خود را بيشتر متوجه اطرافيان يا والدين آنها مي نمايند. جاي تعجب است كه خيلي از از اين بيماران بعد از سالها مراجعه به مراكز درماني هنوز در باره بيماري خود، علل آن ، عوامل تشديد و تسريع كننده آن و ….مطالب بسيار كمي مي دانند.

به اين خاطر برخي از پديده ها و عوامل تشديد كننده حملات صرع جهت آشنايي شما ذكر گرديده است :

نخست اين كه بيماران بايد بدانند كه كم شدن سلامت جسماني به هر دليل مي تواند حملات را افزايش دهد

بيماريهاي عفوني به خصوص اگر همراه با تب بالا باشدممكن است باعث ايجاد حملات صرع در فرد گردد.

تنفس عميق بر اثر ورزشهاي سنگين مي تواند باعث عود حملات گردد.

بيخوابي و خستگي مفرط مي تواند نقش مهمي در فراواني حملات داشته باشد.

تماشاي زياد تلويزيون و روشناي فلاش مانند،‌ نيز مي تواند  حملات صرع را تسهيل كند.

گزارش شده است كه معمولا اولين حمله صرع بعد از يك شوك روحي نظير خبرهاي تكان دهنده ، هيجانات و فشارهاي روحي انجام گرفته است.

موزيك و سرو صدا به دليل هيجاناتي كه در فرد ايجاد مي كند مي تواند منجر به حمله صرع گردد.

مصرف الكل و قطع ناگهاني بعضي از داروها ، تعويض ناگهاني داروهاي ضد صرع نيز مي تواند باعث برانگيخن حملات صرع شود

روزه داري اين افراد به دليل كم شدن قند خون بايد با مشورت پزشك انجام گيرد.

گزارش شده است كه بعضي از وضعيتهاي  فيزيكي ، مثل خم شدن و پايين آوردن سر در بيماران باعث حمله صرع گردد.

 آيا صرع ارثي است؟

اين سوال اغلب بيماران است . زن وشوهرهاي  جواني كه قصد دارند بچه دار شوند ، طبيعتا خيلي نگران اين موضوع هستند، به ويژه اگر در تاريخچه خانواده هريك از دو طرف يا يكي از آنها صرع وجود داشته باشد، اين مساله اهميت بيشتري پيدا مي كند. نقش عوامل ارثي در ايجاد بيماري صرع هنوز به درستي شناخته نشده است. در بعضي از مبتلايان به صرع ممكن است يك زمينه ژنيتكي قوي وجود داشته باشد كه در اين صورت مشاوره ژنيتگي مي تواند سودمند واقع شود.

علل صرع 

خوب است ابتدا با نظر عوام در مورد علل صرع آشنا شويم . عده اي علت حمله را جن زدگي،  سحر شدن توسط ديگران ، آثار گناه ، ضعف اعصاب و بيماري رواني مي دانند. به همين دليل توصيه هاي درماني خاصي مي كنند مثلا دور بيمار افتاده خط مي كشند، به او نزديك نمي شوند، دعا براي او مي نويسند ، به جن گير مراجعه مي كنند يا آب قند و چيزهاي ديگر به وي مي خورانند.

 اما واقعيت اين است كه صرع نوعي اختلال در كاركرد سلولهاي مغزي است كه باعث پخش جريانهاي مغزي اضافي اضافي به صورت ناگهاني و انتشار آن به سراسر مغز مي شود.علت صرع گاه صدمه مغزي ، و گاه نيز ارثي است.

البته صرع يك بيماري نيست، بلكه مانند تب ، علامتي از يك سري بيماريهاست كه در بدن انسان وجود دارد. از عمده ترين علل صرع مي توان عوامل زير را نام برد :

بيماريهاي مادر زادي و ارثي بودن

صدمات زايمان در هنگام تولد

عفونت هاي حاد

تشنج ناشي از تب

ضربه به سر

تومور مغزي

الكلوو بعضي از سموم دفع آفات

بيماريهاي مغز عفونتها و ضربه هاي مغزي از علل شايع صرع هستند

درمان داروئي صرع

درمان دارويي صرع با كشف اثر ضد تشنجي داروي برميد پتاسيم در سال 1857شروع شده شد. اين دارو تا بيش از هفتاد سال ، داروي ترجيحي در درمان صرع بود. پس از آن فنوباربيتال  در سال 1912 كشف و سنتز شد. 25 سال بعد از كشف فنوباربيتال در سال 1938 فني توئين و  سپس تري متاديون معرفي گرديدند. كاربازماپين نيز در سال 1967 وسديم والپروات در سال 1974معرفي شدند.بعد از 15 سال ، سه درائي ضد تشنج جديد فلبامات ،لاموتريژين و گاباپنتين به بازار عرضه شدند وسپس داروهاي جديد ديگري نيز معرفي گرديدند.

نسل جديد داروهاي ضد صرع اغلب در درمان صرع ها ي نقاوم به درمان استفاده مي شوند. در 70% موارد ، حملات صرع با يك دراو بطور كامل كنترل مي گردد. در 10 % موارد شدت و فراكانس حملات كاهش يافته و در 20% باقيمانده نيز ، علي رغم درمانهاي مناسب دارويي ، حملات غير قابل كنترل و مقاوم باقي مي مانند.

اگر پزشك داروهاي ضد جنون را تجويز مي ‌كند، بيمار بايد بداند كه طول دروه درمان طولاني مدت خواهد بود. در اغلب موارد در صورتيكه بيمار به مدت چند سال هيچ حمله ضد تشنجي نداشته باشد. پزشك تصميم به كاهش تدريجي و نهايتا قطع دارو خواهد گرفت.

هدف

هدف از درمان دارويي ، قطع يا به حداقل رسانيدن تعداد تشنج ، بدون ايجاد عوارض جانبي جدي و خطرناك مي باشد. دردرمان دارويي صرع بايستي بين كنترل صرع و عوارض دارويي بالانس مناسب برقرار گردد.

انتخاب دارو

انتخاب دارو بستگي به عوامل مختلفي از جمله سن بيمار ، نوع تنشج ، تداخل دارويي ، سهولت مصرف دارو و عوارض دارويي دارد.

الف ـ سن بيمار : بعضي از داروهاي ضد صرع ، در دوره هاي سني مختلف ، عوارض متفاوت و خاصي را نشان مي دهند. مثلا داروي سديم والپروات در نوزادي وشيرخوارگي احتمال عارضه كبدي بيشتري نسبت به سنين جواني و ميانسالي دارد.

ب ـ نوع تشنج : هرگاه از داروهاي ضد صرع بر روي نوع خاصي از صرع ، مؤثرتر هستند. مثلا  داروي اتوسوكسيمايد، برروي حملات آبسانس يا صرع كوچك ، تاثير بهتري نسبت به حملات صرع بزرگ خواهد گذاشت .

تداخل دارويي

گاه پزشك براي كنترل صرع مجبور به تجويز  دو يا چند داروي ضد صرع بصورت همزمان مي باشد. در اين موارد انواع خاصي از داروها مي توانند اثرات جانبي همديگر را تشديد كنند كه در اين صورت ،جهت كاهش اين مشكل ، بهتر است داروهايي انتخاب شوند كه تداخل كمتري باهم دارند.

د- سهولت مصرف دارو:در درمان فرد مصروع ، وقتي دو دارو به يك نسبت در كنترل حملات مؤثرند، دارويي انتخاب مي شود كه نحوه مصرف آن آسانتر باشد. مثلا پزشك به جاي مصرف سه وعده دارو در روز يك وعده از آن را براي بيمار تجويز نمايد.

و ـ عوارض دارويي : بعضي داروها مي توانند عوارض گوارشي ،پوست ومو، اختلالات كبدي ، كليوي ؤ خوني ؤ عوارض مربوط به دستگاه سيستم عصبي مركزي ( گيجي ، خواب آلودگي ،اختلال تعادل و اختلال شناختي ) ، اختلال جنسي ، اختلال متابوليسمي ( متابوليسم كلسيم ) ، اختلال در رشد لثه و تغيير اشتها را ايجاد كنند لازم به تضيح است عوارض كلي ذكر شده مربوط به تمام داروهاي ضد جنون نيست . بلكه يك داروي خاص تمام عوارض فوق را ايجاد نمي نمايد بلكه عارضه هر دارو محدود مي باشد. از طرفي اگر براي دارويي عارضه بخصوصي ذكر شده است ، به اين مفهوم نيست كه مصرف داروي فوق در هر فرد ، حتما منجر به ايجاد عارضه مذكور خواهد شد. مثلا ممكن است فردي اختلال گوارشي يا حساسيت پوستي نسبت به دارويي پيدا كند، ولي فرد ديگر با همان دارو هيچ عارضه اي نداشته باشد. اينكه بيمار كدام يك از عوارض فوق را پيدا مي‌كند  بستگي به نوع دارو ، تعداد داروها و پاسخ فردي دارد. در بعضي موارد شروع مصرف دارو به ميزان كم و افزايش تدريجي آن ( تا رسيدن به مقدار مناسب ) سبب كاهش بروز عوارض دارويي مي شود.

در نهايت با وجود همه عوارضي كه براي مصرف دارو ذكر گرديد ، توجه به اينكچگونهه الزامي است كه مصرف صحيح دارو، با در نظر گرفتن تمام عوارض آن ضروري و اساسي است و قطع خودسرانه آن مي تواند عواقب جبران ناپذيري داشته باشد. مصرف منظم داروها از اصول بنيادي در درمان صرع مي باشد چگونه صرع خود را كنترل كنيد.

ثبات در مصرف منظم دارو و پيگيري مناسب ، از ويژگيهاي كنترل دقيق صرع است . به جاي اينكه صرع بر شما مسلط گردد، شما بايد صرع خود را كنترل كرده و برآن مسلط يابيد. براي اين هدف بايد با پزشك خود جهت اجراي سه اصل مهم : مصرف منظم دارو ، كنترل عوامل برانگيزاننده صرع و توصيه هاي ايمني ، همكاري كنيد.

رعايت نظم در مصرف داروهاي ضد صرع ، از جمله نكات ضروري است. به عبارت ديگر ، هرچه شما انظباط بيشتري در برنامه رژيم درماني تجويز شده از طرف پزشك خود داشته باشيد ، صرعتان بهتر كنترل مي شود كه در نهايت ايم امر مي تواند به سازگاري بهتر شما با محيط كمك كند. بنابر اين پزشك با تنظيم داروها ، نقش مهمي در جهت كنترل حملات شما دارد. براي رسيدن به اين هدف ، بايد مانند يك همكار با او تشريك مساعي كنيد و تا تنظيم سطح درماني دارو ، مراجعات لازم به پزشك را ادامه دهيد.

مسلم  است هر شخص مصروع با مشكلاتي مانند بيكاري ، كم كاري ، محدويت در به دست آوردن شغل ، وغيره… مواجه مي باشد. اما به رغم تمام مشكلات ، تاريخ گواه بيماران مصروعي است كه توانسته اندنويسنده ، شاعر و سياست مدار معروفي بشوند و كارهاي موفقيت آميزي  انجام بدهند.

صرع به خودي خود خطر جدي براي افراد ندارد و اگر آن را كنترل كنيد ، مي توانيد از پيامد هاي ناگوار احتمالي آن جلوگيري كنيد.

براي سلامت بهتر

با اجراي دقيق نكات زير ، مي توانيد زندگي پرنشاط ، سالم و طولاني تري براي خود فراهم كنيد:

داروهاي خود را همه روزه مطابق برنامه تعيين شده مصرف نماييد و دستورهاي پزشكتان  را به دقت اجراكنيد.

سعي كنيد از يك رژيم غذايي مناسب پيروي كنيد تا شما را از بيماريها ، به ويژه يبوست كصون بدارد.

بايد بر روي برنامه ورزشي مناسب و سبك داشته باشيد.

بايد برروي برنامه زندگي خود كنترل داشته باشيد ، نه آنكه برنامه زندگي ، شما را كنترل كند. بع اندازه كافي بخوابيد، مدت زمان طولاني و مداوم هم كار نكنيد.

بيماراني كه از داروي فني توئين استفاده استفاده مي كنند در نعرض خطر بيماريهاي مربوط به لثه دندان قرار دارند، بنابراين بايد در رعايت بهداشت دهان ودندان خود كوشا باشند.

از سخت كار كردن ، فشارهاي روحي ـ عصبي و خسته كردن خود اجتناب كنيد.

 پيشگيري از صرع

علت ابتلا به صرع در 70 % مبتلايان شناخته نمي شود. بديهي است در چنين مواردي پيشگيري نيز امكان پذير نخواهد بود. علاوه بر اين در بسياري از موارد هم كه علت پديد آيي صرع معلوم و مشخص است، پيشگيري از ابتلا به صرع ممكن نيست . در اين زمينه مي توان به صرع ناشي از تومور ( غده هاي ) مغزي ، نابهنجاري هاي مغزي با زمينه ژنتيكي و همين طور به صرع توام به عقب ماندگيهاي ذهني اشاره كرد.

به هرحال در معدودي از موارد امكان پيشگيري از ابتلاي به صرع وجود دارد كه در اين مورد مي توان به نكات زير اشاره كرد:

صرع ناشي از مراقبتهاي نادرست دوران جنيني – نوزداي

غفونتهاي مغزي

بيماريهاي عفوني بدو تولد يا ابتداي طفولبت

از دست دان آب و مواد معدني در دوران شيرخواري

حملات كنترل نشده از تب

ضربات مغزي

پيشگيري اوليه

 ده هاسال پيش به علت عدم تكنولوژي پزشكي انجام زايمانهاي سنتي و عدم كنترل بيماريهاي عفوني ، اين امر روياي بيهوده اي بيش نبود. ولي در حال حاضر با استفاده از تسهيلات و امكانات ، به نوعي از پديد آيي اين بيماري جلوگيري شده است. چنانچه با بالا رفتن امكانات پزشگي ، مثل بهداشتي كردن زايمانها، مشاوره ژنتيك ، مراقبت هاي دوران جنيني – نوزدادي ، ايمن سازي ، كنترل تشنجات ناشي از تب و جلوگيري از صدمات سر وكنترل بيماريهاي قلبي وعروقي مي توان از پديد آيي بسياري از بيماريها از جمله صرع جلوگيري كرد.

 پيشگيري ثانويه

با درمان به موقع و پيگيري مناسب ، در بيش از 70% مبتلايان ، حملات صرع را مي توان كنترل كرد. علاوه بر دارو درماني با آموزش هاي لازم به بيمار و خانوداه وي ، مي توان از بروز بسياري از حملات صرع در فرد جلوگيري كرد. همچنين تغيير در نگرش عمومي نسبت به صرع ، حمايتهاي رواني از طرف خانواده ، وسايل ارتباط جمعي و انجمن‌‌هاي   حكايت كننده از بيماران مصروع نيز در اين امورد نقش مهمي دارند.

پيشگيري ثالثيه

تلاش در جهت توانبخشي رواني ـ اجتماعي و شغلي مصروع ، سبب ارتقاء كيفيت زندگي و ممانعت از عميق شدن مشكلات روحي ناشي از صرع مي شود. چنانچه يك فرد مبتلا به صرع ممكن است در عملكرد خانوادگي يا شغلي و اجتماعي دچار مشكل شده باشد كه در اين مواقع توانبخشي اجتماعي و حرفه اي مي تواند مفبد واقع شود.اولين قدم در توانبخشي اجتماعي و حرفه اي و……..دارو درماني مي باشد،تا از اين طريق حملات فرد به طور نسبي يا كامل تحت درمان در آيد.

بطور كلي در مورد مصروعين هرچه كمتر بهتر لازم است در تمام زمينه ها اعم از زمينه هاي اجتماعي ، ورزشي ، حرفه اي و ……..در نظر گرفته شود. با اين وجود بايستي ياد آور شد كه بعضي از نحدوديتها براي سلامتي فرد مصروع ضروري است كه اين امر بايد به ويژه در محيط كار وي در نظر گرفته شود، نظير محدوديت براي كار كردن با ماشينهاي سنگين يا ماشين آلات در حال چرخش ، كار كردن در ارتفاعات و با وسايل برنده ، تحقيقات نشان داده كه وقتي حرفه مصروعين متناسب با مشكل آنها انتخاب شود، امكان بروز خطرات خيلي كم و در حد افراد عادي خواهد بود.

تشخيص در مدرسه

در نظر يك فرد ناآشنا ،تشنج آبسانس ( صرع كوچك )  در اطفال به راحتي با يك خيرگي معمولي اشتباه گرفته مي شود. اوليا مدرسه كه اين نوع از تشنج را نمي شناسند ، ممكن است نتيجه گيري نادرستي در مورد كودكان مبتلا به اين حمله داشته باشند.

از طرفي چون اين حملات بسيار



قیمت: 100 تومان

gl/l (1012)

بهبود جنگلها و مراتع

سطح مراتع كشور ۹۰ ميليون هكتار است كه طى برنامه پنج ساله سوم، مديريت و كنترل مراتع بااجراى برنامه ها و شيوه هاى مشخصى دنبال شده است. وى اجراى طرح تعادل دام و مرتع و طرح بهبود و اصلاح مراتع را از جمله اين برنامه ها ذكر كرد.وى رفع چالش بين توليد گوشت قرمز به عنوان يك نياز اوليه و تخريب مراتع را نيازمند برنامه ريزى مناسب دانست و افزود: اجراى طرح تعادل دام و مرتع طى دو سال قبل در رفع اين مشكل موثر بوده است.وى گرايش به سوى افزايش پرواربندى و دامدارى سنگين را از راهكارهاى مناسب در حفظ مراتع و كاهش فشار دام سبك در مراتع ذكر كرد و گفت: ۲۵ درصد ارزش مراتع كشور مربوط به بهره بردارى از علوفه است. وى افزود: ۷۵ درصد ارزش مراتع به خاطر حفظ خاك، توليد آب و حفظ ذخاير ژنتيكى مى باشد.

جنگل‌ها، سرمايه‌هاي ملي هر کشور محسوب مي‌شوند که حفاظت و استفادة صحيح از آنها، علاوه بر ثروت‌آفريني، بقاي محيط‌زيست را نيز تضمين مي‌نمايد. در مطلب زير، راهکارهاي بيوتکنولوژي جهت حفظ و استفادة مناسب از اين سرمايه‌هاي ملي، ذکر گرديده است:

مقدمه

حدود 30 درصد از سطح کرة زمين به‌وسيلة جنگل‌ها پوشيده شده است که 25 درصد از آن در قارة اروپا و فدراسيون روسيه و بقيه در ساير نقاط جهان قرار دارند (کل مساحت جنگل‌هاي دنيا تقريبا 9/3 ميليارد هکتار است). جنگل‌ها و مراتع از حيث تأمين مواد غذايي جامعه، مصنوعات چوبي، محصولات کاغذي، تأمين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه، جلوگيري از فرسايش و از بين رفتن خاک و حفظ آب و نزولات آسماني، نقش مهمي را در اکوسيستم‌هاي طبيعي ايفا مي‌نمايند. بنابراين تلاش براي جلوگيري از نابودي اين منابع براي حفظ حيات انسان و همچنين کسب درآمد از اين منابع طبيعي، از اهميت حياتي برخوردار است.

 

به‌کارگيري بيوتکنولوژي جهت حفظ و استفادة بهينه از جنگل‌ها

به‌طور کلي، بيوتکنولوژي از طرق زير مي‌تواند در زمينة حفظ و بهره‌برداري بهينه از جنگل‌ها و مراتع مفيد واقع شود:

1- کشت سلول و بافت

با استفاده از روش‌هاي کشت بافت مي‌توان گونه‌هاي درختان جنگلي در معرض انقراض را که در شرايط طبيعي قادر به تکثير نيستند، از نابودي نجات داد. براي حفظ اين گونه‌ها،‌ بيوتکنولوژي با هدف تکثير انبوه در شرايط کنترل شدة آزمايشگاه و سپس کشت آنها در عرصه‌هاي طبيعي، نقش حياتي در حفظ گونه‌هاي جنگلي در حال زوال ايفا مي‌کند. در حال حاضر در شمال کشور گونه‌هايي مانند نارون، هزار، زبان‌گنجشک و نيز گونه‌هايي از درختان جنگل‌هاي زاگرس با اين مشکل مواجه هستند که براي جلوگيري از انقراض آنها مي‌توان از روش‌هاي بيوتکنولوژي استفاده کرد.يکي ديگر از موارد استفاده از تکنيک کشت بافت در بخش جنگل، کوتاه کردن دوره تجديد نسل درختان جنگلي و همچنين کوتاه کردن زمان مورد نياز براي دستيابي به پايداري فنوتيپي در درختان جنگلي مي‌باشد.

2- نشانگرهاي مولکولي

2-1- شناسايي سريع و به موقع ژنوتيپ‌ها

در بررسي گونه‌ها و ژنوتيپ‌ها در برنامه‌هاي اصلاحي درختان جنگلي و غيرجنگلي، شناسايي و تمايز سريع بين مواد تحت بررسي، مدت زمان لازم براي انتخاب و اصلاح اين گونه‌ها را به‌طور چشمگيري کاهش داده و موجب تسريع فرآيند اصلاح مي‌شود. بررسي ضايعات و خصوصيات درختان جنگلي با نشانگرهاي فنوتيپي به ده‌ها سال وقت نياز است که اين باعث کندي کار مي‌شود و زمان دستيابي به نتايج را طولاني مي‌کند. کاربرد روش‌هاي بيوتکنولوژي، به‌ويژه نشانگرهاي مولکولي مانند RFLP و AFLP، راه‌حل مناسبي براي تسريع اصلاح گونه‌هاي جنگلي و کاهش مدت زمان بررسي نتايج حاصل از کارهاي اصلاحي است. کاربرد روش‌هاي مولکولي، امکان شناسايي و ارزيابي در اولين مراحل رشد گياه را فراهم مي‌کند و زمان لازم براي رسيدن به اطلاعات مورد نياز را به حداقل مي‌رساند.

2-2- انتخاب بر اساس نشانگر به‌منظور بهبود کمي و کيفي فرآورده‌هاي جنگلي

مهمترين عواملي که انجام برنامه‌هاي اصلاح درختان جنگلي را به شيوة سنتي محدود مي‌سازد عبارتند از: الف) زمان بر بودن (طولاني بودن نسل‌ها در گياهان جنگلي) ب) نبود دانش کافي در مورد روابط بين ساختارهاي ژنوتيپي و فنوتيپي درختان در يک زمان واحدج) وجود مشکلات زياد در کنترل فرآيند انتخاب در مورد گياهاني با گرده‌افشاني باز.بايد توجه داشت که نمي‌توان بر اساس خصوصيات ظاهري در مراحل اوليه رشد درختان، خصوصيات درختان بالغ را پيش‌بيني کرد و بنابراين ارزيابي کامل به روشي سنتي به زمان زيادي نياز است.

2-3- کاربرد نشانگرها در استفادة صنعتي از جنگل‌ها

سرعت رشد و فرم درخت در جنگل‌هاي صنعتي، تعيين‌کننده ارزش و بازده اقتصادي آن است. اصلاح و توليد درختان با سرعت رشد زياد و فرم متناسب، به‌منظور استفادة بهينه از منابع جنگلي، از اولويت خاصي برخوردار است و موجب افزايش بازده اقتصادي جنگل‌هاي موجود خواهد بود. افزايش بهره‌وري از جنگل و به خصوص افزايش کيفيت چوب و الوار از موارد مهم در مديريت جنگل محسوب مي‌شود. در اين زمينه، برنامه‌هاي وسيعي در نقاط مختلف دنيا و به‌خصوص در سطح اروپا با استفاده از برنامه‌هاي اصلاح کلاسيک و انتخاب به کمک نشانگر در جريان است. برخلاف بسياري از گياهان زراعي، تاريخچة انتخاب و اصلاح گونه‌هاي درختان جنگلي نسبتاً کوتاه است (بزرگترين برنامه اصلاحي سيستماتيکي که تاکنون صورت گرفته بروي گونه‌هايي از اکاليپتوس و کاج بوده است)؛ بنابراين براي تسريع چرخة اصلاح اين درختان، ابزارهاي بيوتکنولوژي و از جمله نشانگرهاي مولکولي، مي‌توانند راه‌گشا باشند و فرآيند شناسايي صفات کمي و کيفي مطلوب را شتاب بخشند.

2-4- ساير کاربردهاي نشانگرها

از جمله کاربردهاي ديگر نشانگرهاي مولکولي در بخش جنگل موارد زير است:شناسايي کلون‌هاي برتر، شناسايي آلودگي جنگل‌ها، برآورد تنوع ژنتيکي به منظور استفاده از آن در استراتژي‌هاي نمونه‌گيري، حفاظت ژنتيکي و حفاظت از کلکسيون‌هاي جمعيت‌هاي اصلاحي. ارزش واقعي نشانگرها را مي‌توان در به‌کارگيري آنها در تحقيقاتي ديد که جهت فهم مکانيزم‌هاي پاية ژنتيکي و فيزيولوژيکي صورت مي‌گيرند.هم‌اکنون تحقيقات هدفمندي در جهت شتاب‌دهي به توسعة استفاده و بکارگيري نشانگرهاي مولکولي جهت غربال‌گري گونه‌هاي جنگلي در سطح دنيا در حال انجام است.

3- مهندسي ژنتيک

برخي از استراتژي‌هاي اصلاحي در درختان جنگلي، بر روي افزايش کمي صفاتي است که از قبل وجود داشته‌اند. در حالي که در برخي از استراتژي‌ها، هدف، وارد کردن صفاتي جديد به گياه ميزبان است. تکنيک‌هاي DNA نوترکيب در هر دو مورد مي‌تواند مؤثر باشند. مهندسي ژنتيک مي‌تواند جهت اصلاح درختان جنگلي در زمينه‌هاي مختلفي به‌کار ‌رود. برخي از اين زمينه‌ها عبارتند از:

3-1- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به آفات و بيماري‌ها

يکي از روش‌هاي حفظ گونه‌هاي مهم جنگلي، حفاظت آنها از آفات و بيماري‌هاي شايع است. گفتني است که تعدادي از گونه‌هاي مهم جنگلي که از اهميت زيادي برخوردارند، در جنگل‌هاي صنعتي شمال کشور، در اثر حملة برخي از بيماري‌هايي که اپيدمي شده‌اند، رو به انقراض و نابودي هستند (از جمله بيماري مرگ درختان نارون). براي جلوگيري از زيان وارده و انقراض اين گونه‌ها، اقدامات جدي بايد به عمل آيد. از طرفي، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زيست‌محيطي، صرف هزينه زياد و مقاومت تدريجي آفات به سموم مي‌شود و از نظر عملي نيز کاربرد سموم در چنين سطح گسترده‌اي امکان‌پذير نيست. در اين رابطه مي‌توان از روش‌هاي مطمئن و بدون زيان‌هاي زيست‌محيطي مانند انتقال ژن‌هاي مقاوم به عوامل قارچي و باکتريايي بيماري‌زا، استفاده کرد. براي جلوگيري از زيان حشرات، مي‌توان ژن‌هايي را که کدکننده يکسري مواد کشنده حشرات هستند به گياه منتقل کرد و گياه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در اين رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلي، معمول‌ترين شيوه‌اي است که تاکنون استفاده شده است.‌ براي مثال، در سال 1990، حدود 60 درصد از کل برنامه‌هاي کنترل آفات در آمريکاي شمالي، به‌خصوص مبارزه با کرم جوانه (Budworm) و نوعي پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باکتري Bt انجام شده است.البته محدوديتي که در استفاده از Bt وجود دارد، اين است که طيف عمل باکتري Bt بسيار باريک است، يعني تنها بر گروهي از آفات تأثيرگذار است. همچنين نور آفتاب مي‌تواند اسپور و سم اين باکتري را غيرفعال کند. البته بيوتکنولوژي توانسته است با شناسايي و انتخاب باکتري‌هاي اصلاح شدة مؤثرتر و همچنين تکنولوژي DNA نوترکيب، نقش مهمي را در ايجاد مقاومت درختان جنگلي به آفات بازي نمايد. آمارهاي مربوط به کشور آمريکا نشان مي‌دهد، سالانه يک ميليارد دلار بر اثر حمله حشرات و بيماري‌ها به جنگل‌هاي اين کشور خسارت وارد مي‌آيد. اگر مطالعه‌اي جامع در مورد خسارت ناشي از آفات و بيماري در کشور صورت گيرد، مشخص مي‌شود که رقم ضرر و زيان در کشور ما نيز بالا است. مثال‌هاي موفقي که در زمينة توليد درختان مقاوم به حشره در سطح دنيا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، کاج و اکاليپتوس مقاوم به حشره.

