دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مديريت گروه حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
گرايش: حسابداري
عنوان:
بررسي تاثير انتشار درصد هاي مختلف سهام ‏جايزه بر بازدهي سهام شركت‌هاي پذيرفته ‏شده در بورس اوراق بهادار تهران ‏‏(86-80)‏
استاد راهنما :
دکتر محمد حسن جناني
استاد مشاور:
دکتر مجيد زنجير دار
نگارش:
بهجت عباسي
زمستان 1388
Islamic Azad University
Arak Branch
Faculty of Management-Department of Accounting
((M.A)) Thesis

Subject:
Investigating The effect of Publishing the different percentages of stock dividends on return of stocks of the SEC (Tehran Securities and Exchange commissions
Super visor:
Mohammad Hasan janani Ph.D.
Consulted by:
Majid Zanjirdar Ph.D.
by:
Behjat Abbasi
Winter 2010
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اراک
دانشکده مديريت گروه حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد
گرايش: حسابداري
عنوان:
بررسي تاثير انتشار درصد هاي مختلف سهام ‏جايزه بر بازدهي سهام شركت‌هاي پذيرفته ‏شده در بورس اوراق بهادار تهران ‏‏(86-80)‏
نگارش:
بهجت عباسي
زمستان 1388
هيأت داوران:
استاد راهنما: دکتر محمد حسن جناني
استاد مشاور: دکتر مجيد زنجيردار
استاد داور: دکتر پيمان غفاري آشتياني
مدير گروه تخصصي: دکتر مجيد زنجيردار
سپاسگزاري:
در ابتدا شکر و سپاس مي گويم پروردگار مهربان را که همواره در طول مدت تحصيل ياري نمود تا به مقصود و هدف خويش نائل شوم . لطف و مرحمت پروردگار را در سخت ترين شرايط زندگي خود در يافتم . در سخت ترين شرايط دوران تحصيلم انقدر الطاف الهي دور از ذهن و باور نکردني بود که انها را هنوز هم به مانند معجزه اي مي پندارم . (( اَلْحَمدُ لِلّهِ رَبِ الْعالَمين ))
درابتدا از استاد ارجمندم جناب اقاي (( دکتر محمد حسن جناني )) تقدير و تشکر مي کنم که اميد را در من زنده کرده و زحمات بسياري را متقبل شدندتا بتوانم در امر پژوهش موفق شوم . از استاد مهربانم اقاي (( دکتر مجيد زنجيردار )) استاد مشاورم کمال تشکر را دارم که امر مشاوره اين رساله را قبول کردند و مرا در انجام ان ياري نمودند . از همسر مهربانم اقاي (( حسن جوشقانيان )) تشکر مي کنم که مشوق اصلي من براي ادامه ي تحصيل بودند و زحمات بسياري را در طي دوران تحصيل من متحمل شدند . از پدر و مادر مهربانم نهايت تشکر را دارم که به نحوي در طول دوران تحصيل من جاي خالي مرا براي فرزندانم پر کردند . از استادان ارجمند دوران تحصيل خود نيز کمال تشکر را دارم . و در آخر از هر که در اين دوران گره اي از مشکلات مرا گشود و مرا ياري کرد قدر داني و تشکر مي کنم .
تقديم به :

دو ستاره ي درخشان کهکشان زندگي ام
محمد امين عزيز و آصف نازنينم
که از نخستين روز هاي زندگيشان فراق و دوري از آغوش مرا تحمل کردند تا مرا به مقصود برسانند.
و تقديم به همسر عزيزم، شريک آلا مم
همدم لحظه هاي شادي و اندوه ياور پاک و بي رياي هميشه ي هستي ام
همراه زندگي ام
که در دوران تحصيل خود همچون شمعي سوخت تا نور دانش، معرفت، اگاهي و انديشه را در من پديد آورد مرا از پرتو خويش روشن سازد .
وتقديم به هر که مرا در فراز و نشيب زندگي ياري کرد .
چكيده:..1
مقدمه:..2
فصل اول: کليات تحقيق
1-1-مقدمه :4
2-1-بيان مسئله :4
3-1-اهميت موضوع – دلايل تحقيق :5
4-1-فرضيه هاي تحقيق :6
نمودار 5-1-مدل تحقيق و شيوه اندازه گيري متغيرها:7
6-1-قلمرو تحقيق :8
1-6-1-قلمرو زماني تحقيق :8
2-6-1-قلمرو موضوعي تحقيق :8
3-6-1-قلمرو مكاني تحقيق :8
7-1-واژه ها و اصطلاحات:8
فصل دوم: مروري بر ادبيات تحقيق
1-2- مقدمه11
2-2-ادبيات نظري تحقيق11
1-2-2-عوامل تشكيل دهنده حقوق صاحبان سهام :11
2-2-2-انواع اندوخته‌‌ها :12
3-2-2-محل تامين اين اندوخته‌‌ها :12
4-2-2-بازده سرمايه گذاري :13
5-2-2-عوامل موثر بر بازدهي :13
6-2-2-ريسك سرمايه گذاري :15
7-2-2-سياست تقسيم سود16
8-2-2-تئوري پرداخت سود سهام به عنوان سود سهام باقي مانده :17
9-2-2-تئوري نامربوط بودن سود سهام موديگلياني وميلير18
10-2-2-ويژگي‌ها ي سياست تقسيم سود مطلوب19
11-2-2-مباحث ويژه در رابطه با سهام جايزه و تجزيه سهام :19
12-2-2-اهداف و ماهيت سهام جايزه و تجزيه سهام :21
13-2-2-تاريخچه سهام جايزه :21
14-2-2-دلايل و انگيزه‌هاي انتشار سهام جايزه :22
15-2-2-تاثير سهام جايزه بر شركت توزيع كننده23
16-2-2-تاثير سهام جايزه بر سهامداران24
17-2-2-مسائل قانوني سهام جايزه24
18-2-2-جنبه‌هاي منفي سهام جايزه26
19-2-2-سهام جايزه و تجزيه سهام در ارتباط با قيمت‌‌ها و بازدهي فوق العاده26
3-2-پيشينه تحقيق (مروري بر مطالعات گذشته)27
1-3-2-تحقيقات خارجي:27
2-3-2-تحقيقات داخلي:29
فصل سوم: روش اجراي تحقيق
1-3- مقدمه34
2-3-روش تحقيق :35
3-3-فرضيات تحقيق :35
4-3-جامعه آماري :36
5-3- روش جمع آوري اطلاعات :42
6-3-روش تجزيه و تحليل اطلاعات42
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داه ها
1-4-‏ مقدمه‏44
2-4-توصيف متغيرهاي اصلي تحقيق45
3-4-آزمون فرضيه هاي تحقيق:51
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات
1-5-مقدمه57
2-5-نتيجه گيري58
3-5-محدوديت هاي تحقيق:59
4-5-پيشنهادها:60
1-4-5-پيشنهادهاي مبتني بر تحقيق:60
2-4-5-پيشنهادها براي تحقيقات آتي:60
پيوستها
منابع و ماخذ
منابع فارسي:74
منابع لاتين:75
چکيده انگليسي ……………………………………………………………………………………………76
جدول شماره 1-3- جامعه آماري مربوط به شركت هايي كه سهام جايزه توزيع نموده و در تحقيق حاضر مورد آزمون قرار گرفته اند37
جدول شماره 2-3-گروه بندي درصد سهام جايزه با توجه به فرضيات تحقيق42
جدول شماره 1-4 توصيف پراكندگي درصد سهام جايزه در شركتهاي مورد مطالعه45
جدول شماره 2-4 توصيف پراكندگي درصد سهام جايزه در شركتهاي مورد مطالعه46
نمودار شماره 1-4 : پراكندگي درصد سهام جايزه در شركتهاي مورد مطالعه46
جدول شماره 3-4 توصيف پراكندگي قيمت سهام قبل از مجمع در شركتهاي مورد مطالعه به تفكيك درصد انتشار سهام جايزه47
جدول شماره 4-4 توصيف پراكندگي قيمت سهام بعد از مجمع‏ در شركتهاي مورد مطالعه به تفكيك درصد انتشار سهام جايزه47
جدول شماره 5-4 توصيف پراكندگي DPS ‏ در شركتهاي مورد مطالعه به تفكيك درصد انتشار سهام جايزه48
جدول شماره 6-4 توصيف پراكندگي تعداد سهام افزايش يافته ‏ در شركتهاي مورد مطالعه به تفكيك درصد انتشار سهام جايزه49
جدول شماره 7-4 توصيف پراكندگي تعداد سهام قبل از افزايش سرمايه در شركتهاي مورد مطالعه به تفكيك درصد انتشار سهام جايزه49
جدول شماره 10-4 نتايج آزمون تي تك گروهي براي فرضيه اصلي52
جدول شماره 11-4 نتايج آزمون تي تك گروهي براي فرضيه اخص 152
جدول شماره 12-4 نتايج آزمون تي تك گروهي براي فرضيه اخص 253
جدول شماره 13-4 نتايج آزمون تي تك گروهي براي فرضيه اخص 353
جدول شماره 14-4: آزمون نرمال بودن توزيع پراكندگي نمرات متغير بازدهي سهام54
جدول شماره 15-4: نتايج آزمون كروسكال واليس براي بررسي فرضيه چهارم تحقيق55
جدول شماره 8-4 توصيف پراكندگي تفاوت قيمت سهام بعد از انتشار سهام جايزه در شركتهاي مورد مطالعه به تفكيك درصد انتشار سهام جايزه50
جدول شماره 9-4 توصيف پراكندگي بازده سهام ‏ پس از انتشار سهام جايزه در شركتهاي مورد مطالعه به تفكيك درصد انتشار سهام جايزه51

چكيده:
تحقيقات انجام شده در ساير كشورها نشان مي دهد كه سرمايه گذاران، عكس العمل مطلوب و مثبتي در مقابل انتشار اخبار مربوط به سهام جايزه نشان داده اند. به عبارت ديگر نتايج بدست آمده نشان مي دهد كه نرخ بازده سهام شركتهايي كه سهام جايزه توزيع كرده اند بيشتر از نرخ بازده شركتهاي ديگر بوده است. گروهي از محققان بازده بالاتر را بمنزله با ارزش بودن سهام جايزه تلقي كرده اند ولي گروه ديگر بر اين باورند كه بازده بيشتر اينگونه سهام ناشي از محتواي اطلاعاتي سهام جايزه است و سهام جايزه به خودي خود ارزشي ندارد.
در اين تحقيق رابطه بين انتشار درصدهاي مختلف سهام جايزه و نرخ بازدهي سهام (سهامداران) مورد بررسي قرار گرفته است. در اين تحقيق سه فرضيه در مورد تاثير انتشار سهام جايزه بر بازدهي سهام به تفكيك سه دسته (زير 20 درصد ، بين 20 تا 50 درصد و بالاي 50 درصد) و يك فرضيه (فرضيه چهارم) در قالب مقايسه سه گروه مذكور تدوين شده است. 41 شركت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قالب فراواني 117 نمونه با احتساب سالهاي انتشار سهام جايزه مورد بررسي قرار گرفتند. با استفاده از روشهاي آماري تي تست1 و كروسكال واليس2 ‏ فرضيات تحقيق مورد آزمون قرار گرفت.
نتايج بدست آمده از اين تحقيق نشان مي دهد كه انتشار درصدهاي مختلف سهام جايزه بر بازدهي سهام تاثير مثبت دارد اما بين بازدهي سهام در بين سه گروه (زير 20 درصد ، بين 20 تا 50 درصد و بالاي 50 درصد) تفاوت معنادار وجود ندارد. به نظر مي رسد مهمترين عوامل در اين زمينه كارآيي ضعيف بورس اوراق بهادار تهران و ناآگاهي نسبي (سرمايه گذاران و در برخي موارد مديران) از سهام جايزه مي باشد.
.
مقدمه:
يکي از موضوعاتي که کنجکاوي سرمايه گذاران و متخصصان مالي در بورس اوراق بهادار را برانگيحته، تاثير سهام جايزه بر نرخ بازده سهام است. مروري به کتابها و مقالات مالي نشان مي دهد، متخصصان و صاحبنظران مالي عقايد متفاوتي درباره ارزش سهام جايزه دارند. برخي از آنها معتقدند چنانچه درصد سهام جايزه در حد پاييني باشد انتشار سهام جايزه موجب افزايش ثروت سهامداران مي گردد، اما پاره اي ديگر بر اين باورند که چون سهام جايزه موجب گسترش مالکيت سهام و حفظ نقدينگي در شرکت مي شود، سهام جايزه داراي ارزش است و صدور آن به هر ميزان موجب افزايش ثروت سهامداران مي گردد. گروه ديگر اظهار مي کنند که چون صدور سهام جايزه تاثيري بر ميزان سود دهي و ريسک شرکت نمي گذارد بنابراين تاثيري نيز بر ارزش شرکت و ثروت سهامداران نحواهد گداشت. نتايج به دست آمده در ساير شرکتها نشان مي دهد که نرخ بازده سهام شرکتهايي که سهام جايزه توزيع کرده اند بيشتر از نرخ بازده شرکتهاي ديگر بوده است. گروهي از محققان بازده بالاتر را به منزله با ارزش بودن سهام جايزه تلقي کرده اند ولي گروه ديگر بر اين باورند که بازده بيشتر اينگونه سهام ناشي از محتواي اطلاعاتي سهام جايزه است و سهام جايزه به خودي خود ارزشي ندارد.