3-2- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به تنش‌هاي غير زنده(سرما، خشکي، شوري و غيره)

از جمله فاکتورهاي محدودکنندة کشت گونه‌هاي جنگلي در برخي مناطق، وجود شرايط نامساعدي چون کمبود آب، شوري خاک و سرما است. روش‌هاي بيوتکنولوژي براي غلبه بر اين محدوديت‌ها نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در اين زمينه، استراتژي‌هاي مختلفي وجود دارد که از آن جمله انتقال ژن‌هاي مقاومت در برابر تنش‌هاي محيطي به گونه‌هاي حساس است. براي مثال، انتقال ژن‌هاي القاپذير در مقابل تنش کم‌آبي، گرما و سرما به گياهان، براي تحمل شرايط کمبود آب و نيز توليد پايه‌هاي مقاوم به شوري که امکان استقرار گونه‌ها را در زمين‌هاي شور فراهم آورد. در ارتباط با عرصه‌هاي جنگلي کشور، کمبود آب و نزولات جوي،‌ به‌ويژه در جنگل‌هاي زاگرس، از عوامل عمدة کاهش رشد و استقرار گونه‌ها است. با توجه به گسترة وسيع اين جنگل‌ها و اهميت آنها از نظر اکولوژيکي و نيز حفظ خاک و نزولات آسماني،‌ تحقيقات پيرامون حل مشکلات فراروي اين جنگل‌ها، حايز اهميت ملي است. در اين رابطه توليد پايه‌هاي مقاوم در مقابل تنش‌هاي خشکي با استفاده از روش‌هاي مهندسي ژنتيک و بيوتکنولوژي،‌ اهميت به‌سزايي در حفظ منابع طبيعي کشور دارد.

3-3- افزايش توليد چوب

بر اساس گزارش (FAO 2001-1999)، مصرف الوار صنعتي جهان در سال 2000، بين 6,1 تا 2,2 ميليارد متر مکعب بوده است. مصرف چوب، سالانه حدود 7,1 درصد رشد دارد و پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2010 مصرف چوب حدود 20 درصد (9,1 ميليارد مترمکعب) بيش از زمان حال خواهد شد. در حال حاضر فرآورده‌هاي چوبي، يک صنعت 400 ميليارد دلاري را در سطح جهان به خود اختصاص داده است و حدود 3 ميليون نفر را در سراسر گيتي به‌کار گرفته است. بنابراين مشاهده مي‌شود که با ورود مواد جايگزين چوب به بازارهاي جهان، نه‌تنها چوب ارزش خود را از دست نداده است، بلکه ميزان مصرف آن مرتباً در حال افزايش است. در اين زمينه بيوتکنولوژي با توليد پايه‌هاي داراي رشد بيشتر و سريع‌تر و نيز چوب باکيفيت‌تر، مي‌تواند نقش مهمي ايفا نمايد. بايد گفت که بهبود کيفي الياف سلولزي گونه‌هاي جنگلي،‌ نيازهاي صنايع کاغذسازي را نيز تامين کرده و نياز جامعه را در اين زمينه برطرف خواهد کرد که در قسمت بعدي مورد بحث قرار گرفته است.

3-4- بهبود کيفيت چوب مورد استفاده در صنعت کاغذسازي

کيفيت چوب، يکي از الزامات صنعت کاغذسازي است. در صنعت کاغذسازي، چوبي با کيفيت محسوب مي‌شود که ميزان سلولز آن زياد و ميزان ليگنين آن پايين باشد. در روش‌هاي سنتي، براي جداسازي ليگنين از چوب، از مواد شيميايي استفاده مي‌شود که گاهاً خطرناک و نيازمند صرف انرژي و هزينة زياد است. بنابراين افزايش نسبت سلولز به ليگنين از طريق ژنتيکي، علاوه بر افزايش کيفيت چوب و همچنين افزايش رشد درختان، مي‌تواند آلودگي‌هاي حاصل از کارخانجات کاغذسازي را کاهش دهد. در اين زمينه، مهندسي ژنتيک از طريق راه‌کار آنتي‌سنز (Antisense) مي‌تواند بيوسنتز ليگنين را اصلاح کرده و درصد آن را در چوب کاهش دهد و بنابراين هزينه‌هاي توليد خمير کاغذ و به همان اندازه مصرف مواد شيميايي و انرژي را در ساخت خمير کاغذ کاهش دهد.

محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيک در بخش جنگل و افق‌هاي آينده

يکي از محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيک در بخش جنگل، نگراني از فرار ژن‌هاي مهندسي‌شده، به درون جمعيت‌هاي وحشي است که احتمال مي‌رود به مرور زمان، الگوي طبيعي جنگل را دچار تغيير کند. البته اين نگراني را مي‌توان از طريق توليد درختان مهندسي‌شدة عقيم، تا حدود زيادي مرتفع کرد.فاکتور مهم ديگري که استفاده از مهندسي ژنتيک را در گونه‌هاي جنگلي محدود مي‌سازد، عدم وجود دانش کافي در مورد زيربناي مولکولي صفاتي در درختان است که از لحاظ صنعتي براي انسان مهم‌تر هستند و ارتباط بيشتري با رشد درختان و کيفيت چوب دارند. اين محدوديت نيز با تکميل ژنوم برخي درختان مهم جنگلي، مانند صنوبر، کاج، سپيدار و همچنين ايجاد بانک‌هاي اطلاعاتي EST در حال رفع شدن است.محققين بر اين باورند که پيشرفت دانش مولکولي با ساخت نقشه‌هاي ژني و توالي‌يابي ‌ژنوم گونه‌هاي جنگلي اين امکان را فراهم کرده است تا دستورزي چندين ژن به‌طور همزمان براي دستيابي به صفات اقتصادي مهم، قابل انجام شود.

مرتعداری

اهداف

مراتع ( به مساحت44126 هکتار) یک اکوسیستم بسیار مهم در مناطق مرتفع کوهستانی محسوب میشود . زندگی هزاران نفر به وضعیت این مراتع وابسته است. بنابراین" حفاظت از مرتع از طریق استفاده پایدار و کاهش فرسایش خاک" ازعمده اهداف مرتعداری میباشد.

تعادل تعداد دام با ظرفیت پذیرش

پ@

مراتع واقع در این نواحی بسیار حاصلخیز می باشند به شرط آنکه چرای مفرط دام کنترل شود. متعاقب بحث و بررسیهایی که با اداره کل منابع طبیعی گیلان صورت گرفت، ظرفیت متوسط ساماندهی دام برای دستیابی به اهداف مطالعه، 3 رأس در هکتاردر نظر گرفته شده است. تعداد مجاز دام به شرح زیر است:

رأس132000 =44126 هکتارپ~هکتار/ 3 رأس

به عقیده کارشناسان اداره کل منابع طبیعی گیلان، دامداران برای داشتن وضعیت مناسب معیشتی نیاز به 250 رأس دام دارند. بنابراین تعداد مجاز دامداران تقریبأ 530 خانوار می باشد . از طرفی،3900 دامدارحدود 382000 رأس دام دارند. بدین ترتیب ظرفیت دام در این نواحی8/6 رأس در هکتار می باشد.

کاهش تعداد دام مستلزم کاهش تعداد دامدارانی است که از مراتع استفاده می کنند. در مرداد ماه 1382دولت مصوبه شورای وزیران وزارت جهاد کشاورزی، سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت نیرو را در خصوص مدیریت جنگلهای شمال تصویب نمود. این مصوبه شامل ساماندهی دامداران ساکن جنگل( جنگل نشینان) در طول مدت 6 سال می باشد.90 % دامداران مناطق کوهستانی مشمول این مصوبه می شوند، بنابراین تعداد دامدارانی که از مراتع استفاده می نمایند به طورچشمگیری به 400 خانوار کاهش مییابند. لذا تعداد دامداران به 530 خانوار کاهش خواهد یافت که میزان معقول و قابل توجهی می باشد. باید خاطر نشان ساخت که این امر وظیفه خطیری است زیرا تعداد زیادی از دامداران فقیر، کم سواد و یا بیسواد بوده و از طریق دامداری امرار معاش می کنند. لذا برنامه های ساماندهی باید به گونه ای طراحی گردند که فشاروارده به دامداران به حد اقل برسد و آنان متحمل ضرر و زیان نشوند. متأسفانه برنامه های فعلی اداره کل منابع طبیعی با توجه به وضعیت معیشتی دامداران طراحی نشده است. بنابراین در معالعات بعدی این برنامه ها باید مورد بازبینی قرار گیرند.

فعالیتهای کنترل فرسایش

بخشی از چشم انداز طبیعی مراتع کاملأ تخریب شده است به طوریکه حتی با کنترل چرای مفرط دام نیز نمی توان شرایط را بهبود بخشید . بنا براین لازم است که برای چنین منا طقی، اقداما ت فیزیکی کنترل فرسا یش به اجرا در آیند تا از تخریب بیش از پیش جلوگیری شود و چشم انداز طبیعی مراتع حفظ گردد. اجرای اقدامات کنترل فرسا یش در تما می مراتع تخریب شده عملی نیست لذا با توجه به میزان مسا یل مربوط به فرسا یش، فشا رهای اجتماعی- اقتصادی و موارد لازم جهت حفا ظت اکولوژیکی ناحیه ای، الویتها تعیین شدند. جدول زیر خلاصه ای از وضعیت پوشش گیاهی در 9 زیر حوزه آبخیز تالاب انزلی می با شد. این اطلاعا ت بر اساس نتا یج تجزیه و تحلیل عکسهای ما هواره ای مربوط به 16 مرداد 1381 و الویت عملیات کنترل فرسایش بدست آمده اند. طرح عملیات کنترل فرسایش نیاز به تحقیقات میدانی بسیار دقیق دارد. با توجه به این که حوزه آبخیز تالاب انزلی بسیار گسترده است، به منظورتهیه یک طرح کنترل فرسایش، زیر حوزه های واقع در مناطق بالا دست حوزه آبخیز ماسوله رود خان(175 هکتار) بطور نمونه مورد مطالعه قرار گرفت. بر پایه این مطالعات عملیات پیشنهادی برای کنترل فرسایش در سایر نواحی حوزه آبخیز به شرح زیر ارزیابی شده اند.

پ@

طبقه بندی اقدامات nos.(/km2)واحد (km2)مساحت تعداد کل

اقدامات ساختاری سدهای رسوبگیر بتونی

1.7 76.6 130 nos.

سدهای رسوبگیر گابیونی 37 76.7 2,838 nos.

سدهای چوبی

12 76.7 920 nos.

Contour Bund 2.5 76.7 192 km

اقدامات بیولوژیکی بذر پاشی

– سرتاسر منطقه 76.7 km2

کوددهی

– سرتاسر منطقه 76.7 km2

جنگلداری

اهداف

منطقه مطالعاتی از موهبت جنگلهای غنی برخوردار است . دولت الویت را به حفاظت از جنگلهای شمال داده است. بر طبق سیاست دولت اهداف طرح جنگلداری به شرح ذیل می باشند: حفاظت از جنگل بر اساس قوانین توسعه پایدار، واحیای جنگلهای تخریب شده و سوق دادن آنها به سمت شرایط طبیعی

حفاظت از جنگلهای حفاظت شده

این تصویرمربوط به جنگلهایی است که توسط اداره کل حفاظت محیط زیست و اداره کل منابع طبیعی به عنوان "جنگلهای حفاظت شده" تعیین شده اند. بر اساس عملیات حفاظت زیست محیطی(1371) و قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع(1346) این جنگلها باید حفاظت شوند.

جنگلکاری

هدف اداره کل منابع طبیعی از حفاظت جنگلها، احیا و برگرداندن آنها به شرایط موجود در سال 1342 می باشد. به منظور نیل به این هدف، این اداره در صدد است که در طی 7 سال آینده طی برنامه ای 182 کیلو متر مربع از منطقه را درختکاری کند. این طرح اداره کل منابع طبیعی درتهیه و تنظیم طرح نهایی ما مورد استفاده قرار گرفته است. زیرا کلیه مناطق تخریب شده منطقه مطالعاتی و سایر مناطق حاشیه های جنگل که در گذشته به دلیل چرای مفرط دام تبدیل به مراتع شده اند را تحت پوشش قرار میدهد. به تصویر ذیل توجه کنید.

فعالیتهای پایدار ریست محیطی برای جنگلداری

جنگلهای واقع در حوزه های آبخیز زیر در طرح جنگلداری منظور خواهند شد: چاف رود، مرغک، پسیخان و سیاهرود

برای این حوزه ها، طرح جنگلداری باید بر اساس طرح جنگلداری که توسط شورای عالی جنگل، مرتع و خاک سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور به تصویب رسیده است باشد. درطرح جنگلداری مکانیسمهای گوناگونی به فعالیتهای پایدار جنگلداری اختصاص داده شده است(نظیر قطع تک گزینی درختان) و 90 % از سرمایه بدست آمده از فروش درختان صرف عملیات آبخیزداری خواهد شد.

اقدامات لازم به منظور جلو گیری از زمین لغزش و جریانات واریزه ای

تعدادی جاده به منظور عبور و مرور ورشد اقتصاد ناحیه احداث گردیده است. متأسفانه به نظر می رسد که هیچگونه توجهی به پیشگیری از زمین لغزش و جریانات واریزه ای نشده است . 20 منطقه در حوزه آبخیز تالاب انزلی دچار زمین لغزش شده اند. لذا عملیات جاده سازی باید در این مناطق به حد اقل ممکن برسد. اگر جاده سازی امری اجتناب ناپذیر باشد، قبل از احداث باید مطالعات دقیق و جامعی صورت گیرد.

مدیریت مناطق جلگه ای( پایین دست)

به نظر می رسد که میزان حمل و انتقال رسوبات از مناطق پایین دست(58000 تن در سال) که در مقایسه با مناطق کوهستانی بالا دست ( 362000 تن در سال) کمتر می باشد. با توجه به میزان پایین انتقال رسوب درمناطق پایین دست(جلگه ای) ، اقدامات کنترل منابع رسوبزا مانند شالیزارها، مزارع و فرسایش ساحل رود خانه و پسابهای شهری امری عملی نیست.

اثرات تله های رسوبگیر برای کنترل جریان رسوب وارده بر منطقه حفاظت شده سیاه کشیم مورد مطالعه قرار گرفت. تله های رسوبگیر به مساحت 10000 متر مربع قادرند 40 % رسوبات وارده به منطقه حفاظت شده سیاه کشیم را تله اندازی کنند. قیمت سالانه کنترل رسوب حدود 200 میلیون ریال می باشد.

میزان ته نشین شدن رسوبات سالانه صرفنظر از حوزه 0/6 سانتی متردر سال است که نشان می دهد 20 % از رسوبات در منطقه سیاه کشیم ته نشین می شوند. بنابراین احداث تله های رسوبگیر در این منطقه امری دشوار است.

کنترل شهر نشینی

شهر سازی در حوزه آبخیز تالاب انزلی به دلایل مختلف فشارهای منفی بر اکوسیستم تالاب وارد می آورند. این دلایل شامل موارد زیر است: فشار مستقیم وارده از توسعه شهری( خصوصأ در نواحی شمالی تالاب) ، افزایش بار آلودگی وارده به تالاب، کاهش زیستگاههای طبیعی و سایر موارد است. فعالیتهای شهرسازی باید به دقت کنترل شوند. بد ین منظورتوصیه می شود که اقداماتی نظیر بازنگری در طرح نهایی قدیمی شهر انزلی صورت پذیرد. سازمانهای مربوطه باید در توسعه استان با همدیگر همکاری نمایند و ارزیابی های زیست محیطی نیز اجرا شود.

حفاظت از شبکه های اکولوژیکی ناحیه ای

به منظورحفاظت از تالاب انزلی ، تنها حفاظت از خود تالاب کافی نیست. زیرا بسیاری ازموجودات خصوصأ پرندگان و ماهیها زیستگاههایی فراتر از خود تالاب دارند و توسط مناطق طبیعی در فواصل دورتری از تالاب حمایت می شوند. به منظور حفاظت کلیه مناطق تالاب انزلی باید شبکه اکولوزیکی ناحیه که با سایر تالابها، رودخانه ها ، دریاچه ها، آبگیر ها و مناطق مهم اکولوژیکی در ارتباطند، حفاظت شود. ( همانگونه که در تصویر نمایان است)

هماهنگی بین موسسات و سازمانها

بسیاری از سازمانها در مدیریت کاربرد اراضی حوزه آبخیز تالاب انزلی درگیر می باشند و مشارکت و همکاری آنها در مدیریت جامع زیست محیطی از اهمیت چشمگیری بر خوردار خواهد بود. توصیه می گردد که موسسات وسازمانهای زیربا همدیگر هماهنگی تنگاتنگ داشته باشند:

هماهنگی در زمینه مدیریت زیست محیطی در نواحی کوهستانی( اداره کل منابع طبیعی و اداره کل حفاظت محیط زیست)

هماهنگی دربرنامه های ساماندهی دام با سازمانهای مربوطه(اداره کل منابع طبیعی، مدیریت زراعت و باغبانی (,سازمان جهاد کشاوزی، بخش امور دام سازمان جهاد کشاورزی، شرکت آب و فاضلاب روستایی، کمیته امداد و سایر سازمانهای مربوط)

بازنگری در خط مشی های ساماندهی دام

در اختیار نهادن اطلاعات اداره کل منابع طبیعی، مدیریت آبخیزداری سازمان جهاد کشاورزی و سازمان آب منطقه ای وزارت نیرو با یکدیگر

هماهنگی در مدیریت کاربرد اراضی به منظور کنترل عملیات شهر سازی(سازمان مسکن و شهر سازی، دفتر فنی استانداری، اداره کل منابع طبیعی، اداره کل حفاظت محیط زیست و سایر سازمانهای مربوطه)



قیمت: 100 تومان

gl/l (1006)

پيشگفتار:

پيشينه هاي تاريخي و آثار موجود در موزه هاحكايت از اين واقعيت دارد كه كيفيت مطلوب كالا و انجام صحيح خدمت از زمان آشنايي انسان با كميت و خواص اشياء همراه او بوده است.

زماني كه توليد با استفاده از ابزارهاي سنتي انجام مي گرفت، تعيين كيفيت و تشخيص آن كار چندان مشكلي نبود، پي بردن به كيفيت توليد و خدمت با استفاده از حواس پنج گانه ميسر بود، اما با پيشرفت علوم، فن آوري افزايش جمعيت و بالا رفتن مصرف، ضرورت توليد انبوه و در نتيجه جايگزين شدن ماشين به جاي انسان و ابزار دستي ،ديگر سنجش كيفيت با استفاده از حواس پنج گانه و بدون آزمايشگاه و ابزار و توانايي هاي فني امكانپذير نبود.

توجه به كيفيت كالا و خدمات ضرورت، ايجاد و تاسيس چنين سازماني را اثبات نمود.

استانداردها، اين جزوه هاي كوچك حاوي زبده ترين اصول تكنو لوژي جهاني است كه خود نتيجه و عصاره ي قرنها كوشش و پژوهش و ازمايش و خطاي هزاران دانشمند و محقق و كارشناس در طي قرون متمادي بوده است. در يك استاندارد آنچه به چشم مي خورد، چند پيشنهاد و ساده، دو سه فرمول كلي، يك يا چند جدول و مقداري اعداد و ارقام است كه شايد در مرحله ي اول به نظر چيزي عادي و بي اهميت جلوه كند اما در واقع اين مطالب راهگشاي پيشرفت و ترقي بسياري از مشكلات علمي در صنايع و فنون است.

در انتها لازم به ذكر است كه از كمكها و راهنمايي هاي آقاي شادمهر دبير كارافريني در هنرستان شهداي حصار، آقاي عرب و خانم طالقاني در مؤسسه استانداردتقدير و تشكر به عمل مي آوريم.

سيد سمير حسيني نژاد

حامد جمشيدي

ماني رجب پور

استاندارد وقانون طبيعت:

طبيعت براي خود قوانيني دارد كه هرگز از آنها سر پيچي نمي كند مثلاً هر فرد به طور طبيعي داراي دو چشم،دو گوش، يك دهان، دو دست و دو پا است. همچنين اندامهاي دروني و بيروني همه ي افراد به يك صورت ساخته شده است و در جزئيات اختلافاتي ديده مي شود. در گياهان مشاهده مي شود كه هر دو درخت داراي نوع خاص ريشه، تنه، ساقه، ريشه، برگ و ميوه است. چنانكه هرگز از درخت گردو خربزه نمي رويد.

استاندارد و تنظيم طبيعت:

به طور كلي طبيعت و تمام مظاهر آن از نظم و هماهنگي شگرفي حكايت مي كند و هنر خلاقه دستگاه آفرينش هرگز دور از نظم و ترتيب نيست. از موجودات ذره بيني گرفته تا حشرات ، خزندگان، پرندگان، پستانداران و نباتات چه آنها كه در خشكي زيست مي كنند و چه آنها كه در اعماق دريا به سر مي برند.

گردش معين و مدار منظم سيارات، طلوع و غروب خورشيد، پديد آمدن روز و شب و ماه و سال با نظم و توالي مخصوص به خود، پيدايش فصول چهارگانه همه اين گفتار را تأييد مي كنند كه نظام طبيعت داراي نظم و ويژگي هاي خاصي مي باشد. وجود الكترونهاي معين و گردش منظم آنها در هر اتم- وجود خواص مشخص در عناصر مختلف و روابط و قوائد فيزيكي و شيميايي كه بين آنهاست همه حساب شده و معين و خالي از هرج و مرج و ناب ماني است، از آنها كه بشر شناخته و به اسرار و رموز آنها پي برده تا بسياري ديگر كه هنوز در پردة ابهام مانده است همه در تحت اصول و قوائد منظم و معين قرار دارند.

تفاوت استانداردهاي طبيعت و استاندارد هاي طبيعي:

در اينجا لازم به توضيح است كه تفاوت بين استاندارد هاي طبيعي با استاندارد هاي طبيعت بيان شود.

استانداردهاي طبيعت چنان كه گفته شد عبارتند از قانون ها و قائده هايي كه در جهان هستي وجود دارد و بشر در آنها تاثيري ندارد و بشر ميتواند از اين قانونها به سود خود بهرمند شود. همچنين ميتواند از يكي از نيروهاي طبيعت براي دفع نيرو ي ديگري استفاده كند. لكن نميتواند اين قانونها را از ميان بردارد .

اگر استاندارد نمي بود چه مي شد؟

اگر گردش زمين بر هم ميخورد و گرماي شديد در نتيجه طولاني شدن شب و روز ايجاد مي شد چه مي شد ؟ اگر ساختمان بدن انسان درتمام دورانهاي زندگي بشر يكنواخت و يك شكل نبود و هر انساني يا هر قوم و قبيله أي ساختماني نخصوص به خود داشت مثلا از حيث آناتومي دستگاههاي مختلف بدن يا اعمال فيزيولوژيك آنها با هم متفاوت و متغير بود چطور با اين همه تنوع امكان كوچكترين كشف وترقي در علم پزشكي بود.

بدون شك اساس اين همه پيشرفت و كارهاي تازه بر يكنواختي نظم و قواعده ي صحيحي كه در طبيعت حكمفرماست استوار بوده و همين امر موجب ميگردد كه با كشف يك مورد ودرك يك موضوع آن را به سهولت با ساير موارد مشابه و هم شكل منطبق ساخته و راه را براي دريافت و كسب اطلاع و كشف موارد بسيار ديگر هموار ساخت در واقع وجود استاندارد امور طبيعي به جاي آنكه فكر متخصّصين و كاشفان را در پيچ و خم هاي تنوع و ناهماهنگ گرفتار كند،آنها را به سوي پيشرفت و به سامان رسيدن در يك امر رهنمود ساخته و فكر و نيروي آنها را براي مسائل مهم تر و بهتر در مسير پيشرفت آزاد مي گذارد. و انديشيدن به موارد تازه را مسير مي سازد.

تاريخچه:

استاندارد كردن پديدة جديدي نيست و از دير زمان در زندگي بشر وجود داشته است. استاندارد كردن نيز مانند بسياري از پديده هاي طبيعي شناخت و برداشتي است كه انسان از محيط پيرامون خود دارد.

اين امر در ابتدا به صورت نا خوداگاه تحقّق يافته است. براي مثال در تاريخ پيدايش سيستم شمارش دهدهي كه هم اكنون نيز مورد استفاده قرار مي گيرد و به گذشته بسيار دور باز ميگردد و در واقع الگويي است از تعداد انگشتان دو دست انسان. همينگونه استاندارد كردن تقويم و تعداد روزهاي ماه در سال رومي كه توسط ژوليوس سزار در سال 46 قبل از ميلاد مسيح انجام شده است.

در ايران در زمان داريوش اول پادشاه هخامنشي و زنه هاي استاندارد شده اي بر اساس واحدي كه ((كرشه)) ناميده مي شد و وزن هر كرشه معادل3/83 گرم بود. وزنه اي كه از آن زمان باقي مانده و هم اكنون در ايران موجود است معادل 120 كرشه مي باشد.

در انگلستان در زمان ((جان)) پادشاه انگليسي استانداردهاي در رابطه با اوزان و مقياسها كه در امر تجارت تعريف شده است. همينطور در زمان ادوارد اول پادشاه انگليسي تعريفي براي اينچ بوده كه جالب توجه است.

(( اينچ عبارت است از 3 دانه جوي خشك شده كه در يك امتداد و سر به سر قرار گرفته باشد)).

در يك بررسي اجمالي مشخص شده كه استاندارد هاي عمده در عهد باستان و قرون گذشته به طور كلي قبل از رنسانس جنبه ي عمومي داشته و نياز به آن بيشتر از موارد ديگر احساس شده است استاندارد هاي اوزان و مقياسها مي باشد اما پس از عصر رنسانس با توجه به تحول بنيادي و طرز تفكر اجتماعي و رشد توليد اختراعات صنعتي» استانداردهاي صنعتي نيز بوجود آمدند.

يكي از قديمي ترين واساسي ترين بحث هاي استاندارد كه در بحثهاي استانداردهاي قانون به آن توجه شده است و در حال حاضر نيز به عنوان اولين اصل استاندارد كردن مطرح است.

اصل كاهش انواع و در كنار آن اصل تعويض پذيري است به طوري كه همين اصل موجبات توليد انبوه را فراهم نموده است. در گذشت هر توليد كننده صنعتگري با توجه به ابزارهاي ابتدايي و ميراث نياكان خود محصولاتي با شكل و طرح مختلفي ساخت اما امروزه با منسجم شدن توليد محصولاتي با ويژگي هاي يكسان توليد مي گردد.

از پيشگامان اصل كاهش انواع و تعويض پذيري مي توان به يك آمريكايي به نام((الي ويتني)) اشاره كرد . اين شخص در سال 1793 براي نخستين بار تفنگي سرپررا طراحي كرد كه داراي قسمت هايي قابل تعويض بود در واقع پايهء توليد انبوه را ايجاد كرد.

تاريخچه اي از استاندارد در ايران :

فهرست استاندارد هاي ملي ايران اخرين بار در سال 1371منتشرگرديد وحاوي 3238عنوان استاندارد بود كه با گذشت چهار سال تعدادي از انها باطل و برخي ديگر تجديد نظر ويا تجديد چاپ گرديد وبيش از 600استاندارد به ان افزوده شده است

تاريخچه موسسه استاندارد در ايران :

گذشته از پيشينهء تاريخي غير مدون استاندارد ها درايران اولين تشكيلات موسسهءاستاندارد وتحقيقات صنعتي ايران با تصويب قانون اوزان ومقياس ها در سال 1304شمسي مطرح ميشود.

بعد ها درسال 1332به لحاظ ضرورت تعيين ويژگي ها و نظارت در كيفيت كالاهاي صادراتي و وارداتي ايجاد يك تشكيلات رسمي مورد توجه قرار گرفته و هستهء اوليهء تشكيلات سازماني موسسهء استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران به صورت اداره اي در وزارت بازرگاني وقت شكل مي گيرد.در سال 1339با تصويب قانون تاسيس موسسهء استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران به صورت اداره اي در وزارت بازرگاني وقت شكل مي گيرد .

موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران علاوه برعضويت در سازمان بين المللي استاندارد iso سازمان بين المللي اندازه شناسي قانوني oim وانجمن جهاني سازمان هاي تحقيقاتي صنعتي و تكنولوژيكي waitro باسازمان هاي بين المللي زير همكاري دارد:

ieg كمسيون بين المللي الكتروتكنيك .

bipmعهدنامهء مصر راجع به دفتر بين المللي اوزان ومقياس ها .

وظايف و مسئوليتها:

وظايف و مسئوليتهاي موسسة استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران بر اساس قانون مصوبة بهمن ماه 1371 به شرح زير است.

تعيين، تدوين و نشر استانداردهاي بين المللي و ملي به عنوان تنها مرجع رسمي در كشور به استثناي مواد دارويي. انجام تحقيقات كاربردي به منظور تدوين استاندارد و بالا بردن كيفيت كالاهاي داخلي و كمك به بهبود روشهاي توليد و كارآيي صنعتي.

ترويج استانداردهاي ملي:

نظارت بر اجراي استاندارد هاي اجباري:

بررسي و كنترل كالاهاي صادراتي، صادراتي مشمول مقررات استانداردهاي اجباري و جلوگيري از صدور كالاهاي نامرغوب بمنظور فراهم نمودن امكان رقابت با كالاهاي خارجي و حفظ بازارهاي بين المللي كنترل كيفيت كالاهاي صادراتي مشمول مقررات استانداردهاي اجباري بمنظور حمايت از مصرف كنندگان و توليد كنندگان داخلي و جلوگيري از ورود كالاهاي نامرغوب خارجي. ترويج سيستم بين المللي يكان ها SI به عنوان سيستم رسمي اوزان و مقايسها در كشور و كاليبره كردن وسايل سنجش. آزمايش و تطبيق نمونه كالاهاي با استاندارد هاي مربوط و اعلام مشخصات و اظهار نظر مقايسهاي براي صدور گواهينامه هاي لازم.

استاندارد چيست؟

استاندارد در لغت به معني نظم ، قائده و قانون و مفاهيمي از اين قبيل است. اما معني آن در ارتباط با مؤسسة استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران كه مسئوليت قانوني تهيه و تدوين استانداردهاي ملي را عهده دار مي باشد عبارت است از:

تعين و تدوين ويژگيهاي لازم در توليد يك فرآورده و انجام يك فرصت

اركان و تشكيلات:

اركان مؤسسه به موجب قانون عبارتند از:

شوراي عالي استاندارد.

رئيس مؤسسه.

شوراي عالي استاندارد.

شوراي عالي استاندارد بالاترين مرجع سياست گذاري و تعيين كننده ي خط مشي مؤسسه در زمينه هاي مختلف مي باشد و تركيب آن عبارتند از:

رئيس جمهور كه رياست شوراي عالي را بر عهده دارد.

وزراي صنايع و معادن و فلزات، فرهنگ و آموزش عالي، بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، بازرگاني، كشاورزي، مسكن و شهر سازي. رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران وغيره. رئيس مؤسسه به عنوان دبير شوراي عالي استاندارد.

دو نفر كارشناس در امور استاندارد كه به پيشنهاد رئيس مؤسسه و با حكم رئيس جمهور براي مدت 3 سال به اين سمت انتخاب مي شوند.

رئيس مؤسسه:

رئيس موسسه كه با حكم رئيس جمهور و براي مدت 3 سال انتخاب مي شود بالا ترين مقام اداري، مالي و فني مؤسسه بوده و مسئوليت كليد امور اداري، اجرايي، تحقيقاتي و آموزش مؤسسه را بر عهده دارد.

پژوهشكده هاي مؤسسه:

به موجب ماده 2 قانون اصلاح قانون و مقررات مؤسسه ي استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران تشكيلات تحقيقاتي مؤسسه داراي 2 پژوهشكده مي باشد:

پژوهشكده شيمي و مهندسي .

پژوهشكده صنايع.

آزمايشگاهاي مؤسسه:

آزمايشگاههاي مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران به عنوان يكي از كارامد ترين شبكه هاي آزمايشگاهي كشور در اشكال زير فعاليت دارد:

آزمايشگاههاي موجود در مركز

آزمايشگاههاي مستقر در واحدهاي استاني.

كنترل انواع:

سازمان بين المللي استاندارد كنترل انواع را به صورت انتخاب تعداد يا انواع محصولات يا فرايندها جهت برآوردن نيازهاي مربوط تعريف مي كند.

طبق اين تعريف كنترل انواع به معني كاستن همه چيز به گونه اي كه هيچ شانسي براي انتخاب مصرف كننده وجود داشته باشد بلكه به طور همزمان با تغيير نيازمندي هاي مصرف كننده بر اساس روشهاي مشخص انواع جديدي افزوده يا از انواع موجود كاسته مي شود.

به طور كلي كنترل انواع صرفه نظراز توليدات صنعتي مي توان بسياري از مقدارهاي مختلف از قبيله انواع خدمات، فرايند

و روشها و امثال آنها را نيز در بر گيرد و با اين تقسيم بندي ساده مي توان روشهاي اصولي كنترل انواع را به صورت زير دسته بندي نمود:

يكي كردن طراحي.

بكار گيري اعداد مرجع.

انتخاب تكنيكها.

به كارگيري سيستم كد كذاري .

كنترل ورودي .

يكي كردن طراحي:

در اين فرايند دو يا چند ويژگي به نوعي با هم تركيب مي شوند كه محصول بدست آمده به لحاظ عملكردي و ابعادي از نظر مصرف داراي قابليت تعويض پذيري باشد در اين زمينه مديران سازمانها بايد خط مشي مشخص را بر اساس حجم مصرف و ميزان صرف هزينه تعيين نموده و رهنمودهاي و تذكرات لازم را براي بخش استانداردها و يا كميته ي انتخاب مواد راجع به تركيب اقلامي كه پر هزينه تر از اقلام جايگزين شده است ارائه نمايند.

در اين روش ممكن است يك يا چند محصول مشابه كه تفاوت قيمت عمده اي با هم ندارند تركيب شده و تنها يك محصول جايگزين آنها شود. لازم به ذكر است كه استاندارد كردن يك فعاليت گروهي بوده و بايد با همكاري و همياري تمامي افراد ذي علاقه يا ذي نفع باشد.

به كار گيري اعداد مرجع:

روشهاي متعددي وجود دارد كه با استفاده از انها مي توان اندازه هاي مشخص از تجهيزات و عملكردها و درجه بندي ها و امثال آنها را انتخاب نمود شايد بتوان گفت به كارگيري اعداد مرجع يكي از راههاي حل مشكلات استاندارد كردن از نظر رياضي است اعداد مرجع در واقع يك سري هندسي هستند كه تحقيقات دو اندازهء متواي در آنها بر اساس يك نسبت معين به صورت در صد مي باشد.

از جمله سري هاي اعداد مرجع مي توان به سري هاي زير اشاره كرد:

سري اعداد: (10-31/6-98/3-51/2-58/1-1) R5= فوايد كنترل انواع استاندارد:

بطور خلاصه مي توان فوايد كنترل انواع استاندارد را به صورت زير دسته بندي كرد:

رشد اقتصادي در زمينه ي توليد به وسيله ي:

1) تداوم و افزايش سرعت توليد و بالا رفتن ميزان توليد.

2) كاهش زمان فراهم كردن ابزارهاد و تنظيم دستگاهها.

3) مكانيزه كردن و بكار گيري ماشينهاي به خصوص.

4) صرفه جويي كلي در طراحي ابزارالات و مكان انبار داري و امثال آن به طور كلي كاهش بخشهاي مختلف و همچنين فعاليتهاي مربوط به آنها .

سهولت توليد و كنترل انواع –سهولت آموزش افراد براي ساخت و نگه داري – بازرسي ساده وارزانتر – تضمين كيفيت -افزايش كارايي در خريد – كاهش ذخيره سازي – كاهش ضايعات – سهولت خدمت و نگهداري – تمركز فعاليتها و فروش بر دامنه ي محدود تري از محصولات.

اهداف استاندارد:

با توجه به گسترش روزافزون استاندارد و پيشرفتهاي عظيمي كه در اين زمينه طي سالهاي اخير حاصل شده شمردن اهداف استاندارد نياز به بررسي بيشتري دارد.

در اين خصوص كميته ي ثابتي بررسي اصول استاندارد كردن((استاكو))وابسته به شوراي سازمان بين المللي استاندارد اهداف تخصصي استاندارد كردن را چنين شرح نموده است:

صرفه جويي كلي در مصرف نيروي انساني، مواد، انرژي و نيرو.

-حمايت از مصرف كننده.

-حفظ ايمني و بهداشت محيط زيست.

-ايجاد ارتباط بهتر.

حمايت از مصرف كننده:

آمار ارائه شده در قرن بيستم چنين بر مي ايد كه ضايعات صنايع در كشور آمريكا در اثر فقدان استاندارد بين4 تا 9 در صد بوده و از اين رو خسارت قابل ملاحظه اي به توليد كنندگان و مصرف كنندگان وارد آورده است.

اما با افزايش كيفيت كالا در اثر به كارگيري استانداردهاي مختلف در رابطه با ويژگي ها و آزمون ميزان بهره وري تا حد بسياري ارتقاع يافته است به ويژه با تدوين استانداردهاي سريISO9000 در سالهاي اخير در كنار توجه و رعايت استانداردهاي محصول به ايجاد تقويت سيستم هاي مديريت و كيفيت در سازمانها توجه خاصي شده است.

بروز حوادث گوناگون و ضرورت توجه به مسايل بهداشتي كشورها را به رعايت نكات ايمني و بهداشتي در تدوين استانداردهاي مربوطه وادار نموده است.استانداردهايي كه در اين رابطه تدوين مي شوند ممكن است به صورت استاندارد محصول بوده مانند استاندارد ايمني و مواد غذايي وغيره. به دليل اهميت اصول ايمني بسياري از كشورها برخي از اينگونه استانداردها را از نظر اجرا اجباري اعلام كرده اند. ويا تحت شرايط خاص در هنگام رفع قوانين به استانداردهاي مربوط ارجاع داده شده است.

ايجاد ارتباط بهتر:

يكي از وظايف اصلي استاندارد ايجاد ارتباط و تبادل افكار ميان طرفين ذي نفع است. در واقع استاندارد در سطح ملي، بين المللي يا منطقه اي در زمان مشترك جهت بر قراري ارتباط محسوب مي شود. و اين امرمي تواند به طريق مختلف به صورت ارائه يك سري ويژگي ها، كدها، علايم خاص و اصطلاحات و نظاير آن انجام شود.

اصول استاندارد:

استاندارد مفهومي است كه مي تواند نشانگر انجام و انظباط فعاليتهاي فكري، علمي، فرهنگي جامعه باشد. استاندارد در معناي اعم خود مترادف با نظم است و استاندارد كردن مترادف با تنظيم، و به نظم كشيدن اين عمل بر اصول زير استوار است:

اصل اول:

استاندارد كردن عمل ساده سازي است كه در نتيجه تلاش دسته جمعي و آگاهانه ي اعظاي جامعه به وجود آمده و مستلزم كاهش بسياري از موضوعات است. اين فرايند نه تنها موجب رفع پيچيدگي هاي كنوني مي گردد. بلكه از بروز پيچيدگي هاي زايد آينده نيز جلو گيري مي كند. لازم به ذكر است كه استاندارد كردن با همكاري تمامي افراد ذي نفع و ذي علاقه به موفقيت مي انجامد. لذا تهيه اين استاندارد ها بايد مبتني بر همرايي و موفقيت عمومي باشد و همچنين در اجراي آن تمامي افراد متعهد و كوشا باشند.

اصل دوم:

استاندارد كردن فعاليتتي است اجتماعي و اقتصادي و اين فعاليت بايد با همكاري تمامي افراد بر اساس همرايي و توافق عمومي صورت گيرد.

اصل سوم:

شريك استاندارد به خودي خود ارزشي ندارد مگر اينكه به اجرا در بيايد و اين امر نياز به برنامه ريزي هاي مناسب و فداكاري عده اي براي دستيابي به منافع عمومي دارد.

اصل چهارم:

استاندارد كردن از طريق تهيه ي يك استاندارد، انتخاب و سپس تثبيت آنچه انجام شده است صورت مي گيرد.

اصل پنجم:

استاندارد ها بايد در فواصل زماني معين مورد بازنگري و در صورت لزوم مورد تجديد نظر قرار گيرد. فاصله ي بين تجديد نظرها برحسب موارد خاص مي تواند متغيرباشد.اما اين فاصله نبايد خيلي كوتاه باشد زيرا كه در غير اين صورت استاندارد به عنوان يك سند قابل اتكا و تثبيت شده قلمداد نمي گردد. از طرفي استاندارد نمي تواند براي مدت طولاني بدون تغيير باقي بماند . معمولآ اكثر كشورها يك دوره ي پنج ساله را براي بازنگري و تجديد نظر در نظر مي گيرند.

اصل ششم:

هنگامي كه در يك استاندارد كاركرد و يا ويژگيهاي ديگر يك محصول تشكيل مي گردد. بايد جهت تطبيق محصول مورد نظر با ويژگي هاي اشاره شده روشهاي آزمون مربوط نيز در استاندارد تشريح گردد و يا به استانداردهاي ديگري كه اين روشها در آنها موجود است ارجاع داده شود.

اصل هفتم:

لزوم اجباري استانداردهاي ملي بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد البته ضرورت اين امر بستگي به درجه ي رشد و قوانين و شرايط اجتماعي و فرهنگي جامعه دارد.

استانداردها ارايه دهنده راه حل ها براي مشكلات بوده و نتيجه ي استاندارد كردن افزايش بهره وري است. كه اين عمل به صورتهاي زير انجام مي گيرد :

– ارائه روشهاي صحيح محاسبات فني.

– تعيين قوائد عمومي و مشخصات و ويژگيهاي محصول .

– يكنواختي و هماهنگ سازي .

– گردش صحيح اطلاعات و جلوگيري از اتلاف سرمايه و زمان .

اگر استاندارد كردن را به عنوان يك سيستم در ارتباط با ساير سيستم هايي كه به نوعي با ما در ارتباط هستند در نظر بگيريم مي توان گفت كه اين سيستم تمامي سيستم هاي ديگر را تحت پوشش قرار مي دهد به دليل اينكه اين سيستم در تمامي سيستم هاي ديگر داخل شده و در مواقع ساختار اساسي و خصوصيات آنها را تآمين مي كند.

تحقيق و توسعه:

استاندارد كردن زماني جنبه ي عملي خواهد داشت كه با تحقيق و توسعه همگام باشد.

شناخت فلسفه ي استاندارد كردن در كنار ارزيابي عوامل ديگري از قبيل ئنوريها و تجربيات، جنبه هاي اجرايي و ترويج امكانات ، روشها و دانش فني موجود، مسايل اقتصادي و نظير آن از جمله نكات مهم در اين زمينه است.

به طور خلاصه برخي از مباحثي كه تحت پوشش فرايند تحقيق و توسعه قرار مي گيريد از:

– اصول اساسي و فلسفه استاندارد كردن.

– اندازه شناسي و كاربردهاي آن.

– توسعه و تكامل روشهاي آزمون و اعداد مرجع استاندارد.

– تعيين و تصحيح داده هاي استاندارد.

– اسلوب و روشهاي اجرايي تدوين استاندارد .

– ارزيابي و تكامل استاندارد هاي موجود و تدوين استاندارد هاي جديد.

– بررسي تحولات اقتصادي و اجتماعي و نظاير آن در اثراستاندارد كردن.

تدوين استاندارد:

به طور كلي استاندارد موارد گوناگوني را در بر مي گيرد شايد ذكر اين نكته تعجب انگيز باشد كه هر چيزي در حيطه ي فكر انسان قابل استاندارد كردن است. خواه مصنوعات دست بشر باشد يا مخلوقات فكر او و حتي اعمال و رفتار او …

سطح استاندارد:

استانداردها داراي چهار سطح كلي مي باشند كه مي توان آنها را به صورت زير تقسيم بندي نمود:

الف) استاندارد كارخانه اي:

اينگونه استانداردها توسط كارخانجات و به منظور استفاده در همان واحد تدوين مي شوند- گفتني است كه در تدوين استاندارد كارخانه اي تنها بررسي شرايط داخلي كارخانه كافي نيست. بلكه بايد شرايط و عواملي خارجي از قبيل موترد اوليه و منابع تهيه ي آن نوع و چگونگي تهيه ي تجهيزات و ابزارآلات و بازاريابي و رقابت، نياز مشتري و امثال آن مورد توجه قرار گيرد.

از جمله استانداردهاي كارخانه اي مي توان به استانداردهاي كارخانه اي، توشيبا و ناسيونال در ژاپن، بنز در آلمان، اسكانيا در سوئد، كاترپيلار در آمريكا و نظاير آن اشاره كرد.

ب) استاندارد ملي:

اينگونه استانداردها به وسيله ي موسسه ي استاندارد در يك كشور به عنوان يك مقام ذي صلاح براي اين كار تهيه مي شود. در تدوين استانداردها تمامي افراد ذي علاقه و ذي نفع از قبيل توليد كنندگان، مصرف كنندگان، اعضاي مراكز علمي وقي مراكز تجاري، ادارات دولتي و امثال آن شركت دارند.

استانداردهاي ملي با توجه به شرايط مختلفي نظير شرايط اقتصادي، اجتماعي، علمي وقي و نظاير آن تدوين مي شود. از يك نظر مي توان استانداردهاي ملي را تآمين كننده ي حداقل نيازهاي يك فراورده يا خدمت دانست.

از جمله سازمانهاي تدوين كننده ي استانداردهاي ملي مي توان به موارد زير اشاره كرد:

مؤسسه ي استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران ISIRI

مؤسسه ي استاندارد انگلستان BSI

مؤسسه ي استاندارد آلمان DIM

استانداردهاي ملي از نظير اجرايي به دو دسته ي استانداردهاي اجباري و استانداردهاي تشويقي تقسيم بندي مي شوند.

استانداردهاي اجباري استانداردي هستند كه در رابطه ي مستقيم با ايمني، بهداشت محيط زيست و تجارب خارجي بوده و از نظر اجرا اجباري اعلام مي شوند.

اساسآ در اجراي احياري يا تشويقي استانداردها سه عامل زير نقش دارد:

خصوصيات خود استاندارد

وضعيت و سياست موسسه ي استاندارد.

الگوي اقتصادي كشور.

ج) استاندارد منطقه اي:

عواملي نظير مو قعيت جغرافيايي، فرهنگي، سياست، شكل توليد و موارد مصرف و امثال آن برخي از كشورها را بر آن داشته است تا مشتركآ مبادرت به تدوين استاندارد منطقه اي نمايد. از جمله سازمانهايي كه در امر تدوين استانداردهاي فعاليت دارند عبارتند از:

1- ARSO

2- ASMO

3- CEM

د) استاندارد بين المللي:

امروزه روند رشد صنعت و تجارت و همچنين تحولات علمي و اجتماعي در جهان بهگونه اي است كه كشورها را بيش از پيش به هم وابسته نموده است.

در راستاي اين رشد به منظور هماهنگي و بر قراري ارتباط مسلمآ مشكلات فني بيشماري نيز مطرح مي گردد. در اين خصوص استانداردهاي بين المللي جهت سهولت ارتباط و رفع مشكلات فني نقش بسيار با اهميتي را ايفا مي كنند. به طور كلي اهداف استاندارد كردن در سطح بين المللي را مي توان به صورتهاي زير تقسيم بندي كرد:

1- حفظ نگه داري پيشرفتها حتي در يك سطح معين در تمام دنيا و در طرح و ارايه ي تكنولوژي هاي پيشرفته در استانداردهاي بين المللي و انتقال آنها به استانداردهاي ملي باتوجه به نياز و موقعيت زماني كشور از نظر تؤسعه ي فني و صنعتي.

2- حفظ و اشاعه ي تجربيات بين المللي و استانداردهاي ملي به منظور رشد و توسعه آنها و تلاش در جهت هم سطح نمودن استانداردهاي ملي با استانداردهاي بين المللي جهت ارتقا كيفيت فراورده ها و خدمات.

3- حفظ تلاشها و مقاطع ملي به واسطه ي پذيرش مستقيم استانداردهاي بين المللي در مورد مسايل پايه ي تكنيكها از قبيل: سيستم متريك، حدود و روا داري، كدها و علايم ،علايم ايمني و غيره

4- ارايه ي مشكلات فني كشورهاي مختلف در اجتماعات مختلف بين المللي به منظور اينكه استانداردهاي بين المللي قادر به انعكاس احتياجات و نيازمندي هاي كشورها بوده و به امر تجارت و توسعه بين المللي آنها كمك نمايد.

5- تغيير مؤسسات استاندارد ملي براي تهيه ي استاندارد هاي بين المللي براي موضوعات، رشته ها يا فراورده هايي كه بيشتر در كشورهاي مربوط مطرح است يا توليد مي شود.

6- انتشار اطلاعات در مورد تجربيات و پيشرفتهاي بين المللي در زمينه ي استاندارد كردن، كنترل كيفيت و صدور گواهي سيستم كيفيت و صنايع ، بخشهاي اقتصادي ، بخش خدمات و آزمايشگاههاي دولتي .

جنبه ي استاندارد:

همانطور كه اشاره گرديد استاندارد كليه فعاليتهاي بشري را در بر مي گيرد .

در راستاي رشد و تكامل بشري جنبه هاي مختلف استاندارد نيز گسترش يافته ومي تواند موضوعات مختلفي را شامل شود .

الف) استاندارد ، اصطلاحات و علايم .

يكي از نياز هاي اساسي در شناخت يك محصول فرايند خدمات و يا حتي يك پديده و موضوع علمي ، آشنايي با واژه ها و اصطلاحات علمي و فني رايج در زمينه ي مورد نظر مي باشد . از اين رو استاندارد كردن واژه ها و اصطلاحات بخش بسيار مهمي در شناخت موضوع و تبادل اطلاعات بر عهده دارد به ويژه در سطح بين المللي كه اهميت آن بيشتر احساس ميشود .

ب) استاندارد مبنا :

از مهم ترين وظايف استاندارد كردن به ويژه در سطح بين المللي ايجاد يكنواختي است كه استاندارد هاي مبنا در آن نقش اساسي دارند . در حقيقت واژه مبنا حكايت از اين دارد كه اين نوع استانداردها پايه و اساس بسياري از فعاليتهاي محصولات را تشكيل مي دهد . از جمله اين استاندارد ها ميتوان استاندارد يكاي اندازه گيري در سيستم بين المللي يكاها اشاره كرد .

ج) اندازه گيري ويژگيها :

استاندارد ويژگي ها مشخصات استاندارد هايي هستند كه در آن شرح و مختصر يك دسته شرايط كه بايد يك فرآورده و يا يك فعاليت و خدمت داشته باشد آورده شده است .

د) استاندارد آزمون :

استاندارد هاي آزمون استانداردهايي هستند كه نحوه انجام يك آزمون را تشريح مي كنند . براي مثال يكي از آزمايشهاي متداول در تعيين استحكام فلزات آزمون سختي تسهيل امر عرضه و تقاضا و پژوهش و تحقيق بر حسب مبنا ي خاصي به انواع مختلفي طبقه بندي شده است .

ه ) استاندارد درجه بندي :

استاندارد درجه بندي استانداردي است كه آن ماده يا فراورده براي كيفيت ويژگي هاي آن به دسته هاي مختلفي تقسيم بندي شده است.

ط) استاندارد بسته بندي:

عموماً انگونه استانداردها بخشي از ويژگيهاي يك كالا بوده و در استاندارد مربوط به آنها اشاره مي شود. اما در موردي كه بسته بندي كه و نگهداري شكل مشخص و صنعتي ندارد مي توان جهت حفظ كيفيت در بسته بندي و نگهداري شكل مي توان از استانداردهاي به خصوص استفاده كرد .

ي) استاندارد ايمني:

استانداردي است كه در رابطه با ايمني كار، روشها وا فراد تدوين مي شود .

اجراي استاندارد:

شايد بتوان گفت كه اجراي استاندارد يكي از عمده ترين اجزاي سيستم استاندارد كردن است. همانگونه كه قبلاً اشاره گرديد استاندارد ها به دو صورت اجباري يا تشويقي اجرا مي شوند.

يكي از روشهاي علمي استاندارد به ويژه محصولات اعطاي گواهي كيفيت و پروانه كار بردي علامت استاندارد است. گواهي كيفيت در واقع تا ييد يه است كه بر طبق محصول با استانداردهاي مربوط به ان كه به طرق مختلف و توسط عاملين مختلف مي تواند صادر گردد عاملين در انجام فعاليتهاي گواهيهاي تطابق به سه دسته تقسيم مي شوند.

دسته اول عاملين مشخص هستند يعني خود توليد كننده يا فروشنده مرجع اظهار نظراند در دسته دوم عاملين عبارتنداز خريدار يا مصرف كننده كه مرجع اظهار نظر مي باشد و نهايتاً در دسته سوم مرجع اظهار نظر عاملين ا ي هستند كه در اين رابطه ذي نفع نيستند .

بديهي است در حالت اخير مرجع ارزيابي و گواهي تطابق مطاوب تر بوده و بيشتر قابل پذيرش است .در هر حال بسته به چگو نگي مصرف يك محصول به صورت مشخص مصارف عمومي و امور صادرات گواهي تطابق ممكن است ممكن است به صورت هاي زير بيان يا نمايش داده مي شود.

الف) علامت گواهي:

علامت گواهي يا تأييد در واقع ابزار مناسب و قدرتمندي است كه به وسيله ي يك سازمان ثالث و ذي صلاح به يك محصول اختصاص داده مي شود و وجود آن مزيت هاي زير را در بر دارد:

– ايجاد اطمينان براي خريداري از اينكه محصول به طور معقولي با استانداردهاي مشخص و تأييد شده توسط يك مقام ذي صلاح مطابقت دارد.

– حفظ منافع مصرف كننده

– حمايت و تشويق توليد كننده.

ب)كد گذاري:

كد گذاري ابزاري است جهت راهنمايي مصرف كننده يا خريدار به منظور شناخت محصول و همچنين سطح كيفي آن. اين عمل بر اساس يك سري علايم مشخص و پذيرفته شده انجام مي گيرد.عمل كد گذاري مي تواند نه توسط عاملين مختلف انجام شود.

ج) گواهي مستند:

گواهي مستند در واقع تأييديه اي است كه توسط يك مقام ذي صلاح صادر مي گردد. و وجود آن به معني تضميني است براي خريدار به اين معني كه محصول خريداري شده به طور معقولي با استانداردهاي تأييد شده در آن زمينه مطابقت دارد.

د) برچسب اطلاعاتي:

اين برچسب ها راهنمايي است براي اافزايش قدرت انتخاب و خريداري بر حسب سطح كارايي و خواص موارد علاقه كه به وسيله ي روشها و الگوهاي بيان شده مورد تأييد به كار گرفته مي شود.