هدف از اين تحقيق مطالعه تاثير انتشار درصدهاي مختلف سهام جايزه بر بازدهي سهام شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با روش هاي عملي مي باشد.
فصل اول:
كليات تحقيق
1-1-مقدمه :
اهميتي كه بورس اوراق بهادار در رونق اقتصادي هر كشوري مي‌تواند داشته باشد بر هيچكس پوشيده نيست نگاهي به وضعيت بورس اوراق بهادار در كشور هاي پيشرفته نشان مي‌دهد كه وقتي اين بازار در حال رونق باشد، ‌اقتصاد آن‌ ها در حال رونق است و اگر بازار اوراق بهادار آن‌ها تزلزلي داشته باشد در كل اقتصاد آن‌ها منعكس مي‌گردد. نمونه بارز آن بازار هاي بورس كشور هاي آمريكايي و اروپايي است كه اخيراً با مشكلات و فراز و نشيب هاي زيادي روبرو شده است كه باعث ورشكستگي و سقوط قيمت سهام كشورهاي بزرگ آنها شده است و اقتصاد ان‌هارا آسيب پذير نموده و همه كارشناسان و دولتمردان را متوجه خود ساخته است. تا چاره اي بينديشند تا از چالش جلوگيري كرده و از ورشكستگي شركت هاي بزرگي همچون جنرال موتورز و… جلوگيري كنند. در واقع وضعيت سهام در آنجا نوعي شاخص وضعيت اقتصادي است. به عبارتي ديگر بازار اوراق بهادار از لوازمات حركت اقتصادي كشور‌ها و ابزار قدرتمند كنترل و سرمايه گذاري آن‌ها مي‌باشد.
با گسترش بازار هاي سرمايه و نياز شركت‌ها به منابع مالي جهت حركت رو به جلو و گستر ش فعاليت هاي خود و در مواقعي به دليل كمبود نقدينگي برخي از شركت‌‌ها ترجيح مي‌دهند با افزايش سرمايه از طريق سود سهام به صورت سود سهمي‌(سهام جايزه) هدف هاي خود را مرتفع سازند در اين تحقيق سعي بر آن است كه تاثير انتشار در صد هاي مختلف سهام جايزه بر بازدهي سهام شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را با روش هاي علمي‌مورد بررسي قرار دهيم. اميد است كه نتايج حاصله مفيد بوده و موجب بهبود شيوه هاي تصميم گيري، ‌تصميم گيرندگان وسرمايه‌گذاران و ساير استفاده كنندگان از اطلاعات مالي قرار گيرد.
2-1-بيان مسئله :
سهام جايزه يك نوع افزايش سرمايه است كه مجمع عمومي‌فوق العاده شركت‌ها پس از پيشنهاد هيات مديره با انتشار درصدي از سهام جايزه از محل اندوخته‌هاي آن شركت موافقت مي‌نمايد سپس اين سهام به طور رايگان بين سهامداران عادي و به نسبت مالكيت آنان توزيع مي‌گردد.
به عبارت ديگر سهام جايزه انتقال اندوخته هاي شركت به حساب سرمايه است معمولاً شركت‌هابه سهام جايزه به عنوان ابزاري كه جايگزين يا مكمل سود نقدي است نگاه مي‌كنند و در مواردي نيز افزايش سرمايه به منظور اجراي طرحهاي توسعه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. سهام جايزه نيز به خودي خود تغيير ارزشمندي را براي سهامداران به همراه نمي‌آورد زيرا اگر چه سرمايه شركت افزايش مي يابد ولي اندوخته ها نيز به همان اندازه كاهش مي يابند . در نتيجه هيچ تغييري در كل دارايي هاي شركت نيز به وجود نمي آيد ولي اعلام خبر انتشار سهام جايزه روي قيمت سهام در بازار‌هاي بورس تاثير مي‌گذارد زيرا اين خبر از يك نظر به عنوان علامتي كه از آينده خوب3 شركت خبر مي‌دهد تلقي مي‌گردد.
در توضيح اين پديده بايد گفت كه طبق استاندارد هاي حسابداري اگر سود سهمي‌20 درصد تا 25 درصد‌اعلام شود سهام منتشر شده جديد به ارزش بازار از سود انباشته به سرمايه منتقل مي‌شود و اگر بيشتر از 25 درصد‌اعلام شود به ارزش اسمي‌منتقل مي‌شود همين مسئله از نظر برخي از محققين معما مي‌نمايد و موضوع تحقيقات بسياري در دنيا شده است كه ساليان زيادي است نيز ادامه دارد.
البته در بيشتر تحقيقات موضوع سهام جايزه و تجزيه سهام را با هم مورد بررسي و تحقيق قرار داده‌اند كه ما به دليل استفاده نكردن شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار از تجزيه سهام در سال‌هاي اخير از آن صرف نظر كرده (يكي از محدوديت هاي تحقيق ) دراين تحقيق به دنبال آن هستيم كه تاثير انتشار درصد هاي مختلف سهام جايزه بر بازدهي سهام شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسي نماييم. سوال اصلي تحقيق اين است كه آيا انتشار سهام جايزه بر بازدهي سهام تاثير دارد؟ همچنين اين سوال را به تفكيك سه گروه (زير 20%، بين 20% تا 50% و بالاي 50% ) بررسي خواهيم نمود.
3-1-اهميت موضوع – دلايل تحقيق :
بر اساس تحقيقي كه بر روي قيمت سهام شركت هاي منتشر كنده سهام جايزه انجام گرفته است بررسي رفتار قيمت سهام آن شركت هادر قبل و بعد ازسهام جايزه نشان مي‌دهد كه در نيمي‌از موارد قيمت سهام بعد از سهام جايزه مساوي يا بيشتر از قيمت سهام در قبل از اعطاي سهام جايزه بوده است. چنين مشاهداتي دليل محكمي‌بر غيركارا و غير عقلايي بودن بازار سهام ايران است. يكي از عوامل مهمي‌كه بر قيمت سهام و بالطبع بر ثروت سهام داران تاثير مي‌گذارد چگونگي تقسيم سود مي‌باشد.