ه) برچسب هشدار:

اين گونه برچسب ها اساساً براي راهنمايي مصرف كننده به منظور جابجايي صحيح، مصرف و نگه داري اقلام خريداري شده مي باشد. به صورتي كه كيفيت اوليه و همچنين تداوم رضايت بخش عملكرد محفوظ باقي بماند.

و) گواهي شفاهي:

مي توان گفت گواهي شفاهي مي تواند جايگزين هر يك از موارد فوق شود. ممكن است عنوان گواهي شفاهي تعجب آور باشد. اما در انجام هزاران داد و ستدي كه روزانه در جامعه صورت مي گيرد گواهي شفاهي بسيار عملي تر به نظر خواهد آمد. تا آنجا كه به تجارت و بازرگاني و بر ارتباطات آنها در سيستم هاي استاندارد مربوط است گواهي شفاهي تنها از نظر ايدئولوژي و تئوري جالب است و جنبه ي رسمي ندارد.

ترويج استاندارد:

ترويج استاندارد شامل تمامي روشهايي است كه بتوان از طريق آنها آگاهي جامعه را طي برنامه ريزيهايي كه مداوم نسبت به لزوم و فوايد استاندارد كردن افزايش داد. اين برنامه ريزي مي تواند در سطح ساده و عمومي از طريق چاپ مقالات و كتب كنفرانسها و و رسانه هاي ارتباط جمعي و نظاير آن اجراء گردد و در كنار آن در سطح پيشرفته وجود برنامه هاي تخصصي از جمله فعاليتهاي اصولي سيستم استاندارد كردن محسوب و به كارگيري آنها باعث پيشرفتهاي چشمگيري مي شود. از جمله برنامه هاي تخصصي عبارتند از:

الف) آموزش :

شايد بتوان گفت از جمله عوامل مهم دراستاندارد مسئله ي آموزش است اگر چه ممكن است مباحث مربوط به استاندارد به اشكال گوناگون در مؤسسات آموزشي و در بخشهاي مختلف مطرح شده باشد. اما در اغلب كشورها هيچ دوره و برنامه ريزي خاصي مختص مسئله استاندارد در مراكز آموزشي دانشگاهها وجود ندارد. از اين رو در يك سيستم استاندارد ملي ضرورت دارد كه اين امر از دو جنبه مورد بررسي قرار گيرد.

اول: آموزش اصول استاندارد كردن به عنوان بخشي از سيستم استاندارد كردن براي كارشناسي استاندارد.

دوم: فراهم آوردن مقدمات آموزش آن به صورت درسي در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي.

ب) مشاوره:

اهميت مشاوره در حوزه ي استاندارد كردن هنوز به اندازه ي اهميت آن در ساير حوزه ها نظير علوم و تكنولوژي شناخته نشده است. در واقع هدف از مشاوره انتقال مناسب و صحيح متون مرتبط با استاندارد كردن و به كارگيري استانداردها در حالتهاي خاص و مورد نظر است. از فوايد ديگر آن مي توان به انتقال اطلاعات و به كار گيري استاندارد هاي بين المللي يا ملي در جهت استفاده در در سطوح پايين تر مانند استانداردهاي شركتي يا كارخانه اي اشاره كرد.

سازمان بين المللي استاندارد ISO

هدف از اين قسمت آشنايي با سازمان بين المللي استاندارد و چگونگي تدوين استاندارد بين المللي است. در خصوص استانداردهاي صنعتي قديمي ترين سازماني كه در سطح جهان تشكيل گرديد كميسيون بين المللي الكتروتكنيك مي باشد كه در سال 1906 تاسيس شد.

براي استاندارد كردن در ساير زمينه ها در سال 1926 سازماني به نام اتحاد به وجود آمد كه 20 كشور اروپايي عضويت آن را پذيرفتند. اين اتحاديه تا آغاز جنگ جهاني دوم فعال بود ولي با آغاز جنگ مختل شد.

در سال 1944 كميته اي تحت عنوان كميته ي هماهنگي استانداردهاي ملل متحد به وجود آمد كه در آن مؤسسه ي استانداردهاي ملي از 18 كشور شركت داشتند و اين كميته در حقيقت جايگزين كميته ي سابق بود .

حدف اين كميته هماهنگ ساختن فعاليتهاي صنعتي در كشورهاي عضو بود. دو سال بعد يعني در سال 1946 كنفرانسي در لندن متشكل از نمايندگان كميته ي هماهنگي استانداردهاي ملل متحد و كشورهاي غير عضو در اين كميته تشكيل گرديد. كه نتيجه ي مذاكرات تشكيل سازمان بين المللي استاندارد گرديد. اعضاء بين المللي استاندارد در واقع مؤسسات استاندارد كليه ي كشور هايي هستند كه منشور اين سازمان را پذيرفته اند.

در حال حاضر سازمان بين المللي استاندارد داراي 135 عضو است كه 90 كشور عضو اصلي، 35 كشور به صورت مكاتبه اي و 10 كشور عضو مشترك مي باشند.

زمانهاي رسمي سازمان بين المللي عبارتند از :

انگليسي، روسي و فرانسوي است كه هزينه ي ترجمه ي روسي را مؤسسه ي روسيه مي پردازد.

روش كار اين مؤسسه ي بين المللي مشابه كار مؤسسات ملي كشورهاست.

به اين صورت بنا به تصميم شوراي بين المللي استاندارد يك كميته ي فني به عنوان خواص تشكيل مي گردد. اين كميته ي فني متشكل از اعضايي است كه از طرف هريك از مؤسسات عضو به صورت ارتباط و علاقه به موضوع آن كميته به وجود مي آيد.

هر كميته داراي يك دبير خانه است كه توسط يكي از مؤسسات آن كميه اداره مي شود.

اين مؤسسه خود نيز مانند ساير عضوهاي شركت كننده داراي يك نماينده است كه عهده دار حسن جريان امور كميته ي فني مربوط مي باشد. و موظف است سالانه گزارش حاوي نتيجه ي اقدامات كميته را تسليم دارد. اعضايي كه در كار كميته ي فني تشريك مساعي مي كنند به نام اعضاي فعال خوانده مي شوند و اعضايي كه فقط مايلند در كار كميته ناظر و به امور آن آگاه باشد بدون آن كه حق راءي داشته باشند بنام اعضاي ناظر ناميده مي شوند.

با انتخاب و پزيرش موضوع كار، پيش نويس مقدماتي تهيه و به منظور بررسي و مطالعه به كميته ي فني ارائه مي شود. پس از بررسي آن از لحاظ علمي و فني و تصويب به وسيله ي كليه ي اعضاي فعال آن كميته پيش نويس آماده شده به صورت پيش نويس استاندارد در مي آيد كه به دبيرخانه ي مركزي داده مي شود تا نسبت به تكثير آن و توزيع بين كشورهاي عضو به منظور بررسي نظر اقدام نمايند.

اين پيش نويس پس از وصول راءي موافق 75 درصد تصويب خواهد شود. در اين موقع دبيرخانه مركزي آن را به صورت استاندارد بين المللي چاپ مي كند و آن را به تمام كشورها ارسال مي نمايد. در هر كميته ي فني بسته به اهميت و توسعه ي فعاليت هاي آن ممكن است تعدادي كميته ي فرعي به عنوان ريز گروههاي كميته ي فني وجود داشته باشد.

هركميته ي فرعي بايد حداقل داراي پنج عضو فعال كه از بين آنها يك مسئوليت اداره ي دبير خانه را به عهده مي گيرد. در هر كميته ي فني يا فرعي مي توان تعدادي گروه كاري وجود داشته باشد. معمولاً اين گروههاي كاري براي مطالعه و بررسي در موضوع مربوط و خاصي تشكيل مي شود و در برابر كميته ي فرعي و كميته ي فني مسئوليت دارد.

همانگونه كه در قسمت استانداردهاي بين المللي اشاره شد سازمانهاي بين المللي ديگري نيز وجود دارد كه در زمينه هاي خاصي مبادرت به تدوين استاندارد مي نمايند.

بخشي از اين استاداردها عبارتند از :

انجمن بين المللي حمل و نقل هوايي:(INTERNATIONAL AIRTRNSPAT ASSOCIATION)IATA
مقر و تعداد اعضاء: كانادا، 201 شركت هواپيمايي.
اهداف:ترويج و ارتقاء حمل و نقل هوايي ايمن و منظم و اقتصادي در جهت منافع عمومي و گسترش تجارت هوايي و بررسي و مطالعات مشكلات مربوط به آن فراهم كردن وسيله همكاري ميان شركتهاي حمل و نقل هوايي و غيره. موضوع استاندارد كردن صرفاً حمل و نقل هوايي و حمل كالاهاي خطرناك، نقل و انتقالات مربوط به آن.

آژانس انرژي اتميNTERNATIONAL ATOMIC ENERGY AGENCY) IAEA مقر و تعداداعضاء: اتريش، دولت هاي 121 كشور
اهداف: تشريح و گسترش استفاده از گسترش انرژي اتمي در راه صلح، بهداشت آباداني سراسر جهان حصول از اينكه اطلاعات سازماني و اهداف نظامي به كار برده نمي شود. موضوع استاندارد كردن انرژي هسته اي، ايمني هسته اي، محافظت در برابر راديو اكتيو و غيره.

سازماني بين المللي هوانوردي كشوري(غير نظامي) ICAO
INER NATIONAL CIVIL AVIATION ORGANIZATION.
مقر و تعداد اعضاء: كانادا و دولتي 183 كشور.

اهداف:

تهيه و تصويب اسلوب و فنون هوا نوردي برنامه ريزي و توسعه ي حمل و نقل هوايي ارتقاء فنون طراحي و عملكرد هواپيما جهت اهداف مضاعت آميز ارتقاء و توسعه ي خطوط هوايي و غيره. موضوع استاندارد كردن حمل و تقل هوايي و هوانوردي ايمني، طراحي هواپيما و غيره

دفتر بين المللي اوزان و مقياسها BIPM
INTER NATIONAL BAREAU OF WEIGHT AND MEASURE
مقر و تعداد اعضاء: فرانسه و دولتهاي 48كشور.

اهداف: ايجاد استانداردها و معيارهاي اندازه گيري بين المللي كميته هاي فيزيكي از جمله تعيين زمان اتمي بين المللي از تاريخ 1/1/9188 مميزي استانداردهاي ملي و بسيار دقيق و مقياسهاي اندازه گيري تعيين ثوابت فيزيكي اساسي، توسعه و بهبود سيستم بين المللي يك ها . Si

موضوع = استاندارد كردن يك ها استانداردها و روشهاي اندازه گيري.

سازمان بين المللي اندازه شناسي قانوني OIML
مقر و تعداد اعضاء: فرانسه و101 كشور.
اهداف:

رعايت ارايه اسناد و اطلاعات به بخشهاي مختلف ملي در ارتباط با مميزي و كنترل وسايل اندازه گيري و و زمينه ي اندازه شناسي قانوني.

موضوع: استاندارد كردن روشهاي اندازه گيري يكها وسايل و تجهيزات و اندازه گيري مميزي و كنترل وسايل اندازه گيري.

6) اتحاديه ي بين المللي شيمي محض و كاربردي. .IUPAL

INTER NATIONED UNION OFFARE AND APLIED CHEMISTRY.

مقر و تعداد اعضاء: انگلستان و 48 كشور مختلف.

اهداف:

ترويج و توسعه ي همكاري مداوم شيميدانهاي كشورهاي عضو، مطالعه و تحقيق عناوين مهم بين المللي شيمي، شيمي محضر و كاريردي در مواردي كه نياز به تعيين مقررات دارند، همكاري با ساير مؤسسات بين المللي مرتبط در زمينه ي شيمي و غيره.

موضوع: استاندارد كردن واژه ها و اصطلاحات شيمي و علايم شيمي.

7)سازمان ملي و آموزش ملل متحد UNESCO

UNITEDNATIONS CDACATIOND SCIENTIFIC AND CAITURAL ORGANIZATION.

مقر وتعداد اعضاء: فرانسه و 182 كشور.

اهداف: كمك به صلح و امنيت از راه ترويج همكاري ميان ملت ها از طريق آموزش به منظور بالا بردن احترام جهاني. عدالت و حكومت قانون، حقوق بشر و آزادي هاي اساسي كه بر مردم جهان به وسيله ي علاميه ي سازمان ملل متحد تعيين شده است.

8) سازمان بهداشت جهاني WHO

(WORLD HEALTH ORGANIIZATION)

مقر و تعداد اعضاء: سوئيس، 189 كشور.

بد ست آوردن عا لي ترين سطح ممكن بهداشت به وسيله ي تمامي مردم جهان.

موضوع استاندارد: موضوعات مرتبط با بهداشت شامل مواد دارويي،افزودني هاي غذايي، آفت زداها. فهرست برخي ديگر از سازمانهاي بين المللي عبارتند از:

مركز تحقيقاتي دخانيات (coresta )
Cooperation Centre For Scienti fic Research Relativity Tobacco
2) فدراسيون بين المللي دندان پزشكي. FDI

Fdi World Dental Federation

3) فدراسيون بين المللي روشنايي Cie

Inter National Commission On Emination.

4) فدراسيون بين المللي لبنيات. Idf

Inter National Dairy Federation.

5) فدراسيون بين المللي اسناد و اطلاعات. Fid

International Federation For Infer Mation And Do camention.

6)igu اتحادية بين المللي گاز:

International Gas Union.

7)iiw مؤسسه ي بين المللي جوشكاري:

International Institute Of Weldings.

8) شوراي جهاني روغن زيتون. Iooc

interational oliver oliveoil

9) انجمن بين المللي ابريشم. Isa

international silk association.

10) اتحاديه بين المللي راه آهن. Uic

international Union of railways.

11) سازمان بين المللي هوا شناسي. Wmo

world meteorology or ganization.

12) سازمان بين المللي كار.ilo

international labour or ganization.

شايان ذكراست كه برخي از اين سازمانها بهداشت جهاني، سازمان هواشناسي، سازمان آموزشي علمي و فرهنگي ملل متحد،هوا نه وردي كشوري و سازمان بين المللي كار از سازمانها و مؤسسات تابع سازمان بين المللي كار مي باشد.

استاندارد كار خانه اي:

هدف از اين بخش تشريح بيشتر استاندارد كار خانه اي است. همان طور كه در مباحث پيشين به ان اشاره كرديم استانداردهاي كار خانه اي مجموعه استاندارد هايي هستند كه در كار خانجات با توجه به فعاليتهاي مختلف به آنها تدوين شده و موارد استفاده قرار مي گيرد.

تهية استاندارد هاي كار خانه اي :

يك برنامه ريزي موفق درزمينة تهية استاندارد هاي كارخانه اي بايد چنان باشد كه تمامي فعاليهاي مختلف در كار خانه را زمينة هاي توليد يا در زمينة خدمات در بر گيرد .

هر چنددر برخي از موارد خط مشي استاندارد كردن واهميت آن ممكن است قسمتهاي خاصي از عمليات كار خانه را در برنامة تدوين استاندارد هاي كار خانه اي قرار گيرد.

تصويب استاندارد:

پيش نويس تهيه شده پيش از تصويب بايد براي نظر خواهي بين تمامي افرادي كه مسئوليت آنها در كارخانه در اجراي استاندارد نقش دارد به گردش درآيد پيش نويس تهيه شده بايد با يك دفترچه ضمير كه حاوي مطالبي در زمينة اهداف ، منشأ و لزوم آن است همراه باشد .

پيشنهادات نظرات بايد در يك مدت زمان معين جهت اماده سازي استاندارد ارايه شود. در صورت لزوم مي توان از طريق تشكيل جلسات عمومي اين اختلافات را بررسي وبر طرف كرد . در مواقعي ممكن است پيش نويس استاندارد مورد تصويب اكثريت اعضا ي قرار گيرد در حالي كه اين نتيجه براي آنهايي كه در اقليت قرار گرفته اند رضايت بخش نباشد و اين امر مي توان اجراي استاندارد با مشكل مواجه سازد .

تمامي تلا شها بايد چنان باشد كه بروز چنين موقعيت هايي اجتناب شود.

مرحله ي بعد عبارتست از تصويب استاندارد كه اين امر بايد توسط بالاترين مسئول اجرايي ممكن در كارخانه انجام. طريقه ي تصويب كه بستگي به حجم فعاليتهاي كارخانه دارد بايد كاملاً واضع و روشن باشد به نجوي كه از بروز مشكلات زايد پس هز توافق برروي استاندارد اجتناب شود.

بازنگري:

استانداردها نيز مانند ساير داده هاي فني قابل تغيير مي باشند، اين نكته بدان معني است كه استانداردها بايد طي دوره هاي زماني معين به منظور ارزيابي سودمندي آن مورد بازنگري و تجديد نظر قرار كيرند. عمل بازنگري اين اطمينان را ايجاد مي كند كه استانداردها در بالا ترين سطح از نظر فني حفظ و نگه داري مي شود.

اجراي استاندارد كارخانه اي:

استانداردهاي كارخانه اي به منظور اجراي تدوين مي شوند و در پي اين اجراي استانداردها است كه مي توان دريافت كه آيا كارخانه به اهداف و نتايج مورد نظر دسترسي پيدا كرده است يا خير. از اين رو مي توان گفت سهولت اجراي استانداردها نشانگر مؤثر بودن استانداردهاي تدوين شده است. اجراي موفق هر استاندارد در واقع تشويقي خواهد بود براي تدوين كننده هاي آن براي فعاليتهاي آينده، قابل ذكر است كه فوايد استاندارد كردن معمولاً به سرعت قابل توجه نخواهد بود.

سازماندهي اطلاعات اسناد:

به طور معمول كارخانجات براي فعاليتهاي گوناگون خود داراي اطلاعات و اسنادي هستند كه عموماً چنان تنظيم مي گردد كه نيازهاي پايه و انتظارات گارگنان را در هنگام استفاده بر آورده سازد. اما اين ترتيب ممكن است براي كاركناني كه تازه مي خواهند از انها استفاده كنند چندان رضايت بخش و قابل درك نباشد. لذا جايگزين كردن اين اطلاعات يا اسناد بايك مجموعه مقررات كه به شكل استاندارد تهيه شده باشد ضرورت مي يابد، كه در اين حالت اسناد به طور مشابه و با يك روش يكسان آماده مي شود و درك آن براي تمام استفاده كننده گان ساده است.

مجموعه ي استانداردها يك آئين نامه استانداردهاي كارخانه اي زا به وجود مي آورد كه بايد مطلبق با موازين زير باشد:

تمامي مدارك بايد به تأييد يك مقام ذي صلاح رسيده باشد و داراي مهر و امضا مقامات رده بالاي اجرايي باشد و در صورت امكان تأييد كارشناس ارشد استانداردو رئيس بخش مربوط را نيز دارا باشد.

مدارك بايد صفحه بندي و هر صفحه بايد با وسيله شماره استاندارد و تاريخ صدور مشخص شود چنانكه به سهولت قابل بايگاني و نگه داري باشد.

هدف و دامنه ي كاربرد هر مدرك بايد به طور دقيق مشخص باشد.

مدارك بايد به نحو مناسبي طبقه بندي شوند تا به سهولت قابل بازيافت مجدد باشند و از دوباره كاري آنها اجتناب شود.
اصول كار مؤسسات استاندارد ملي كشور:
هدف از اين بخش آشنايي كلي با اصول كار يك مؤسسه ي استاندارد ملي و نحوه ي فعاليت آن مي باشد. براي انجام فعاليت ملي در امر استاندارد لازم است تا يك مؤسسه تشكيل شود كه مي تواند كاملاً دولتي يا غيره دولتي باشد.

تشكيل اين گونه سازمانها ارتباط مستقيم با شرايط و ويژگي هاي كشور ذي ربط دارد. به طور مثال شرايطي از قبيل: درجه ي رشد صنعتي، حجم تبادلات تجاري، سطيمي، علمي و فني و امثال آن از جمله علل اساسي و زير بنايي در توجيه، تآسيس اينگونه مؤسسات در كشورهاي مختلف مي باشد.

كنترل مديريت:

راهنماها و دستور العملهاي مديريت از جمله ابرازهاي با ارزش است كه بوسيله ي مديريت قادر به كنترل عملياتهاي مختلف در يك كارخانه خواهد بود.

برخي از دستور العملهاي صادر شده از جانب مديريت اجباري بوده و ماهيت آن به گونه اب است كه جايگزين روشهاي اجرايي مفصل استاندارد كردن مي گردد. كاهش فعاليتهاي اداري از طريق بهبود ارتباط و برقراري معيارهايي جهت وصول اطمينان مناسب بودن روش كاهش هزينه هاي انبار داري از طريق كنترل اموال.

تهيه ي استانداردهاي كارخانه اي بر اساس تجربيات كذشته در زمينه ي كاهش اطلاعات فني و مشاوره در مورداستانداردهاي ملي و بين المللي كنترل ويژكي هاي كليه ي مواد خريداري شده مي تواند منجر به صرفه جويي هاي قابل ملاحظه اي در بخش كنترل شود. به طور كلي فوايد داشتن استاندارد



قیمت: 100 تومان

gl/l (1005)

چگونه دوالكترون با بار منفي مي توانند در يك اوربيتال قرار مي گيرند؟



قیمت: 100 تومان

gl/l (1004)

تاريخچه :

بشر از ديرباز از ماهي به عنوان يك ماده غذايي استفاده كرده است. تصاوير و اشكال در غارها و ديواره‌هاي معابر محل زندگي نشان دهنده قدمت چند هزار ساله استفاده از آن است، بشر حتي به صورت خام نيز آن را تجربه كرده است، البته پس از پختن به طعم بهتر آن پي برده و از آن پس در برنامه غذايي خود به عنوان يك غذاي خوشمزه به طور مكرر استفاده كرده است.

البته طبيعي است كه در مردمان ساحلي كه در سواحل رودخانه‌ها، درياها و اقيانوس‌ها مي‌زيستند مصرف ماهي بيشتر بوده است ولي با پيشرفت بشر و گسترش فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، به ديگر جوامع نيز راه يافت و با كشف علوم جديد پي به ارزش‌هاي غذايي آن برد. به گفته متخصصين علوم تغذيه، ماهي ماده غذايي مفيدي است كه به علت داشتن ارزش غذايي و تغذيه‌اي بالا، غذايي كامل محسوب مي‌شود.

ماهي از منابع بسيار خوب پروتئين است. چربي موجود در ماهي از نوع به خصوصي است كه در حفظ سلامت انسان و پيشگيري از بيماري‌ها تاثير فراواني دارد. ماهي حاوي ويتامين‌هاي محلول در چربي (A,D,E,K) و همچنين انواع محلول در آب از قبيل گروه B و منبع خوبي از مواد معدني مانند : مس، روي، يد، سلنيوم، آهن و فلوئور است.

اسيدهاي چرب موجود در ماهي از نوع امگا -3 بوده و به عبارتي داراي چربي‌هاي اشباع نشده خوبي بوده و عوارض ناشي از چربي‌هاي اشباع شده را نداشته و در حفظ سلامتي بسيار مهم است. ماهي داراي كلسترول خوب از نوع HDL مي‌باشد.

با پيشرفت علوم و افزايش آگاهي مردم، خوشبختانه مصرف ماهي رو به افزايش است و مصرف مكرر ماهي در برنامه غذايي باعث جلوگيري از بسياري از بيماري‌هاي قلبي عروقي هايپر كلسترومي (كلسترول بالاي خون) ميگرن، ديابت، سرطان‌ها، آلزايمر و غيره مي‌شود.

مقدمه :

نوع تغذيه تاثير مهمي در سلامت يا بيماري انسان دارد. همان گونه كه تغذيه صحيح مي‌تواند انسان را از گزند بيماري‌ها مصون نگه دارد و سلامت انسان را تامين كند تغذيه نامناسب نيز مي‌تواند موجب ابتلاي انسان به بسياري از اختلالات ناگوار و مهلك شود.

گروهي از مواد غذايي كه تاثير مهمي در سلامت انسان و پيشگيري از بيماري‌ها دارند، ماهي‌ها و آبزيان هستند. اين مواد غذايي مفيد كه داراي ارزش تغذيه‌اي بسيار بالايي هستند، چنانچه به مقدار كافي يعني هفته‌اي 2 تا 3 بار در برنامه‌ي غذايي افراد گنجانده شوند. در پيشگيري از بسياري از بيماري‌ها و حتي كنترل و كمك به بهبود عوارض و اختلالات مختلف، اثرات مهمي خواهند داشت كه به اختصار در اين مقدمه توضيح داده شده و در ادامه به بررسي اجمالي‌تر آن‌ها مي‌پردازيم.

امروزه ثابت شده است كه مصرف ماهي و آبزيان به علت داشتن اسيدهاي چرب اشباع نشده‌ي خاصي به نام امگا -3، در پايين آوردن چربي‌هاي نامطلوب خون مانند كلسترول تام، VLDI , LDL و تري گليسريد تاثير مهمي دارد، همچنين در حفظ تعادل فشار خون و نگه داري آن در حد مناسب موثر است.

چاقي يكي از اختلالاتي است كه بسياري از افراد به آن مبتلا بوده و به علت عوارض ناگواري كه در پي دارد سلامت جامعه را دچار مخاطره مي‌كند. ماهي به علت داشتن تركيبات خاصي، موجب تحريك اكسيداسيون چربي در بدن و در نتيجه كاهش توده‌ي چربي بدن مي‌شود. بنابراين مصرف مداوم آن در برنامه‌ي غذايي هفتگي به كاهش و نگهداري وزن متعادل كمك مي‌كند.

– ماهي در بينائي موثر است و موجب افزايش قدرت بينايي مي‌شود و اين موضوع به خصوص براي بهبود اصلاح بينايي افراد سالمند كه دچار ضعف بينايي هستند اهميت بسزايي دارد. تاثير ديگري كه مصرف ماهي در سلامت انسان دارد اين است كه در پيشگيري از عفونت موثر است؛ به اين ترتيب كه با افزايش قدرت ايمني بدن، انسان را در مقابل عفونت مصون نگاه مي‌دارد.

– مصرف ماهي و آبزيان براي خانم‌هاي باردار و شيرده نه تنها مفيد است بلكه ضروري نيز هست زيرا اين ماده‌ي غذايي در رشد مغز و تكامل سيستم عصبي جنين و كودك شيرخوار موثر است، همچنين در تنظيم طول مدت بارداري تاثير دارد و چنانچه خانم‌هاي باردار در رژيم غذايي خود به مقدار كافي ماهي مصرف كنند موجب تعادل طول مدت بارداري آن خواهد شد. البته توجه به مصرف كافي و نه زياد ماهي و خودداري از مصرف ماهيان شكارچي (احتمالا گوشتخوار) براي زنان باردار توصيه مي‌شود.

اثر مهم ديگري كه ماهي و آبزيان در سلامت جنين دارند اين است كه وزن جنين را به حالت متعادل نگاه داشته و در نتيجه موجب تعادل وزن نوزاد به هنگام تولد خواهد شد.

– ماهي و ابزيان با كاهش چربي‌هاي نامطلوب خون و حفظ تعادل فشار خون به سلامت قلب و عروق كمك كرده و از اختلالات قلبي عروقي و سكته‌هاي قلبي و مغزي پيشگيري مي‌كنند.

– امروزه بيماري سرطان يكي از بزرگترين آمار مرگ و مير را در جهان به خود اختصاص داده، سرطان‌هاي دستگاه گوارش، ريه، خون، استخوان، سرطان سينه در زنان، پروستات در آقايان و غيره در بين مردم شيوع زيادي يافته است.

– بيماري‌هاي التهابي مانند آرتريت روماتوييد، روماتيسم و غيره از اختلالات دردناكي هستند كه موجب ناراحتي و رنج فراوان انسان مي‌شود و امروزه شيوع گسترده‌اي در بين افراد به خصوص سالمندان دارند.

بيماري‌هاي التهابي گرچه مانند بيماري‌هاي قلبي عروقي و سرطان، مهلك و خطرناك نيستند، ولي بسيار عذاب آور و دردناك هستند و قدرت فعاليت و تحرك را از انسان سلب مي‌كنند. مصرف ماهي و آبزيان در پيشگيري از بيماري‌هاي التهابي و تسكين دردهاي ناشي از اين بيماري ها موثر است.