با اينكه به نظر مي‌رسد سهام داران در ايران سهام جايزه را به سود نقدي ترجيح مي‌دهند تامل در اين موضوع بيانگر اين واقعيت است كه اگر نسبت به آگاهي سهامداران در مورد ماهيت سهام جايزه اقدام نشود اين احتمال وجود دارد كه سهام داران عمده بعضي شركت‌ها با انتشار سهام جايزه و متورم نمودن ارزش سهام خود مبادرت به فريب سهام داران اقليت يا مردم عادي نموده و به اين وسيله به اعتماد عمومي‌به بازار سهام لطمه وارد كنند تصميم اعطاي سود سهمي‌(سهام جايزه ) با توجه به توزيع آن با درصد هاي مختلف و تاثير آن (مثبت يا منفي ) بر بازدهي سهام (قيمت سهام ) در بازار بورس تصميم بسيار مهمي‌مي‌باشد كه بايد با بررسي و دقت بيشتر و با در نظر گرفتن منافع سهام داران و وضعيت آتي شركت اتخاذ كرد پس از اينكه مجامع عمومي‌فوق العاده تصميم به دادن درصد خاصي از سهام جايزه را مي‌گيرند به دنبال آن فعل و انفعالاتي در بازار بورس اتفاق مي‌افتد و عكس العمل سهامداران را با توجه به درصد هاي پيشنهادي را نسبت به قيمت بازار سهام شركت‌هايي كه سهام جايزه توزيع خواهند كرد را موجب مي‌شود. با توجه به مطالب مزكور اهميت تحقيق از ديدگاههاي متفاوتي مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد از جمله : – سرمايه گذاران و مديران شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جهت انتشار سود سهمي‌به جاي سود نقدي با توجه به پيامد هاي آتي قيمت بازار سهام نسبت به آن ابزار و در نهايت ارائه راهكار‌ها و پيشنهادهايي در جهت هدايت بازار به سمت كارايي و رونق بيشتر.
4-1-فرضيه هاي تحقيق :
با توجه به هدف تحقيق مزبور بررسي مي‌كنيم كه آيا بين انتشار درصدهاي مختلف سهام جايزه و بازده سهام ارتباط معناداري وجود دارد يا خير؟ به عبارت ديگر آيا متغيرهاي مستقل توانايي توضيح و تبيين متغير وابسته را دارد يا خير؟ اين هدف را با انجام فرضيات زير به صورت يك فرضيه اصلي و چهار فرضيه فرعي عملي مي‌كنيم.
فرضيه اصلي :
انتشار سهام جايزه بر روي بازدهي سهام تاثير دارد.
فرضيات فرعي :
انتشار سهام جايزه زير20 درصد بر روي بازدهي سهام تاثير مثبت دارد.
انتشار سهام جايزه 20 درصد‌تا 50 درصد بر روي بازدهي سهام تاثير مثبت دارد.
انتشار سهام جايزه بالاي 50 درصد برروي بازدهي سهام تاثير مثبت دارد.
بين بازدهي سهام در بين سه گروه(زير 20 درصد بين 20 تا 50 درصد وبالاي
50 درصد) تفاوت معني دار وجود دارد .
نمودار 5-1-مدل تحقيق و شيوه اندازه گيري متغيرها:
شيوه اندازه گيري متغير اصلي بصورت زير بوده است:
بازده سالانه=
6-1-قلمرو تحقيق :
هر تحقيقي بايد داراي قلمرو مشخصي باشد تا محقق در تمامي‌مراحل تحقيق، ‌بر موضوع تحقيق احاطه كافي داشته باشد و بتواند نتايج حاصل از نمونه را به جامعه تعميم دهد.
1-6-1-قلمرو زماني تحقيق :
به منظور عينيت بيشتر و به واقعيت نزديكتر بودن نتايج تحقيق قلمرو زماني اين تحقيق محدود به
7 سال خواهد شد يعني از سال 1380 تا اول سال مالي 1387 (پايان سال مالي 1386) را در بر خواهد گرفت.
2-6-1-قلمرو موضوعي تحقيق :
اين تحقيق به بررسي تاثير انتشار درصد هاي مختلف سهام جايزه بر بازدهي سهام شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي‌پردازد.
3-6-1-قلمرو مكاني تحقيق :
قلمرو مكاني اين تحقيق شركت هاي سهامي‌عام پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را كه در قلمرو زماني تحقيق (1380-1387) سهام جايزه توزيع نموده اند را شامل مي‌شود.
7-1-واژه ها و اصطلاحات:
سهام جايزه: سود سهمي يا سهام جايزه عبارت است از توزيع سود به شكل سهام بين صاحبان سهام يك واحد تجاري از حمل سود تقسيم نشده يا اندوخته ها كه با توجه به اصلاحيه قانون تجارت موكول به تصويب مجمع عمومي فوق العاده است(جهانخاني و عباسي، 1370،ص78)1.
بازده سهام: شامل تغيير در اصل سرمايه (تغيير قيمت سهام) و سود نقدي دريافتي مي باشد. براي محاسبه نرخ بازده سهام عادي، قيمت سهام عادي را در آخر سال از قيمت آن در اول همان سال كسر و سپس سود سهام دريافتني را به آن اضافه مي كنيم و آن گاه حاصل جمع را بر قيمت همان سهم در اول سال تقسيم مي كنيم (همان منبع،ص58)2.
بازده: بازده عبارت است از نسبت كل عايدي (ضرر) حاصل از سرمايه گذاري در يك دوره معين به سرمايه اي كه براي به دست آوردن اين عايدي در ابتداي دوره مصرف گرديده است ( جهانخاني و سينايي ، 1372)1.
بورس اوراق بهادار تهران: بازار بورس اوراق بهادار، بازاري متشکل است که اوراق بهادار در آن توسط کارگزاران و يا معامله‌گران طبق ‏مقررات، مورد داد و ستد قرار مي‌گيرد . بورس اوراق بهادار تهران در بهمن‌ماه سال 1346 بر پايه قانون مصوب ارديبهشت‌ماه 1345 تأسيس ‏شد2.