– يكي از اختلالاتي كه در اين زمان به علت آلودگي هوا و وجود ذرات معلق در هوا شيوع وسيعي داشته و به خصوص در شهرهاي بزرگ و صنعتي شيوع آن رو به افزايش است، بيماري‌هاي تنفسي از قبيل آسم، برونشيت و ساير اختلالات ريوي است. بيماري‌هاي ريوي به خصوص براي افراد حساس از قبيل كودكان و سالمندان خطرناك بوده و مي‌تواند سلامت آنان را دچار مخاطره‌اي جدي كند. ماهي و آبزيان با داشتن تركيبات مفيد در پيشگيري از آسم در كودكان، برونشيت و ساير عوارض ريوي در بزرگسالان اثرات مفيدي دارند.

بيماري ديگري كه به خصوص سالمندان را در معرض تهديد قرار مي دهد و آنان را از نعمت مواهب زندگي محروم مي‌كند اختلالات ذهني، كند شدن ذهن و فراموشي است كه در اصطلاح به آن آلزايمر گفته مي‌شود. اين بيماري يك عارضه پيش رونده است، قدرت ذهني و فكري شخص را فلج كرده و موجب مي‌شود كه شخص مبتلا در واقع يك زندگي نباتي را دنبال كند.

مصرف مداوم ماهي و آبزيان در تقويت ذهن و پيشگيري از اختلالات ذهني مانند آلزايمر موثر است.

به اين ترتيب چنان چه ادعا كنيم كه ماهي و آبزيان اثرات معجزه آسايي در سلامت انسان دارند، سخني به گزاف نگفته‌ايم.

حال چنانچه به گونه‌اي تغذيه كنيم كه قبل از ابتلا به بيماري و دردسرهاي فراوان ناشي از درمان بيماري به طور كلي از ابتلا به امراض مختلف پيشگيري كنيم، براي ما بسيار آسان تر و مفيدتر خواهد بود. در واقع ما مي‌توانيم با استفاده از اين دسته مواد غذايي مفيد و خوشمزه يعني محصولات دريايي به مبارزه با بيماري‌ها برويم و علاوه بر احتراز از دردسرهاي ناشي از بيماري و درمان آن، از گزند عوارض جانبي داروها نيز در امان بمانيم و در ضمن بهايي گزاف جهت درمان‌ بيماري‌ها نپردازيم.

بيماري‌هاي قلبي عروقي

قلب انسان يك عضله است كه در تمام طول زندگي، كار آن هرگز متوقف نمي‌شود و براي اين تلاش بدون وقفه، نياز به اكسيژن دارد. اكسيژن از طريق جريان خون نياز عضله‌ي قلب را تامين مي‌كند. عروق تامين كننده خون عضله قلب، كرونر نام دارند. بيماري عروق كرونر يكي از مهمترين بيماري‌هاي اكتسابي جوامع بشري است. تا قبل از ده سال پيش يكي از بيماري‌هاي شايع كشورهاي توسعه يافته‌ي صنعتي بيماري روماتيسم قلبي ناشي از گلودرد چركي بود ولي در حال حاضر متاسفانه شايع ترين علت مرگ و مير بيماري‌ها، بيماري عروق كرونر است.

در بيماري انسداد عروق كرونر، شريان‌هاي مذكور با رسوبات چربي مسدود مي‌شوند و عضله‌ي قلب از وجود اكسيژن محروم مي‌ماند كه شروع اين روند از آغاز كودكي است و به تدريج با افزايش سن،‌ رسوبات چربي جدار رگ بيشتر مي‌شود تا جايي كه ممكن است در داخل فضاي رگ برآمده شوند و به درجات مختلف رگ را مسدود كنند كه اين روند در نهايت به كم خوني عضله‌ي قلب منجر مي‌شود. در همين حال هر چه انسداد رگ بيشتر باشد عضله‌ي قلب، كم خون تر خواهد شد و در نتيجه مقدار اكسيژني كه دريافت مي‌كند، بسيار كاهش خواهد يافت. با مقداري فعاليت، نياز به اكسيژن اندام‌ها و عضوهايي كه مشغول فعاليت‌اند افزايش مي‌يابد و قلب مي‌بايد كار خود را طوري تنظيم كند كه بتواند اكسيژن مورد نياز اعضاي فعال را فراهم سازد، اما به دليل انسداد عروق كرونر و كاهش جريان خون به عضله‌ي قلب، مقدار اكسيژني كه دريافت مي‌كند، كم خواهد بود؛ لذا قادر به افزايش فعاليت خود در جهت رفع نياز اعضا و اندام‌هاي محيطي نخواهد شد. در عين حال، در اثر اين كم خوني ممكن است عضله‌ي قلب به احساس ناراحتي در قفسه صدري (احساس درد، خواب رفتگي، فشار شديد روي قفسه صدري با تنگي نفس و درد در دست‌ها به هنگام فعاليت) مبتلا شود و اگر انسداد عروق كرونر قابل توجه باشد احتمال دارد حمله قلبي رخ دهد وقسمتي از عضله‌ي قلب نيز از بين برود. توضيح اين كه رسوب چربي در شريان‌ها احساس نمي‌شود و انسداد رگ پيش رفته، به بيماري منجر مي‌شود كه عموما و گاهي حتي در مراحل پيش رفته نيز علامتي ندارد و فرد ناگهان دچار يك حمله‌ي شديد قلبي مي‌شود.

عوامل افزايش خطر بيماري عروق كرونر (آترواسكلروز) :

عوامل خطر متعددي وجود دارد كه فرد را در معرض خطر بيماري عروق كرونر قرار مي‌دهد كه اين عوامل به طور كلي به دو دسته تقسيم مي‌شوند :

عواملي كه مي‌توان آنها را تغيير داد و اصلاح و كنترل كرد كه عبارتند از: سطح بالاي چربي خون (كلسترول بالا، LDL كلسترول بالا و تري گليسريد بالا)، فشار خون بالا، مصرف دخانيات، ديابت،‌ مصرف غذاهاي نامناسب (مصرف بيش از حد چربي‌هاي اشباع و نمك)، اضافه وزن و چاقي و كم تحركي و فشارهاي رواني.

عواملي كه نمي‌توان در آن‌ها نقش داشت و نمي‌توان آن را تعديل يا اصلاح كرد شامل‌اند بر: سابقه بيماري عروق كرونر در افراد نزديك خانواده (پدر، مادر، برادر و خواهر) كه عوامل ژنتيكي نام دارند.
با افزايش سن، احتمال ابتلا به بيماري عروق كرونر زياد مي‌شود، هورمون زنانه نقش حفاظتي در مقابل بيماري عروق كرونر دارند. (حداقل تا زماني كه زن‌ها به يائسگي برسند)؛ مردها به همين دليل بيش از زن‌ها در معرض خطر بيماري عروق كرونر هستند.

مصرف ماهي در سلامت قلب

همان طور كه اشاره شد، يكي از عوامل خطر زمينه ساز بيماري عروق كرونر، مصرف غذاهاي نامناسب است كه فرهنگ اين گونه مصرف در خانواده شكل مي‌گيرد و رواج آن به افزايش كلسترول، تري گليسريد، LDL كلسترول يا همان كلسترول بد (نامناسب) و چاقي، اضافه وزن و فشار خون مي‌انجامد.

پس يكي از راهكارهاي مقابله با اين عوامل زمينه ساز، تغيير و اصلاح الگوهاي غذايي و ترويج آن در جامعه است. ماهي يكي از انواع غذاهاي سالمي است كه مصرف آن در جامعه‌ي ما كم است و در سبد خانوار كمتر ديده مي‌شود (مصرف سرانه‌ي اين ماده غذاي در كشور ما 5 كيلوگرم در سال است در حالي كه، مصرف سرانه‌ي كشور ژاپن بيش از 50 كيلوگرم است) كه با رواج فرهنگ مصرف اين ماده غذايي غني مي‌توان به سلامت افراد جامعه كمك كرد. ماهي با دارا بودن تركيبات خود مي‌تواند در حفظ و ارتقاي سلامت نقش عمده‌اي داشته باشد. بيشترين تاثير ماهي بر قلب و عروق از طريق چربي غير اشباع آن يعني «امگا-3» و اسيدآمينه تورين آن است.

طي مطالعه‌اي كه بر روي 6000 مرد آمريكايي ميانسال به عمل آمده بود، اين نتيجه حاصل شد؛ كه آنهايي كه چربي دريايي و يا يك انس (30 گرم) خوراك ماهي ماكرل يا سه اونس (90 گرم) ماهي خاردار خورده بودند، 26 درصد كمتر از سايريني كه مصرف ماهيشان اندك بود، با خطر مرگ ناشي از بيماري‌هاي قلبي روبه‌رو شده بودند. در پي پژوهش‌هاي ديگر كه 25 سال بعد بر روي 17000 آمريكايي انجام پذيرفت، مشخص گرديد كه مصرف بيشتر ماهي، خطر حمله‌هاي مرگبار قلبي را در آنها كاهش داده بود، آناني كه لب به ماهي نزده بودند. تلفات جاني‌شان يك سوم بيشتر از اشخاصي بود كه هر روز بيش از يك اونس و يك چهارم مواد غذايي دريايي (صدف و ميگو و …) مصرف مي‌كردند.

جلوگيري از حملات قلبي :

دكتر مايكل بر به دنبال دو سال مطالعه عميق در شوراي پژوهشي پزشكي واقع در كارديف (ويلز كشور بريتانيا) طي آزمايش بر روي 2033 نفر كه حداقل يك بار به حمله قلبي دچار شده بودند، از گروهي خواست كه دست كم دو بار در هفته يك پرس ماهي چرب همچون ماهي آزاد، ماكرل يا ساردين يا قرص يا كپسول روغن ماهي بخورند؛ به دسته دوم افراد تحت آزمايش توصيه كرد كه استفاده از غذاهاي چرب اشباع شده مانند كره، پنير و خامه را كاهش دهند و به سومين گروه گوشزد كرد كه از طريق خوردن بيشتر سبوس، غلات و نان گندم كامل جذب فيبرها (الياف گياهي) را بالا ببرند. او براي مقايسه، هيچگونه توصيه غذايي به گروه چهارم نكرد.

بعد از گذشت 2 سال از مصرف غذاهاي روزمره كم چربي يا سرشار از فيبر، نشانه‌اي از تندرستي احساس نشد. ولي تاثير ناشي از خوردن ماهي شگفت انگيز بود، ميزان تلفات جاني بين مصرف كنندگان ماهي بسيار كاهش يافته و به 29 درصد مقدار قبلي خود رسيد.

اگر يك بار حمله قلبي رخ داد، براي جلوگيري از حمله قلبي دوم چه بايد كرد؟

با مصرف هفته‌اي دو بار ماهي و ميوه و سبزي فراوان مي‌توان از آن جلوگيري كرد و تنها به توصيه‌هاي رژيم‌هاي غذايي بي چربي بسنده نكرد. البته در اين دوران درمان دارويي نيز توسط پزشك معالج ممكن است قطع شود و يا ادامه يابد.

بعد از جراحي قلب توصيه‌ها چگونه خواهد بود؟

خوردن ماهي‌هاي چرب به باز نمودن شريان‌هاي بسته كه با بالون‌ها اقدام به باز نمودن آنها شده است كمك مي‌كند. در برخي موارد چنين سرخرگ‌هايي احتمالاً تا 40 الي 50 درصد بسته مي‌شوند. پژوهش‌هاي زيادي اين ادعا را كاملا اثبات مي‌كند. در تحقيقي كه توسط مارك آرمينلر جراح مركز بيمارستاني واشنگتن دي سي صورت گرفت، روشن شد كه تنها 19 درصد از 42 نفري كه در آنها عمل جراحي گشايش رگ‌هاي قلب انجام پذيرفته بود، با وجود مصرف غذاهاي كم چرب و استفاده از كپسول‌هاي روغن ماهي به مدت 6 ماه سرخرگ‌هايشان و دگربار مسدود شده بود؛ در مقام مقايسه در 42 بيمار ديگري كه از غذاهاي كم چربي بدون روغن ماهي استفاده كرده بودند، گرفتگي عود كننده دو برابر گرديده بود.

در مطالعه ديگري كه دكتر ايزابل بيراق استاد رشته پزشكي دانشگاه لاوان در شهر كبك كانادا در مورد بيماران ترميم رگي (آنژيوپلاتي) به عمل آورد، دريافت كه خوردن پياپي ماهي تنها قبل و بعد از جراحي درست همان تاثيري را باز نگهداشتن شريان‌ها دارد كه مصرف كپسول هاي روغن ماهي از اين لحاظ دارا مي‌باشند. تقريبا نصف عده‌اي كه هفته‌اي افزون بر هشت اونس (230 گرم) غذاي دريايي مي‌خورند، در قياس با آنهايي كه در هفته فقط يكي دو انس (60-30 گرم) مصرف مي‌كردند، دچار انسداد مجدد سرخرگها مي‌شدند.

طبق تحقيقاتي نيز كه در هلند انجام شده مشخص گرديده است كه اگر28 گرم در روز ماهي مصرف شود 40 درصد بيماري عروق كرونر و 50 درصد حمله قلبي كاهش مي‌يابد.

علاوه بر امگا -3 و اثرات آن به طور مستقيم، اثرات غير مستقيم و همچنين ديگر عوامل موجود در ماهي با علل ذيل مي‌تواند باعث جلوگيري از بيماري‌هاي قلبي عروقي گردد.

خواص رقيق كنندگي : خواص رقيق كنندگي روغن ماهي به طور كامل آشكار شده است. وقتي كه در رگ لخته ايجاد مي‌شود. روغن ماهي با خاصيت ضد لختگي خود، آن را درمان مي‌كند. به همين دليل در افرادي مثل اسكيموها كه از ماهي بيشتر استفاده مي‌كنند، بيماري‌هاي قلبي عروق كرونر ديده نمي‌شود.

كاهش سنتز VLDL : VLDL يكي از انواع كلسترول بد است كه روغن ماهي سنتز آن را كاهش مي‌دهد.

كاهش چسبندگي پلاكت‌ها : نقش روغن ماهي در كاهش چسبندگي پلاكت‌ها به طور كامل مشخص شده است. اين عملكرد امگا-3 است كه در كساني كه جراحي قلب باز و باي پاس داشته‌اند بسيار مفيد است، زيرا از انسداد رگ‌هاي پيوند شده پيشگيري مي‌كند و مانع از حوادث قلبي جديد در اين افراد مي‌شود.

ترشح اكسيد نيتريك (نيتريك اكسايد) : ترشح ماده‌اي به نام نيتريك اكسايد از روغن ماهي سبب جلوگيري از انقباض نامناسب جداره عروق مي‌شود. آن چه كه در آنژين صدري ناپايدار و سكته‌ي قلبي مهم است، اسپاسم رگ‌هاي كرونر است، اين ماده سبب جلوگيري از اسپاسم عروق كرونر مي‌شود.
تاثير ماهي بر فشار خون بالا :
امگا -3 موجب كاهش فشار خون در افرادي كه مبتلا به فشار خون بالا هستند، مي‌شود وروي فشار خون نرمال بي تاثير است؛ به طوري كه مصرف روزانه 35 گرم ماهي (به ويژه ماهي‌هاي چرب) يا 5 گرم روغن ماهي باعث كاهش 8-4 ميلي متر جيوه در فشار سيستولي و كاهش 5-3 ميلي متر جيوه در فشار دياستولي مي‌گردد. هر چه فشار خون فرد مبتلا بيش تر باشد اين اثر بيشتر مشاهده مي‌شود.

همچنين به نظر مي‌رسد كه اين اثر در افرادي كه مبتلا به پرفشاري خون و ديابت باشند از سايرين بيشتر است و همچنين اين اثر در افراد مسن زماني ايجاد مي‌شود كه همرهاه با محدوديت مصرف سديم باشد.

اين ويژگي را به وجود ايكوزاپنتا انوئيك اسيد EPA و دكوزاهگزانوئيك اسيد DHA موجود در روغن ماهي منسوب دانسته‌اند. اين دو اسيد چرب كه از گروه امگا-3 مي‌باشند، باعث سركوب منقبض كننده‌هاي عروق كه از اسيدهاي چرب امگاه -6 ساخته مي‌شوند، مي‌گردند. اين اثر باعث كاهش فشار خون مي‌شود.

در افرادي كه مبتلا به فشار خون بالا هستند، مقاومت به انسولين وجود دارد( ديابت وجود دارد) و عقيده بر اين است كه اين ناهنجاري باعث افزايش فشار خون مي‌شود، امگا -3 مقاومت به انسولين را كاهش مي‌دهد و از طريق فشار خون را پايين مي‌آورد.

تاثير ماهي بر چربي‌هاي خون :

بر اساس توصيه‌هاي جديد منتشر شده در شماره نوامبر 2002 مجله انجمن قلب آمريكا، در افرادي كه تري گليسريد بدن آنها بالاست، مصرف روزانه 4-2 گرم اسيد چرب EPA ايكوزاپنتا انوئيك اسيد و دوكوزاهكزانوئيك اسيد DHA مفيد خواهد بود.

تري گليسريد بالا كه يكي از انواع فاكتورعا نامطلوب به شمار مي‌آيد، مي‌تواند زمينه ساز بيماري‌هاي عروقي كرونر به ويژه در خانم‌ها باشد.

امگا -3 سطح تري گليسريد خون را در افرادي كه تري گليسريد خونشان بالاست، كاهش مي‌دهد. اگر درمان‌هاي دارويي در اين افراد موثر نبوده است، امگا -3 مي‌تواند به عنوان مكمل دارويي در كاهش تري گليسريد موثر باشد.

سطح LDL كلسترول كه از چربي‌هاي بسيار بد است در خون و رسوب آن در جدار عروق كرونر كه آن‌ها را مسدود مي‌سازد، توسط «امگا -3» كاهش مي‌يابد. «امگا-3» سطح VLDL كلسترول را نيز كه از جمله چربي‌هاي نامطلوب است، كم مي‌كند اما اشاره به اين نكته ضروري است كه زماني «امگا – 3» بر روي اين چربي‌ها موثر است كه مصرف چربي‌هاي اشباع «روغن‌هاي جامد و غذاهاي چرب» محدود شده باشد.

مصرف ماهي و سكته هاي مغزي ناشي از لخته در رگ‌هاي مغز :

بيماري عروق مغزي يكي از مهمترين عوامل مرگ و مير افراد پس از ناراحتي‌هاي قلبي عروقي و سرطان در جوامع مختلف مي‌باشد. تحقيقات انجام شده طي دهه‌هاي اخير بر روي وجود خطر بالاي بيماري‌هاي عروق مغزي و مرگ و مير ناشي از اين عارضه در كشورهاي اروپايي و آمريكايي در قياس با كشورهاي خاور دور محققين را بر آن داشت تا بررسي اين دو جامعه عوامل مختلف ايجاد كننده و پيشگيري كننده اين بيماري را شناسايي كنند. بر اساس يافته‌هاي به دست آمده تحقيقات آينده نگر انجام شده بر روي بيش از 220 هزار مرد و زن نشان داده است كه مصرف ماهي به ميزان 4 بار در هفته يا بيشتر به طور معني داري در كاهش خطر بيماري فوق موثر است.

اين تاثير ناشي از وجود مقادير بالاي اسيدهاي چرب امگا -3 از يك سو و ميزان مناسب و تعادل ديگر اسيدهاي چرب غيراشباع داراي چند باند دو گانه (PUFA) در ماهي از سوي ديگر مي‌باشد.

در مطالعه‌اي نشان داده شده است كه با مصرف هفتهاي يك بار ماهي، 7 درصد احتمال سكته مغزي كاهش مي‌يابد. اگر دفعات مصرف ماهي به هفتهاي 5 بار برسد، احتمال سكته مغزي تا 50 درصد كاهش مي‌يابد.

همان طور كه مي‌دانيم افزايش غلظت تري گليسريد پلاسما با ساير عوامل خطر CHD (بيماريهاي قلبي عروقي) از جمله كاهش غلظت HDL-C و افزايش تعداد ذرات LDL-C متراكم، كوچك و به شدت آتروژنيك ارتباط دارد. غلظت تري گليسريد خون پس از صرف غذا منجر به يك سري واكنش‌هاي متابوليك مي‌گردد و باعث تشكيل ذرات LDL-C متراكم و كوچك مي شود.

تاثير ماهي بر عروق افرادي كه دخانيات مصرف مي‌كنند ‌:‌

مصرف سيگار و دخانيات به عمل كرد لايه‌ي سلولي‌اي كه سطح داخلي رگ‌ها را مي‌پوشاند و «اندوتليان» ناميده مي‌شود. آسيب مي‌رساند و مانع از انعطاف پذيري آن‌ها مي‌شود.

اين رگ‌ها در مواقع ضروري نمي‌توانند گشاد شوند و به مرور زمان سخت و سفت مي‌شوند. اختلال عملكرد اين لايه‌ي سلولي يكي از مهمترين علايم پيشرفته رسوب چربي در جدار رگهاست (آتروسكلروز يا تصلب شريان‌ها). اين افراد با مصرف ماهي مي‌توانند به مبارزه با اين تغييرات خطرناك برخيزند به شرطي كه ابتدا مصرف دخانيات را ترك كنند.

اسيدهاي آمينه تورين كه به تعداد فراوان در تمام ماهي‌ها وجود دارد، قادر است عمل كرد سلولهاي لايه‌ي داخلي رگ‌ها را بهبود بخشد و مانع از آسيب به آن‌ها شود و در نهايت احتمال بيماري عروق كرونر را كاهش دهد.

يافته‌هاي ديگر :

بنابر ادعاي انجمن پزشكي بيماري‌هاي قلب و عروق آمريكا، خوردن كله‌ي ماهي در پايين آوردن فشار خون تاثير فراوان دارد و مصر آن تا 3 ميلي متر جيوه فشار خون را پايين مي‌آورد.

اعضاي انجمن مذكور توصيه كرده‌اند از آنجا كه كله‌ي ماهي ممكن است براي بعضي‌ها جالب نباشد مي‌توان آن را به صورت پودر با غذاهاي ديگر به ويژه سوپ مصرف نمود.

انجمن پزشكي قلب و عروق آمريكا اعتقاد دارند كه در كله‌ي ماهي ماده‌اي مركب از دو نوع اسيد آمينه وجود دارد كه فعاليت آنزيم بالا برنده و فشار خون را خنثي مي‌كند و نيز استفاده كردن از رژيم غذايي با چربي كم فوايد روغن ماهي را افزايش مي‌دهد.

ارتباط يائسگي و سن و بيماري‌هاي قلبي عروقي با مصرف ماهي:

در 17 سپتامبر 2004، مطالعات جامعي صورت گرفته و نشان داده است كه از بين زناني كه بعد از يائسگي مبتلا به تصلب شرايين بوده‌اند، كساني كه حداقل دوبار در هفته ماهي مصرف مي‌كنند، مي‌توانند پيشرفت بيماري را در خود كاهش دهند.

تصلب شرايين در طول زمان توسعه مي‌يابد و در زنان ميانسال خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي عروقي نيز به شدت در حال افزايش است. يكي از دلايل اين امر آن است كه در آن سنين ديگر استروژن توليد نمي‌شود؛ اين دقيقا همان زماني است كه ابتلا به بيماري‌هاي قلبي عروقي افزايش مي‌يابد.

تحقيق آرجاتي، اركيلا و همكارانش اطلاعاتي را در مورد 299 زن بعد از سن يائسگي كه در آزمايش تغيير استروژن و ارتباط آن با تصلب شرايين را مورد بررسي قرار دادند به قرار ذيل نشان داد :

در ابتداي اين تحقيق، اين زنان با برنامه غذايي گذشته خود تحت آزمايش‌هاي پزشكي قرار گرفتند. در بخشي از اين ازمايش‌ها آنژيوگرافي انجام شده با اشعهX باريك شدن رگ‌ها و مقدار مسدود شدن‌ آنها را نشان داد. سپس ميزان مصرف ماهي و پيشرفت بيماري تصلب شرايين در مدت سه سال ثبت شد. پلاك‌هاي جديد ايجاد شده در رگ‌ها بدون در نظر گرفتن ماهي مصرفي، در همه شركت كنندگان مشاهده شد ولي آنهايي كه دو بار يا بيشتر تن يا ماهي تيره (تن تيره) در هفته مصرف كردند، پيشرفت كمتري در گسترش بيماري مورد نظر در مقايسه با زناني كه مقدار كمتري ماهي در هفته مصرف مي‌كردند، داشتند. در ضمن مشكلات، به ويژه در بين زناني كه ديابت داشتند بيشتر ديده شد.

مطالعات ديگري نيز در اين زمينه نشان مي‌دهد كه غذاهاي درايي مي‌تواند اختصاصا دربانوان مبتلا به ديابت، از بيماري‌هاي قلبي عروقي، جلوگيري كند.

در بين‌ خانم‌هاي مبتلا به ديابت نوع دوم، كساني كه يك بار در هفته ماهي مصرف مي‌كردند، 40 درصد كمتر از كساني كه به ندرت ماهي مصرف كردند به بيماريهاي قلبي عروقي مبتلا شدند و روزي يك بار مصرف ماهي باعث شد كه ريسك ابتلا به بيماري‌هاي قلبي عروقي در اين افراد، دو سوم كاهش يابد.

فرانك Hu.B كارشناس ارشد دانشگاه هاروارد در بخش سلامت عمومي گفت : خانم‌هايي كه ماهي بيشتري مي‌خوردند، علاقمند به مصرف گوشت قرمز كمتر و ميوه ها و سبزيجات بيشتر بودند ولي اين مطالعات به صورت اختصاصي برمصرف غذاهاي دريايي تمركز داشت.

آقاي Hu يكي از بزرگان مطالعه و تحقيق در زمينه تغذيه و ريسك ابتلا به بيماري‌ها گفت: اين مطالب به روشني بيان مي‌كند كه مصرف ماهي مفيد است، مصرف ماهي براي افراد مبتلا به ديابت به شدت توصيه مي‌شود.

سرطان

سرطان از ديرباز يكي از معضلات و مشكلات عمده علم پزشكي محسوب مي‌شده است. در سال 1980 قريب به 6 ميليون مورد افراد سرطاني شناسايي كه 4 ميليون نفر از آنها به كام مرگ كشيده شدند. اين آمار هم اكنون به ترتيب به 9 ميليون و 5 ميليون نفر رسيده است. در ابتداي قرن بيستم به عنوان ششمين عامل مرگ و مير و در حال حاضر با 21 درصد مرگ و مير، از اولين عوامل مرگ و مير محسوب مي‌شود.

در ايران نيز بر اساس آخرين آمارهاي وزارت بهداشت سرطان‌ها پس از بيماري‌هاي قلبي عروقي و حوادث جايگاه سوم را به خود اختصاص داده است.

در خصوص علل روز سرطان، موارد مختلفي طي تحقيقات متعدد به ثبوت رسيده است كه بيش از 90-80 درصد موارد محيطي بوده كه 35 درصد اين عوامل محيطي را علل تغذيه‌اي تشكيل داده است.

به طور كلي شايع ترين سرطان‌هاي موجود در جوامع در مردان پروستات، ريه و ناحيه روده بزرگ و ركتوم بوده و در زنان پستان و ريه و همچنين ناحيه كلوركتال (روده بزرگ و ركتوم) را مي‌توان نام برد.