فصل دوم:
مروري بر ادبيات تحقيق
1-2- مقدمه
يكي از مهمترين اهداف هر واحد انتفاعي سود آوري و حداكثر نمودن ثروت مالكين مي‌باشد. معمولاٌ شركت‌‌ها يا واحد‌‌هاي انتفاعي پس از طي فرايند كسب سود در صورتيكه همه چيز بر طبق پيش بيني‌‌ها باشد و هيچ مورد غير مترقبه اي در طي اين دوره رخ ندهد، ‌در نهايت مقداري وجه به عنوان سود پس از كسر تمام هزينه‌‌ها عايد مالكان شركت مي‌گردد. كه مهمترين هدفي است كه شركت براي آن تاسيس شده است. در حالت طبيعي مالكان و سهامداران شركت انتظار دريافت سود را به طور كامل دارند. اما با توجه به تورم در جامعه و با توجه به اينكه مديران و سهامداران شركت‌‌ها همواره خواهان رشد و پيشرفت مي‌باشند، ‌توزيع سود سهام بين سهام داران به شكل نقدي منطقي به نظر مي‌رسد و عدم توزيع سود نقدي به شكل سود سهمي‌( سهام جايزه ) يا هر اندوخته ديگر شركت باعث افزايش قدرت نقدينگي شركت و در ادامه، ‌انجام پروژه‌‌ها و طرح‌ها ي توسعه در جهت رشد و پيشرفت عمليات شركت و انجام هر هزينه اي در جهت ايجاد درآمد براي شركت مي‌شود كه در نهايت اين كار موجب حداكثر شدن ثروت مالكان و سهامداران شركت مي‌شود.
اين فصل در ارتباط با نظريات تئوريها و سوابق مطالعات انجام شده در ارتباط با سهام جايزه و بازدهي قيمت سهام بعد از انتشار سهام جايزه و نحوه تقسيم آن بين سهامداران بحث مي‌كند.
2-2-ادبيات نظري تحقيق
1-2-2-عوامل تشكيل دهنده حقوق صاحبان سهام :
حقوق صاحبان سهام و يا ارزش ويژه شركت برابر است با كل داراييها منهاي كل بدهيهاي شركت. حقوق سهامداران نشان دهنده ميزان مشاركت سهامداران در اداره شركت مي‌باشد.
حالت‌هايي كه حساب سرمايه مي‌تواند داشته باشد.
1-سرمايه مجاز :
تعداد كل سهام يا حجم كل سرمايه است كه مطابق با اساسنامه شركت مجاز است تا به آن حد سهام انتشار دهد.
سهام منتشر نشده :
بخشي از سهام است كه هنوز منتشر نشده است ليكن مطابق با اساسنامه شركت مجاز به انتشار آن مي‌باشد.
3- سهام منتشر شده :
بخشي از سهام است كه شركت بر حسب نياز به سرمايه به سهامداران فروخته است.
4- سهام باز خريد شده :
در بعضي از كشور‌‌ها شركت‌‌ها مي‌توانند سهام خود را بازخريد نمايند و در نتيجه تعداد سهام را كاهش دهد. در ايران شركت‌‌ها از باز خريد سهام خود ممنوع هستند.
5- سهام يا سرمايه موجود :
آن بخشي از سهام است كه در تملك عامه مردم است(جهانخاني و عباسي، 1370)1.
2-2-2-انواع اندوخته‌‌ها :
منابع اندوخته‌‌ها متفاوتند. بر حسب محل تامين، ‌اندوخته‌‌ها به طبقات زير تقسيم مي‌شوند.
1-اندوخته سود سنواتي ( سود تقسيم نشده )
اين اندوخته‌‌ها ناشي از سود خالص شركت و در اثر عمليات به وجود مي‌آيند.
2- اندوخته سرمايه اي :
اين اندوخته‌‌ها ناشي از آن دسته از معاملاتي است كه شركت از مابه التفاوت بهاي تمام شده آن دارايي ( فيزيكي‌يا مالي ) و قيمت فروش به دست مي‌آورد (همان منبع،ص25)2.
3-2-2-محل تامين اين اندوخته‌‌ها :
الف ) فروش سهام با صرف سهام
هنگامي‌كه سهام بيش از قيمت اسمي‌فروخته شود مازاد بر بهاي اسمي‌را به صورت اندوخته صرف سهام در حقوق صاحبان سهام نمايان مي‌شود.
ب) اندوخته اهدايي
معمولاً در زمان وقوع بحران مالي ممكن است سهامداران، ‌برخي از سهام خود را به شركت هديه دهند يا بستانكاران برخي از مطالبات خود را به شركت ببخشند.
ج) اندوخته‌ها ي ناشي از خريد و فروش اوراق بهادار و بازخريد سهام
هنگامي‌كه شركت داراي نقدينگي زيادي است مي‌تواند آن را براي خريد و فروش اوراق بهادار به كار گيرد.
ه) فروش دارايي‌ها ي سرمايه اي :
فروش دارايي‌ها ي ثابت سرمايه اي شركت به قيمتي بيش از بهاي تمام شده و يا ارزش دفتري مي‌تواند سودي را براي شركت فراهم نمايد.
اندوخته تجديد ارزيابي دارايي‌‌ها :
اين اندوخته‌‌ها ناشي از به كار گيري روش‌ها ي حسابداري است.
اندوخته‌ها ي احتياطي (ناپيوسته ) :
عاقلانه است كه شركت مطابق با اصول حسابداري مبالغي را سالانه به منظور جبران هزينه‌ها ي غير مترقبه و زيان‌ها ي آتي به صورت اندوخته كنار بگذارد.
اندوخته‌ها ي ناشي از ادغام و تركيب سازماني يا ناشي از سازماندهي مجدد
4-2-2-بازده سرمايه گذاري :
بازده سرمايه گذاري عبارت است از نسبت كل عايدي (ضرر) حاصل از سرمايه گذاري در يك دوره معين به سرمايه اي كه براي به دست آوردن اين عايدي در ابتداي دوره مصرف گرديده است. بازده سهام شامل تغيير در اصل سرمايه ( تغيير قيمت سهام) و سود نقدي دريافتني مي‌باشد.
براي محاسبه نرخ بازده سهام عادي، ‌قيمت سهام عادي را در آخر سال از قيمت آن در اول دوره همان سال كسر و سپس سود سهام دريافتني را به آن اضافه مي‌كينم آن گاه حاصل جمع را بر قيمت همان سهم در اول دوره تقسيم مي‌كنيم(جناني و سليماني، 1385،ص87)1.
5-2-2-عوامل موثر بر بازدهي :
سرمايه گذاري در سهام تابع عوامل ميزان بازدهي و مقايسه ساير دارايي‌ها مي‌باشد. بازدهي سهام مي‌تواند به عوامل متعددي بستگي داشته باشد:
به طور كلي اين عوامل را مي‌توانيم به دو گروه كلي تقسيم كنيم :
گروه اول عواملي را در برمي‌گيرد كه سود نقدي و مزاياي پرداختي را تحت تاثير قرار مي‌دهند به شرح ذيل هستند :
سود نقدي و كارايي بنگاه يكي از عوامل مهم در اين گروه مي‌باشند، ‌كارايي اين بنگاه مستقيماً به مديريت آن وابسته است. چگونگي مديريت بنگاه تاثير روشني بر كارايي فعاليت‌ها ي توليدي و تجاري، ‌سود آوري قدرت و سلامت مالي و امكانات رشد بالقوه بنگاه دارد.
معافيت‌ها ي مالياتي يكي ديگر از عوامل موثر بر سود بنگاه است. معافيت‌ها ي مالياتي، ‌ بازدهي سهام را از دو جنبه تحت تاثير قرار مي‌دهند. معافيت مالياتي بيشتر از يك طرف موجب افزايش سود بنگاه شده و از طرف ديگر ماليات كمتر بر سرمايه گذاري در ساير داراييهاي مالي، ‌موجب افزايش تقاضاي سرمايه گذاري در سهام مي‌گردد. كه اين عامل نيز اثر خود را در افزايش قيمت سهام نشان مي‌دهد.
ظرفيت بازار و نوع كالاي توليدي شركت نيز به نوبه خود سود شركت را تحت تاثير قرار مي‌دهد هر چه ظرفيت بازار براي كالايي كه شركت توليد مي‌كند، ‌بيشتر باشد، ميزان فروش آن بنگاه بيشتر بوده و لذا درآمد و سود بنگاه بيشتر خواهد بود. هم چنين سود جاري و آينده شركت تا حد زيادي تحت تاثير اوضاع و شرايط حاكم بر كشور نيز مي‌باشد.
عامل ديگري كه سود بنگاه را به خصوص در مورد شركت‌ها ي فعال كشور ايران تحت تاثير قرار مي‌دهد، ‌ميزان وابستگي آنان به ارز مي‌باشد. از آن جاييكه شركت براي ادامه فعاليت خود ناچار است كه مواد اوليه مورد نيازش را از بازارهاي خارجي تهيه كند لذا وابستگي كمتر در اين زمينه سود بنگاه را تحت تاثير قرار مي‌دهد.
اندازه شركت نيز از جمله عوامل متعدد ديگري است كه توجه متخصصين را به خود جلب كرده است. از آنجاييكه شركت‌ها ي بزرگ به منابع مالي ارزانتري دسترسي دارند از كارايي و سود دهي بيشتري برخوردار هستند.
گروه دوم كه نرخ بازدهي را تحت تاثير قرار مي دهد، ‌شامل عواملي است كه بر قيمت سهام موثر هستند. نرخ بازدهي سهام، ‌علاوه بر سود و مزاياي پرداختني، ‌تحت تاثير قيمت سهام نيز مي‌باشد. قيمت سهام نيز تابع عوامل متعددي است .
برخي از اين عوامل به طور مختصر ذيلاً ارائه مي‌شود.
روند آينده اقتصادي (انتظارات سهامداران) قيمت سهام را مستقيماً تحت تاثير قرار مي‌دهد چنانچه سهامداران نسبت به تحولات آتي اقتصادي خوش بين باشند، ‌تقاضاي خريد سهام خود را افزايش مي‌دهند كه تقاضاي بيشتر براي خريد سهام، ‌موجبات افزايش قيمت سهام را فراهم مي‌سازد و بر عكس.
كيفيت تركيب سهامداران نيز از جمله عواملي است كه قيمت سهام را تحت تاثير قرار مي‌دهد. بسته به اينكه اكثريت سهامداران بازار سهام، ‌كدام يك از گروه‌ها ي سرمايه گذاران كم تحرك، ‌ سرمايه گذاران حرفه اي و سفته بازان باشد، ‌تغييرات قيمت سهام متفاوت خواهد بود.
قابليت نفوذ پذيري سهام – نرخ تورم، ‌چگونگي توزيع درآمد، ‌نحوه قيمت گذاري سهام و ميزان عرضه سهام تحت تاثير عوامل اقتصادي و غير اقتصادي است، ‌قيمت سهام را متاثر مي‌سازد.
6-2-2-ريسك سرمايه گذاري :
ريسك هر سرمايه گذاري عبارت است از احتمال از دست دادن تمام يا قسمتي از سود و يا اصل سرمايه و يا به عبارت ديگر نوسان پذيري بازده سرمايه گذاري را ريسك سرمايه گذاري مي‌گويند.
سرمايه گذاري عبارت است از خريدن يك قلم دارايي واقعي يا مالي كه بازده آن با ريسك مورد انتظار متناسب باشد.
طبق اين تعريف به نظر مي‌رسد كه بين ريسك و بازده نوعي رابطه وجود دارد. هر چه قدر ريسك بيشتر باشد نرخ بازده بيشتر خواهد بود ولي اين بدين معني نيست كه پذيرفتن ريسكهاي سنگين، هميشه بازده فراواني در پي خواهد داشت.
مدت‌ها‌ست كارشناسان امور مالي و نظريه پردازان دانشگاهي كوشيده‌اند تا رابطه بين ريسك و نرخ بازده اوراق بهادار را مشخص كنند وي موفقيت چنداني به دست نياورده اند
تعيين رابطه اي مشخص بين ريسك و بازده كار ساده اي نيست. نظر شخص سرمايه گذار در اين مورد نقش مهمي‌را دارد.
آگاهي از ميزان ريسك و بازده انواع اوراق بهادار، ‌سرمايه گذاران را قادر مي‌سازد تا براي دوره‌ها ي بلند مدت تصميمات مفيدتري بگيرند( جهانخاني و پارسيان، ‌1373،ص58)1.
براي تعيين ريسك سرمايه گذاري از دو شاخص كه براي اندازه گيري وجود دارد، ‌استفاده مي‌كنيم.
اين دو شاخص عبارتند از انحراف معيار و بتا ().
انحراف معيار :
بيانگر ميزان نوسان پذيري يا پراكندگي يك متغير است. براي محاسبه ريسك يك سرمايه گذاري مي‌توان انحراف معيار نرخ بازده آن را محاسبه كرد. هر چه قدر انحراف معيار نسبت به ميانگين بازده بيشتر باشد، ‌آ‌ن سرمايه گذاري ريسك بيشتري دارد.