با توجه به نقش مهم تغذيه در سرطان، يافتن مواد غذايي مناسب جهت كاهش خطر ابتلا، درمان يا كنترل پيشرفت سير بيماري از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

ماهي به عنوان يكي از مواد غذايي داراي انواع مواد مغذي مناسب جهت پيشگيري از بروز انواع سرطان، نظر كليه‌ي متخصصان تغذيه‌اي را به خود جلب كرده است. براي مثال اگر چه شيوع سرطان در كل كشور 5/91 درصد هزار است، ليكن اين مقدار در استان گيلان طبق آمار سال 1375، 7/24درصد هزار برآورده شده است. دليل اين امر مي‌تواند ناسشي از مصرف بيشتر ماهي در استان فوق به نسبت ديگر مناطق محسوب شود. جهت بررسي اين ارتباطات، تحقيقات اپيدميولوژيك و پزشكي – تغذيه‌اي گسترده‌اي در كشورهاي مختلف انجام شده است. طي تحقيقات انجام شده در يكي از بيمارستان‌هاي اسپانيا بر روي 10149 بيمار مبتلا به 19 نوع مختلف سرطان، محققين دريافتند كه مصرف ماهي ارتباط مستقيمي با كاهش خطر انواع خاص از سرطان دارد؛ درصد كمتري از كساني كه ماهي مي‌خوردند به سرطان درد ناحيه تخمدان، پانكراس و سرطان دستگاه گوارشي مانند دهان، گلو، مري، معده، روده‌ي بزرگ و مقعد مبتلا شدند.

محققين كانادايي نيز طي مطالعات مشابه‌اي در آوريل 2004 مشخص كردند كه عوامل گسترش سرطان در افرادي كه ماهي مي‌خوردند در سرطان‌هاي خون، غدد لنفاوي و سرطان چند گانه ميلوما كاهش يافت.

در اين مطالعه از 3000 نفر كه ابتلا به سرطان داشتند، با 4200 نفر شاهد مورد مقايسه قرار گرفته و كساني كه بيشتر از بقيه ماهي خورده بودند و ماهي درصد بيشتري از كالري‌شان را تشكيل داده بود، 28 درصد كمتر از بقيه دچار ابتلا به سرطان خون، 26 درصد كمتر به ميلوماي چند گانه و 29 درصد كمتر به سرطان غدد لنفاوي مبتلا شده بودند.

در سوئد نيز طي تحقيقاتي بر روي 3537 زن، تاثير مصرف ماهي در ميزان خطر ابتلاي سرطان رحم نشان داد كه مصرف 5-2 وعده ماهي در هفته موجب كاهش خطر ابتلا به سرطان رحم به طور معني داري مي‌شود. همچنين تحقيقات انجام شده رابطه‌ي معني دار معكوس، بين مصرف ماهي و كاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات را در مردان نشان داده است. به طوري كه تحقيقي آينده نگر بر روي 30000 مرد سوئدي نشان داد، مرداني كه ماهي مصرف نكردند 3-2 برابر بيشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان هستند. اين امر حتي در دو قلوهاي هموزيگوت با فاكتورهاي ژنتيكي مشابه به نيز صادق است.

بر طبق تحقيقي ديگر كه در مورد سرطان پروستات توسط P.Terry و همكارانش از انستيتوي كارولينكي استكهلم روي 60000 مرد سوئدي 55 ساله صورت پذيرفت، رژيم غذايي 30 ساله آن‌ها از سال 1967 تا 1997 مورد بررسي قرار گرفت. نتيجه اين بررسي نشانگر آن است كه از اين موارد 466 نفر دچار سرطان پروستات شده‌اند كه 340 نفر از آنها فوت نموده‌اند كه چون سوئدي‌ها هم ماهي زياد مي‌خوردند، كمتر از يك درصدشان به اين سرطان مبتلا شدند.

همچنين تحقيقات مشابهي نيز در مورد سرطان‌هاي پستان، ريه، بيضه و روده و ساير سرطان‌ها صورت گرفته كه همه آنها حاكي از كاهش علايم سرطان با مصرف ماهي است.

مكانيزم اثر :

ماهي به علت دارا بودن مقادير بالايي اسيدهاي چرب ضروري امگا -3 كه به عنوان يكي از عوامل مهم در كاهش خطر سرطان در تحقيقات مختلف مشخص شده است.

يكي از ساز و كارهاي پيش نهادي عملكرد دفاعي اين مواد در خصوص سرطان (مثلا سرطان دستگاه گوارش) بدين گونه است كه مصرف مواد فوق به عنوان پيش نياز پروستا گلندين‌ها، سبب افزايش سنتز اين مواد در مخاط دستگاه گوارش شده كه اين امر باعث كاهش اثرات مخرب تركيبات موتاژن در برخورد با سلول‌هاي جداري دستگاه گوارش مي‌شود. از سويي ديگر پروستاگلندين‌هاي ترشح شده از نوتروفيل‌ها سبب تحريك توليد (آلفا- TNF) Tumor Necrosis Fator مي‌شوند. اين فاكتور از مواد مهم نكروز كننده تومورهاي سرطاني محسوب مي‌شود؛ لذا مصرف ماهي به عنوان تأمين كننده‌ي پيش ساز پروستاگلندين نقش مهمي در توليد آلفا – TNF مي‌تواند داشته باشد. همچنين بررسي‌هاي انجام شده اخير بر روي مدل‌هاي حيواني نشان دهنده‌ي نقش موثر اسفنگوليپيدهاي ماهي در كاهش خطر ابتلا به سرطان در مقايسه با ساير انواع گوشت مي‌باشد.

از سوي ديگر و در بررسي‌هاي ديگر با اتصال اسيدهاي چرب امگا-3 به ديواره سلولي – جايي كه گسترش سرطان از آنجا آغاز مي‌شود- باعث متوقف كردن آنزيم‌هاي فعال كننده به نام سيكلو اكسيژناز مي‌شود. اين باعث گسترش سرطان و به ويژه سرطان سينه مي‌شود. توقف سرطان نيز با فعال كردن يك نوع گيرنده در ديواره سلولي به نام گيرنده پروكسي زوم (Proxysome) مي‌شود كه اين گيرنده مي‌تواند تكثير شديد سلول‌هاي سرطاني سينه را متوقف كند.

ماهي داراي مواد مغذي روي و سلنيوم است كه به دليل خاصيت آنتي اكسيداني آنها مي‌توانند، مانع تجمع راديكال‌هاي آزاد در بافت‌ها شوند و باعث تقويت سيستم ايمني بدن شوند و به طور غير مستقيم توانايي گلبول‌هاي سفيد در حذف سلول‌هاي سرطاني را افزايش دهند.

همچنين روي (zn) در پروتئين‌هاي كروماتين كه در نسخه برداري و همانند سازي سلولي دخالت دارند، عمل مي‌كند. در صورت كمبود اين عنصر، احتمال تغييرات ژنومي در همانند سازي‌ها پيش آمده كه مي‌تواند پيش درآمد ايجاد سرطان محسوب شود. همچنين بعضي از تحقيقات، ارتباط مصرف ماهي با كاهش سرطان را ناشي از كاهش نسبت فعاليت آنزيم گلوتاتيون پرواكسيداز به سوپراكسيديسموتاز مي‌دانند.

ماهي داراي مقادير بالاي ويتامين D است. به نقش اين ويتامين در پيشگيري از سرطان‌هاي كولون و پروستات در تحقيقات متعددي اشاره شده است. از آنجا كه نقش مفيد كلسيم در پيشگيري از اين دو سرطان نيز مورد بحث است، بعضي از محققان بر اين باورند كه ويتامين D ضمن داشتن نقش ويژه‌ي خود در سرطان با توجه به كمك به جذب كلسيم نقش مضاعفي در پيشگيري از سرطان ايفا مي‌كند.

از سوي ديگر وجود مقادير بالا و مناسب درشت مغذي‌ها و ريز مغذي‌ها در ماهي، علاوه بر تقويت بدن بيماران و تامين نيازهاي غذايي ايشان، دوره كاشكسي (ضعف و كاهش شديد وزن و تحليل شديد بافت‌ها) را مي‌كاهد و كاهش طول دوره اين عارضه كمك به تاثير بهتر داروهاي شيمي درماني و در نهايت كمك به وزن گيري مجدد بيمار و كاهش حالت كاتابوليك ناشي از سرطان در بيماران مبتلا مي‌نمايد.

اثر ماهي بر بهداشت روان

پزشكان و متخصصان تغذيه انگليسي معتقدند اگر مردم به توصيه‌هاي تغذيه‌اي آنها عمل نكنند دچار «مشكلات روحي رواني» مي‌شوند.

ارتباط فعاليت و كاركرد مغزي با تغذيه از ديرباز مشخص شده است. اولين بار ارتباط توسط دكتر هيبن در سال 1984 مشخص شد و نشان داد غذا و بخصوص چربي تا چه حد مي‌تواند با مغز در ارتباط باشد. او اين گونه تشريح نمود كه «من مغز را شكافتم و آنچه مرا متعجب ساخت اين بود كه اكثر آن چربي بود.»

ليپيدها حدود 60 درصد از وزن خشك مغز را تشكيل مي‌دهند كه با اين وضعيت بافت مغز دومين بافت غني بدن از ليپيد بعد از بافت چربي (آديپوز) است.

فسفوليپيدها (نوعي چربي غشاي سلولي بدن) مهمترين تركيب و قسمت ليپيدي نورون‌ها (سلول‌هاي عصبي) را از نظر كلسترول تامين مي‌كنند. اين‌ها فسفودي استرهايي هستند كه در مغز به ريشه‌اي به نام اتانول آمين متصل هستند. فسفوليپيدها دو نوع مختلف اسيدهاي چرب را به هم متصل مي‌كنند كه اين دو نوع اسيدهاي چرب همان اسيدهاي چرب اشباع نشده و اسيدهاي چرب اشباع شده مي‌باشند.

معروف ترين اسيدهاي چرب اشباع شده در مغز اسيد پالمتيك (C16:0) و اسيد استئاريك (C18:0) نام دارند كه دو نوع اسيد چرب اشباع شناخته شده در رژيم غذايي انسان‌هاست.

معروف‌ترين اسيدهاي چرب اشباع نشده آن نيز اسيد اولئيك، اسيد آراشيدونيك، اسيد دكوزا هگزا انوئيك اسيد و اسيد دكوزاپنتا انوئيك (EPA) و دكوزا تترا انوئيك اسيد (DTA) نام دارند.

الگوي اسيد چرب درون مغز از نظر غلظت ماده خاكستري و سفيد متفاوت است. ماده خاكستري كه به طور عمده در كرتكس مغز جاي دارد حاوي اسيدهاي چرب اشباع شده و DHA است ولي ماده سفيد در ناحيه فرعي كرتكس حاوي اسيدهاي چرب اولئيك و دكوزا تترا انوئيك اسيد (DTA) مي‌باشد. ماده سفيد به دليل دارا بودن وظايفي مانند انتقال بارهاي الكتريكي، نيازمند اسيدهاي چرب بيشتري است.

لايه ميلين عصبي كه اكسون‌ها را مي‌پوشاند از لحاظ اسيدهاي چرب اشباع نشده چند گانه (PUFA) غني است. اين لايه باعث افزايش قدرت انتقال در سلول‌هاي عصبي و در طول يك رشته عصبي مي‌گردد.

اسيدهاي چرب موجود در مغز كه فسفوليپيدها را مي‌سازند و در ساختمان آن قرار مي‌گيرند، در اثر فعال شدن از فسفوليپيدها رها مي‌شوند. در بسياري از بيماري‌هاي رواني از جمله شيزوفرنيا و افسردگي حاد، تمركز فسفوليپازها افزايش مي‌يابد.

EPA كه فقط به ميزان كم در مغز يافت مي‌شود، اثرات مثبتي را از خود در درمان افسردگي حاد و آزمايشات كلينيكي كنترل شده بر جاي مي‌گذارد، در حالي كه DHA چنين نقشي را ايفا نمي‌كند.

بنابراين اسيدهاي چرب موجود در مغز داراي نقش‌هاي مكانيكي و متابوليكي بوده و همچنين كاركردهاي مربوط به انتقال را نيز بر عهده دارند.

زوال عقلي (دمنتيا) :

با توجه به ارتباط بين رژيم غذايي و مغز، ارتباطاتي نيز بين بيماري‌هاي مغزي ناشي از عوامل متعدد مي‌توان يافت.

دمنتيا يا زوال عقلي به عنوان يك عارضه شايع، تقريباً 4 ميليون نفر را فقط در ايالات متحده رنج مي‌دهد. علت الي اين ناراحتي ناتواني بلند مدت دوره پيري است و حوادث، توام با افزايش سن به سرعت افزايش پيدا مي‌كنند و حدود 2 درصد از جمعيت بين 25-70 سال و 20 درصد افراد بالاي 80 سال از اين بيماري رنج مي‌برند، با افزايش سن نيز احتمال اين بيماري بيشتر مي‌شود.

گروهي از محققين فرانسوي، تحقيقاتي را در مورد ارتباط بين ماهي، اسيدهاي چرب چند غير اشباعي (PUFA) و گوشت قرمز (حاوي اسيدهاي چرب اشباع شده) با بيماري زوال عقلي (دمنتيا) انجام دادند.

اطلاعات آن‌ها برگرفته از مطالعاتي بود كه بر روي بيش از 1600 نفر در سنين 68 و بالاتر انجام شد. در اين افراد، نشانه‌اي از انواع زوال عقلي نبود و همگي در جنوب فرانسه زندگي مي‌كردند و طي 7 سال بررسي، به طور معمول گوشت قرمز، ماهي و غذاهاي دريايي مصرف مي‌كردند.

در كساني كه از ماهي يا غذاهاي دريايي، حداقل يك بار در هفته استفاده مي‌كردند، درصد ابتلا به زوال عقلي (دمنتيا) در طول مدت مطالعه 7 سال به طور معني داري كمتر بود. در اين تحقيق سخنگوي ارشد – آقاي پاسكال باربر گرگاتو در دانشگاه سگالن در فرانسه بيان كرد: مصرف گوشت قرمز بر ريسك ابتلا به بيماري‌هاي رواني اثري نداشت.

آلزايمر :

در اين بيماري كه شايع ترين عامل دمنتيا (زوال عقلي) محسوب مي‌شود عوارض بيماري از نابودي بافت كرتكس مغز به وجود مي آيد. در بيماري آلزايمر آغاز بيماري امري تدريجي و پيچيده است.

در اغلب موارد قوه بينايي در اوايل امر از بين مي‌رود و بيمار اين وضعيت را به بالا رفتن سن نسبت مي‌دهد. عده‌اي چندان شكوه و اعتراضي نمي‌كنند، ليكن وقتي كه قادر به پاسخ دادن سوالات ساده هم نمي‌شوند، مضطرب مي‌شوند. علت بيماري تاكنون مشخص نشده است.

امروزه بيماري رواني حدود 47 درصد افراد بالاي 80 سال در جوامع غربي را به خود مبتلا ساخته است كه از اين بيماري‌ها، به ويژه بيماري آلزايمر نيز به سرعت رو به افزايش مي‌باشد. هيچ راه درمان قطعي وجود ندارد.

به نظر مي‌رسد كه افرادي كه مصرف ماهي آنها در حد اعتدال است خطر ابتلا به بيماري آلزايمر در آنها كم است. اين نوع بيماري در مناطق ساحلي ژاپن و سايركشورهايي كه به غذاهاي دريايي تازه دسترسي آسان دارند، به ندرت ديده مي‌شود.

بر اساس دو تحقيق در دراز مدت – تحقيق رتردام (كالميجن، اس و همكاران) و تحقيق بوردكس (باربرگر، كاتوا و همكاران) اثبات شده است كه مصرف متعادل و متوسط ماهي در خصوص ابتلا به آلزايمر اثر بازدارنده ايفا مي‌كند. تحقيقي كه اخيرا در ايرلند چاپ شده است نيز مويد اثر مشابهي است.

مكانيزم اسيدهاي چرب موجود در روغن ماهي كه باعث محافظت از رگ‌ها مي‌شود را به دليل تسهيل در امر خون رساني مغز مي‌دانند. به علاوه اين اسيدها به رشد مغز و بازسازي سلول‌هاي عصبي نيز كمك مي‌كند.

افسردگي :

بيماري شايعي است كه حدود 10-8 درصد مردم را در هرسني تحت تاثير قرار مي‌دهد. آمار و ارقام نشان مي‌دهد كه شيوع افسردگي جدي و حاد ، روند تصاعدي داشته است و سن آغاز آن در هر دهه در قرن بيستم در غرب كاهش يافته است. درمان اين بيماري در زمره بالاترين هزينه‌هاي اجتماعي مصرف دارو در بسياري ازكشورها محسوب مي‌شود.

افسردگي حاد نيز يك بيماري شناخته شده است كه مربوط به تكرار دفعات بروز افسردگي، جنون (تغييرات سريع رفتاري، تحرك بيش از حد وشادماني فوق العاده) يا هر دو مي باشد. براي اين بيماري معمولا داروهايي استفاده مي‌شود كه متاسفانه چندان موثر نيستند و احتمال بروز مجدد بيماري بسيار زياد است.

دانشمندان عموما بر اين باورند كه اين مشكل ناشي از فعاليت بيش از اندازه در مسير عبور سيگنال‌هاي (پيام‌هاي) عصبي مي‌باشد.

اسيدهاي چرب امگا -3 موجود در روغن‌ ماهي قادرند از اين فعاليت فوق العاده بكاهند و ثابت كنند كه در درمان اين اختلالات سودمند هستند.

يكي از محققان دريكي از مقالات خود چنين اظهار مي‌كند كه به ارتباط متقاعد كننده‌اي ميان مصرف ماهي و كاهش بروز افسردگي‌ها دست يافته است. وي بر روي بروز ساليانه افسردگي حاد در بين 100 نفر در 9 كشور و ارتباط آن با مصرف ماهي مطالعه كرد و در تحقيقات خود با بروزفوق العاده افسردگي در كشورهايي كه ميزان مصرف ماهي درآن‌ها كم است، مواجه شد. در نيوزيلند با مصرف متوسط ماهي‌ در سال ميزان بروز افسردگي 8/5 درصد بود در حالي كه ميزان در كشور كره، با مصرف سالانه بالا، افسردگي تنها 3/2 درصد بود و در نهايت در كشور ژاپن با مصرف بسياربالا، پايين ترين ميزان بروز افسردگي 12/0 درصد ديده مي‌شود. اين محقق خاطر نشان كرد كه ممكن است عوامل متعدد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ديگر عوامل بر نتايج بدست آمده از تحقيقات او تاثير گذار بوده باشد، اما به اين مطلب نيز اشاره كرد كه تراكم بالاي اسيد دكوزاهگزا انوئيك در پلاسماي خون موجب افزايش سروتونين و در نهايت كاهش بروز افسردگي و خودكشي شده است.

تحقيقات انجام شده بر روي 14500 بانوي باردار كه توسط دكتر ژوزف هيبن از موسسه ملت سلامت آمريكا انجام شده، نشان مي‌دهد كه كساني كه در طول دوران بارداري خود ماهي مصرف كردند، كمتر دچار افسردگي شدند؛ در بين فرزندان آنها نيز ميزان ابتلا به مشكلات رفتاري و يادگيري كمتر بود.

مطالعات ديگر نشان مي دهد كه كودكاني كه در سن 7 سالگي، مقدار اسيدهاي چرب امگا-3 بدن آن‌ها كمتر بود در مقايسه با كساني كه امگا -3 زيادي مصرف مي‌كردند، در بزرگسالي بيشتر در معرض افسردگي بودند.

همچنين طي تحقيقات ديگر در سال 2002 (در مجله مشكلات پر اهميت) در مورد مصرف ماهي و افسردگي بانوان پس از زايمان مطالبي منتشر شد كه نشان داد در كشورهايي كه از ماهي بيشتري استفاده مي كردند افسردگي تا 50 درصد كمتر بوده است.

نتيجه مطالعات اندرواستول روانپزشك در اواخر 1990 كه در آزمايشگاه داروشناسي در روانپزشكي در بيمارستان مك لين انجام شد، نشان داد كه انسان‌هاي مضطرب مقدار DHA كمتري در مغز خود دارند. تحقيقات انجام شده توسط حسين منجي در موسسه ملي سلامتي روحي نيز نشان داد كساني كه راحت تر به داروهاي ضد افسردگي پاسخ مثبت مي‌دهند، نرون‌هايي با انعطاف پذيري بيشتر دارند؛ اين بدان معناست كه آنها ظرفيت بيشتري براي رشد و حركت دارند. مطالعات انجام شده ديگر نيز اين مطلب را تاييد نمودند.

«استولي» در مطالعاتي كه برروي افراد مبتلا به بيماري‌هاي روحي يا افسردگي انجام داد، تمام اين موارد را يك جا بررسي كرد. طي مدت 4 ماه تحقيق كه نتيجه آن در سال 1999 در آرشيو بخش روانپزشكي عمومي وجود دارد، از شركت كنندگان در اين آزمايش خواسته شد كه از كپسول‌هاي حاوي اسيدهاي چرب امگا-3، علاوه بر درمان معمول خود، استفاده كنند.اين مطالعات نشان داد كه امگا -3 به طور معني داري، دوره سلامتي آن‌ها را طولاني كرد.

پس از آن، تعدادي از مطالعات كوتاه مدت فوايدي را در اسيدهاي امگا -3 نشان داد. در انگلستان «ملكوم پست» و همكارانش در بيمارستان Swallowenst در شفيلد نوع ديگري از اسيدهاي چرب امگا-3 را بر روي افراد مبتلا به افسردگي كه به داروها ضد افسردگي جواب نداده بودند آزمايش كردند. اين نوع از اسيد چرب همان EPA (ايكوزاپنتا انوئيك اسيد) بود. «پست» دريافت كه در طول مدت 12 هفته آزمايش، 1 گرم EPA در هفته براي بيماران بسيار موثرتر از ساير داروها بود (هر دو گروه درمان‌هاي استاندارد ضد افسردگي را داشتند)

شيزوفرني :

شيزوفرني يك بيماري حاد روحي است كه علايم آن شامل هذيان گويي، نا به هنجاري‌هاي رواني و روگرداني از اجتماع مي‌باشد. شواهد بسيار زيادي نشان مي‌دهد كه غير طبيعي بودن تركيبات اسيد چرب در غشاي سلولي با بروز اين بيماري در ارتباط است.

پژوهشگران در يكي از مطالعات خود به ارزيابي تاثير مصرف روغن ماهي بر شدت يا كاهش علايم بيماري شيزوفرني در يك گروه 24 نفره از بيماران شيزوفرنيك پرداختند، آن‌ها در يك دوره 6 ماهه، روزانه 10 گرم روغن ماهي براي اين بيماري در طول اين دوره تجويز كردند كه از شدت علايم بيماري كاسته شد.

نكته جالب توجه اين جاست كه هيچ يك از اين بيماران در زمان قبل از اين دوره درمان، دچار نقض در جذب اسيدهاي چرب نبودند.

محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه بيماري شيزوفرني به طريقي با يك متابوليسم غير طبيعي اسيد چرب در ارتباط مي‌باشد و همواره بر رو آزمايش‌هاي كلينيكي براي شناسايي فوايد نهفته در تجويز اسيد چرب امگا -3 به منظور درمان اين ناهنجاري، تاكيد فراوان دارند.

خودكشي و جرم و جنايت

محققان دانشگاه كوپيو در فنلاند گزارش مي‌كنند كه مصرف مرتب ماهي از خطر خودكشي و افسردگي مي‌كاهد. مطالعه اين گروه بر روي 1767 مرد و زن فنلاندي صورت گرفت و آنها را از نظر گرايش به خودكشي و افسردگي ارزيابي كرده و به اين نتيجه رسيدند در افرادي كه دو وعده يا بيشتر در هفته ماهي مصرف مي‌كنند خطر ابتلا و بروز افكار خودازاري 43 درصد كمتر ازبقيه است.

نتايج ديگر مربوط به مطالعه گسترده ژاپني‌ها است كه بر روي 265000 مورد به مدت 17 سال انجام شد. اين تحقيق، كاهش خطر خودكشي در ميان افرادي كه روزانه ماهي مصرف مي‌كنند را نشان داد.

پزشكان دانشكده پزشكي هاروارد نيز اعتقاد دارند ساكنين جزايري كه مقدار زيادي ماهي مصرف مي‌كنند به ميزان بالايي از خطر تشويش و اختلالات موسمي در امان هستند.

دانشمندان از آزمايش‌هاي مكرري سخن مي‌گويند كه در نهايت مشخص كرده كه بهتر است براي مبتلايان به افسردگي و يا در واقع براي تمام افراد، مصرف ماهي يا روغن ماهي را تجويز كنند.

بر اساس آمار و اطلاعات سازمان جهاني بهداشت مردم مجارستان، بلغارستان و اتريش، كمترين ميزان مصرف ماهي را داشتند و بيشتري ميزان خودكشي نيزدر اين كشورها بود. در حالي كه كشورهاي ديگر مانند ژاپن، پرتقال، هنگ كنگ، كره و نروژ كه بيشترين مصرف سرانه ماهي را داشتند، كمترين ميزان خودكشي را داشتند. كشورهاي آمريكا، كانادا، ايتاليا، استراليا و سوئد بين اين دو گروه قرار داشتند.

مصرف بيش تر ماهي‌هاي آب‌هاي سرد مانند سالمون، تن يا ساردين مي‌تواند به شما كمك مي‌كند. يك تحقيق منتشر شده در ژانويه 2004، كه توسط ژورنال اروپايي تغذيه بهداشتي انجام شد، بيانگر آن است كه رابطه معني دار آماري بين مصرف ماهيان غني از چرب امگا-3 و كاهش عصبانيت و خشونت بين 3581 جوان سفيد و سياه وجود دارد. كساني كه بيشترين مصرف اسيدهاي چرب امگا -3 را داشتند تنها 10 درصد احتمال حضور در مجموعه انسان‌هاي بسيار عصبي را داشتند. مصرف ماهي غني از امگا-3 را داشتند تنها 10 درصد احتمال حضور در مجموعه انسان‌هاي بسيار عصبي را داشتند. مصرف ماهي غني از امگا-3 در مقايسه با عدم مصرف آن احتمال عصبي بودن را تا 12 درصد كاهش مي‌دهد.

ميگرن

ميگرن يكي از متداولترين انواع سردرد مي‌باشد كه يك حمله آن مي‌تواند تمام ابعاد زندگي شخصي و اجتماعي و كاري بيمار را تحت تاثير قرار دهد. ميگرن، سردرد شديد شايعي است كه زنان سه برابر مردان به آن مبتلا مي‌شوند.

داروهاي مورد استفاده بيشتر به عوامل آسيب رسان موجود در رگ‌هاي خوني مي‌پردازد. ميگرن داراي خصوصيات متعددي است ولي تمام اين علايم در همه بيماران بروز نمي‌كند. سردردي عود كننده كه از نظر شدت، تعداد دفعات حمله و طول زمان آن متفاوت است. اين عارضه 20 درصد از جامعه را در برمي گيرد. اين عارضه ابتدا در اوايل نوجواني پديدار مي‌شود و در پديد آمدن آن بين جمعيت روستايي و شهري تفاوت چنداني وجود ندارد و البته نشانه‌هاي واضح وراثتي در انتقال اين بيماري موجود است. فراواني ابتلا به اين بيماري مشمول تغييرات در فرد در گذر زمان است. به عنوان مثال استرس دوره قبل از قاعدگي عارضه شايع در اين ميان است.

ميگرن از قديم الايام به عنوان بيماري تلقي مي‌شود. بيماري از سيستم عصبي مركزي آغاز مي‌شود كه در اين ميان سلول‌هاي مغز را تحت تاثير قرار مي‌دهد. شايع ترين عارضه و نشانه اين بيماري سردرد و تهوع است كه اغلب به دنبال عوارض عصبي نظير تيرگي چشم‌ها، كرخ و بي حس شدن لب‌ها و صورت و يا خواب آلودگي پديدار مي‌شود.