بتا () محاسبه ريسك سرمايه گذاري با استفاده از شاخص بتا در گروه نظريه نوين پرتفوي اوراق‌ بهادار است. براي محاسبه بتا بايد از رابطه بين نرخ بازده يك سهم و نرخ بازده پرتفوي بازار را محاسبه كرد. بتا نشان مي‌دهد كه درصد تغييرات يك سهم چه ضريبي از درصد تغييرات شاخص كل قيمت سهام است. ضريب بتا شاخصي براي ريسك سيستماتيك ( غير قابل كاهش ) مي‌باشد. ضريب بتا براي يك سهم به خصوص، ‌بدين صورت تعيين خواهد شد كه درجه ريسك سيستماتيك متعلق به شاخص قيمت بورس سهام مقايسه مي‌كنند.
اگر مقدار ضريب بتا براي سهم مورد نظر عدد يك باشد ريسك سيستماتيك آن سهم مساوي ريسك سيستماتيك بازار سهام خواهد بود و اين بدين مفهوم است كه درصد تغيير قيمت آن سهم به طور متوسط برابر است با درصد تغييرات شاخص كل قيمت سهام. به عبارت ديگر بازده دور تملك آن سهم، ‌هماهنگ با كاهش و افزايش نرخ بازده كل سهم تغيير خواهد كرد.
اگر ضريب بتا براي يك سهم2/1 باشد، ‌نرخ بازدهي آن سهم 20 درصد بيشتر از تغييرات بازده بازار تغيير خواهد كرد و اگر ضريب بتا متعلق به سهم مورد نظر 90 درصد باشد، ‌ريسك سيستماتيك آن كمتر از ريسك سيستماتيك كل بازار است و مي‌توان انتظار داشت كه تغييرات نرخ بازدهي اين سهم 90 درصد تغييرات بازده كل سهام خواهد بود.
7-2-2-سياست تقسيم سود
از ديدگاه مديران دو نوع تصميم متضاد در مورد تقسيم سود مي‌توان گرفت
الف ) توزيع سود به سهامداران
ب) اندوخته كردن و سرمايه گذاري مجدد آن
نكته آن است كه بين تقسيم سود و يا عدم تقسيم سود و اختصاص آن به تامين مالي پروژه‌‌ها مي‌بايست تصميم مناسبي گرفته شود به طوري كه حفظ منافع سرمايه گذاران شرط لازمه آن باشد و رشد و نهايتاً امكان سودآوري بيشتر شركت ميسر شود.
انتخاب هريك از تصميمات فوق اثرات متفاوتي به شركت و قيمت سهام آن دارد در حالي كه عدم تقسيم سود و نگه داري عايدات، ‌راحت ترين منبع مالي براي شركت محسوب مي‌گردد. اما سوالي كه مطرح است اين است كه آيا سود تقسيم نشده در شركت‌‌ها به نحو مطلوبي به سرمايه گذاريهاي سودآور اختصاص مي‌يابد ؟
به عبارت بهتر سهامداران انتظار دارند سود تقسيم نشده از طرف شركت با نرخ بازدهي حداقل برابر با سرمايه گذاري كه وي مي‌توانست در جاي ديگر انجام دهد، ‌سرمايه گذاري شود. مديران شركت‌‌ها با توجه به فشار‌ها ي ناشي از تقاضاي سود سهام نقدي از طرف سرمايه گذاران و ترجيح آنان به دنبال يك راه حل بهينه اند.
نسبت نهايي تقسيم سود به طور عمده بايد بر مبناي ترجيحات سرمايه گذاران نسبت به سود سهام در برابر منافع سرمايه اي تعيين شود. بايد ديد كه سرمايه گذار نهايي ترجيح مي‌دهد شركتي داشته باشد كه درآمدش را به صورت سود سهام تقسيم كنديا اينكه درآمد شركت براي ايجاد منافع سرمايه اي دوباره جذب فعاليت‌ها ي شركت گردد.
اين ترجيح مي‌تواند بر حسب مدل ارزشيابي سهام با نرخ رشد ثابت در نظر گرفته شود:

رابطه فوق نشان مي‌دهد كه اگر شركت نسبت تقسيم سودش را افزايش دهد و بنابراين را بالا مي‌برد، ‌صورت كسر افزايش خواهد يافت و بنابراين روش اتخاذ شده به تنهايي سبب مي‌شود كه قيمت سهام بالا برود. با وجود اين اگر بالا برود، در نتيجه مبالغ كنوني براي سرمايه گذاري مجدد در دسترس نخواهد بود، ‌پس نرخ رشد مورد انتظار (g) پايين خواهد آمد و قيمت سهام به طرف پايين ميل خواهد كرد.
در اين صورت، ‌هر تغييري در سياست تقسيم سود دو اثر متضاد دارد و شركت بايد به دنبال رسيدن به يك تصميم مناسب در ارتباط با سود سهام جاري و نرخ رشد آتي باشد تا اينكه قيمت سهام را حداكثر كند. در اين قسمت چند تئوري مربوط به سياست تقسيم سود يا ترجيح سرمايه گذار به اختصار بيان مي‌شود.
8-2-2-تئوري پرداخت سود سهام به عنوان سود سهام باقي مانده :
بر طبق نظريه سود باقي مانده، ‌شركت‌‌ها آن مقدار از سود انباشته را تقسيم مي‌كنند كه مازاد بر نياز پروژه‌ها ي سرمايه گذاري آن‌‌ها باشد. به عبارتي ديگر ابتدا پروژه‌ها ي سرمايه گذاري با بيشترين بازده را از محل سود انباشته آنقدر تامين مي‌كنند كه هزينه سرمايه ( تامين مالي با تقسيم سود ) برابر با بازده سرمايه گذاري باشد و مازاد بر آن را بين سهامداران تقسيم مي‌كنند.
نظريه سود سهام به عنوان وجوه باقي مانده الزاماً به آن معني نيست كه سود سهام از دوره اي به دوره ديگر همراه با تغييرات پروژه‌ها ي سرمايه گذاري متغير باشد، ‌شركت ممكن است پرداخت سود سهام را به وسيله كنار گذاشتن وجوه در سالهايي كه اضافه درآمد دارد براي سال‌ها يي كه كسري خواهد داشت، ‌يكنواخت كند.