تحقيقات آزمايشي به طور جداگانه در سوئد و دانمارك براي ارزيابي و آزمايش چهار كپسول حاوي امگا -3 كه داراي 4/2 گرم اسيد چرب مذكور در هر روز به مدت سه ماه بود، انجام گرفت. تمامي بيماران روند درمان طبيعي را پشت سر گذاشتند. در تحقيقي كه در سوئد به عمل آمد، 49 نفر شركت داشتند كه در آن ميان 8 نفر از دور خارج شدند و 41 نفر شامل 37 نفر خانم و 4 نفر آقا مورد ارزيابي قرار گرفتند. اغلب شركت كنندگان يعني 33 نفر هر هفته بيش از يك بار با حمله ميگرن مواجه و 8 نفر ديگر چندان با ابتلاي مكرر بيماري موجه نبودند. اثرات قبل و بعد از 3 ماه درمان و تحت نظر، به وسيله يك پرسشنامه مورد ارزيابي قرار گرفت.

روند درمان به جز سه نفر كه استفراغ توام با مزه طعم ماهي از آنها گزارش شد به خوبي تحمل شده در مجموع دو نتيجه‌ از اين امر به ويژه در گروهي كه با بيشترين تعداد ميگرن مواجه شده بود حاصل آمد كه عبارت بود از كاهش در تعداد حملات ميگرن تا 28 درصد و كاهش 32 درصدي شدت اين حمله، هر دو روند از نظر آماري معنادار بود. در آنهايي كه تعداد حملات كم بود و كاهش كمتري در آنها مشاهده شد، پرسشنامه كيفيت و نحوه زندگي، نشان داد كه در گروهي از شركت كنندگان به ميزان 67 درصد حملات به طرز معناداري بهبود يافت در حالي كه در 30 درصد از آنها تغييري نيافته بود. در گروه ديگر تغيير در صدها به سمت مثبت به ترتيب 63 و 37 درصد گزارش شد.

در دانمارك 41 نفربراي تحقيق در نظر گرفته شدند، البته فقط 35 نفر از آنها روند تحقيق را تكميل كردند. طول مدت زمان تحقيق و ميزان دارو و اسيدهاي چرب شبيه تحقيق در سوئد بود 8 نفر از بيماران از نظر استفراغ با طعم ماهي با مشكل كمي مواجه بودند ليكن 21 نفر شاهد حملات مكرر ميگرن و 14 نفر شاهد حملات كمتر بودند. يعني 60 درصد از اين افراد با حملات و 40 درصد با حملات كمتر پس از سه ماه تغذيه مواجه بودند، در حالي كه درصد بالايي از آنها با كاهش فاحش و شديد حملات مواجه شدند. از كل گروه 87 درصد پاسخ دادند كه تغذيه و تزريق امگا -3 سبب بهبود وضعيت ميگرن آنها شده ليكن 13 درصد پاسخ مثبت ندادند.

در يك مطالعه تحقيقي جامع ديگر در ايالات متحده، 196 بيمار مبتلا به ميگرن با تزريق روزانه 6 گرم اسيد چرب امگا-3 يا ماده‌اي شبيه آن مورد تحقيق قرار گرفتند. پس از چهار ماه بيماران مزبور به صورت تصادفي به مدت 16 هفته تحت تزريق اسيد چرب مزبور يا ماده مشابه قرار گرفتند. در اين



قیمت: 100 تومان

gl/l (1003)

FREQUENCIES VARIABLES=ReiazyT

  /NTILES=4

  /NTILES=10

  /STATISTICS=STDDEV VARIANCE RANGE MINIMUM MAXIMUM SEMEAN MEAN MEDIAN MODE SUM SKEWNESS SESKEW KURTOSIS SEKURT

  /BARCHART FREQ

  /ORDER=ANALYSIS.

Statistics

ReiazyT

N Valid 40

Missing 0

Mean 30.6250

Std. Error of Mean .95319

Median 30.0000

Mode 28.00a

Std. Deviation 6.02851

Variance 36.343

Skewness .039

Std. Error of Skewness .374

Kurtosis -.965

Std. Error of Kurtosis .733

Range 20.00

Minimum 20.00

Maximum 40.00

Sum 1225.00

Percentiles 10 22.2000

20 26.0000

25 26.0000

30 27.0000

40 28.0000

50 30.0000

60 32.0000

70 34.0000

75 36.0000

80 37.6000

90 39.9000

a. Multiple modes exist. The smallest value is shown

ReiazyT

Frequency Percent Valid Percent Cumulative Percent

Valid 20 3 7.5 7.5 7.5

22 1 2.5 2.5 10.0

24 2 5.0 5.0 15.0

25 1 2.5 2.5 17.5

26 4 10.0 10.0 27.5

27 2 5.0 5.0 32.5

28 5 12.5 12.5 45.0

30 5 12.5 12.5 57.5

32 2 5.0 5.0 62.5

34 4 10.0 10.0 72.5

36 3 7.5 7.5 80.0

38 2 5.0 5.0 85.0

39 2 5.0 5.0 90.0

40 4 10.0 10.0 100.0

Total 40 100.0 100.0

Descriptive Statistics

N Minimum Maximum Mean Std. Deviation

ReiazyT 40 20.00 40.00 30.6250 6.02851

Valid N (listwise) 40

Correlations

Gender ReiazyT

Gender Pearson Correlation 1 -.172

Sig. (2-tailed) .288

N 40 40

ReiazyT Pearson Correlation -.172 1

Sig. (2-tailed) .288

N 40 40

Correlations

Gender ReiazyT

Spearman's rho Gender Correlation Coefficient 1.000 -.139

Sig. (2-tailed) . .392

N 40 40

ReiazyT Correlation Coefficient -.139 1.000

Sig. (2-tailed) .392 .

N 40 40



قیمت: 100 تومان

gl/l (673)

بسمه تعالي

شركت مهندسان مشاور‌آستان قدس رضوي

(سهامي خاص)

((صورتهاي مالي))

به انضمام يادداشت هاي توضيحي

سال منتهي به 29/12/1385

((تيرماه 1386))

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

صورتهاي مالي 1385

سال منتهاي به 29/12/1385

مجمع عمومي عادي صاحبان سهام

با احترام،

به پوست صورتهاي مالي شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص) براي سال متناهي به 29 اسفند 1385 تقديم ميشود. اجزاي تشكيل دهنده صورتهاي مالي به قرار زير است:
شماره صفحه

1-ترازنامه (2)

2-صورت سود و زيان (3)

1-2-گردش حساب سود انباشته (3)

3-صورت جريان وجوه نقد (4)

4-يادداشتهاي توضيحي

الف تاريخچهه فعاليت شركت (5)

ب-مبناي تهيه صورتهاي مالي

پ-خلاصه اهم رويه هاي حسابداري (8)

ت-يادداشتهاي مربوط به اقلام مندرج در صورتهاي مالي و ساير اطلاعات مالي (6 الي 29)

صورتهاي مالي بر اساس استاندارد مالي حسابداري تهيه شده و در تاريخ

به تأييد هيأت مديره رسيده است.

اعضاي هيأت مديرهسمتامضاء

1-آقاي مهندس مهدي عرفانيان عزيزيانرئيس هيأت مديره و عضو

2-آقاي دكتر پيروز حناچيعضو هيأت مديره

3-آقاي مهندس يعقوب دارابيعضو هيأت مديره

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ترازنامه

سال منتهاي به 29/12/1385
دارائيها يادداشت 29/12/1385 29/12/1382 بدهيها و حقوق صاحبان سهام يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

دارائيهاي جاري ريال ريال بدهيهاي جاري ريال ريال

موجودي نقد و بانك 4 688/205/429 690/441/123 حسابها و اسناد پرداختني 9 788/824/977/1 820/788/581/1

حساب و اسناد دريافتني 5 985/007/767 292/612/257 بدهيهاي جاري 788/824/977/1 820/788/581/1

پيش پرداختها 6 000/400/10 –

جمع 673/613/206/1 982/053/381 بدهيهاي غيرجاري

ذخيره‌مزاياي پايان‌كارخدمت كاركنان 10 403/375/555 505/608/366

دارائيهاي غيرجاري 7 770/569/392 588/476/419 جمع بدهيهاي غيرجاري 403/375/555 505/608/366

ساير دارائيها 8 000/650/31 000/650/31 حقوق صاحبان سهام

جمع دارائيهاي غيرجاري 770/219/424 588/126/451 سرمايه 11 000/000/300 000/000/300

اندوخته قانوني 12 000/000/300 000/000/300

جمع دارائيها 443/833/630/1 570/180/832 سود انباشته (زيان) (748/366/232/1) (755/216/446/1)

حسابهاي انتظامي 095/789/838 382/595/747 جمع حقوق صاحبان سهام (748/366/902) 755/216/116/1)

جمع بدهيها و حقوق صاحبان سهام 443/833/630/1 570/180/832

طرف حسابهاي انتظامي 095/879/838 382/595/747

«يادداشتهاي شماره 1 الي 29 پيوست جزء لاينفك صورتهاي مالي است»

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

صورت سود و زيان

سال مالي منتهي به 29/12/1385
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

درآمد 13 963/668/629/7 833/326/151/6

كسر ميشود

ساير هزينه هاي 14 (577/529/225) (530/880/315)

كسر ميشود 303/446/835/5

هزينه هاي اداري و تشكيلات 14 (871/095/175/7) (496/033/788/5)

سود و (زيان) قبل از كسر ماليات 515/043/229 807/412/47

سود و (زيان) خالص 515/043/229 807/412/47

گردش حساب سود و (زيان) انباشته
سود خالص (زيان) 515/043/229 807/412/47

سود و زيان انباشته در ابتداي سال (755/216/446/1)

تعديل سنواتي (508/193/15)

(263/410/461/1) (562/629/493/1)

سود (و زيان) انباشته تعديل شده 748/366/232/1 (755/216/446/1)

اندوخته قانوني – –

سود (زيان) انباشته در پايان سال (748/366/232/1) (755/216/446/1)

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

صورت جريان وجوه نقد

سال مالي منتهي به 29/12/1385
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

فعاليتهاي عملياتي

جريان خالص ورود وجه ناشي از فعاليتهاي عملياتي 16 998/039/346 (491/575/82)

فعاليتهاي سرمايه گذاري:

وجوه پرداختي جهت خريد دارائيهاي ثابت (مشهود (000/276/40)

وجوه پرداختي جهت دارائيهاي نامشهود

جريان خالص وجوه نقد ناشي از فعاليتهاي سرمايه گذاري (000/276/40) (600/803/39)

جريان خالص ورود وجه نقد قبل از فعاليتهاي تامين مالي 998/763/305 (091/379/122)

فعاليتهاي تامين مالي – –

خالص افزايش (كاهش) در وجه نقد 998/763/305 (091/379/122)

مانده وجه نقد در آغاز سال 690/441/123 781/820/245

مانده وجه نقد در پايان سال 688/205/429 690/441/123

«يادداشتهاي شماره 1 الي 20 مندرج از صفحات 5 تا 29 پيوست جزء لاينفك صورتهاي مالي است«

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

صورت جريان وجوه نقد

سال مالي منتهي به 29/12/1385

1) تاريخچه فعاليت شركت:

1-1-كليات

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي در تاريخ 26/5/1373 بصورت شركت سهامي خاص تاسيس گرديده و مركز اصلي شركت در تهران شهرك قدس خيابان خوردين جنب شركت عمران و توسعه شهرك قدس ميباشد.

2-1-فعاليت شركت

طبق ماده «2» اساسنامه موضوع فعاليت شركت عبارت است از:

الف-انجام مشاوره فني و ارائه خدمات فني و مهندسي در خصوص شناسايي، مطالعه، طراحي و نظارت بر اجرا و تهيه دستورالعمل بهره برداير و نگهداري و تدوين مشخصات فني و آئين نامه ساختمان به صورت اختصاصي براي آستان قدس رضوي.

ب-تهيه طرحهاي ساختماني معماري به طور اعم و معماري اسلامي سنتي به طور اخص ساختمانهاي مذهبي شامل بر مساجد‏ مصلي‏ ساختمانهاي آموزش و فرهنگي دانشگاهي كتابخانه، بهداشتي، بيمارستاني و درمانگاهها، ترمينال ها، ساختمان، موزه ها، بناهاي يابود و مرمت بناهاي باارزش فرهنگي و غيره

ج-عقد قرارداد براي استفاده از خدماتن اشخاص و مؤسسات و شركتهاي داخلي و خارجي با رعايت ضوابط و مقررات مربوطه و اخذ تصميم جهت دريافت وام و با تسهيلات بانكي.

د-انجام كليه عملياتي كه براي تحقق اهداف فوق الذكر ضروري تشخيص داده شود.

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

صورت جريان وجوه نقد

سال مالي منتهي به 29/12/1385

3-1-موضوع اصلي فعاليت شركت در سال مورد گزارش

طي سال مالي منتهي به 29/12/1385 فعاليت اصلي شركت عبارت است از:

1-طرح اجرايي گذر مفصل قطاع يك، دو و چهار (فاز 2)

2-رواق امام خميني (ره) (شعاري)

3-بيت شيخ طوسي (معماري داخلي – تأسيسات – مكانيك و برق)

4-بيت شيخ حر عاملي (معماري داخلي – تأسيسات – مكانيك و برق)

5-تحكيم سردر ساعت صحن انقلاب

6-صحن كوثر (آبنما، نماسازي و تأسيسات برق و مكانيكي)

8-صحن هدايت (كيت هاي بازرسي‏ پوشش و ديد و آبخوري و فضاي سبز و نماسازي)

9-بيت خسروي نو (معماري داخلي نمايشگاه – تأسيسات مكانيك و برق)

10-موزه فرش (سازه و معماري)

11-سردرهاي غربي و شرقي (آهنكش هاي نما و نماسازي و تأسيسات برقي)

12-ورودي جديد سردر خانه حرم مطهر (سازه)

13-تعمير ماشينهاي شستشو

14-پوشش اترواك صحن جامع رضوي (معماري – سازه و برق)

15-مجموعه فرهنگي هفتاد و دو تن (فاز 2 معماري و تأسيسات زيربنايي)

16-تحكيم سردر نقاره خانه (سازه)

17-نماسازي مناره هاي ضلع قبله (معماري و سازه)

18-سازمان مركزي آستان قدس رضوي

19-نظارت كارگاهي كليه پروژه هاي در دست اجراي حريم حرم حضرت رضا (ع)

20-نظارت عاليه كليه پروژه هاي در دست اجراي حريم حرم حضرت رضا (ع)

عناوين پروژه هاي سال 83

1-طرح اجرايي گذر مفصل قطاع يك دو و چهار (فاز 2)

2-رواق امام خميني (ره) (معماري و تأسيسات فاز 2 – نازك كاري)

3-بيت شيخ طوسي (معماري داخلي – تأسيسات مكانيك و برقي)

4-بيت شيخ حر عاملي (معماري داخلي – تأسيسات مكانيك و برقي)

5-تحكيم سر در ساعت صحن انقلاب

6-صحن كوثر (آبنما، نماسازي و تاسيسات برقي و مكانيكي)

7-راسته بازار ضلع قبله (كف كاذب، تاسيسات برق و مكانيك)

8-صحن هدايت (كيت هاي بازرسي – پوشش زير و آبخوري و فضاي سبز و نماسازي)

9-بيت خسروي نو (معماري داخلي نمايشگاه – تاسيسات مكانيكي و برقي)

10-موزه فرش (سازه و معماري)

11-سردرهاي غربي و شرقي (آهنكشي هاي نما و نماسازي و تاسيسات برقي)

12-ورودي جديد موتورخانه حرم مطهر (سازه)

13-تعميرگاه ماشينهاي شستشو

14-پوشش اترواك هاي صحن جامع رضوي (معماري – سازه و برق)

15-مجموعه فرهنگي هفتاد و دو تن (فاز 2 معماري و تاسيسات زيربنايي)

16-تحكيم سردر نقاره خانه (سازه)

17-نماسازي مناره هاي ضلع قبله (معماري و سازه)

18-سازمان مركزي آستان قدس رضوي

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

يادااشت توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

1) وضعيت اشتغال
پايان سال پايان سال

تعداد كاركنان وضعيت تحصيلي

1385 1382 1385 1382

نفر نفر نفر نفر

خدماتي 78 73 دكتري 1 2

اداري 12 10 فوق ليسانس 23 21

سالي 1 1 ليسانس 38 39

فوق ديپلم 6 7

ديپلم 16 10

زيرديپلم 5 5

دانشجوي دانشگاه 2 –

جمع 91 84 جمع 91 84

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

2-مبناي تهيه صورتن هاي مالي:

صورتهاي مالي اساساً بر مبناي بهاي تمام شده تاريخي تهيه شده است.

3-خلاصه اي اهم رويه هاي حسابداري:

1-3-دارائيهاي ثابت مشهود

1-1-3-دارائيهاي ثابت مشهود بر مبناي بهاي شده در حسابها ثبت ميشود، مخارج بهسازي و تعميرات اساسي كه باعث افزايش قابل ملاحظه در عمر مفيد دارائيهاي ثابت يا بهبود اساسي در كيفيت بازدهي آنها ميگردد به عنوان مخارج سرمايه اي محسوب و طي عمر مفيد باقيمانده دارائيهاي مربوطه مستهلك ميشود. هزينه هاي نگهداري و تعميرات جزئي كه به منظور حفظ و با ترميم دارائيهاي انجام ميشود. هنگام وقوع به عنوان هزينه هاي جاري تلقي و به حساب سود و زيان دوره منظور ميگردد.

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

2-1-3-استهلاك دارائيهاي ثابت با توجه به عمر مفيد برآوردي دارائيهاي مربوطه و با درنظر گرفتن آئين نامه استهلاك موضوع ماده 151 قانون مالياتهاي مستقيم مصوب اسفند ماه 1366 و بر اساس نرخها و روشهاي زير محاسبه مي شود:
دارائي نرخ استهلاك روش استهلاك

وسايط نقليه 25 درصد نزولي

اثاثيه و منصوبات 10 ساله مستقيم

3-1-3-براي دارائيهاي ثابتي كه در خلال ماه تحصيل و مورد بهره برداري قرار ميگيرند. استهلاك از اول ماه بعد محاسبه در حسابهاي منظور مي شود در مواردي كه هر يك از دارائيهاي استهلاك پذير پس از آمادگي جهت بهره برداري به علت تعطيل كار يا علل ديگر براي مدتي مورد استفاده قرار نگيرد. ميزان استهلاك براي مدت ياد شده معادل 30 درصد نرخ استهلاك منعكس در جدول بالا است.

3-2-پروژه ها

پروژه ها بر اساس صورتحسابهاي ارسالي به سازمان عمران و تائيد پيشرفت كار از سوي آن سازمان درصد عمليات انجام شده تعيين و ارقام منظور شده به حساب هزينه و مبالغ دريافتي از سازمان عمران از بابت پروژه ها بر اساس درصد پيشرفت كار به حساب درآمد منظور ميگردد. كه با توجه به تغيير در سياست سازمان بصورت اعتباري و تائيد هزينه هاي ارسالي بر اساس بودجه سازمان عمران ميباشد.

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

3-3-ذخيره مزاياي پايان خدمت كاركنان:

ذخيره مزاياي پايان خدمت كاركنان بر اساس يك ماه آخرين حقوق و مزاياي مستمر براي هر سال خدمت آنان محاسبه و در حسابها منظور ميشود.

4-موجودي نقد
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

موجودي نزد بانك 1-4 688/205/429 690/441/123

688/205/429 690/441/123

1-4-موجودي نزد بانك مربوط به حساب بانكي شماره 1570 و 4/3704 نزد بانك ملت شعبه چهارراه تير و شهرك قدس مي باشد.

ضمناً صورت مغايرات بانكي شركت در پايان 29/12/1385 عمدتاً مربوط به 3 فقره چك صادره و تحويل ندشه، جمعاً به مبلغ 404/551/44 ريال مي باشد كه در تاريخ تهيه گزارش كليه چك هاي صادر شده از حساب بانكي برداشت گرديده است.

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

5-ساير حسابها و اسناد دريافتي

سرفصل فوق به شرح زير تفكيك ميگردد:
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

شركتهاي وابسته 1-5 500/286/120 563/674/44

كاركنان وام علي الحساب 2-5 183/788/78 194/913/61

ساير 3-5 552/384/463 535/024/151

235/449/662 292/612/257

1-5-مانده حساب شركتهاي وابسته از اقلام زير تشكيل شده است:
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

سازمان عمران 1-1-5 500/286

شركت مسكن عمران و بين المللي رضوي 2-1-5 133/649/40

دفتر فروش آستان قدس 3-1-5 000/000/120

كاركنان دفتر مشهد و تهران 4-1-5 430/025/4

500/286/120 562/674/44

1-1-5-مانده بدهي سازمان عمران آستان قدس رضوي شامل مبلغ 500/286 ريال و بابت هزينه غذا مي باشد.

3-1-5-مانده بدهي دفتر ويژه آستان قدس رضوي مبلغ 000/000/120 ريال بابت خريد سواري پژو ميباشد.

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

ادامه

2-5-مانده بدهي كاركنان به شرح زير تفكيك ميگردد:
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

آقاي باقر اسدي 1-2-5 – 000/800/1

آقاي روحاني 1-2-5 500/767/8 –

آقاي پيمان همامي 1-2-5 000/500/5 000/000/5

آقاي يزداني 1-2-5 000/250 –

آقاي عليزاده 1-2-5 394/061/12 394/061/12

آقاي فرزان 1-2-5 923/255 –

آقاي گودرز كشاورز 1-2-5 – 000/625/15

آقاي نورا… باقريان 1-2-5 000/750/17 000/000/1

آقاي افتخاري 1-2-5 220/590 –

آقاي مهدي فيضي 1-2-5 – 000/250/2

آقاي ميرزايي 1-2-5 690/72 –

آقاي فرهاد مهديقلي 1-2-5 456/230/33 800/756/20

آقاي غفاريان 1-2-5 000/400 000/420/3

آقاي الوالفضل افشاري 1-2-5 – –

183/778/78 194/913/61

1-2-5-پرداخت وام به كاركنان بر اساس مصوبه هيات مديره مورخ 6/4/1378 ميباشد كه طبق مصوبه هيأت مورخ 3/9/1379 اقساط مربوط از 31/1/1384 كسر گرديده و همچنان ادامه دارد.

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

ادامه

3-5-مانده حساب ساير بدهكاران از اقلام زير تشكيل گرديده است::
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

اعتبارات سازمان 1-3-5 652/561/423 968/936/128

آقاي مهدي فيضي 1-3-5 900/564 000/63

آقاي غنچه 1-3-5 000/306 000/306

آقاي دارابي (7% بيمه) 1-3-5 – 367/730/3

مهندسين مشاور ايتسن 1-3-5 000/327/2 000/327/2

آقاي صفت 1-3-5 000/032/1 –

شركت بهسازي شهري 1-3-5 000/850/14 000/850/14

غذاي دفتر تهران 1-3-5 000/40 –

آقاي رئيسي 1-3-5 200/811 200/811

دفتر بم 1-3-5 800/891/19 –

552/384/463535/024/151

1-3-5-مبلغ 652/561/423 ريال بابت عدم واريزي سازمان بابت مصوب ماهانه و مبلغ 100/714/2 ريال بابت بدهي كاركنان جهت انجام هزينه هاي ضروري ميباشد.

2-3-5-مبلغ 000/327/2 ريال بدهي شركت مهندسين مشاور ايتسن بابت بهاء بلسط مي باشد.

4-3-5-مبلغ 000/850/14 ريال بدهي شركت بهسازي بابت 10% حسن انجام كار ميباشد.

5-3-5-مبلغ 000/40 ريال بابت هزينه غذا پرسنل ميباشد.

6-3-5-مبلغ 800/891/19 زيال بابت هزينه هاي پروژه دفتر بم مي باشد.

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

6-پيش پرداختها:

سرفصل فوق به شرح زير تفكيك ميگردد:
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

پيش پرداختها 1-6 000/400/10 –

000/400/10 –

1-6-مانده حساب پيش پرداختها از اقلام زير تشكيل شده است:
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

كيميا سيستم 1-1-6 000/400/10 –

000/400/10 –

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

7-دارائيهاي ثابت مشهود

جدول بهاي تمام شده و استهلاك انباشته دارائيهاي ثابت مشهود به شرح زير است:
بهاي تمام شده استهلاك انباشته ارزش دفتري

شرح اقلام مانده در
29/12/1382 دارائيهاي اضافه شده طي دوره مانده در
29/12/1385 مانده در
29/12/1382 استهلاك سال مالي مانده در
29/12/1385 مانده در
29/12/1385 مانده در
29/12/1382

ريال ريال ريال ريال ريال ريال ريال ريال ريال

اثاثيه اداري 430/588/655 000/276/40 430/864/695 209/458/239 226/346/66 435/804/305 995/059/390 221/130/416

وسائط نقليه 000/000/38 – – 633/653/34 592/863 225/490/35 775/509/2 367/346/3

جمع 430/588/693 000/276/40 430/864/733 842/111/274 818/182/67 660/294/341 770/569/392 588/476/419

1-7-افزايش دارائي ثابت مشهود بابت اقلام زير ميباشد
1-تعداد 2 كتابخانه 000/070/3 ريال 8-تعداد 2 دستگاه كپرسور 000/310 ريال

2-تعداد 1 نردبان 000/287 ريال 9-تعداد 1 دستگاه لپ تاپ 000/200/18 ريال

3-تعداد 2 پرينتر 000/49/5 ريال 10-تعداد 2 دستگاه فاكس 000/650/4 ريال

4-تعداد 4 گوشي تلفن 000/850/1 ريال 11-تعداد 1 قفسه بندي 000/579/1 ريال

5-تعداد 1 دوربين 000/350/2 ريال 12-تعداد 1 كمد 500/86 ريال

6-تعداد 1 ماشين حساب 000/65 ريال 13-تعداد

7-تعداد 1 مانيتور 000/560/1 ريال

جمع 000/276/40

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

8- ساير دارائيها

ساير دارائيها در الريخ ترازنامه از اقلام زير تشكيل شده است
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

پيش پرداختها 108 000/650/31 000/650/31

000/650/31 000/650/31

دارائيهاي نامشهود از بابت يك خط تلفن به مبلغ 000/000/6 ريال و 3 خط تلفن همراه به مبلغ 000/650/25 ريال ميباشد.

9-حساب هاي پرداختني

مانده حسابهاي پرداختني از اقلام زير تشكيل گرديده است
شرح يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

مطالبات پيمانكاران 1-9 056/408/314 041/189/346

مالياتهاي تكليفي حقوق و حق الزحمه 2-9 242/143/297 738/489/53

ذخيره هزينه هاي تعلق گرفته و پرداخت نشده 4-9 557/852/865 557/452/823

ساير 5-9 571/628/433 508/408/341

788/824/977/1 820/788/581/1

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

1-9-مانده طلب پيمانكاران در تاريخ ترازنامه از بابت قراردادهاي انجام شده به شرح زير مي باشد.
رديف شرح حسن انجام كار بيمه ماليات ساير مانده در 29/12/83 مانده در 29/12/82

1 شركت سانو 39376754 19935632 —- —- 59312386 59312386

2 شركت ارگ بم —- 18144062 —- —- 18144062 56543862

3 شركت خانه سازي 26383500 10740508 —- —- 37124008 37124008

4 شركت منيران 25670918 8135619 1542192 —- 35348729 29611775

5 شركت نقش مهر —- 10784831 —- —- 10784831 10784831

6 شركت بينش و فن —- 10629000 —- —- 10629000 10629000

7 آقاي رسولي فر 480000 —- 2205750 —- 2685750 2685750

8 آقاي محقق —- —- 766879 120709 887588 887588

9 آقاي حسن ربيعي 6051160 —- —- —- 6051160 6051160

10 آقاي رياحي —- 5291110 7348764 —- 12639874 12639874

11 شركت آرشيكام —- 20358378 —- —- 20358378 20358378

12 شركت بنياد ترافيك —- 13454000 —- —- 13454000 13454000

13 شركت مشاور هيمن —- 10390586 —- —- 10390586 10390586

14 شركت مشاور نوي —- 5434132 —- —- 5434132 5434132

15 شركت هنر مهندسي —- 1620000 —- —- 1620000 1620000

16 آقاي شاهرودي —- —- 1830000 —- 1830000 1830000

17 آقاي كيومرث زند پارسا —- —- 2214112 —- 2214112 2214112

18 آقاي فري و رضايي 320000 —- —- —- 320000 320000

19 مهم شرق 12000000 —- 6000000 —- 18000000

جمع 110282332 134917858 21907697 120709 267228596 281891442

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

1-9-مانده طلب پيمانكاران در تاريخ ترازنامه از بابت قراردادهاي انجام شده به شرح زير مي باشد.
رديف شرح حسن انجام كار بيمه ماليات ساير مانده در 29/12/83 مانده در 29/12/82

21 آقاي دارابي —- —- —- —- —- 1150000

22 مشاور ايتسن —- 26922050 —- —- 26922050 26922050

23 آقاي غنچه 660000 —- 440000 —- 1100000 1100000

24 شبكة سازگار —- —- 464210 —- 464210 464210

25 آقاي آقايي نسب 3676500 —- 1838250 —- 5514750 5514750

26 آقاي تيموري —- —- 930000 —- 930000 930000

27 آقاي با صفت —- —- —- 3066500 3066500 3066500

28 آقاي احمد بفرئي 1000000 —- —- —- 1000000 1000000

29 خانم ميرمهدي —- —- 2328947 —- 2328947 2328947

30 آقاي سپهبان —- —- 616668 —- 616668 616668

31 آقاي سرخوش —- —- 789474 —- 789474 789474

32 سيبا —- —- 4446861 —- 4446861 12941500

115618832 161839908 4446861 3187209 314408056 346189041

مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

ادامه

2-9- ماليات تكليفي حقوق و دستمزد به مبلغ 242/143/297 ريال عمدتاً مربوط به ماليات مسكوره از حقوق كاركنان ميباشد.