9-2-2-تئوري نامربوط بودن سود سهام موديگلياني وميلير
مرتون ميلر و فرانكو موديگلياني در يك مقاله تئوريكي مهم درباره سياست تقسيم سود بحث نمودند كه سياست تقسيم سود هيچ تاثيري روي قيمت بازار سهام و يا ارزش شركت يا هزينه سرمايه ندارد. لذا سياست تقسيم سود نامربوط است. آنها چنين استدلال كردند كه ارزش شركت بر مبناي قدرت سودآوري و درجه ريسك آن تعيين مي‌شود و بنا براين ارزش شركت به سياست سرمايه گذاري داراييها بستگي دارد و به چگونگي تقسيم سود آن مابين سود سهام و سود تقسيم نشده بستگي ندارد. م. م ثابت مي‌كنند كه تحت مجموعه اي از شرايط و فرضيات معين، ‌اگر شركتي سود سهام بيشتري تقسيم كند، ‌در نتيجه شركت بايد سهام بيشتري به سرمايه گذاران جديد بفروشد و سهمي ‌از ارزش شركت به سرمايه گذاران جديد واگذار شده دقيقاً مساوي با سود سهام نقدي تقسيم شده مي‌باشد.
م. م نظريه ايشان را با در نظر گرفتن پنج فرضيه اثبات كردند:
1- هيچ گونه ماليات بر درآمد شخصي يا شركت وجود ندارد.
2- هزينه‌ها ي انتشار و معاملات (نقل و انتقال) سهام وجود ندارد.
3- سياست تقسيم سود هيچ اثري روي هزينه سرمايه ندارد.
4- سياست سرمايه گذاري از محل حقوق صاحبان سهام سرمايه كاملاً مستقل ار سياست تقسيم سود آنست.
5- سرمايه گذاران و مديران به مجموعه اي از اطلاعات يكسان ( اطلاعات متناسب ) بدون توجه به فرصت‌ها ي سرمايه گذاري آتي دسترسي دارند.
نتيجه محاسبات رياضي سود موديگلياني و ميلر به فرمول ذيل انجاميد كه نشان مي‌دهد ارزش سهام شركت بي ارتباط با تقسيم سود است.
= سرمايه گذاري موسسه
K = هزينه سرمايه شركت
M= تعداد سهام جديد
N = تعداد سهام قبلي
= قيمت سهام در زمان 1
X = سود خالص موسسه در زمان 1
فرضيات م م واقعي نيستند و در عمل نمي‌توان به آن‌‌ها رسيد. شركت‌‌ها و سرمايه گذاران ماليات بر درآمد مي‌پردازند شركت‌‌ها متحمل هزينه‌ها ي انتشار مي‌شوند، ‌سرمايه گذاران متحمل هزينه‌ها ي معاملات ( نقل و انتقال ) سهام هستند و هزينه‌ها ي ماليات و معاملات هر دو سبب مي‌شوند كه نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاران كه در فرمول ارائه شده با نشان داده شده است تحت تاثير سياست تقسيم سود قرار گرفته و متأثر از آن باشد.
علاو بر اين مديران اغلب نسبت به سرمايه گذاران خارج از شركت به اطلاعات بهتري دسترسي دارند. بنابراين نتيجه گيريها ي م م در مورد نامربوط بودن سود سهام تحت شرايط دنياي واقعي معتبر نمي‌باشد.
10-2-2-ويژگي‌ها ي سياست تقسيم سود مطلوب
هر شركت بايد يك سياست تقسيم سود مشخص داشته باشد. بديهي است كه داشتن سياست مشخص باعث خواهد شد ارزش سهام آن شركت افزايش يابد. اين سياست بايد بيانگر نياز‌ها ي شركت و سهامداران آن باشد و هم چنين بايد به گونه اي تدوين شود كه با سود و جريان نقدي شركت رابطه بسيار نزديك و دقيقي داشته باشد. اين سياست بايد با ثبات باشد.
و تنها زماني تغيير كند كه وضع اقتصادي شركت و نياز سهامداران ايجاب كند. اگر شركت‌‌ها سياست تقسيم سود منسجمي‌نداشته باشند سهامداران آنها نمي‌توانند به هدف عالي خود برسند. سرمايه گذاران بيشتر طرفدار شركتي هستند كه سود سالانه را به صورت نقد يا سود سهمي‌(سهام جايزه) پرداخت كنند و در شركتي كه سياست تقسيم سود مشخصي ندارد سرمايه گذاري نمي‌كنند.
11-2-2-مباحث ويژه در رابطه با سهام جايزه و تجزيه سهام :
ماهيت سهام جايزه ( سود سهمي‌)
بيشتر حسابداران در مورد اينكه سود سهمي ‌(سهام جايزه) براي دريافت كننده آن درآمد نمي‌باشد. توافق دارند ولي نمونه استدلال آن‌‌ها با هم متفاوت است.
AICAP به استناد تئوري تفكيك شخصيت سود سهمي‌را درآمد دريافت كننده نمي‌دانند. اين عده اين گونه بحث مي‌كنند كه موسسه داراي يك شخصيت جداگانه اي است و تا زمانيكه انتقال بخشي از داراييهاي شركت به سهامداران صورت نگيرد براي سهامداران هيچ درآمدي متصور نخواهد بود و درآمد شركت، ‌درآمد ( از آن ) شركت است نه سهامداران آن.
سهام جايزه ممكن است پاداش تحقق نيافته باشد. اما تا زمانيكه از طريق تقسيم، ‌توزيع و انتقال بخشي از داراييهاي شركت انتقال نيابد، ‌درآمد براي سهامداران نخواهد بود. اين بحث علاوه بر تئوري تفكيك شخصيت بر مفهوم تحقق نيز تاكيد دارد.
تفسير متفاوت ديگري از تئوري تفكيك شخصيت اين است كه سود سنواتي بيانگر يك قسمتي از حقوق صاحبان سهام مي‌باشد درآمد شركت منتج به سود سنواتي شده كه خود موجب افزايش حقوق صاحبان سهام مي‌باشد. در واقع ارزش سرمايه سرمايه سهامداران از سرمايه گذاري مجدد درآمد هاي شركت افزايش ثبت نشده ارزش موسسه يا افزايش تغييرات سطح عمومي‌قيمت‌‌ها و دلايل ديگر ناشي مي‌شود. بنابراين نه سهام جايزه و نه سود نقدي هيچ كدام درآمد سهامداران عادي تلقي نمي‌شود، ‌چون موجب افزايش داراييهاي سهامداران و حقوق



قیمت: تومان


پاسخ دهید