3-9- حق بيمه پرداختي حقوق به مبلغ 362/792/66 ريال مربوط به حق بيمه اسفند ماه 1385 ميباشد كه در فروردين سال 1384 كلا پرداخت و تسويه گرديده است.

4-9- ذخيره هزينه هاي تعلق گرفته و پرداخت نشده.
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

هزينه اجاره محل 000/600/690 000/000/604

ساير 000/140 000/140

هزينه حقوق كاركنان 557/112/175 557/312/219

557/852/865 557/452/823

5-9- ساير حسابهاي پرداختي به مبلغ 571/628/433 ريال عمدتا مربوط به حق الزحمه اسفند ماه و پس انداز كاركنان و مطلبات هستي گشت مي باشد.

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

10-ذخيره مزاياي پايان خدمت كاركنان

گردش ذخيره مزاياي خدمت طي سال مورد گزارش به شرح زير ميباشد
يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

مانده در ابتداي سال 505/608/366 477/989/264

پرداخت شده (994/284/52) (674/420/60)

ذخيره تامين شده 892/051/241 702/039/162

403/375/555 505/608/366

11-سرمايه

سرمايه شركت به مبلغ 300 ميليون ريال متشكل از ده هزار سهم 30 هزار ريالي با نام مي باشد كه تماما پرداخت شده است فهرست اسامي سهامداران و تعداد سهام هر يك در تاريخ 29/12/1382 به شرح زير ميباشد.
تعداد سهام مبلغ سهام (ريال)

آستان قدس رضوي 9997 000/910/229

آقاي مهدس هزيزيان 1 000/30

آقاي دكتر حناچي 1 000/30

لاقلي مهندس دارابي 1 000/30

10000 000/00/300

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

12-اندوخته قانوني

طبق مفاد مواد 140 و 238 اصلاحيه قانون تجارت مصوب سال 1374 مبلغ 000/000/30 ريال از محل سود قابل تخصيص سال 1379 به اندوخته قانوني منتقل شده به موجب مفاد مواد ياد شده تا رسيدن مانده اندوخته قانوني به ده درصد سرمايه شركت انتقال به اندوخته فوق الذكر الزامي است اندوخته قانوني قابل انتقال به سرمايه نيست و جز در هنگام انحلال شركت قابل تقسيم بين سهامداران نمي باشد.

13-درآمد

خالص شركت به شرح زير ميباشد:
29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

ساير درآمدها 753/941/158 010/918/149

درآمد حاصل از نظارت مطالعاتي و محاسبات اعتبارات (بودجه دريافتي ماهيانه) 210/727/470/7 823/408/001/6

963/668/629/7 833/326/151/6

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

14-ساير هزينه هاي تشكيلاتي

ساير هزينه هاي تشكيلاتي طي سال مالي مورد گزارش به شرح زير مي باشد.

29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

1-خدمات سيستم انتقال نيرو 000/000/120 –

2-خدمات معماري ضلع جنوبي صحن جامع – 079/407/89

3-خدمات برق رساني حرم مطهر 521/537/70 576/074/72

4-خدمات طرحهاي زائر سرا – 000/000/48

5-خدمات ماكت زائر سرا – 000/145/1

6-خدمات روشنايي صحن غدير و كوثر 056/992/34 000/900/1

7-خدمات تاسيسات حوزه علميه 000/288/2

8-خدمات طراحي سيستم تلفن – 000/400/43

9-طراحي شبكه لوله كشي گاز – 875/665/50

577/529/225 530/880/315

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

15-هزينه هاي اداري و تشكيلاتي

هزينه هاي اداري تشكيلاتي از اقلام زير تشكيل گرديده است:
شرح يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

حقوق و مزايا 1-15 101/179/094/6 267/557/754/4

هزينه هاي عمومي 2-15 770/916/080/1 229/476/033/1

871/095/175/7 496/033/788/5

1-15-حقوق و مزاياي كاركنان طي سال مورد گزارش به شرح زير ميباشد:
شرح 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

حقوق 895/031/450/1 818/320/049/1

فوق العاده شغل 628/728/390 051/883/275

ضريب كارآئي و سرپرستي 545/575/114 691/868/91

حق جذب 453/299/124 115/798/99

حق مسكن 000/150/38 667/726/22

حق اولاد 144/850/85 447/264/63

اياب و ذهاب 3412/811/140 838/170/147

خواربار 200/805/10 833/146/9

اضافه كار 777/342/909 059/181/709

بيمه سهم كارفرما 605/128/576 109/442/439

حق الزحمه ساعتي 771/779/556/1 400/575/324/1

مأموريت 000/349/101 000/740/110

عيدي و پاداش 261/518/234 535/770/165

بازخريد مرخضي 988/091/7 257/701/5

سنوات 892/051/241 709/526/163

پس انداز 201/277/51 628/945/36

ارزاق 400/387/61 110/295/39

101/179/094/6 267/557/754/4

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

15-هزينه هاي اداري و تشكيلاتي

هزينه هاي اداري تشكيلاتي از اقلام زير تشكيل گرديده است:
شرح يادداشت 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

پست 300/346/2 650/286/2

اجاره محل 000/600/86 000/600/86

تلفن 300/053/22 900/046/15

كرايه پاركينگ 50/7 500/71

تعمير وسائط نقليه 600/397/7 000/337/7

تعمير وسائل اداري 638/504/49 300/873/5

چاپ اوراق و نقشه اوزاليد 660/044/29 870/880/15

پذيرايي و آبدارخانه 000/946/14 250/333/42

هزينه بانكي 000/65 600/95

مهمانسراي مشهد 600/726/4 700/733/5

گاز و گازوئيل 000/186/9 000/552/8

بنزين 500/933 000/071/1

لوازم مصرفي 000/222 000/261

روزنامه و مجله 500/770/1 000/776/1

كرايه و بليط 400/610/267 100/164/269

هزينه استهلاك 818/182/67 487/240/65

متفرقه و ساير 100/964/24 967/220/18

بيمه عمر و حوادث 876/63

بيمه خودرو 604/452/1 500/689

بيمه عاليه –

شارژ مؤسسه 000/000/240 000/000/240

621/192/924/6 700/297/786

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

ادامه

2-15-هزينه هاي عمومي اداري
شرح 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

پلات 540/646/46 100/452/46

سرويس 000/249/27 000/900/22

برق – –

كارتريج 000/048/46 000/463/35

كامپيوتر 800/418/23 600/832/24

آژانس 200/080/9 000/455/11

غذا 910/166/75 829/195/80

اشتراك – 500/189

ملزومات 800/293/23 500/690/25

871/095/175/7 229/476/033/1

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

16-صورت تطبيق سود عملياتي:

صورت سود عملياتي با جريان خالص ورود وجه تقد ناشي از فعاليتهاي عملياتي به شرح زير است:
شرح 29/12/1385 29/12/1382

ريال ريال

سود عملياتي (زيان) 515/043/229 807/412/47

هزينه استهلاك 818/182/67 487/240/65

خالص افزايش در ذخيره مزاياي پايان خدمت كاركنان 898/766/188 028/619/101

(افزايش) كاهش حساب پيش پرداختها (000/400/1) 600/509/14

(افزايش) كاهش حسابهاي دريافتني (943/836/404) (139/160/167)

(افزايش) كاهش در حسابهاي پرداختني 218/477/291 (288/436/71)

هزينه هاي مرتبط با سنوات قبل (508/193/15) (986/760/72)

998/039/346 (491/575/82)

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

17-حسابهاي انتظامي:

سرفصل فوق مشتمل بر اقلام زير است:
يادداشت سال 1385 سال 1382

اسناد تضميني ديگران نزد شركت 1-17 382/595/814 382/595/747

اسناد تضميني شركت نزد ديگران 2-17 713/283/24 –

095/879/838 482/515/747

1-17-اسناد تضميني ديگران مزد شركت از اقلام زير تشكيل گرديده است:
سال 1385 سال 1382

ريال ريال

1-شركت آقايان فري و رضائي 000/000/6 000/000/6

2-شركت خانه سازي ايران 000/000/40 000/000/40

3-آقاي كاوسيان 000/000/10 000/000/10

4-شركت خاك ملي 000/000/30 000/000/30

5-مهندسي آرشيكام 000/612/82 000/612/82

6-آقاي حسين صدر 000/000/4 000/000/4

7-مهندسين ارگ بم 000/000/60 000/000/60

8-آقاي نشاسته گير پور 000/000/3 000/000/3

9-آقاي علي عليزاده 000/000/17 000/000/17

10-آقاي عليرضا باصفت 000/000/5 000/000/5

11-آقاي باقر اسدي 000/000/15 000/000/15

12-آقاي نورالهيان 000/000/60 000/000/60

13-آقاي رئيسيان 000/000/1 000/000/1

14-شركت چيذر نو 000/000/2 000/000/2

15-آقاي كريم راجي 000/950/7 000/950/7

16-شركت منيران 700/465/38 700/465/38

17-شركت نقش شهر 000/000/35 000/000/35

18-شركت سانو 682/917/129 682/917/129

19-آقاي مهدي فيضي 000/000/14 000/000/14

20-آقاي رسول رمضاني 000/000/5 000/000/5

21-آقاي احمد محقق 000/450/14 000/450/14

22-شركت ايتسن 000/000/57 000/000/57

23-آقاي غنچه 000/400/4 000/400/4

24-آقاي صباحي – –

25-آقاي بفروئي 000/000/5 000/000/5

382/795/646 382/795/646

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

17-حسابهاي انتظامي:

1-17-اسناد تضميني ديگران نزد شركت از اقلام زير تشكيل گرديه است:
سال 1385 سال 1382

ريال ريال

26-آقاي افشاري 000/000/25 000/000/25

27-اقاي مهديقلي 000/000/15 000/000/15

28-آقاي تيموري 000/300/9 000/300/9

29-آقاي فرزان 000/000/3 000/000/3

30-آقاي جعفري 000/000/6 000/000/6

31-آقاي پيكري 000/500/3 000/500/3

32-آقاي ابريشمي 000/000/1 000/000/1

33-آقاي كشاورز – –

34-آقاي همامي 000/000/10 –

35-آقاي يحيي صالحي 000/000/3 –

36-آقاي باقريان 000/000/25 –

37-شركت انتقال نيرو 000/000/50 –

38-آقاي مومني 000/000/11 –

39-آقاي يزداني 000/000/6 –

382/595/814 382/595/747

2-17-اسناد تضميني شركت نزد ديگران از اقلام زير تشكيل گرديده است
1-مجري بازسازي مساجد بم آقاي حبيب الله باقري 713/283/24

شركت مهندسان مشاور قدس رضوي (سهامي خاص)

ياداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي

سال مالي منتهي به 29/12/1385

18) تعهدات سرمايه اي

طي دوره مالي منتهي به 29/12/1385 تعهدات سرمايه اي با اهميتي كه مستلزم افشاء در يادداشتهاي پيوست صورتهاي مالي باشد وجود نداشته است.

19) بدهيهاي احتمالي

طي دوره مالي منتهي به 19/12/1385 بدهي هاي با اهميتي كه مستلزم افشاء در يادداشتهاي پيوست صورت هاي مالي باشد، وجود نداشته است.

20) رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه

رويدادهاي با اهميتي كه در دوره بعد از تاريخ ترازنامه اتفاق افتاده كه مستلزم اصلاح و انعكاس در متن صورتهاي مالي باشد، بوقوع نپيوسته است.

طرحهاي مفروضي:

پس از طي فرايند جامع طراحي شهري و طي مراحل شناخت‏، تحليل و تدوين اهداف‏، اكنون نوبت به ارائه طرحهاي مفهومي رسيده است كه اهداف و سياستهاي پيشنهادي را تدقيق نموده، تجسم مكاني مي بخشند. واقعيت آنست كه پيش از اين در ارائه طرح راهبردي حوزه استراتژيك، تلاش شد تا نقش و جايگاه حوزه محلي تا حد زيادي شفاف گردد. در حقيقت مفاهيم پايه اي كه توسعه و چشم انداز آينده حوزه محلي را تا حد زيادي از خود متأثر مي نمايند‏، در چند عنوان برجسته به شرح زير قابل بيان مي باشند:

-نقش مركزيت شهر، وظيفه اي است كه از ديرباز بر عهده حوزه محلي و علي الخصوص حوزه ميدان امام و خيابان كاشاني گذاشته شده است. بديهي است تداوم اين مفهوم بايستي در توسعه آينده حوزه محلي لحاظ گردد.

-مفهوم بافت شهر بم در قامت حوزه محلي و بافتهاي پشتيبان معنا مي گرفته است. اگرچه زلزله مهيب دي ماه 1382، بخش قابل توجهي از تبلور كالبدي اين بافت را محو و نابود كرده است، وليكن تداوم حيات اين مفهوم از يك سو به دليل احترام به تصوير ذهني شهروندان و از سوي ديگر به دليل احترام به ارزشهاي محيطي شهري مثبت شده در زمره ميراث جهاني، حائز اهميت مي باشد.

-ارگ تاريخي شهر بم، نگيني است كه بر تارك شهر بم مي درخشد. علي رغم آسيبهاي ناشي از زلزله كه بخش قابل ملاحظه اي از كالبد اين اثر ارزشمند را به محاق كشيد، همچنان گردشگران بسياري از جهان، آرزوي بازديد اين اثر يگانه را در سر مي پرورند. طبيعت حوزه محلي به دليل تامين دسترسي به ارگ تاريخي از اهميتي ويژه برخوردار مي باشد. ضروريست تمامي تصميم گيريها در خصوص محورهاي دسترسي به ارگ، با اين نگاه طراحي شده اعتلاي مقصد خود را در نظر داشته باشد.

نهايتاً در ادامه با توجه به مفاهيم پايه اي مندرج در بالا كه حاصل طي فرايند مطالعاتي انجام شده در جلدهاي پيشين طرح حاضر مي باشند، تلاش خواهد شد تا مفهومي به شرحي ارائه گردند كه از يك سو همگي وفادار به اصول عنوان شده باشند و از سوي ديگر‏ تدقيق اين اصول را در قالب هويت بخشي و مفهوم آفريني در راستاي محورهاي مطرح در محوطه محلي و بافت پشتيبان‏، تحقق بخشند.

گزينه مفهومي شماره يك:

گزينه مفهومي شماره يك مي كوشد تا با تكيه بر اصول پايه اي كه پيش از اين تشريح گرديد، محورهاي مطرح در حوزه محلي را به شرح زير بازخواني نمايد:

-در خصوص تقويت نقش مركزيت، عمدة تأكيد بر تقويت نقش تجاري ميدان امام خميني و نيمه جنوبي محور كاشاني (در حد فاصل ميدان امام و چهارراه بوعلي سينا) متمركز گشته است. در عين حال تداوم نقش تجاري در راستاي محورهاي شرقي و متقاطع با چهارراه بوعلي سينا و ميدان امام نيز پيش بيني گرديده است تا تقويت عملكردهاي تجاري مستقر در بدنه چهار محور طباطبايي، پاسداران، بوعلي سينا و صدوقي به تحكيم مفهوم مركزيت بيانجامد. حتي پيش بيني تثبيت روحيه تجاري در طول محور امام در حد فاصل ميدان امام و مسجد جامع صورت گرفته است. در اين گزينه نقش اداري در حد فاصل نيمه شمالي كاشاني محدود گرديده تا حتي الامكان سرزندگي مركز شهر به هيچ عنوان تحت الشعاع قرار نگيرد.

در عين حال با هدف تقويت سرزندگي فضايي بحث تعريف نيمه جنوبي محور كاشاني (حد فاصل ميدان امام و چهارراه بوعلي سينا) در قامت محور پياده نيز مطرح شده است. البته جانشينهاي ترافيكي اين تصميم نيز در قامت تسهيل عبوري دو محور مدني و فاطمي پيش بيني شده است.

-در ارتباط با تقويت خوانايي بافت قديم و اعتلاي آن تلاش شده است تا با استفاده از روشهاي متنوع طراحانه‏،‌ اقدام گردد. در اين راستا تعريف دروازه هاي ورودي به محدوده بافت قديم در دو مقطع ميدان 17 شهريور و تقاطع محور تختي و رودخانه انجام گرفته است. به نحوي كه در مقطع ميدان 17 شهريور‏، با شناسايي پتانسيل معبر همجوار، پيشنهاد احداث مجموعه اي فرهنگي – با تبعيت از الگوي كهن خانه باغ – مطرح گرديد كه خود مي تواند در قامت نشانه يا دروازه اي عمل كند كه ورود به بافت قديم را خوانا مي نمايد. در عين حال در تقاطع محور تختي بستر خشك رودخانه پشت رود، پيشنهاد تعريف فضاي شهري با نقش دروازه اي مطرح شده است. اين فضاي شهري در تلفيق با پارك خطي مطرح در جوار بستر رودخانه مي تواند مسير شمالي شهر و بافت قديم را تدقيق نمايد ا…

در عين اعتلاي كيفي بافت قديم نيازمند توجهات گسترده اي به بافتهاي مسكوني مطرح در آنست. در اين راستا تلاش شده تا در بخشهاي مختلف با توجه به روحيات كالبدي – زيست محيطي مطرح الگوهاي مسكوني رايج گردد. بر اين مبنا در گستره شمال غربي با توجه به تجمع و تمركز باغات و نخلستانها الگوي خانه باغ با سطح اشتغال %10 مطرح شده، در عين حال در بخشهاي مركزي تأسي به الگوي بومي با سطح اشغال %40 پيشنهاد شده و نهايتاً در بافتهاي مياني تلفيقي از دو الگوي مطرح لحاظ گشته است.

از سويي تلاش شده تا با تعريف نقشهاي مختلف در قامت محور اصلي استخوانبندي بافت قديم (راستاي امام – كاشاني – تختي)، توالي (سكانس بندي) به نحوي تعريف گرديد كه محور مقياسي انساني و قابل درك پيدا نمايد. تعريف نشانه هاي كالبدي در تقاطع سخايي – تختي، ايجاد نقش تجاري – اداري در نيمه جنوبي محور امام و … در اين راستا انجام شده است.

-با توجه به نقش هويت ممتاز ارگ در سطح شهر بم و علي الخصوص حوزه مورد بحث‏، تلاش شده تا ساختار محورهاي تأمين دسترسي به ارگ، به نحوي تعريف گردد كه هويت متفاوت هر كدام، جذابيتهاي ويژه اي را در قامت آنها بازخواني نمايد. به اين ترتيب محور سخايي در قامت زون غلالب فرهنگي تعريف شده، محورهاي ارگ و ابوذر در قامت حوزه مسلط گردشگري معرفي شوند. در عين حال عملكردهاي پشتيبان واحدهاي گردشگري (آژانس هاي مسافرتي‏، تاكسي سرويسها، فروشگاههاي فروش سوغات و …) در راستاي محور مطهري در تلفيقي از اداري و تجاري جانمايي مي شوند.

گزينه مفهومي شماره 2:

در گزينه مفهومي شماره 2 تلاش ده است تا ضمن وفاداري به اصول پايه‌ي عنوان شده، محورهاي مطرح در حوزه محلي در حوزه محلي به شرح زير بازخواني گردند.

-در خصوص مفهوم مركز شهر با تأكيد بر نقش سرزندگي فضايي در بخشهاي مركزي شهر، پيشنهاد تشويق حضور شهروندان و تعريف مقياس انساني در قامت تعريف پياده رو به شرحي مطرح شده است كه محورهاي كاشاني و امام در حد فاصل چهارراه بوعلي سينا تا مسجد جامع عهده دار اين نقش باشند. اين پيشنهاد با تأكيد بر نقش نشانه اي مسجد جامع و به شرحي مطرح مي گردد كه با تعريف يك فضاي شهري ويژه در مقابل آن، به نوعي محدوده مركزي شهر نيز شفاف گردد. در عين حال پيشنهاد تعريف راسته اختلاط عملكردي با محوريت تجاري در طول پياده رو و تداوم آن در راستاي محورهاي طباطبايي و بوعلي سينا نيز در راستاي تشويق سرزندگي شهري مطرح شده است. در عين حال نظر به اهميت استقرار ادارات در حوزه مركزي،‌ پيشنهاد تداوم اين نقش در راستاي محورهاي صدوقي و پاسداران مطرح شده است. در عين حال با توجه به لزوم اختلاط عملكردي، پيشنهاد در رعايت آن در تمامي محورها در عين احترام به هويت غالب بيان شده است.

-تعريف و تقويت نقش و جايگاه بافت قديم در اين گزينه در غالب تقويت پوشش سبز مطرح در جوار ميدان 17 شهريور در غالب عرصه عمومي مطرح شده است، در عين حال تلاش شده تا با شناسايي پتانسيلهاي مطرح در عمق بافت (باغات و نخلستانهاي موجود) پيشنهاداتي همچون نقشهاي غالب گردشگري در اين پهنه ها مستقر شده و اصولاً سعي گردد تا كيفيتهاي اكولوژيك مطرح نقشي قويتر در ساختار بافت قديم به عهده گيرد. در عين حال تقويت مسيرهاي پياده داخل بافت در غالب محورهاي خدماتي محلي به رونق بافت كمك كرده در تلفيق با انواع مسكوني هويتمند، به رونق آن مي انجامد. لازم به توضيح است كه همچون گزينه مفهومي شماره يك، پيشنهاد انواع بافت مسكوني با تكيه بر ويژگيهاي اقليمي و كالبدي حاكم بر بافت در طول زمان شكل گرفته است.

-در خصوص ارگ نيز سعي شده است تا هويت مند نمودن محورهاي دسترسي حتي الامكان بر مبناي بافتهاي پشتيبان صورت پذيرد. در اين راستا با توجه به حضور باغات فراوان در حوزه محور خيام، عمده بار پذيرايي – گردشگري در غالب خانه باغ در اين راستا متمركز شده و تداوم آن تا ميدان امام زاده زيد پيش بيني شده است. در حقيقت اين محور با كاهش نقش ترافيكي در حد يكطرفه، پيوندي مستحكم تر و با كيفيت بين دو نشانه بارز امامزاده بزرگ (زيد) و ارگ شهر را برقرار مي سازد. نظر به اهميت اين نشانه و برقراري اجتماعات مردمي در جوار هر كدام‏، اين پيوند و حضور مراكز پذيرايي – گردشگري در جوار آن، مي تواند به يك راسته سرزنده حيات بخشد. در خصوص جبران نقش ترافيكي محدود شده نيز، پيشنهاد يك طرفه كردن محور ابوذر در راستاي معكوس مطرح شده است. در عين حال محور مطهري نيز در ادامه ابوذر با پذيرش عملكردهاي پشتيبان گردشگري در تلفيقي با تجاري و اداري، زمينه هاي دسترسي به ارگ را فراهم نموده است. از سوي ديگر در غرب ارگ نيز دو محور سخايي و ارگ هر يك به نحوي ورود به اين اثر ارزشمند را معنا مي نمايد. محور سخايي با پذيرش نقش غالب فرهنگي و خيابان ارگ با توجه به حضور باغات، اين فرصت را مي يابد كه نقشي قويتر در عرصه عمومي را به عهده بگيرد. در عين حال جهت پشتيباني اين راسته، فعاليتهاي پشتيباني در راستاي كاشاني و تختي مستقر گرديده اند تا بافت مجاور را حمايت نمايند.

گزينه مفهومي شماره 3:

در عين پايبندي به اصول مفروضي عنوان شده گزينه سه به شرح زير پيشنهاداتي را مطرح مي نمايد:

-در پاسخ به مفهوم مركزيت، تلاش شده تا با تكيه بر سابقه تاريخي بازار، عملكرد تجاري نيمه جنوبي محور كاشاني به شرحي تقويت گردد كه بلوك شهري پشتيبان (حد فاصل خيابان كاشاني و خيابان فاطمي) به نقش غالب تجاري را پذيرا گردد. بدين ترتيب تقليل نقش ترافيكي محور در حد خيابان يك طرفه و پشتيباني آن توسط دو محور فاطمي و مدني، پيشنهاد مي گردد. در اين صورت امكان تداوم نقش تجاري در تلفيق با عملكرد اداري در طول محورهاي بوعلي سينا و صدوقي و امام ممكن مي گردد. اين در حالي است كه پيشنهاد نقش فرهنگي در ادامه محور كاشاني و تختي، جايگاهي ويژه به آنها داده، اين امكان را فراهم مي آورد كه هم به تداوم مفهوم مركزيت كمك كنند و هم اينكه اين نقش را به نحوي به هويت تاريخ ارگ مرتبط نمايند.

-توجه به مفهوم و هويت ويژه بافت قديم در اين گزينه نيز تا حد زيادي بر بافتهاي مسكوني استوار بوده است كه با تكيه بر الگوهاي سنتي شكل گرفته اند. در عين حال تعريف نشانه هاي مختلف در راستاي اصلي بافت قديم توانسته است به سكانس بندي آن كمك كند. بهره گيري از فضاهاي سبز همجوار ميدان 17 شهريور براي تعريف نشانه فرهنگي در ابتداي مسير در تلفيق با تعريف فضاي شهري در مقابل مسجد جامع، اولين سكانس مسير را مشخص كرده، ميدان امام، چهارراه بوعلي سينا، نهايتاً پيشنهاد نشانه هاي مطرح در تقاطع سخايي و تختي، سكانسهاي بعدي را شفاف مي كنند.

-خوانا نمودن نقش ارگ در بستر حوزه محلي، با هويت بخشي به محورهاي دسترسي به آن مفهوم مي گيرد. در اين پيشنهاد از يك سو محورهاي پياده داخلي بافت كه به سمت ارگ مطرح مي باشند، مورد توجه قرار گرفته است و از سوي ديگر بافتهاي همجوار ارگ با محوريت مسيرهاي مشخصي هويتمند شده اند. پيشنهاد عملكرد گردشگري در بستر سبز و متوجه الگوي خانه باغي در حد فاصل محورهاي خيام و ابوذر، تقويت جايگاه محدوده هاي سبز در عرصه عمومي در راستاي محور ارگ و باز تعريف محور سخايي بر اساس پتانسيلهاي گردشگري بر اين نگاه استوار بوده است. محورهاي مطهري و بخشهاي جنوبي ابوذر نيز تا حدي نقش پشتيبان را عهده دار شده، اختلاط عملكردي را به نمايش گذارده اند.



قیمت: 10000 تومان